ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك

آنالیز داده‌های مالی و اقتصادی

آنالیز داده‌های مالی و اقتصادی

الذهاب إلى القناة على Telegram

ارتباط با من : @Mbozorgi75

إظهار المزيد
2 896
المشتركون
-124 ساعات
+397 أيام
+33730 أيام
أرشيف المشاركات
از حراج دهم به بعد، معامله‌گران اولیه وارد حراج‌های اوراق دولتی شدند و تاکنون از ۴۳۰ همت اوراق دولتی خریداری‌شده در ۲۱ حراج گذشته، ۲۵۸ همت آن مربوط به معامله‌گران اولیه است. اما در سه حراج گذشته، حضور معامله‌گران اولیه مشاهده نشد.
معامله‌گران اولیه در بازار بدهی، نهادهای منتخبی هستند که از سوی دولت انتخاب می‌شوند تا نقش واسطه کلیدی بین دولت و بازار بدهی را در انتشار و معامله اوراق بدهی دولتی ایفا کنند. هدف اصلی این سیستم، تسهیل فروش اوراق دولت و گسترش معاملات ثانویه است.
نکته جالب توجه این است که چند هفته است وزارت اقتصاد مظنه‌گیری‌هایی برای انتخاب معامله‌گر اولیه انجام می‌دهد، اما هیچ نهادی انتخاب نشده است. به نظر می‌رسد دلیل آن این است که نرخ سودی که معامله‌گران اولیه در مظنه‌گیری به دولت پیشنهاد می‌دهند، بیشتر از انتظار و خواست دولت است؛ به بیان دیگر، نهادهای پولی و مالی یا انتظار رشد بیشتر نرخ‌ها را در آینده دارند یا به هر دلیلی، خرید با نرخ‌های مدنظر دولت به صرفه نیست. از طرف دیگر، حدود دو هفته است وزارت اقتصاد مظنه‌گیری برای بازخرید اوراق دولتی با سررسید ۱۴۰۵ برگزار می‌کند، اما این مظنه‌گیری‌ها نیز مشتری نداشته‌اند. به نظر می‌رسد دولت می‌خواست با بازخرید اوراق کوتاه‌مدت، نهادهای مالی و پولی را برای شرکت در حراج‌های اوراق دولتی جذب کند. اما دلیل عدم شرکت نهادهای مالی و پولی این است که فروش اوراق کوتاه‌مدت(در بازخرید) و سپس خرید اوراق با سررسیدهای بالاتر(در حراج هفتگی)، باعث افزایش حساسیت به نرخ بهره در سبد اوراق بدهی نهادهای مالی می‌شود؛ زیرا با افزایش نرخ بهره، ارزش فعلی جریانات نقدی آینده کمتر می‌شود. به عبارت بهتر، اوراق قرضه بلندمدت‌تر که بخش زیادی از ارزش آن‌ها به پرداخت‌های دور (به‌خصوص اصل سرمایه در سررسید) وابسته است، با افزایش نرخ بهره دچار افت قیمت شدیدتری می‌شوند یا حساسیت بیشتری به نرخ بهره دارند. @financial_data7

فروش اوراق دولتی در ۳ حراج اخیر رکود کم سابقه‌ای رو تجربه کرده است. @financial_data7

