ar
Feedback
سلمان معمار / گنجه 🎒

سلمان معمار / گنجه 🎒

الذهاب إلى القناة على Telegram

اینجا برا من مثل گنجه است. بهترین چیزهایی که میبینم رومیگذارم، ترکیب بایگانی و یادگاری. کم کم میگذارم. مخاطبش خودمم. استفاده مطالب اجازه نمیخواد. توییتر، اینستا و ... : Https://yek.link/salmaneshoon برای پیام دادن دایرکت کانال (گوشه پایین چپ 💬) باز است.

إظهار المزيد
3 812
المشتركون
-224 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
-3730 أيام

جاري تحميل البيانات...

جذب المشتركين
يونيو '26
يونيو '26
+40
في 2 قنوات
مايو '26
+19
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '26
+7
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '26
+18
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '26
+169
في 34 قنوات
Get PRO
يناير '26
+56
في 9 قنوات
Get PRO
ديسمبر '25
+21
في 2 قنوات
Get PRO
نوفمبر '25
+33
في 2 قنوات
Get PRO
أكتوبر '25
+99
في 5 قنوات
Get PRO
سبتمبر '25
+91
في 9 قنوات
Get PRO
أغسطس '25
+61
في 2 قنوات
Get PRO
يوليو '25
+94
في 6 قنوات
Get PRO
يونيو '25
+229
في 43 قنوات
Get PRO
مايو '25
+176
في 2 قنوات
Get PRO
أبريل '25
+63
في 11 قنوات
Get PRO
مارس '25
+60
في 11 قنوات
Get PRO
فبراير '25
+374
في 10 قنوات
Get PRO
يناير '25
+67
في 11 قنوات
Get PRO
ديسمبر '24
+57
في 8 قنوات
Get PRO
نوفمبر '24
+24
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '24
+1 320
في 35 قنوات
Get PRO
سبتمبر '24
+70
في 8 قنوات
Get PRO
أغسطس '24
+27
في 1 قنوات
Get PRO
يوليو '24
+709
في 25 قنوات
Get PRO
يونيو '24
+161
في 5 قنوات
Get PRO
مايو '24
+217
في 8 قنوات
Get PRO
أبريل '24
+40
في 4 قنوات
Get PRO
مارس '24
+35
في 5 قنوات
Get PRO
فبراير '24
+23
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '24
+30
في 6 قنوات
Get PRO
ديسمبر '23
+37
في 2 قنوات
Get PRO
نوفمبر '23
+14
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '23
+125
في 7 قنوات
Get PRO
سبتمبر '23
+45
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '23
+75
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '23
+15
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '23
+57
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '23
+24
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '23
+24
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '23
+25
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '23
+31
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '23
+43
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '22
+66
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '22
+311
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '22
+698
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '22
+39
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '22
+8
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '22
+2
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '22
+17
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '22
+25
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '22
+12
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '22
+8
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '22
+5
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '22
+33
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '21
+15
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '21
+6
