ساحل دلت را به الله بسپار | 🇵🇸
الذهاب إلى القناة على Telegram
🎀بسم الله الرحمن الرحیم🎀 ﷽ ◽️هدف از کانال جلب رضایت اللهﷻ است لطفاً همراهیمون کنید☔️🌿 ◽️والله قسم در روز قیامت حسرت یک لحظه ثواب را خواهیم خورد.♻ ◽️کپی حلال میباشد📑 ◽️نشر مطالب ودعوت دوستانتان صدقه جاریه محسوب میشود↬ لینک کانال ما👇 @Moslm_990
إظهار المزيد4 406
المشتركون
+224 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
-2230 أيام
أرشيف المشاركات
🌺✍#زیبا_نوشت
بخشش را "بخش کن"
محبت را "پخش کن"
غضب "پریشانی" است
نهایتش "پشیمانی" است
هر چه "بضاعتمان" کمتراست
"قضاوتمان" بیشتر است
با "خویشتنداری"
"خویشاوند داری"
به "خشم" ... "چشم" نگو ...
انسان "خوشرو"...گل "خوشبو" ست
"دوست داشتن" را "دوست بدار".
از" تنفر "متنفر"باش
به "مهربانی"مهر" بورز
با "آشتی"آشتی" کن
و از "جدایی"جدا "باش
👇👇👇
🕊🍂🍀🥀🦋🕊
فقط 5 دقیقه!
تنها ۵ دقیقه از وقت خود را بگذارید و این نصیحت ارزشمند را ببینید…
آیا دنیا و قیامت میتوانند در کنار هم جمع شوند؟
(همراه با زیرنویس فارسی)
واقعاً تماشای این ویدیو زیبا و تأثیرگذار را از دست ندهید.
👇👇👇
🕊🦋🍂🍀🥀🦋🕊
📔#حکایتی_از_بهلول_دانا
روزی بهلول بر هارونالرشید وارد شد.
خلیفه گفت: مرا پندی بده!
بهلول پرسید: اگر در بیابانی بیآب، تشنهگی بر تو غلبه نماید چندان که مشرف به موت گردی، در مقابل جرعهای آب که عطش تو را فرو نشاند چه میدهی؟
گفت : ... صد دینار طلا.
پرسید: اگر صاحب آب به پول رضایت ندهد؟
گفت: نصف پادشاهیام را.
بهلول گفت: حال اگر به حبسالبول مبتلا گردی و رفع آن نتوانی، چه میدهی که آن را علاج کنند؟
گفت: نیم دیگر سلطنتم را.
بهلول گفت: پس ای خلیفه، این سلطنت که به آبی و بولی وابسته است، تو را مغرور نسازد که با خلق خدای به بدی رفتار کنی.
👇👇👇
🕊🦋🍂🍀🥀🦋🕊
﷽ بِــــسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِیــــم ﷽
❤️ مجموعهای از بهترین کانالهای اسلامی مفید و ارزشمند
@kanal_list2
❥══❥🩷❥══❥
🌸
خدا وقتی نخواهد عمر دنیا سر نخواهد شد،
گلوی خشک صحرایی به باران تر نخواهد شد،
و تا وقتی نخواهد برگی از کاجی نمی افتد،
باغی از هجوم بادها پرپر نخواهد شد،
خدا وقتی نخواهد قطره ای کوچکتر از باران
گلی بالا رونده مثل نیلوفر نخواهد شد،
و کِرم کوچکی پروانه ای زیبا نخواهد شد،
خدا وقتی بخواهد غیر ممکن می شود ممکن،
ولی وقتی نخواهد واقعا دیگر نخواهد شد.
❖
👇👇👇
🕊🦋🍂🍀🥀🦋🕊
🌸
خدا وقتی نخواهد عمر دنیا سر نخواهد شد،
گلوی خشک صحرایی به باران تر نخواهد شد،
و تا وقتی نخواهد برگی از کاجی نمی افتد،
باغی از هجوم بادها پرپر نخواهد شد،
خدا وقتی نخواهد قطره ای کوچکتر از باران
گلی بالا رونده مثل نیلوفر نخواهد شد،
و کِرم کوچکی پروانه ای زیبا نخواهد شد،
خدا وقتی بخواهد غیر ممکن می شود ممکن،
ولی وقتی نخواهد واقعا دیگر نخواهد شد.
❖
👇👇👇
🕊🦋🍂🍀🥀🦋🕊
نشید آیه رحمت.