وضعیت جالب سرمایه نظارتی (صورت کسر نسبت کفایت سرمایه) بانک کشاورزی
به‌طور خلاصه، سرمایه نظارتی حداقل سرمایه‌ای است که بانک طبق مقررات ملزم به نگه‌داری آن نسبت به دارایی‌های موزون‌شده به ریسک است؛ به عبارتی حکم جذب زیان در شرایط عادی و استرس را دارد و بانک را مجبور می‌کند رفتار محتاط‌تری داشته باشد.
مازاد تجدید ارزیابی دارایی‌ها که در لایه ۱ سرمایه نظارتی قرار دارد در سال ۱۴۰۴ نسبت به سال قبل ۶۴۵٪ رشد داشته و باعث شده سرمایه نظارتی رشد چشمیگیری کند و کفایت سرمایه این بانک هم از ۲.۷٪ در ۱۴۰۳ به ۶.۸٪ در سال ۱۴۰۴ برسه. در این وضعیت، سرمایه نظارتی عملاً کارکرد اصلی‌اش را از دست می‌دهد، زیرا بخش عمده سرمایه، سود تحقق‌نیافته ناشی از تجدید ارزیابی دارایی‌هاست که قابلیت نقدشوندگی پایینی دارد. وجود زیان انباشته هم نشان می‌دهد که بانک از محل عملیات واقعی‌اش سرمایه نساخته، بلکه از محل تورم و تجدید ارزیابی، نسبت‌ها را حفظ کرده است. ✅ این رشد واقعاً بر روی کاغذ است و به همین طریق می‌توانند دارایی‌های پرریسک (تسهیلات و سرمایه‌گذاری با ریسک بالا) بیشتری به ترازنامه خود اضافه کنند و ناترازی را گسترش دهند. @financial_data7

وضعیت سرمایه نظارتی (صورت کسر نسبت کفایت سرمایه) بانک کشاورزی جالب است
به‌طور خلاصه، سرمایه نظارتی حداقل سرمایه‌ای است که بانک طبق مقررات ملزم به نگه‌داری آن نسبت به دارایی‌های موزون‌شده به ریسک است؛ به عبارتی حکم جذب زیان در شرایط عادی و استرس را دارد و بانک را مجبور می‌کند رفتار محتاط‌تری داشته باشد.
نسبت مازاد تجدید ارزیابی به سرمایه نظارتی لایه ۱ و کل سرمایه نظارتی، به‌ترتیب حدود ۷۰٪ و ۶۰٪ است. در این وضعیت، سرمایه نظارتی عملاً کارکرد اصلی‌اش را از دست می‌دهد، زیرا بخش عمده سرمایه، سود تحقق‌نیافته ناشی از تجدید ارزیابی دارایی‌هاست که قابلیت نقدشوندگی پایینی دارد. وجود زیان انباشته هم نشان می‌دهد که بانک از محل عملیات واقعی‌اش سرمایه نساخته، بلکه از محل تورم و تجدید ارزیابی ترازنامه، نسبت‌ها را حفظ کرده است. ✅ نسبت کفایت سرمایه این بانک از حدود ۲.۷٪ در سال ۱۴۰۳ به حدود ۶.۸٪ در سال ۱۴۰۴ رسیده است؛ اما این رشد واقعاً بر روی کاغذ است و به همین طریق می‌توانند دارایی‌های پرریسک (تسهیلات و سرمایه‌گذاری با ریسک بالا) بیشتری به ترازنامه خود اضافه کنند و ناترازی را گسترش دهند. @financial_data7

جدول و نمودار بسیار جالب از ماهنامه بررسی شرکت‌های دارویی - گروه کیان جدول وضعیت موجودی مواد اولیه شرکت‌های تولیدکننده دارو ر
جدول و نمودار بسیار جالب از ماهنامه بررسی شرکت‌های دارویی - گروه کیان جدول وضعیت موجودی مواد اولیه شرکت‌های تولیدکننده دارو را نشان می‌دهد. @financial_data7