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '21
+9
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '21
+42
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '210
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '210
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '210
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '21
+202
في 0 قنوات
التاريخ
نمو المشتركين
الإشارات
القنوات
26 يونيو+1
25 يونيو+2
24 يونيو0
23 يونيو+2
22 يونيو+2
21 يونيو+1
20 يونيو+1
19 يونيو+9
18 يونيو+2
17 يونيو+1
16 يونيو+3
15 يونيو+1
14 يونيو0
13 يونيو+3
12 يونيو+1
11 يونيو+1
10 يونيو+1
09 يونيو0
08 يونيو+1
07 يونيو0
06 يونيو0
05 يونيو+3
04 يونيو+2
03 يونيو+1
02 يونيو+1
01 يونيو+1
منشورات القناة
👆 نه، بازگشایی تنگه یک امتیاز ارزان نیست، نگویید تنگه ای که قبلا باز بوده را میدهیم. رسیدن به چنین نقطه ای نیازمند 100 روز بستن تنگه با جنگی حداقل 40 روزه با هزاران شهید و میناب و لامرد و فرمانده و مسئول و رهبر است. تازه در شرایطی که آماده ترند و محاصره هم برابر تنگه هم اضافه شده است. پس کاملا منطقی است که بستن تنگه تنها یکبار به این شکل قابل استفاده باشد و آنچنان دردآور که فقط با تهدیدش سالها جنگ را دور کند. واقعیت این است که اگر تنگه نبود آمریکا با همان آتش بس رفته بود و جشن پیروزی میگرفت. آنچه زمین گیرشان کرد دست اندازی ایران به اقتصاد جهان بود. و آنچه تنگه را بعد از آتش بس دوباره بست فشار خیابان بود. توییت بازگشایی وزیز ما هنوز موجود است. خطای محاسباتی مذاکره کنندگان و منتقدان فراموشی اهمیت "بازگشایی" تنگه زیر سایه مدیریت تنگه است. قطعا برای آمریکا جریان نفت بسیار بسیار مهمتر از عوارض ماست. او همه این امتیازات را میدهد که نفس بکشد. نباید مهمترین برگه تکرار نشدنی و سخت-برگشت را به راحتی در مرحله اول بدهیم. آنچه از متن پیداست تلاش آمریکا برای بازکردن تنگه به هر شکل و فرار از باتلاق است. اینکه پس از آن میتواند ما را شصت روز، شصت روز زیر تهدید جنگ نگه دارد درحالیکه قول داده ایم هسته ای را بمباران شده نگه داریم و بمب هم نسازیم یک هدیه مازاد است. فشار اقتصادی او برداشته میشود، اما اقتصاد ایران به راحتی چند دکمه نوسان میکند تا شبه کودتای دی دیگری خیابان را منفجر کند. حتما در این مدت بخش کوچکی از مسیر فروش نفت آزاد میشود (کمک به کاهش قیمت نفت) تا رفتار ایران مهار شود. و تنها ابزار مقابله ما تنگه است. ما اصلا شکست نخوردیم، ما همان هفته اول که زنده ماندیم پیروز شدیم. فراموش نکنیم مقابل چه کسانی ایستادیم؛ بزرگترین قدرت نظامی تاریخ و وحشی ترین حرامزاده اش. آن هم با سری جدا، قلبی پاره، تنی زخمی و انبوهی وطن فروش خائن. ما کار بزرگی کردیم، ما بزرگی کردیم. ترامپ یک چوب خشک به ما بدهد شکست خورده است، در این شک نکنید. هرچند لیاقتش تکه تکه شدن است. آن خشم مقدس سایه نیندازد. مصاحبه تاریخی تسلیم آمیز او را ببینید. ما گلوی او را چنین گرفتیم. اگر این پیروزی را بیشتر میخواهیم، تنگه نباید به آسانی باز شود. خوشبختانه متن این فرصت را میدهد که تاخیر کنیم. خوشبختانه اسرائیل فرصت و تحمل تحقیر ندارد. تصمیم ماست که تا بازگشت آخرین آواره شروع هم نکنیم. تا گرفتن ده دلاری پول بلوکه شده شروع هم نکنیم. هیچ عجله ای در مین زدایی نداشته باشیم. هر بدعهدی و تهدیدی را بهانه تاخیر کنیم. هر تراکنش ناموفق را یک کشتی انتظار کنیم. آمریکا در لحظه شکست عملیات از ایرانِ زنده مانده حداقل سه نگرانی داشت: انتقام اقتصادی هرمز، انتقام هسته ای بمب، انتقام شخصی مقام اول دینی سیاسی. این متن هر سه را در ابتدا مرتفع میکند. تنگه را برابر محاصره