باصدا فرهاد اکبر
دلت را خانه ی ما کن مصفا کردنش با من
کانال ساحل دلت رابه الله بسپار ❤️
👇👇👇
🕊🦋🍂🍀🥀🦋🕊
🌹"مأموران الهی"🌹
تا بحال به مأموران خداوند بر روی زمین دقت کردهاید؟
عنکبوت؛
پیامبر را در غار حرا از شر دشمنان حفظ میکند.
«الّا تنصروه فقد نصره اللّه»
کلاغ؛
معلّم بشر میشود و به قابیل یاد میدهد که چطور بدن برادرش را دفن کند.
«فبعثه اللّه غرابا»
هدهد؛
مأمور رساندن نامه سلیمان به بلقیس میشود.
«اذهب بکتابی هذا»
پرنده ابابیل؛
که مأمور سرکوبی فیلسواران و محافظت از کعبه میشوند.
«و ارسل علیهم طیرا ابابیل»
اژدها؛
وسیلهی حقّانیّت و اثبات ادعای موسی علیهالسلام میشود.
«هی ثعبان مبین»
نهنگ؛
که مأمور میشود یونس را تنبیه کند.
«فالتقمه الحوت»
موریانه؛
که وسیلهی کشف مرگ حضرت سلیمان میشود.
«تأکل منساته»
سگ اصحاب کهف؛
که مأمور نگهبانی از آنها در غار میشود.
«و کلبهم باسط ذراعیه بالوصید»
چهار پرنده؛
که سبب اطمینان ابراهیم به قدرت خدا برای زندهکردن مردگان میشود.
«فخذ اربعة من الطیر»
الاغ؛
که سبب یقین عُزیر به معاد و زندهشدن مردگان میشود.
«و انظر الی حمارک»
پشه؛
خداوند متعال بر نمرود پادشاه ظالم و ستمگر زمان حضرتابراهیم علیه السلام پشهاى را مسلط کرد و روى لب نمرود نشست و او را گزید، نمرود خواست با دست پشه را دور کند که پشه به بینى نمرود رفت و از آنجا به مغزش رسید و چهل شب او را عذاب و آزار داد تا هلاک شد.
کسی چه میدونه؛
شاید ویروس کرونا هم یکی از ماموران خداست، ویروس به این کوچکی را خدا بر جهان مسلط کرده است، طوری که قدرتهای بزرگ دنیا از نابود کردنش عاجز شدهاند، شاید به خودشان بیایند و دست از سرکشی در برابر خدا بردارند.
الله اکبر؛
خدا بزرگتر از آن است که توصیف شود، و این روزها بزرگی خدا را بیشتر از قبل متوجه میشویم و پناه میبریم به ذات پاکش.
👇👇👇
🕊🦋🍂🍀🥀🦋🕊
﷽ بِــــسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِیــــم ﷽
❤️ مجموعهای از بهترین کانالهای اسلامی مفید و ارزشمند
@kanal_list2
❥══❥🩷❥══❥
کسی که میخواهد برای الله از بند عادتها، رسوم نادرست جاهلی، سنتهای فرسوده، اعتیاد به یک رفتار یا وابستگی افراطی به دیگران رها شود، باید بداند که آزادی، بهایی دارد. هر کس حقیقتا در پی رهایی باشد، ناگزیر باید صبر پیشه کند زیرا آزادی، درد دارد.
دکتر عبدالرحمن ذاکر الهاشمی
(مجالس ألف باء الزواج)
👇👇👇
🕊🦋🍂🍀🥀🦋🕊
#اســـــتوریهای_نــابـــ
🔍چگونه از قرض داری نجات پیدا کنیم⁉️
🎙مولانا فیروزاحمد احمدی حفظه الله
👇👇👇
🕊🦋🍂🍀🥀🦋🕊
🌱 ثروت حقیقی در سه نعمت
رسول الله ﷺ فرمودند:
«مَنْ أَصْبَحَ مِنْكُمْ آمِنًا فِي سِرْبِهِ، مُعَافًى فِي جَسَدِهِ، عِنْدَهُ قُوتُ يَوْمِهِ، فَكَأَنَّمَا حِيزَتْ لَهُ الدُّنْيَا».
هرکس از شما صبح را در حالی آغاز کند که در جمع و خانهاش در امان باشد، بدنش سالم باشد و روزی روزانهاش را داشته باشد، گویی تمام دنیا برای او گرد آمده است.
