ar
Feedback
شاید در جهانی دگر.

شاید در جهانی دگر.

الذهاب إلى القناة على Telegram

شاید یه جهان دیگه واسه اینکه این جهان زندگی نکردیم وجود داشته باشه. https://t.me/paym_nashenasBot?start=gfmyRJpa

إظهار المزيد
1 257
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-27 أيام
-330 أيام
أرشيف المشاركات
این گلچین‌ روزگار هم خوش‌سلیقه‌س ولی نه در حدی که‌ منم گلچین کنه😔

نمیدانی چقدر تنها هستم، این تنهایی مرا اذیت می‌کند، می‌خواهم امشب با تو چند کلمه صحبت بکنم. چون وقتی که بتو کاغذ می‌نویسم، مثل اینست که با تو حرف میزنم. اگر در این کاغذ "تو" می‌نویسم مرا ببخش. اگر میدانستی درد روحی من تا چه اندازه زیاد است! روزها چقدر دراز است ، عقربک ساعت آنقدر آهسته و کند حرکت می‌کند که نمیدانم چه بکنم. آیا زمان بنظر تو هم اینقدر طولانی است؟ #آئینه_شکسته #صادق_هدایت @sadeghhedayat

چهارساعتو نیم وای خدایا . نمیتونم گریمو دیگه نگه دارم

مشاورم گفته برای اینکه بتونی اهمال کاریتو کمتر کنی و زودتر کاراتو تمام کنی برای خودت تقویت کننده یا پاداش تعیین کن. منم به عنوان پاداشِ پنج/شش ساعت مفید درس خوندنم، "گریه کردن با خیال آسوده" رو انتخاب کردم.

امروز با تقریبا تنها رفیقم بحثم شد، با دوست پسرم بحثم شد، از برنامه‌ی مشاورم عقبم و روز اخریه که باید درگیرش باشم، درگیر پی‌ام‌اسم، با بچه‌های تیمی که ازم هزاربرابر بهترن تمرین دارم و این یعنی عزت نفسم به گوز بنده. دلم میخواد بمیرم جدی

دوستم و دوست پسرش از دیشب بحثشون شده، بعد کلا دیگه جواب دوست پسرشو نداد. الان پسره به‌ من پیام داده که اگر میشه بهش بگو من دم‌در خونشونم که یه لحظه درو باز کنه ببینمش نگرانشم. بچه‌ها من جدی تا الان نمیدونستم دوست پسرا هم نگران میشن یا اهمیت میدن:))))))))))) یعنی اصلا نمیدونستم پسرا حتی ممکنه منت کشی‌ کنن چون هیچوقت نصیبم نشده بود. اصلا حالم یجوریه=)

بار بعدی وقتی مامانم گفت از این رفیقت خوشم نمیاد الکی از طرف دفاع نمیکنم. چون بالاخره تهش بهم ثابت میشه حق با مامانم بوده:))))))))

داشتم به یه نفر توضیح میدادم که دایره‌ی ارتباطاتم خیلی کوچیک شده و هیچ ارتباطی با هیچکس جز فلانی و فلانی ندارم. یهو گفت عزیزم کاش باور کنی تو دایره‌ی ارتباطات نداری. این حتی دایره هم نیست. مثلثه:)))) کوتاه بیا.

بسیار خسته بود، تمام روز سعی کرده بود خودش را زنده نگه دارد.

مردم خطاب به من:
مردم خطاب به من:

بچه‌ها من به این نتیجه رسیدم که به جز معدود افرادی، تو انتخاب آدم‌های زندگیم ریدم:)))))

خواستم بدونید دارم با چی گریه میکنم و همزمان آمار میخونم:)))

دلم میخواست کمی احساس تعلق داشته باشم. به جایی، به مکانی، به کسی...

اگر عقل الانمو داشتم و تو بچگی ازم میپرسیدن اگر بزرگ شدی میخوای چیکاره بشی قطعا میگفتم معشوقه.

دیگه انقدر از شکسته شدن میترسم که به آدم‌ها فرصت دوباره‌ای نمیدم. با کوچک‌ترین خطا از چشمم میوفتن و میرن ته بار.

photo content

برگرد خونه حتی اگه باخبر باشی، که تنها دل خودت برای خودت شور میزنه.