اگر نسبت P/S را بر P/E بازار سهام تقسیم کنیم، حاصل E/S یا حاشیه سود خالص بازار به دست می‌آید. با توجه به انتشار گزارش‌های شش‌ماهه ۱۴۰۵، حاشیه سود خالص TTM بازار به سطح ۲۵.۳٪ رسید که تغییر خاصی نسبت به وضعیت پس از انتشار گزارش‌های فصل بهار ۱۴۰۵ نداشته است. از مرداد ۱۳۹۷ تا شهریور ۱۴۰۰، حاشیه سود خالص بازار روند صعودی بسیار خوبی داشت، اما از آن زمان به بعد با تشدید قیمت‌گذاری دستوری، افزایش هزینه‌های انرژی و...، حاشیه سود بازار روند نزولی به خود دید. مدتی است که با توجه به تورم اسمی و افزایش نرخ‌هایی که صنایع اعمال کردند، این شاخص در محدوده ۲۴٪ تا ۲۶٪ تثبیت شده است. با این حال، با توجه به وضعیت کسری بودجه دولت، حتی احتمال کاهش حاشیه سود بازار نیز وجود دارد؛ برای مثال، معدنی‌ها سوخت گازوئیل یارانه‌ای دریافت می‌کنند و اگر دولت بخواهد می‌تواند از طریق کاهش این یارانه، درآمد ماهانه خود را بهبود بخشد. بنابراین اگر حاشیه سود ثابت یا نزولی باشد، حتی با رشد اسمی سود، سرمایه‌گذاران معمولاً مضرب P/E پایین‌تری می‌پذیرند. دلیلش این است که نرخ تنزیل در محیط تورمی بالاتر می‌رود (به‌خاطر نرخ بهره بالاتر یا حق ریسک بیشتر) و جریان‌های نقدی واقعی آینده کمتر مطمئن به نظر می‌رسند. بنابراین انتظارات رشد واقعی سود پایین می‌آید. @financial_data7

حاشیه سود خالص ttm بازار سهام @financial_data7

صادرات نفت ایران عمدتاً از طریق دو کشور مالزی و اندونزی انجام می‌شود. با توجه به داده‌های گمرک چین، صادرات نفت از این دو کشور به چین در ماه سپتامبر ۲۰۲۶ حدود ۶۹۰ هزار بشکه در روز بوده که نسبت به ماه قبل و ماه مشابه سال قبل، به‌ترتیب ۵۰ و ۵۳ درصد کاهش داشته است. اعداد مختلفی برای حجم صادرات نفت ایران منتشر می‌شود؛ برای مثال، پلتس تحویل نفت خام ایران به چین را برای ماه سپتامبر در حدود ۵۴۰ هزار بشکه در روز گزارش کرده است. به هر حال، حجم صادرات نفت ایران در ماه قبل بین ۵۰۰ تا ۷۰۰ هزار بشکه در روز بوده است. با این حال، با توجه به محاصره دریایی و کاهش حجم ذخایر نفت ایران بر روی آب، صادرات نفت احتمالا به سطوح پایین‌تری هم خواهد رسید. @financial_data7

صادرات نفت ایران عمدتاً از طریق دو کشور مالزی و اندونزی انجام می‌شود. با توجه به داده‌های گمرک چین، صادرات نفت از این دو کشور به چین در ماه سپتامبر ۲۰۲۶ حدود ۶۹۰ هزار بشکه در روز بوده که نسبت به ماه قبل و ماه مشابه سال قبل، به‌ترتیب ۵۰ و ۵۳ درصد کاهش داشته است. اعداد مختلفی برای حجم صادرات نفت ایران منتشر می‌شود؛ برای مثال، پلتس تحویل نفت خام ایران به چین را برای ماه سپتامبر در حدود ۵۴۰ هزار بشکه در روز گزارش کرده است. به هر حال، حجم صادرات نفت ایران در ماه قبل بین ۵۰۰ تا ۷۰۰ هزار بشکه در روز بوده است. با این حال، با توجه به محاصره دریایی و کاهش حجم ذخایر نفت ایران روی آب، صادرات نفت احتمالا به سطوح پایین‌تری هم خواهد رسید. @financial_data7

