1 242
المشتركون
+524 ساعات
+47 أيام
+8030 أيام
أرشيف المشاركات
1 242
- من راجع به تو با دیگران سخن نمیگویم، اما آنها میبینند که چه زیبا در دل و جانم نفس میکشی.
1 242
زخم، نه برای رنج دادن،
که برای یادآوری است؛
که تو زیستهای،
جنگیدهای،
یاد گرفته ای؛
و هنوز ایستادهای.
1 242
گاه گاهی
یک سراغِ
ساده
هم از ما
بگیر
ما که
از رو رفته ایم
از بس
سراغت
آمدیم...
1 242
نگو برات کاري نکردم
من خیلی جاها میتونستم بگم
ازت ناراحتم
ولی بجاش برات خندیدم ...
1 242
مریم قهرمانلو یه جا مینویسه
بعد از رفتنت
نسبت به هر چیزی دلهره دارم !
به باز شدن در ،
زنگ تلفن ،
پیامک گوشی ،
صدای آشنا ،
نم باران ،
راه همیشگی ،
دلهره هایی که هیچ کدامشان
تو نیستی ... !
1 242
ایستادهام
و کسی هم
نمیداند
این بنای
به ظاهر محکم
چقدر در
آستانهی
فرو ریختن
است.
