ar
Feedback
اِنــزوا🌱

اِنــزوا🌱

الذهاب إلى القناة على Telegram

آثارِ چاپ‌شده‌ از"م‌ب آهو" حیآهو قلب زمین رقص در انزوای کلمات سکوت ماه

إظهار المزيد

📈 نظرة تحليلية على قناة تيليجرام اِنــزوا🌱

تُعد قناة اِنــزوا🌱 (@enzevayyy) في القطاع اللغوي Farsi لاعباً نشطاً. يضم المجتمع حالياً 11 036 مشتركاً، محتلاً المرتبة 3 470 في فئة الكتب والمرتبة 28 937 في منطقة إيران.

📊 مؤشرات الجمهور والحراك

منذ تأسيسه في невідомо، حقق المشروع نمواً سريعاً وجمع 11 036 مشتركاً.

بحسب آخر البيانات بتاريخ 29 يوليو, 2026، تحافظ القناة على نشاط مستقر. خلال آخر 30 يوماً تغيّر عدد الأعضاء بمقدار -166، وفي آخر 24 ساعة بمقدار -4، مع بقاء الوصول العام مرتفعاً.

  • حالة التحقق: غير موثّقة
  • معدل التفاعل (ER): يبلغ متوسط تفاعل الجمهور 13.39‎%. وخلال أول 24 ساعة من النشر يحصد المحتوى عادةً 4.80‎% من ردود الفعل نسبةً إلى إجمالي المشتركين.
  • وصول المنشورات: يحصل كل منشور على متوسط 1 478 مشاهدة. وخلال اليوم الأول يجمع عادةً 530 مشاهدة.
  • التفاعلات والاستجابة: يتفاعل الجمهور بانتظام؛ متوسط التفاعلات لكل منشور يبلغ 0.
  • الاهتمامات الموضوعية: يركز المحتوى على مواضيع رئيسية مثل آهو, کس, آسمان, ذره, بو.

📝 الوصف وسياسة المحتوى

يصف المؤلف القناة بأنها مساحة للتعبير عن الآراء الذاتية:
آثارِ چاپ‌شده‌ از"م‌ب آهو" حیآهو قلب زمین رقص در انزوای کلمات سکوت ماه

بفضل وتيرة التحديث المرتفعة (أحدث البيانات بتاريخ 30 يوليو, 2026) تحافظ القناة على حداثتها ومستوى وصول مرتفع. وتُظهر التحليلات تفاعلاً نشطاً من الجمهور، ما يجعلها نقطة تأثير مهمة ضمن فئة الكتب.

11 036
المشتركون
-424 ساعات
-347 أيام
-16630 أيام
أرشيف المشاركات
***برای جهانِ درونِ آن‌ها زیادی احساسی بود منطق‌ام "م‌ب آهو"

پروردگارا ما را به دام صیادان بی‌دل مینداز آمین

بگو آ

4_6003433367121435622.mp31.19 MB

☆ نگاهِ تو آبیاری گرما بود مثل برفی که می‌نشیند روی تنِ گل‌ِ سرخ آیا دریا بودم من!؟ که نگاهِ تو   می‌آمد و برمی‌گشت   تا آبیاری گرما! مثل برفی که می‌نشیند روی تنِ گلِ سرخ و تو نگاه بودی   پی‌گیر تا برانگیزد و    به آسمان رود و بازگردد مثل برفی که می‌نشیند روی تنِ گلِ سرخ چنان‌که   لبهء زیرینِ آن آتشین   پیدا بود. "م‌ موید"

بقولِ محمد مختاری؛ لب‌ات کجاست؟

••• و عشق بودآن حس مغشوشی که در تاریکی ناگاه محصورمان می‌کرد و جذبمان می‌کرد "فروغ فرخزاد"

تا تهش بشنو

••• گفتی چه میبینی بگو در چشم چون آینه‌ام گفتم که من خود را در او عریان تماشا می‌کنم @enzevayyy

و همچنان بی‌خوابم

••• اکنون از این‌جا ‏از این بارِ دلتنگی ‏در آغوش‌ات می‌کشم ‏از شعری که سکوت‌اش کرده‌ام ‏دست دور گردن‌ات می‌برم ‏و تو را ‏از ترانه‌ای که فراموش‌اش کرده‌ام، ‏می‌بوسم. ‏" ‏صباح‌الدین علی "

* و رفت تا لبِ هیچ "سهراب سپهری"

بشکن مرا

••• در معنایی روشن چیست اعتدالِ  رویا که خواب‌های لای خاطره‌ها در عمقِ نگاه می‌پرد در شوره‌زار دوخته‌اند گوشه‌ی چشم‌هایت را سنگسارِ نگاه‌ست    انتظار آنگونه که رویا فرار می‌کند از شب شتابِ اندوه سر می‌رود از دیده و گزاره‌ای گنگ خیالِ معترف‌ام را بر‌میدارد و نمی‌رود کجا برود؟ وقتی پیکانِ چشمِ تو به قلبِ من نزدیکتر‌َست رد لب‌ات افتاده بر بیداری‌ کجای خواب بیابم‌ات تا هوشیار‌تر شود بوسه! خلافِ جهتِ آغوش پشتِ گوش‌های فاصله حوصله کن نفسی عمیق را هیچ چیز آرامش نمی‌کند خطی روی خط صدای حروفِ بلند و کوتاه در سایشِ رویاها هیچ چیز به حرف نمی‌آورد این لالمانی را پنجره‌‌ها  باز و آغوش  بسته! نقطه‌های پریشان در لغزشِ دهانی متورم می‌ریزد در دایره‌ای که پر می‌کند نامِ تو را  چه بی‌صبرَ‌ست شتابِ راه و طنابِ دورِ نگاه "م‌ب آهو"

طبیبم گفت برای درمان شدن به داروی روحت رجوع کن

مسیر معین را

و زمان ثابت می‌کند !

صدایم کن

اِنــزوا🌱 - إحصائيات وتحليلات قناة تيليجرام @enzevayyy