اگر نقدینگی کشور را در حال حاضر ۲۰ هزار همت فرض کنیم، نقدینگی دلاری‌شده حدود ۷۴ میلیارد دلار است. برخی تحلیلگران معتقدند که چون نقدینگی دلاری نسبت به میانگین سال‌های قبل کاهش داشته، نرخ دلار در وضعیت حباب قرار دارد. با این حال باید بگویم در سال‌های اخیر، محرک اصلی نرخ دلار در ایران محدودیت سمت عرضه بوده است؛ یعنی کاهش جریان نقد ارزی به دلایل مختلف. در این شرایط، تحلیل نرخ ارز از طریق نقدینگی (یا شاخص نقدینگی دلاری) با توجه به نکاتی که اشاره خواهم کرد، کم‌اهمیت است. ۱- وقتی نرخ ارز از سمت نقدینگی تحلیل شود، یعنی در حال تحلیل سمت تقاضا ارز هستیم؛ اما مشکل نرخ ارز در اکثر ماه‌های سال‌های اخیر از سمت عرضه بوده است. باید توجه شود که هم متغیر نقدینگی و هم دلار متاثر از عوامل زیادی است به همین دلیل اتکا به یک سطح تعادلی یا میانگین تاریخی نمیتواند تحلیل درستی ارائه دهد. ۲- تقاضا کم‌اهمیت است؟ بهتر است در کنار آن، سوال دیگری هم پرسیده شود: تقاضا از سمت چه کسانی اهمیت بیشتری دارد؟ پاسخ این است که تقاضا از سمت معامله‌گران بزرگ( واردکنندگان) اهمیت بیشتری دارد تا تقاضا از سمت معامله‌گران خرد که عمدتاً به دلیل نیاز احتیاطی به سمت خرید ارز می‌روند. بنابراین تغییر در تقاضا و انتظارات معامله‌گران بزرگ میتواند بر روند (صعودی/نزولی) نرخ ارز موثر باشد. ۳- تقاضای واردکننده در چه شرایطی مشکل‌ساز است؟ زمانی که حجم ثبت سفارش بسیار بیشتر از منابع ارزی قابل تأمین باشد. در این شرایط، زمان تخصیص ارز افزایش می‌یابد و احتمال اینکه واردکننده به منابع بازار آزاد نیاز پیدا کند، بیشتر می‌شود؛ زیرا در شرایط فعلی بسیاری از فروشندگان خارجی تا پایان فرایند تخصیص و تأمین ارز منتظر نمی‌مانند و بخشی یا کل مبلغ کالا را قبل از ارسال مطالبه می‌کنند. حال تصور کنید در شرایط فعلی بسیاری از واردکنندگان خواستار واردات بیشتری از مواد اولیه و تجهیزات مورد استفاده خود هستند که در این صورت حجم نیاز به ارز بالاتر خواهد بود. نکته قابل توجه این است که در چهارماهه پایانی سال که زمان تسویه‌های ارزی (میلادی و سال نو چینی) است، تقاضا برای ارز ممکن است از این طریق هم رشد کند. ۴- همان‌طور که می‌دانید، وام‌دهی از مصادیق مهم خلق نقدینگی است و از مهم‌ترین کانال‌های وام‌دهی، سرمایه در گردش بنگاه‌های اقتصادی است. بانک مرکزی در سال‌های اخیر بخشی از تقاضا برای این تسهیلات را از طریق ابزارهای تأمین مالی زنجیره تولید به اقلام زیرخط ترازنامه انتقال داده است و باعث شد رشد نقدینگی کمی محدود شود. همچنین باید توجه شود این اقلام جزئی از نقدینگی نیستند، اما در صورت نکول متقاضیان ابزارهای تأمین مالی زنجیره تولید، بانک‌ها مجبور به ایفای تعهدات خود می‌شوند و این پرداخت‌ها به خلق نقدینگی جدید منجر خواهد شد. @financial_data7

صندوق نهال پورتفوی خوبی دارد برای کسانی که می‌خواهند یکجا در معرض ریسک کالاهایی همچون مس، طلا، نقره و زعفران باشند. با توجه به گزارش پورتفوی ۱۴ مهر، حدود ۴۱٪ از پورتفوی در معرض کالاهایی به غیر از زعفران است و طبق امیدنامه، این وضعیت را می‌تواند حدود ۴ ماه حفظ کند. ✅ مهم‌ترین ریسک صندوق، قیمت زعفران است؛ کالایی که در فصل برداشت هستیم و عمده زعفران کشور هم صادر می‌شود. صادرات زعفران ممکن است تحت تأثیر ریسک‌های تحریم و محاصره قرار بگیرد و باعث افت قیمت داخلی این کالا شود. @financial_data7

