1 262
المشتركون
-124 ساعات
-147 أيام
-3430 أيام
أرشيف المشاركات
1 262
هر وقت تو را میدیدم از ترس یخ میکردم، نمیتوانستم کلمه ای بگویم.
هر حرفی ک از دهانت بیرون می آمد مانند فرمان بی چون و چرا بود ک باید انجام میشد.
احساس میکنم ک هیچ گاه نمیتوانم به انتظاراتت برسم وهمیشه در چشمانت یک شکست خورده باقی میمانم.
تو هرگز نتوانستی ببینی ک من چه کسی هستم و چه میخواهم.
از من همیشه میخواستی کسی باشم ک نمیتوانم
,,,_،،،
متاح الآن! بحث تيليغرام 2025 — أهم رؤى العام 
