ar
Feedback
Lyrics Notes

Lyrics Notes

الذهاب إلى القناة على Telegram

ای مطرب آن ترانه‌ی تر بازگو ببین تو ترّی و لطیفی و ما از تو ترتریم «مولانا»

إظهار المزيد
1 689
المشتركون
+124 ساعات
+47 أيام
+3130 أيام
أرشيف المشاركات
در چند روز گذشته نسخه‌ای بسیار بی‌کیفیت از ترانه‌ی ناشنیده‌ای از فریدون فروغی با نام «یه بغل باد» در فضای مجازی منتشر شده است
در چند روز گذشته نسخه‌ای بسیار بی‌کیفیت از ترانه‌ی ناشنیده‌ای از فریدون فروغی با نام «یه بغل باد» در فضای مجازی منتشر شده است. این که ترانه‌ی ناشنیده‌ای از چنین خواننده‌ای در اختیار داشته باشیم و تصمیم به انتشار آن برای اولین بار بگیریم بسیار حرکت پسندیده‌ای است، اما وقتی می‌دانیم که نسخه‌ی اصلی و باکیفیت این ترانه موجود است و متولیان آثار او قصد انتشار در قالبی موجه و باکیفیت دارند و احتمالاً این نسخه‌ی بی‌کیفیت هم نتیجه‌ی اعتماد آنان به ماست، دیگر چنین حرکتی برای این که «برای اولین بار» به نام ما تمام شود بی‌اخلاقی که نه! کودکانه است! وقتی مدعی انتشار اثری برای اولین بار باشیم و هدفمان خدمت و خیر باشد دست کم سری به اطراف می‌چرخانیم و اطلاعات صحیح را پیدا می‌کنیم! نه این چنین با شناسنامه‌ای ناقص و غلط و حتی با عنوان اشتباهِ «یک بغل باد»! نسخه‌ی اصلی یه بغل باد موجود است و در زمان مناسب منتشر خواهد شد. مسعود امینی هم شناسنامه‌ی اثر را در ویژه‌نامه‌ی فریدون فروغی نشریه‌ی «هنر موسیقی» پنج سال پیش در یک خط توضیح داده است. این نسخه‌ی بی‌کیفیت را هم این‌جا می‌گذارم تا بعد. @LyricsNotes

آن‌چه که وحید تاج از شیوه‌ی آوازخوانی استاد شجریان توصیف می‌کند در واقع بخشی از مبحث تلفیق در موسیقی است. مبحثی که در ایران مشخصاً در آهنگ‌سازی، تئوریزه شده و مهم‌ترین منبع آن هم نظریات و آموزه‌های استاد حسین دهلوی است و کمتر از وجوه دیگر به آن پرداخته‌اند. در موسیقی غربی هم این بخش از موضوع تلفیق با عنوان «طراحی کلام» (word painting) مطرح است. موضوعی که در موسیقی رمانتیک بسیار مورد توجه موزیسین‌ها بوده است. تلفیق اشعار کلاسیک با آواز در موسیقی آن دوران توسط موسیقی‌دان‌های برجسته، تکنیک‌هایی را خلق کرد که هنوز در موسیقی آوازی مورد استفاده‌اند. بسیاری از موسیقی‌دان‌های برجسته‌ی ما هم از آن دیدگاه‌ها در آهنگ‌سازی و‌ تنظیم بهره برده‌اند و به گمان من اوج هنر طراحی کلام در موسیقی ایران در آثار واروژان قابل ردگیری است. مانند استفاده‌ی هوشمندانه از ارکستر استرینگ در خلق ملودی و طراحی تنظیم ترانه‌ی «اسکله» (اتابکی، کامرانی، نلی) برای تداعی تصویر امواج دریا و هم‌چنین استفاده از ساز فلوت در موسیقی ترانه‌‌ی «پل» (واروژان، جنتی‌عطایی، گوگوش) برای تداعی صدای کبوتر و نمونه‌های پرشمار دیگری که در هر اثر واروژان می‌توان به کرات دید و شنید. اما آن‌چه در آواز ایرانی اتفاق می‌افتد تفاوت‌های زیادی با تکنیک‌های آهنگ‌سازی و فرم‌های تلفیق موسیقی آوازی غربی دارد. بخشی از طراحی کلام در آواز غربی وابسته به همراهی دست‌کم یک ساز است که عمدتاً «پیانو» است. اوج این نوع طراحی هم در شاهکارهای شوبرت و شومان با استفاده از سیکل‌های آوازی اتفاق افتاده است. یعنی آواز در موسیقی غربی توسط آهنگ‌ساز، طراحی می‌شود و در بهترین حالت با در نظر گرفتن فرم هم‌خوان با کلام (through - composed form) حالات و تصاویر شعر، تداعی می‌شود. اما آواز اصیل ایرانی متکی به هوش و آگاهی و توانایی تکنیکی آوازخوان و تسلط او بر ادبیات و بداهه‌خوانی است. یعنی حتی اگر سازی هم آواز را همراهی کند نوازنده باید همین خصوصیات را داشته باشد. در آواز ایرانی عمدتاً اثری از فرم‌های استروفیک یا سیکل‌های آوازی نیست و آوازخوان در عمده‌ی مواقع، یک آواز را با در نظر گرفتن حالات و معانی کلام به شکلی بداهه و بدون تکرار فرم‌های موسیقی و فارغ از تکیه‌های مشخص بر ریتم و سرضرب‌های آن می‌خواند. با این اوصاف، استاد شجریان یکی از بهترین مجریان آواز ایرانی در ارائه‌ی طراحی کلام است. تحریر به عنوان یکی از مهم‌ترین ابزارهای طراحی کلام در بسیاری از شیوه‌های آوازی، تحت‌تأثیر علاقه‌ی عوام به نمایش قدرت حنجره به سمت تکنیک‌هایی رفته است که ارتباط آواز با شعر را دچار خدشه می‌کنند و آواز شجریان در دوران اوج و پختگی از چنین تکنیک‌زدگی‌هایی فاصله گرفت. این نکته‌ی مهمی است که باید در ارزیابی کیفیت آوازها مورد توجه جدی قرار بگیرد. @LyricsNotes