برای اولین بار از سال ۲۰۰۳، تولید ماهانه مس شیلی (بزرگ‌ترین تولیدکننده کنسانتره مس جهان) در ماه آگوست ۲۰۲۶ به ۳۶۶ هزار تن رسید. در ۸ ماهه امسال تولید مس این کشور به ۳۲۴۸ هزار تن رسید که ۷.۷٪ کمتر از مدت مشابه سال قبل است و بزرگ‌ترین کاهش ۸ ماهه حداقل در ۲۲ سال گذشته که دیتای آن را در اختیار دارم. اختلافات کارگری در چند معدن بزرگ شیلی، اختلالات مرتبط با آب‌وهوا و کاهش عیار سنگ معدن، از جمله دلایل اصلی افت تولید است. @financial_data7

بحثی این روزها در میان فعالان بازار سرمایه شکل گرفته است که می‌گویند با افزایش ۵ تا ۱۰ درصدی نرخ بهره بدون ریسک در شرایطی که تورم بالای ۹۰٪ است، این افزایش آن‌قدر برای بازار سهام اثر منفی ندارد. در این پست، سه دلیل برای رد این ادعا عرض می‌کنم: ۱- افزایش نرخ بهره بدون ریسک، به عنوان مؤثرترین جزء نرخ تنزیل مورد نیاز، باعث رشد بیشتر این نرخ شده و در نهایت P/E تعادلی بازار را کاهش می‌دهد. ۲- اثر رشد نرخ بهره در همه صنایع یکسان نیست. در شرایط فعلی اقتصاد، دوره وصول مطالبات هم در کنار افزایش درآمدها می‌تواند افزایش یابد. برخی صنایع به واسطه دوره وصول مطالبات بالا، بسیار به دریافت تسهیلات بانکی یا تأمین مالی از بازار بدهی متکی هستند؛ بنابراین این صنایع در معرض آسیب‌پذیری بیشتری قرار دارند. ۳- در ماه‌های اخیر شاهد رشد بازار سهام بوده‌ایم و در حال حاضر P/E گذشته‌نگر بازار به حوالی ۱۰.۱ واحد رسیده است. رشد قیمت سهام باعث کاهش نرخ تنزیل ضمنی (بازده مورد انتظار بازار) می‌شود. در شرایط عادی و تعادل بازار، دو نرخ تنزیل ضمنی و مورد نیاز تقریباً با هم برابر هستند؛ اما با افزایش نرخ بدون ریسک، نرخ تنزیل مورد نیاز افزایش یافته و از طرف دیگر افزایش قیمت سهام باعث کاهش نرخ تنزیل ضمنی شده است. بنابراین از آنجایی که بازار همیشه در حال تعدیل به سمت تعادل هست، بازار باید از طریق تغییر قیمت، این دو را به هم نزدیک نگه دارد. یک نکته اضافی و مهم: از دلایل افزایش عرضه سهام توسط حقوقی‌ها (بازار اولیه و ثانویه) همین کاهش نرخ تنزیل ضمنی است که هزینه تأمین مالی یک سری شرکت‌ها را کاهش داده است. به عبارتی، سرمایه‌گذاران وقتی در بورس (بازار ثانویه) سهمی را می‌خرند و قیمت آن را بالا می‌برند، عملاً به شرکت‌ها می‌گویند: «الان می‌توانید با هزینهٔ خیلی کم پول جمع کنید.» @financial_data7