و جنگ میگشاید، با وجود تحمل تمام هزینه ها و ترور رهبر تعهد صریح داده که بمب نسازد و فریز هم بماند، درحالیکه آمریکا تجاوز کرده ایران هم تعهد داده تعدی نکند. کم نیست، پس باید تک تک وعده ها را نقد کرد و تنها ابزار ما تنگه است. البته این تفاهم خروجی بازیگران مختلف است، با حسن نیت زحمت کشیده شده. نظامی ها دنبال فرصت بازسازی، اقتصادی ها دنبال فروش نفت و مدیران دنبال پایان جنگ. ولی قطعا یک جریان ظریف هم دنبال آنند که حتی پس از تجاوز "از این فاجعه به‌عنوان فرصتی برای پایان دادن به ۴۷ سال خصومت استفاده کنند." چارچوب تفاهم به شدت طبق مقاله ظریف پیش رفت؛ آتش بس، ایران تنگه را باز و آمریکا اجازه فروش نفت بدهد، بعد صلح جامع که رقیق سازی برابر تحریم هاست و کنسرسیوم و تامین مالی خسارت و در نهایت پیمان عدم تجاوز.کافی بوده طرف غربی آن مقاله انگلیسی را خوانده باشد. مهمترین بند برای جریان تسلیم طلب در ایران همان بند اول است. جریان متوهمی که ظاهرا وزن موثری در سیاست ایران دارند (نشان از بی ایدگی یا بیصدایی مخالفان). این هم دلیل دیگری بر دشواری بازگشت پذیری تنگه است. پس فقط یک خروجی میماند: نباید تنگه را رها کرد. هر یک روزی که تنگه دیرتر و سخت تر باز شود، یک هفته جنگ بعدی را عقب می اندازد. هر یک کشتی ژاپنی که کمتر رد شود، یک ساعت بحث بیشتر در اتاق جنگ آمریکاست. هر گلویی که خودی را عامل را به هم زدن توافق معرفی کند آمریکایی است. خوشبختانه با کاهش هوش شدید طرف آمریکایی متن پیچیدگی چندانی ندارد. همان طور که خیابان یکبار تنگه را نگه داشت، بار دیگر هم میتواند. تنگه احد ما هرمز است، کسی حق ناامیدی و نشستن ندارد. خونها به دست ماست. راه زیادی برای احیای بازدارندگی و عادیسازی زندگی داریم. ما پیروزیم اما روزی میتوانیم جشن بگیریم که رهبر کشور در حسینیه اش سخنرانی پایان جنگ بگذارد. #یادداشت ٢ @salmaneshoon

2
تنگه را رها نکنید تفاهم امضا شد، تفاهمی که مدتهاست اکثریت بازیگران (جز معدودی و بخش زیادی از مردم) پذیرفته بودند. تلاش منتقدان البته باعث شد که برخلاف برجام "مردم خسته اند"، "خودشان رای دادند" و ... از تاریخ حذف شود. اما یک تفاوت دیگر هم با برجام هست: هیچکس چه موافق چه مخالف (به جز معدودی عشاق) امیدی به اجرا شدنش ندارد. این یک تفاهم اجرا نشدنی است، در بند اول آن پایان جنگ در لبنان آمده. یعنی اسرائیل که با چند قطعنامه سازمان ملل هم نایستاده، توافق پارسالش را چند هزار بار نقض کرده، امروز 20% لبنان را سیطره کرده، توافق غزه را هر ساعت نقض کرده، همین الان خاک سوریه جولانی را اشغال کرده به خاطر یک خط ما عقب برود؟! تفاهم از همان بند اول شوخی است و اگر اجرا بشود باید تعجب کرد و مژدگانی، که گربه زاهد شد. ولی باید منصف بود، این متن پر از امتیازات وعده آمریکاست، بیسابقه و چند برابر برجام. به قول جناب مشاور همینکه آمریکا روی کاغذ بنویسد نیروهایش را دور میکند یک پیروزی است حتی اگر اجرا نکند! یعنی خودمان هم میدانیم ولی عشق است. کمد ما پر از کاپ اخلاق و کاغذهای زیباست. کنار عکس شهدا و کودکان و رهبر. اگر کسی وعده های رفع تحریم و صندوق و پول را باور دارد که احتمالا به تازگی وارد کشور شده، وگرنه این متن عملا یک معامله دارد: تنگه برابر محاصره و لبنان. ترامپ با موفقیت در آتش بس و دور از تنش جنگ، سلاح محاصره را ایجاد کرد. امروز رییس مذاکرات با افتخار میگوید توانستیم بدون جنگ بزرگ با مذاکره (عملا تنگه) محاصره را برداریم. محاصره موفق بود همانطور که 60 روز تلاش دو قدرت اتمی برای بازکردن تنگه ناموفق. بستن تنگه موفق بود همانطور که موازنه مان برای پترو فولاد ناموفق. جنگ همین است، افتخار ماست که مقابل دشمنی قدار، قوی، باهوش