صحيح الترمذي: ٢٣٤٦ 📚
□ نعمتهای الله سبحانه و تعالی بر بندگانش فراوان و بیشمار است، و روزی انواع و اقسام گوناگون دارد؛ بهگونهای که رزق تنها در مال خلاصه نمیشود.
در این حدیث، پیامبر ﷺ به یارانش و امت پس از آنان آموزش میدهند:
«هر یک از شما که صبح کند»؛ یعنی هر بندهای که باشد:
«در حالی که در جمع خود ایمن باشد»؛ یعنی امنیت برای خود یا خانواده و اطرافیانش فراهم باشد. برخی گفتهاند «سِرب» به معنای راه یا مسیر است و برخی دیگر آن را به خانه تفسیر کردهاند.
«در بدنش تندرست باشد»؛ یعنی از بیماری و بلا در امان باشد و سالم و سلامت باشد.
«و روزی روزانهاش را داشته باشد»؛ یعنی رزق و نیاز خوراک و نوشیدنی مورد نیاز روزش برای او مهیا باشد.
«پس گویا دنیا برای او گرد آمده است»؛ یعنی انگار همه دنیا را بهدست آورده و صاحب آن شده است؛
زیرا هر که امنیت، سلامتی و روزی روزانهاش تأمین باشد، به هیچ چیز دیگری نیاز ندارد و مانند کسی است که دنیا را یکجا در اختیار دارد.
↶ پس بر بنده است که در مقابل این نعمتهای بزرگ، الله تعالی را حمد و سپاس گوید.
❖ این حدیث نشاندهنده نیاز اساسی انسان به سه چیز است: امنیت، سلامتی و روزی.
👇👇👇
🕊🦋🍂🍀🥀🦋🕊
﷽ بِــــسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِیــــم ﷽
❤️ مجموعهای از بهترین کانالهای اسلامی مفید و ارزشمند
@kanal_list2
❥══❥🩷❥══❥
هرگز سه کس را فراموش نکن :
🌸کسی که در سختی ها رهایت کرد
🌸کسی که در سختی ها یاریت کرد
🌸و کسی که در سختی ها گرفتارترت کرد
👇👇👇
🕊🦋🍂🍀🥀🦋🕊
نشید باران
با صدا حمید مولایی
کانال ساحل دلت رابه الله بسپار❤️
👇👇👇
🕊🦋🍂🍀🥀🦋🕊
࿐ྀུ✿❥━━━━━━━━━━━🦋
💎پیر مرد سرفه ای کرد و با لحنی مهربان و پدرانه صدا زد: " پسرم، یک لیوان آب به من بده، خدا خیرت بدهد. "
پسر بعد از چند دقیقه، ظرف آب را برداشت و به کنار چشمه مجاور رفت. کسانی که قبلا لب چشمه بودند، آب را گل آلود کرده بودند. پسر طاقتش نگرفت صبر کند تا آب صاف شود. ظرف را از همان آب پر کرد و به خانه برد. لیوان را پر کرد و بدست پدر داد. یک لحظه فکر کرد نکند پدرش از این حرکت عصبانی شود و یا دوباره او را پی آب زلال بفرستد. پسر خود را به کاری دیگر وا داشته بود، ولی همچنان زیر چشمی پدر را نگاه می کرد.
پدر نگاهی به آب کرد، سلامی داد و چند جرعه ای از آن نوشید، از پسر تشکر کرد و لبخندی زد. پسر انتظار این عکس العمل را نداشت، از اینرو کنار پدر نشست و از او پرسید: " ولی بابا، من که آب گل آلود به دست شما دادم، برای چه اینگونه لبخند می زنی ؟ "
پدر دستش را روی شانه پسر گذاشت، دوباره لبخندی زد و گفت: " پسرم ! من از تو راضی ام ، تشنگی ام را برطرف کردی. خدا خیرت بدهد. اما اگر لبخند زدم، به این خاطر است که یاد جوانی خودم افتادم و روزگاری که پدرم، مثل امروز من، خانه نشین شده بود و من هم، مثل امروز تو، نیازهایش را برطرف می کردم. الآن یک لحظه یاد مواقعی افتادم که پدرم آب می خواست، من از قبل آب خنک تهیه کرده بودم، فورا با آن شربتی درست می کردم به دست پدرم می دادم. او هم همیشه می گفت خدا خیرت بدهد."
پسر گفت : " خب "
پدر آهی کشید و گفت: " خب، من آنگونه رفتار می کردم، حالا این شده عاقبت کار من، راضی ام، اما در این مانده ام که عاقبت کار تو چگونه خواهد بود.