وحید تاج از آواز شجریان می‌گوید @LyricsNotes

معمار موزه‌ی توس، زنده‌یاد «هوشنگ سیحون» نوه‌ی «میرزاعبدالله» و خواهرزاده‌ی استاد «احمد عبادی» است. آرامگاه ابدی استاد شجریان
معمار موزه‌ی توس، زنده‌یاد «هوشنگ سیحون» نوه‌ی «میرزاعبدالله» و خواهرزاده‌ی استاد «احمد عبادی» است. آرامگاه ابدی استاد شجریان در جوار این بناست. @LyricsNotes

تو خامشی، که بخواند؟ تو می‌روی، که بماند؟ که بر نهالک بی‌برگ ما ترانه بخواند؟ @LyricsNotes
تو خامشی، که بخواند؟ تو می‌روی، که بماند؟ که بر نهالک بی‌برگ ما ترانه بخواند؟ @LyricsNotes

«سوگند» خواننده: محمدرضا شجریان ملودی: سلیم فرزان تصنیف‌سرا: مسعود محمودی تنظیم: فرهاد فخرالدینی @LyricsNotes

این که هشدار چند ماه پیش من بود!😉: وزیر خزانه‌داری بریتانیا فرموده‌اند که موزیسین‌ها و دیگر هنرمندان باید به دنبال فرصت‌های
این که هشدار چند ماه پیش من بود!😉: وزیر خزانه‌داری بریتانیا فرموده‌اند که موزیسین‌ها و دیگر هنرمندان باید به دنبال فرصت‌های شغلی جدید باشند! @LyricsNotes

یک ضرب‌المثل هم هست که روایات مختلفی دارد و مؤدبانه‌ترینش «ارتباط گودرز و شقایق» است و همین افاضات جناب داوری تا امروز بهترین
یک ضرب‌المثل هم هست که روایات مختلفی دارد و مؤدبانه‌ترینش «ارتباط گودرز و شقایق» است و همین افاضات جناب داوری تا امروز بهترین مصداق آن شده و بعید می‌دانم به این زودی‌ها مصداق بهتری پیدا کنید. @LyricsNotes

چاووشی از چه چیزی ناراحت است؟ مگر نه این که ایونت‌ها می‌توانند از بین گزینه‌هایشان عده‌ای را نامزد جایزه کنند؟ خب این‌جا هم ه
چاووشی از چه چیزی ناراحت است؟ مگر نه این که ایونت‌ها می‌توانند از بین گزینه‌هایشان عده‌ای را نامزد جایزه کنند؟ خب این‌جا هم همین اتفاق افتاده است! اعتراض چاووشی ابتدا آدم را یاد آن ساده‌لوحی می‌اندازد که یقه‌ی کسی که او را در جمعی «شمرده» می‌گیرد و فریاد می‌زند «چرا مرا شمردی؟!». اما چاووشی ساده‌لوح نیست! اعتراضش در حقیقت یک اعلام برائت است از جریانی که سوپراستارهایشان امثال ذبیح‌پور و پناهیان و کریمی اند. چاووشی می‌داند که قرارگرفتن نامش در کنار این‌ها، موقعیت او را به عنوان سوپراستار یک جریان فکری خاص، تثبیت می‌کند. او دارد اعلام می‌کند که آثاری که با مضامین مذهبی تولید کرده لزوماً نشانه‌‌ی هم‌سویی او با یکی از جریانات حکومتی نیست. اما سابقه‌ی تولیدات جناب چاووشی نشان می‌دهد که او صرفا «این‌گونه معرفی شدن» را دوست ندارد؛ وگرنه ابایی هم از همکاری با آن جریان مشخص در قالب‌های دیگر ندارد! ضرب‌المثل «با دست پس زدن و با پا پیش کشیدن» را هر جا که خواستید معنا کنید همین داستان محسن چاووشی حق مطلب را ادا خواهد کرد. اما این ضرب‌المثل حق مطلب را در مورد شخص محسن چاووشی ادا نمی‌کند! @LyricsNotes