و توانمند بایستیم. ما بزرگترین قدرت جهان را متوقف کردیم پس ما هم ابرقدرتیم. اما این به معنای نداشتن ناکامی و خطا و ضعف نیست. آتش بس گزینه های نظامی را محدود کرد، خصوصا آزمون و خطا مقابل محاصره. این روزها از فرزند تا مشاور آتش بس را نقد میکنند و گردن گرفتنش سخت شده اما آن روز میگفتند چیزی نشده، دو هفته است. اگر شروط دهگانه (آن روزها شعام خود رهبری بود) محقق نشد به جنگ برمیگردیم. دو ماه میگذرد و حتی با خود جنگ و شهید و کشته هم برنگشتیم! یکبار تا لبه عملیات نظامی برای محاصره رفتیم و رای نیاورد. چون واقعیت اینست که تصمیم جنگ بسیار سخت و پرهزینه است. امروز هم مذاکره کنندگان میگویند چیزی نشده، اگر آمریکا و اسرائیل تفاهم را اجرا نکنند تنگه را میبندیم! جان مطلب اینکه تنگه چندان بازگشت پذیر نیست. ما 40 سال تنگه را داشتیم اما روزی بستیم که رهبر کشور توسط آمریکا و اسرائیل ترور شد. روز قیامت جمهوری اسلامی. ما تنگه بند نبودیم، چطور فردا باشیم؟ کاغذ را رها کنید به سوابق نگاه کنید، کشوری که پارسال تمام پایگاه های اتمیش را بمباران کردند اما حتی از ن.پ.ت هم خارج نشد، کشوری که با خیانت آشکار گروسی و پس از تهدید شهید لاریجانی، با گز و پسته از او پذیرایی کرد و امتیاز برجامی قاهره داد، کشوری که زیر سایه جنگ بعد از 12 سال ناگهان پالرمو و سی اف تی را تصویب کرد، کشوری که رییس جمهورش گفت "خو اومد زد! بسازیم هم دوباره میزنه." "مذاکره نکنیم چه کنیم؟!" و استقلال را معادل دعوا گذاشت، قابل پیش بینی نیست؟ فراموش نکنید رییس شعام ایران هفته اول همین جنگ عذرخواهی کرد، دو ماه بعد از کشتن رهبر کشور گفت "تا آخر دعوا کنیم؟!" و "انتقام فقط جنگیدن نیست"، فراموش نکنید ما شهادت 4 نفر در خلیج فارس را پنهان کردیم تا سفر مخفیانه قطر آسیب نبیند، آتش بس نقض شد و آن را "حمله به زمین سوخته" معرفی کردیم و همه درحالیکه هیچ تفاهمی نبود! صد روز کشور صحن مجلس ندارد ولی رییس مجلس پس از تفاهم به اتاق بازرگانی رفت. فردا از امروز پیداست. حالا تصور میکنید با آمدن آب باریکه ای از پولهای بلوکه شده، آرامش نسبی بازار، تمام شدن فشار خیابان، ادراک تورم 90 درصدی جراحی، رسیدن کاستی های جنگ، تحریک زخمهای تازه، هنوز بستن تنگه یک گزینه آسان است؟! شهید رییسی هم دستش میلرزد. ما بعد از 50 روز تحمل آتش بسی که هر هفته اش جنگ بود و اسرائیل از فرط نقض به ضاحیه رسید فقط یکبار اقدام کردیم و سریعا متهم به جنگ افروزی شدیم! همین الان میگویند نتانیاهو و منتقدان مانع توافق اند. تجربه برجام که هیچ. بستن تنگه گزینه بازگشت پذیر آسانی نیست و آمریکا هم میداند. ترامپ مجبور شد برابر تنگه امتیاز بدهد، چون موثر بود. گرچه با اغراق از پایان ذخایر نفت در چهار هفته گفت اما درد اقتصادی واقعی است. این اولین بار در تاریخ است که توانستیم چنین فشاری بیاوریم و چه بسا آخرین بار. کسی به تماشای استفاده مجدد از این برگه نمی نشیند. اعتراف کردند که فکرش را نکرده بودند، پس دفعه آینده فکرش را میکنند، همانطور که ما برای محاصره. 👇
1 177
3
وقتی یک هفته است داری مینویسی، و پیام میاد
وقتی یک هفته است داری مینویسی، و پیام میاد
967
4
بسیج یک رکن اصلی مقاومت ملی در تجاوز خارجی و خیانت داخلی بود. امروز فرصتی بینظیر برای گسترش افقی و اجتماعی این شجره طیبه در سطح جامعه فراهم شده. انتصاب مدیر امنیتی ناکارآمد و بدسابقه در چنین موقعیتی یک اشتباه راهبردی و بازگشت به عقب جدی است. #موقت
678
5
با انتخاب آقا سید مجتبی فکر میکردم؛ قالیباف حمایت شاخص بگیره، جلیلی گرفت. تفکر ظریف منزوی بشه، اثر بیشتری پیدا کرد. ساس بالا بشینه، واجا اومد. (استمزاجی، هر دو به شدت ضعیف شدند) #موقت
795
6
+1
لا يوجد نص...