خزانه‌داری برای حساب خود نزد بانک مرکزی یک چارچوب راهبردی تعیین کرده است: 🟢 منابع این حساب در سه لایه مجزا دسته‌بندی شده‌اند
خزانه‌داری برای حساب خود نزد بانک مرکزی یک چارچوب راهبردی تعیین کرده است: 🟢 منابع این حساب در سه لایه مجزا دسته‌بندی شده‌اند: ۱- ذخیره احتیاطی، برای تأمین نقدینگی جاری و تضمین استمرار پرداخت‌های دولت ۲- ذخیره نقدی برای مقابله با شوک‌های بازار و اختلالات میان‌مدت تأمین مالی ۳- صندوق‌های تثبیت و پس‌انداز با هدف مدیریت مازاد ساختاری 🟢 چارچوب ذخیره احتیاطی: - رویکرد بدهی‌محور، شامل پوشش اصل و فرع بدهی‌های سررسیدشده - مدیریت نقدینگی، بر مبنای پوشش شکاف خالص میان دریافتی‌ها و پرداختی‌ها 🟢 ابزارها برای لایه ۳ و مدیریت بحران نقدینگی: - خطوط اعتباری بانکی - ریپو - اضافه‌برداشت قانونی - بازخرید اوراق - دسترسی به دارایی‌های شبه‌نقد ✍ جالب است که برخی از این ابزارها، مانند خطوط اعتباری، ریپو و اضافه‌برداشت، برای حساب خزانه‌داری آمریکا در فدرال رزرو (TGA) قفل است. اما در اقتصاد ایران که همیشه سلطه مالی بر پولی غلبه دارد؛ دولت در این چارچوب در زمان‌هایی می‌تواند از بانک مرکزی اضافه‌برداشت کند یا از آن خط اعتباری بگیرد؛ که اکنون نیز همین کار را انجام می‌دهد. @financial_data7

درست است که چند سالی است دلیل اصلی تورم سمت عرضه بوده و رشد دلار و افزایش هزینه‌های تولید باعث رشد عمومی قیمت‌ها شده است؛ اما باید به این نکته توجه کرد که عدم تغییر نرخ بهره سپرده‌گذاران، اقتصاد کشور را وارد تله نرخ بهره حقیقی منفی کرده است. مهم‌ترین عوامل این تله، تورم مزمن و پایدار، سلطه مالی بر سیاست پولی، کنترل دستوری نرخ‌های سود، بی‌ثباتی اقتصاد کلان و نرخ ارز، و نااطمینانی سیاسی و اقتصادی است. تله نرخ بهره حقیقی منفی نوعی چرخه بازخوردی میان تورم، انتظارات تورمی و کاهش تقاضا برای نگه‌داری پول است؛ چرخه‌ای که هر یک از اجزای آن، جزء دیگر را تقویت می‌کند. کاهش جذابیت سپرده‌گذاری باعث می‌شود بخش قابل توجهی از نقدینگی به سمت بازارهای دارایی برود. در این وضعیت، انگیزه خرید دارایی‌ها بیش از آنکه ناشی از نیاز مصرفی و سرمایه‌گذاری مولد باشد، ناشی از تلاش برای جلوگیری از کاهش ارزش دارایی‌هاست. ✅ نسبت سپرده‌های سیال به نقدینگی در ۱۴۰۴ از ۵۵٪ به ۶۰٪ رسید و اگر عدم جذابیت سپرده‌گذاری و رشد دارایی‌ها ادامه‌دار باشد، احتمالا این نسبت بالاتر خواهد رفت و چرخه تله نرخ بهره حقیقی منفی را تقویت کند. @financial_data7

در میان متغیرهای ماهانه بانک‌های بورسی، رشد چند برابری هزینه‌های مالی در شهریور ۱۴۰۵ بسیار قابل تامل است. این موضوع دو ایده را در ذهن من ایجاد کرده است: - رشد سایر هزینه‌های مالی احتمالا ناشی از افزایش جریمه اضافه‌برداشت بانک‌ها از ۳۴٪ به ۴۵٪ است( هفته‌های گذشته شایعاتی در مورد افزایش نرخ اضافه برداشت به ۴۵٪ منتشر شده بود). - در مورد رشد هزینه مالی تسهیلات دریافتی از بانک مرکزی، برداشتم این است که نرخ‌های ریپو و بین‌بانکی اخیرا افزایش یافته و آن چیزی نیست که بانک مرکزی در گزارش‌های خود ذکر می‌کند. ✍ تداوم این رشد هزینه‌های مالی، میتواند بر حاشیه سود عملیاتی بانکهای بورسی اثر منفی داشته باشد. @financial_data7

میانگین YTM اوراق اخزا در روز جاری برای اولین بار به سطح ۴۲٪ رسید. @financial_data7

