جوک بی مزه
الذهاب إلى القناة على Telegram
589
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+27 أيام
+1030 أيام
أرشيف المشاركات
589
تو مهمونی خانوادگی بحث قتل بود؛
خالم آلت قتاله و سلاح سرد رو قاطی کرد
گفت با آلت سرد کشتنش🗿.
589
من الان تست کردم دیدم تو حالت خوابیده نمیشه موز خورد؛ پوستش برمیگرده پایین میخوره تو صورت🗿.
589
کتابخونهای که میرم، یه خانم ناشنوا میاد. مدتی بود ازش خوشم میومد؛ بهخاطرش از یوتوب زبان اشاره یاد گرفتم و کلی تمرین کردم و بالاخره رفتم حرف دلمو بهش زدم. با گوشهی لبش لبخندی زد و با اشاره یه چیزی گفت که من متوجه نشدم. چند بار تلاش کرد و آخرش دید نمیفهمم، یه کاغذ آورد و روش نوشت سیکتیر🗿.
589
یارو نوشته بود چیزی مونده اینا قطع نکرده باشن؟
اومدم بنویسم کیر ما که دیدم سر اونو هم قطع کردن🗿.