1 950
7
در این مدت برای حفظ انسجام شکننده جامعه عاملان وضع موجود رو تحمل میکنیم و حرفها رو میخوریم اما این فیلم قلبم رو به درد آورد. رییس جمهور کشور به خانواده ای که جوانش رو 2 هزار کیلومتر دورتر از خانه فرستاده و دشمن فقط بخاطر تفریح تکه تکه و غرقش کرده با موضع عاقل اندر سفیه میگوید انتقام که فقط جنگیدن نیست! نه بیست سال بعد، بلکه وسط جنگ، روزهایی که در جنوب کشور سربازان مان با همان قاتلان میجنگند. میگوید انتقام که فقط جنگیدن نیست! انگار ‏تصادف کرده باشند. 104 شهید ناجوانمردانه به قتل رسیدند و هنوز 20 نفرشان از دریا برنگشته اند. حالا زن شهید حداقل درخواستش اینست که خون جوان من برایت مهم باشد، و هیچ کدام از بادمجان دور قابچین ها هم زشتی پاسخ را نمیفهمند. گور پدر قانون و دین و وطن، حداقل بقا بفهمید. اگر یک چیز برای حکومت لازم داشته باشید احترام به جان و خون سربازی است که برای کشور جنگیده است. اگر یک سرباز آمریکایی کشته شود میداند که دولتش تا انتهای توان به او متعهد است. چرا که هر حکومتی با حداقل شعور بقا میفهمد باز هم به سرباز نیاز دارد. اینجا رییس جمهور کشور وسط جنگ عملا به خانواده سربازش میگوید من الزاما برای انتقام تو نمیجنگم! مثلا همین ساختن خیابان و جمع آوری زباله و گسترش بانک خصوصی و حذف ارز ترجیحی و جراحی اقتصادی و تورم نود درصد و ... زن میگوید از نظر بین المللی پیگیری کن. این صحنه شرم آور، این تخفیف خون سرباز، این کم توجهی نه برای سرباز معمولی بلکه برای قهرمان ناو دناست. ما از چنین نگاهی انتظار انتقام رهبر و ولی فقیه و مرجع تقلید داریم! دشمن اما تمام اینها را محاسبه میکند. همین لحظه هاست که جرات ترور عالی ترین مقام یک کشور را میدهد. همین حرفهای "چه کنیم؟! تا آخر دعوا کنیم؟!" است که هزینه تجاوز را کم میکند. البته برخلاف آمریکا سربازان ما نه برای این آقایان و جریانات بلکه برای خدا و دین و ایران میروند. آنها با جای دیگر معامله میکنند اما لازم است پزشکیان برود خانه این شهید با دستبوسی از بیان اشتباهش عذرخواهی کند. لازم است اعلام کند که انتقام خون شهید محترم است، جنگ باشد یا نباشد هیچ وقت فراموش نمی شود. این بخش اولین پیام رهبر را بلند بخواند: " این اطمینان را به همگان میدهم که ما از انتقام خون شهداء شما صرف نظر نخواهیم کرد. انتقامی که در نظر داریم فقط مربوط به شهادت رهبر عظیم‌الشان انقلاب نیست؛ بلکه هر عضوی از ملت که توسط دشمن شهید میشود، خود موضوع مستقلی برای پرونده انتقام است." جبران کنید. در جنگیم. @salmaneshoon
2 057
8
عید مبارک نشانی ما در بله؛ https://ble.ir/salmaneshoon فعلا کارگری و امرار معاش اجازه مجازی نمی‌ده، اما با توجه به مهاجرت اکثریت جامعه احتمالا جایگاه قبلی بله و تلگرام رو برعکس کنیم.