در مورد خرید / فروش قطعی اوراق در OMO که در دو هفته گذشته حدود ۴۱ همت بوده است، دلایل متفاوتی وجود دارد اما برداشتم را در قالب دو نتیجه‌گیری ذکر کردم: ۱- بانک‌ها مدتهاست که کسری نقدینگی (ذخایر دیداری) بالایی دارند و این موضوع عملیات ریپو و قاعده‌مند را به‌صورت پایدار و یکنواخت کرده است. در این شرایط، خرید قطعی توسط بانک مرکزی، نقدینگی دائمی تزریق می‌کند و فشار روی بازار بین‌بانکی و اضافه‌برداشت را کاهش می‌دهد. ۲- احتمالا دلیل دیگری هم وجود دارد؛ آنکه انتظار افزایش بازده اوراق (کاهش قیمت اوراق) وجود دارد. در این صورت با فروش قطعی توسط بانک، هم از این ریسک خلاص می‌شوند و هم ترکیب دارایی‌هایشان را به سمت نقدشوندگی بالاتر تغییر می‌دهند. @financial_data7

از طریق رابطه گوردون می‌توان به P/E تعادلی بازار رسید اگر مفروضات را برای آینده به‌صورت خوش‌بینانه در نظر بگیریم؛ یعنی درصد س
از طریق رابطه گوردون می‌توان به P/E تعادلی بازار رسید اگر مفروضات را برای آینده به‌صورت خوش‌بینانه در نظر بگیریم؛ یعنی درصد سود تقسیمی، نرخ بدون ریسک، صرف ریسک و نرخ رشد سود را به‌ترتیب ۵۵٪، ۴۰٪، ۲۰٪ و ۵۰٪ فرض کنیم، P/E تعادلی در سطح ۵.۵ قرار می‌گیرد. در حال حاضر P/E گذشته‌نگر در سطح ۸.۸ قرار دارد؛ در نتیجه P/E آینده‌نگر در سطح ۵.۹ قرار دارد که حدود ۷٪ بالاتر از P/E تعادلی است. دلیل اینکه صرف ریسک را ۲۰٪ در نظر گرفتم این است که وضعیت کشور و اقتصاد مانند سال‌های گذشته که صرف ریسک را ۱۵٪ در نظر می‌گرفتند، نیست و اقتصاد در نیمه دوم سال قاعدتاً تحت تأثیر تحریم و محاصره شدیدتر قرار می‌گیرد و هزینه تولید و فروش بسیاری از شرکت‌ها افزایش می‌یابد. از طرف دیگر، نرخ بدون ریسک که متغیر بسیار بااهمیتی است با توجه به انتظارات تورمی، کسری بودجه ریالی بیشتر در نیمه دوم سال و احتمالاً انقباض بیشتر در سیاست پولی، قاعدتاً رو به رشد خواهد بود که می‌تواند نرخ تنزیل را بالاتر ببرد. بنابراین اگر در آینده انتظار برای رشد سود شرکت‌ها کاهش یابد، P/E تعادلی که با احتساب سود غیرعملیاتی هم هست کاهش خواهد یافت. @financial_data7

واردات طلا چین در ۸ ماهه ۲۰۲۶ به ۱۱۴۱ تن رسید که ۷۶ درصد نسبت به مدت مشابه سال قبل رشد داشته است. به نظر می‌رسد این رشد در واردات می‌تواند ۵ دلیل اصلی داشته باشد: ۱- افت قیمت انس طلا که باعث شد خریداران چینی از این فرصت استفاده کنند. ۲- تقویت یوان در برابر دلار که واردات طلا را ارزان‌تر کرده است. ۳- افزایش ذخایر بانک‌های تجاری به منظور فروش خرده‌فروشی طلا و ذخایر بانک مرکزی چین برای پوشش ریسک‌های سیاسی و اقتصادی. ۴- افزایش هدف‌مند موجودی طلا در انبارهای SHFE. ۵- رشد صندوق‌های ETF طلا در چین. @financial_data7