7 355
المشتركون
-524 ساعات
-227 أيام
-7930 أيام
أرشيف المشاركات
7 355
هر موقع که از کسی دلخور میشم تهش میبخشم و یادم میره اما هربار یه تیکه از قلبم کنده میشه.
نمیدونم آخرش چیزی ازم میمونه یا نه،
شایدم یه روز همشو پس گرفتم از آدما
7 355
بخشی از پریشانیِ تو،ناشی از یک خشم مدفون شده است.
چیزی در تو هست، نوعی ترس و کم رویی، که اجازه ی ابرازِ خشمت را نمیدهد.
به جای آن به فروتنی ات می نازی!
نوعی پاکدامنیِ اجباری برای خود پدید آورده ای:
احساسات را در عمق مدفون می کنی،و چون دیگر خشمی را تجربه نمیکنی،تصور میکنی یک قدیسی!
فرو خوردنِ خشم، انسان را بیمار میکند
#وقتی_نیچه_گریست
#اروین_د_یالوم
7 355
باز هم ترا نگاه میکنم
که انگار
گیتار معشوقه ات باشد
که ما بین نت ها
در نهایت دقت
گام بر میداری
و به روح نحیف من
تلنگر میزنی
...
طوری که انگار
گیتار معشوقه ات باشد...
نمیدانم چه بنامم
آن حالت خاص را
آن اخم روی پیشانی ات را
که از درد نوازندگیت می آید
که از سیم و قلب و انگشت می آید
و تمام وجود ترا منفعل می کند ،
طوری که انگار
گیتار معشوقه ات باشد...
یکی شدنت را میگویم
با آن ترانه که از دل برآمده گویی
که اینطور به دلم مینشیند
حتی بارها و بارها که نوشش کردم
و با صدای تو شیرین تر است
چون تو غرق آنی
جاری و ادغام در آن نواختنی
و صدای تو با سازت یکی میشود
طوری که انگار
گیتار معشوقه ات باشد...
دلم میخواهد تمام نشود هیچ وقت
دلم میخواد توی آن لحظه بمیرم
و خاکم کنند همانجا
روی تنم درختی سبز شود
و تو آن را گیتارش کنی
و لمس و نوازشش کنی
با خودت توی اتاقت ببریش
ساعتها نگاهش کنی
دلت که میگیرد الکی نازش کنی
الکی چند تا نت شکسته و در هم
با آن احساس مبهم بزنی
و فکر کنی که گیتار تو
بهترین همدم تنهایی توست ، شیرینم
...
طوری که انگار
گیتار
معشوقه ات باشد ...
آرزو شجاعی راد – 28 / 12/ 1394
@houmak
7 355
باز هم ترا نگاه میکنم
که انگار
گیتار معشوقه ات باشد
که ما بین نت ها
در نهایت دقت
گام بر میداری
و به روح نحیف من
تلنگر میزنی
...
طوری که انگار
گیتار معشوقه ات باشد...
نمیدانم چه بنامم
آن حالت خاص را
آن اخم روی پیشانی ات را
که از درد نوازندگیت می آید
که از سیم و قلب و انگشت می آید
و تمام وجود ترا منفعل می کند ،
طوری که انگار
گیتار معشوقه ات باشد...
یکی شدنت را میگویم
با آن ترانه که از دل برآمده گویی
که اینطور به دلم مینشیند
حتی بارها و بارها که نوشش کردم
و با صدای تو شیرین تر است
چون تو غرق آنی
جاری و ادغام در آن نواختنی
و صدای تو با سازت یکی میشود
طوری که انگار
گیتار معشوقه ات باشد...
دلم میخواهد تمام نشود هیچ وقت
دلم میخواد توی آن لحظه بمیرم
و خاکم کنند همانجا
روی تنم درختی سبز شود
و تو آن را گیتارش کنی
و لمس و نوازشش کنی
با خودت توی اتاقت ببریش
ساعتها نگاهش کنی
دلت که میگیرد الکی نازش کنی
الکی چند تا نت شکسته و در هم
با آن احساس مبهم بزنی
و فکر کنی که گیتار تو
بهترین همدم تنهایی توست ، شیرینم
...
طوری که انگار
گیتار
معشوقه ات باشد ...
آرزو شجاعی راد – 28 / 12/ 1394
@houmak
7 355
از دور ریختن عقایدی که به من تلقین شده بود آرامش مخصوصی در خودم حس میکردم...!
بوف کور
صادق هدایت
@Ali_darabifar
7 355
عمریست من به جستجوی تو بوده ام بی آن که دیده یا دانسته باشمت، حال که تو را یافته ام یقین دارم که خودش هستی ، همانکه لحظه ای غافل نبوده ام از جستجویت....و تو در تمام سالیان ، حتی پیش از آنکه به دنیا بیایی ، وه که چه خوش آمدی و چه به هنگام که من از پناه پشته های مرگ باز می آیم و اکنون بر می آیم با تو به روی زندگی ، به وجد و اشتیاق . من مرگ را با تو پشت سر میگذارم و با تو متولد میشوم . وه که چه خوش آمدی و چه به هنگام و گاه...من تو را لمس نمیکنم ، من تو را زیارت میکنم . تو بوی بهشت با خود داری...
#محمود_دولت_آبادی
@houmak