2 261
9
👆 در همین زمان زن ایرانی در خیابان های کشور پرچم بلند کرده و مقابل تجاوز خارجی ایستاده است. همین زنان عموما محجبه یک تنه ایران را از دهان آمریکا آزاد کردند. این تضاد باورنکردنی است. حتی شال سرش هم دارد میجنگد. نه فقط ایران بلکه بار تاریخ را به دوش کشیده اند و به صورت ابرقدرت جهان چنگ زدند. معلوم است که این تصویر را دوست ندارند. آنها در میانه حمله نظامی به خاک ایران تصویر زن زیبایی را میخواهند که بغض کند و از سرکوب در ایران و آزادی در غرب بگوید. آنها مستندی از ایران میخواهند که انقلاب به کمک‌های دموکراسی نیاز دارد. این لازمه عملیات است و هیچ تفاوتی با سوخت رسان ندارد. همانی که بر سر ما موشک میریزد به اینها جایزه میدهد. همان وقتی که ما کودکان مان را خاک میکنیم اینها از متجاوزان مزد میگیرند و برایشان کف میزنند. کمدی اینکه براندازان فیلم دوران اصلاحات آهنگرانی را گذاشتند که برای خاتمی رای جمع میکند و بایکوتش کردند. بین فروشندگان بر سر وطن فروشی دعواست. جنون در این جبهه به حدی است که مزدوران یکدیگر را پاره میکنند. باید لخت تر و وحشی تر بشوی. چه ایران شلوغی بشود فردای آزادی و دموکراسی، در صف غذای سازمان ملل. پگاه آهنگرانی البته یک نماد سیاسی هم هست. او و ترانه و گلشیفته و فرهادی و ... سالها سرباز اصلاحات بودند. صادقانه برای خاتمی نفس زدند، و قلبا برای موسوی شعار دادند. حتی برای روحانی و ظریف تمامشان را پای کار آوردند. منظور او از "تمرین های انقلاب" این دورانست نه فقط دی ماه. نوکری متجاوز از براندازی بیرون نیامده بلکه برعکس اینها فرزندان کسانی بودند که سالها پیش "مادر بیمار" را میخواستند همینجا "آزاد" کنند. این تفکر استعماری خانه زاد است. در همان فیلم تبلیغاتی گفته میشود خاتمی میخواهد، رهبر نمیگذارد! تصویر مبارزی که برای "آزادی و دموکراسی" با سرکوب شرقی میجنگد آشنا نیست؟ آنها که با ادعای تقلب لشکر انقلاب برای آزادی و دموکراسی ساختند برای اشغالگر امروز سرباز میساختند. لشکری که با فروپاشی رویای برجام در 98 به ناامیدی و در 401 به عریانی انتخاب رسید. طبقه پس مانده روشنفکری ایران در حسرت غربی شدن سوخت و سوزاند. نسلهایی را مصرف کرد و قدم به قدم به براندازی رساند و مسئولیت هم نپذیرفت. آهنگرانی یک شرق فتح شده است، مغزش فکرش امیدش آرمانش و حتی بدنش را ابزار غرب کرده است. جایزه ای را مثل تکه استخوانی جلویش می اندازند و با آن عکس میگیرند. تصاویر او سند حقارت ایران و افتخار غرب است. آنها از انقلاب میگویند درحالیکه زن ایرانی کف میدان انقلاب جلوی کل استعمار ایستاده و آزادی را برملا کرده است. نه تنها آزادی خودش بلکه آزادی مستضعفان جهان را پیش میبرد. و انقلابی به عظمت تحقیر آمریکا ساخته است. ما انقلابی که آنها در خیالشان تمرین میکنند را در خیابان زندگی میکنیم. #یادداشت 2 @salmaneshoon
2 872
10