پیرو پست پیشین: بعدش هم مردم جای این که بیافتن دنبال ما دولتیا، شروع کردن به شلیک به هم‌دیگه! @LyricsNotes
پیرو پست پیشین: بعدش هم مردم جای این که بیافتن دنبال ما دولتیا، شروع کردن به شلیک به هم‌دیگه! @LyricsNotes

یک نمونه از پروپاگاندای کثیف نشریات مزخرف رانتی. هیچ اشاره‌ای به این نکته نمی‌کنند که تعاملات مالی شهروندان ایرانی تحت‌تأثیر
یک نمونه از پروپاگاندای کثیف نشریات مزخرف رانتی. هیچ اشاره‌ای به این نکته نمی‌کنند که تعاملات مالی شهروندان ایرانی تحت‌تأثیر فضای سیاسی دچار مشکل شده است. این نکته را هم نمی‌گویند که پول مردم در اختیار خوانندگان نیست بلکه در جیب کنسرت‌گذارانی است که بعضی‌هایشان در همین مملکت زندگی می‌کنند! اشاره‌ای هم به بیانیه‌ها و تلاش‌های مدیربرنامه‌های خوانندگان نمی‌شود! کاری به پول‌هایی که پول این بلیط‌ها در مقابلشان پول خرد است ندارم! کدام ساز و کار این مملکت پیگیری و رتق و فتق مسائلی از این مهم‌تر را پیش‌بینی کرده است تا امروز با همان ساز و کار، این مشکل را هم حل کنیم؟ در این که شاید از خودگذشتگی خواننده‌ها و پرداخت بدهی‌ها از جیب خودشان بتواند این ماجرا را فیصله بدهد و نیک‌نامی مضاعفی برایشان ایجاد کند شکی نیست! اما چرا باید تاوان باری‌به‌هرجهت بودن سیاست‌های تعاملی با دنیا از سوی حاکمان را شهروندان داخل و خارج با به سرو‌کله‌ی هم زدن بدهند؟ @LyricsNotes

پاییز می‌رسه که از این‌جا کلافه شم پاییز می‌رسه که به سرما اضافه شم پاییز می‌رسه که به یاد نگاه تو گوشه‌نشینِ خاطره‌نوشِ یه ک
پاییز می‌رسه که از این‌جا کلافه شم پاییز می‌رسه که به سرما اضافه شم پاییز می‌رسه که به یاد نگاه تو گوشه‌نشینِ خاطره‌نوشِ یه کافه شم «حمید ناصحی» @LyricsNotes

در لایو اینستاگرامی با آرش نصیری گفتم که شهیار، یکی از اثرگذارترین اعضای حلقه‌ی طنین بود و طنین هم با حدس قریب به یقین اثرگذارترین محفل فرهنگی بر مسیر موسیقی پاپ مدرن. چه بسا ترانه‌سرایان و موزیسین‌هایی با قابلیت‌های بسیار بالاتر و کیفیت بهتر که خارج از این حلقه بودند و دیده و شنیده نشدند. لابه‌لای برگ‌های نشریات و صداهای پراکنده و موسیقی‌های گذرا آمدند و رفتند و‌ گم شدند. اما همه چیز از این محفل و از محفل‌نشینی نبود. گفتم که شهیار با جسارت و بلندپروازی‌هایش به این اثرگذاری رسیده است و ایرج با کیفیت بالای ادبی و هنری آثارش و‌ شأنی که برای ادبیات فاخر قائل بود. حقیقت این است که این دو‌ تفکر، با هم به ارتقای کیفی ترانه‌ی فارسی کمک کرده‌اند و به نوعی مکمل هم بوده‌اند. ایرج در یکی از مصاحبه‌های اوایل دهه‌ی پنجاه، با گردنی افراشته و اعتمادبه‌نفسی مثال‌زدنی به خبرنگاری که از انتقادها به سبک ترانه‌سرایی‌اش می‌پرسد، پاسخ می‌دهد که ترانه همین است! من ادبیات را فدای عوام‌گرایی نمی‌کنم. در سطح نمی‌مانم! اگر روش من خریدار نداشت برمی‌گردم به همان نمایش‌نامه‌نویسی و تآتر و هنرهای دراماتیک! (نقل به مضمون). اما شهیار هم به نوعی دیگر به شأن ترانه‌سرایی می‌اندیشد. او نمی‌تواند بپذیرد که خواننده و آهنگ‌ساز حتی در پوسترها و لیبل‌های ترانه‌ها هم از ترانه‌سرا برجسته‌تر نمایانده شوند. حرفش را هم به کرسی می‌نشاند! در صفحه‌هایی که همیشه یک طرف، ترانه‌ی اصلی و طرف دیگرش ترانه‌ای برای کمک به فروش بیشتر قرار می‌دادند، جای دکلمه‌ی ترانه‌سرا را با ترانه‌ی دوم عوض می‌کند و تصویرش را کنار خواننده و آهنگساز بر لیبل صفحه ها می‌نشاند. جالب این که این دیدگاه‌ها و کنش‌های حرفه‌ای را در میانه‌ی دهه‌ی بیست زندگی بروز می‌دهند! این مواضع ترانه‌سراهاست که نشان می‌دهد نگاهشان به ترانه چه اندازه جدی است و جایگاهشان را در تاریخ ترانه‌سرایی توجیه می‌کند. این که هم برای قیمت مادی و هم برای ارزش معنوی ترانه همیشه در حال تکاپو باشند عجیب نیست. عجیب این است که بخش قابل‌توجهی از ترانه‌سرایان، اگر مقابلشان نباشند، همراهشان هم نیستند! ایرج و شهیار بی‌شک اثرگذارترین ترانه‌سرایان معاصر در حفظ جایگاه و شأن ترانه‌ی این سرزمین‌اند. @LyricsNotes

در گفت‌وگوی اینستاگرامی با صفحه‌ی هزارصدا و آرش نصیری، من دچار دو اشتباه لفظی شدم که لازم می‌دانم همین جا به آن‌ها اشاره کنم: ۱- همکاری واروژان و ایرج جنتی‌عطایی در فیلم رشید صرفاً اولین همکاری این دو هنرمند در یک فیلم سینمایی بوده است و آن‌ها پیش از این فیلم همکاری‌های دیگری هم داشته‌اند که اتفاقاً خودم قبلاً چند بار در مطالبم به آن‌ها اشاره کرده‌ام و ترانه‌هایی که جناب داوودی هم به آن‌ها اشاره کردند (بدرود و رقص برگ‌ها) را بارها برای کتاب عالیجناب واروژان مرور کرده‌ایم. ۲- مرتضی‌خان حنانه اساساً از منتقدان جدی سبک و سیاق برنامه‌ی گل‌ها بوده است. اشاره‌ی من به پیشرو بودن این هنرمند در تنظیم تصنیف ایرانی برخلاف رویه‌ی گل‌ها در ارکستر فارابی بود و نه در برنامه‌ی گل‌ها. به هر شکل در برنامه‌های زنده و تصویری چنین اشتباهاتی حاصل بداهه‌گویی و اتکا به ذهن است و من بابت این موارد از همه‌ی مخاطبین پوزش می‌خواهم. حمید ناصحی ۲۶ شهریور ۹۹ @LyricsNotes

ویدئوی گفت‌وگوی زنده‌ی ویگن داوودی و حمید ناصحی در صفحه‌ی هزارصدا به میزبانی آرش نصیری با موضوع واروژان. بخش دوم: https://www.instagram.com/tv/CFK1o2oF-hl/?igshid=1ppmec0lgj1fp

ویدئوی گفت‌وگوی زنده‌ی ویگن داوودی و حمید ناصحی در صفحه‌ی هزارصدا به میزبانی آرش نصیری با موضوع واروژان. بخش اول: https://www.instagram.com/tv/CFKuAz7FwTE/?igshid=8mlylr34sffx

سه‌شنبه‌شب بیست‌وپنجم شهریور نودونه به مناسبت چهل و سومین سالگرد درگذشت واروژان به همراه جناب ویگن داوودی به صورت زنده در صفحه‌ی اینستاگرام هزارصدا با آرش نصیری عزیز گفت‌وگو می‌کنیم. گفتنی‌ها کم نیست! @LyricsNotes

«نترسون» خواننده: داریوش ترانه‌سرا: ایرج جنتی‌عطایی ملودی: فرید زلاند تنظیم: تیگران ساهاکیان @LyricsNotes