*شرق فتح شده* در میانه بزرگترین تجاوز بیگانه به ایران در حالیکه طبقه روشنفکر در سکوت سوختن ما را تماشا کرد دو نفر از ایران به جشنواره کن رفتند: اصغر فرهادی و پگاه آهنگرانی. فرصتی جهانی برای جبران خاموشی، اما دهان بازکردند و تازه فهمیدیم در مغزشان چه میگذرد. پس از بلوای 401 نیویورک تایمز گزارش طولانی منتشر کرد که تمام کارنامه فرهادی را زیر سوال می‌برد. با گلشیفته، امام موقت انقلابیون، هم مصاحبه شده بود. از اتهام سرقت تا فریبکاری و حتی عبارت vasat-baz را هم عینا برایش نوشتند. همان کسی که دوبار به او اسکار سیاسی دادند، یکی را سرمایه 88 کردند و دیگری را پل برجام. همان کسی که قهرمان و الگو و پرچمدار ساختند. چرا چنین لجن مال و لکه دار کردند؟! 401 نقطه عطف است، و این جنگ میوه اش. طبقه متوسط ایران باید میفهمید دوره وسط بازی تمام شده. حالا باید مثل گلشیفته لخت شوید و به میدان بیایید. کار دست اسرائیل است. فرهادی، قهرمان از دست رفته، در جشنواره کن بدون ذکر آمریکا و اسرائیل با همه کشته شده ها همدردی کرد! چنان وسط که از قمه کش دی، دختر میناب و سرباز اسرائیلی را شامل میشود. تپیکال روشنفکری ایران: پس مانده. وسط جنگ هم جرات اعتراض به متجاوز را ندارد. چطور به کسی اعتراض کند که بزرگش کرده؟! این بی وطنی نتیجه صدسال حسرت غرب است. در همان صندلی خاویر باردم بازیگر فیلم سابق فرهادی گفت برایش مهم نیست که حذفش کنند، برای غزه جلوی اسرائیل می ایستد. فیلمساز ایرانی که کودکانش زیر آوار شلیک اسرائیل است خفقان گرفته، بازیگر اسپانیانی اعتراض میکند. یعنی نه فقط از جامعه ایران بلکه از دنیا پس مانده اند. نسل جدید روشنفکران اما پیام گزارش401 را گرفتند و از فرهادی هم عبور کردند. راه، راه گلشیفته هاست. آهنگرانی هم با لباس نیمه عریانش تعارف حجاب را کنار گذاشت و صریحا مستند "تمرین هایی برای انقلاب" را پیشکش کرد. کدام تمرین؟ کدام انقلاب؟ میگوید تصویری است از تلاشهای مردم ایران در 88 و ززا تا دی برای "آزادی و دموکراسی". مستند را هم تقدیم به مادرانی کرد که فرزندانشان را در راه آزادی از دست دادند. دقیقا در روزهایی که آمریکا و اسرائیل هم برای "آزادی و دموکراسی" و حمایت از "انقلاب" به ایران تجاوز نظامی کردند. لختی استعمار را می بینید؟ دقیقا مسیر عراق، افغانستان، سودان، لیبی،... با موشک و بمب دارند ما را آزاد میکنند و همزمان تصویر نیاز ما به آن آزادی را فراهم میکند. این دیگر پس ماندگی نیست، نوکری است. جنگ شد و فهمیدیم بخشی از طبقه روشنفکر ما عملا مزدور و نوکر اجنبی است. آهنگرانی چندماه پس از انسجام بینظیر جنگ خرداد و دقیقا قبل از کودتای دی هم از بی‌بی‌سی پروپاگاندایی با ترانه علیدوستی پخش کرد. فراموش نکنیم دلیل موثر در جنگ خرداد و رمضان تصویرسازی از انقلاب بود. گفتند جمهوری و مردم و اسلامی و حجاب و رهبر و اینها تمام شده، اینجا انقلاب شده، بیا بزن کار را تمام کن. مسئول ما هم فکر میکرد با رهاسازی و فراموشی امنیت می آورد. حالا هنرمندشان حتی در تجاوز بیگانه هم مستند میسازد که مردم دارند برای رسیدن به ارزشهای متجاوز تمرین میکنند! اینها پیوست بمباران میناب هستند. متجاوز مثل خلبان اف 35 به فیلمساز این تصویر از ایران نیاز دارد. اینها ابزار استعمار اند. پگاه آهنگرانی یک اسم تازه رسیده خودساخته نیست. مادر فیلمسازش منیژه حکمت در کنارش میگوید باید امید داشته باشیم! پدرش هم کارگردان بود و همسرش خواننده مشهور است. او بهترین نماینده یک طبقه و جریان است. طبقه فروشنده. فرهادی میفهمد آنجا تصویر ایرانی سرکوب شده را میخرند. در همین جشنواره گفت ایران مثل "مادر بیمار" است! باید برگردم بهش سر بزنم. چه بیماری دارد؟ آهنگرانی و گلشیفته صریحتر میگویند: شرقی بودن. این مادر بیمار، کمبود آزادی و فقر دموکراسی غربی دارد. علت بازتاب 401 در غرب همین انگاره زن شرقی سرکوب شده بود و تلاشش برای آزادی. امثال آهنگرانی خروجی آن سفارش هستند که حتی هویت زن شرقی را هم کنار میگذارند و کامل مثل زن غربی میشوند. یعنی بدنشان را هم تقدیم ارباب میکنند تا عکسهای تبلیغ قدرت او بشود. سرنوشت تلخ طبقه روشنفکر ایران. هم اثرش را وسیله تجاوز به کشورش می‌کنند و هم خودش را. 👇
1 848
11
سوار اون هلی‌کوپتر نشو ...
سوار اون هلی‌کوپتر نشو ...
1 540
12
یکسال پیش:
1 225
13
👆 خیلی زور بزنند روی حداقل ها می ایستند: وطن، خاک، بچه ها، هلال احمر، مدرسه، دوست باشیم، ... حتی نگرانی شان برای کودکان هم بچه گانه است. خنثی، محدود به قاب خرابه، بدون اشاره به عاملانش. توهین نشود، دیروز کودکی را دیدم که پرچم به دوش سلانه سلانه به میدان میرفت، یعنی کودکان ما هم از این پیرکودکان جلوترند. کسانی که همراه فاجعه سازان دی بیگانه را دعوت کردند و حالا برای فرار نقش قربانی میگیرند یا سکوت کرده اند. البته هر جامعه ای چنین پیرکودکانی دارد، مشکل ما اینست که آنها را پشت فرمان نشاندیم. دست کم صد سال. مقطعی در انقلاب 57 مردم جلو افتادند اما بعد از جنگ دوباره به بهانه سازندگی و اصلاحات قهرمانان پلاستیکی را جایگزین قهرمانان واقعی کردیم. این جنگ دوباره آینه ای شد که واقعیت جامعه مان را بفهمیم؛ جامعه ای با نخبگان پس مانده. دیدیم که روشنفکر کیلومترها عقب تر از مردم است. کدام شاخک حساس؟ کدام وجدان جامعه؟ میگفتند که اینها میانه اند، بودند اما میان مردم و دشمن. واسطه یارگیری از مردم بودند به سمت غرب. و وقتی غرب نقاب انداخت ساکت شدند. چطور جلوی قبله شان بجنگند؟ میگفتند آنها صدای جامعه هستند، نماینده مردمند. جنگ آمد و چراغ انداخت و دیدیم دهان جامعه پشت سرش است! این بیماری است. ما پس مانده هایمان را مرجع فکری کردیم و آنها ما را عقب کشیدند. با مغزهای کوچک زنگ زده شان مسائل را حداقلی کردند. در قابهای بسته شان نمای بزرگ را بریدند. قد کودکانه شان را معیار قرار دادند و بقیه را پایین کشیدند. به اسم عرف باورهایمان را سربریدند و آرزوهایمان را بچه گانه کردند. پرچم را به پاهای کودکانه شان سپردیم و سرعتمان را پشت سرشان انداختیم. مردم پیشرو را تندرو خواندیم و پیشرفت را پابند زدیم. رویای بچه گانه شان را فروختیم و جنگل واقعیت را انکار کردیم. به اسم تکثر پس ماندگی را مشروع کردیم و مسیر نقد را گل گرفتیم. باید این نظم را تغییر دهیم. می دانید بعضی چرا "نه به جنگ" میگویند؟! برای اینکه جنگ دنیای کودکانه شان را برملا میکند. روشنفکر میتواند پنجاه سال کتاب بنویسد، تئاتر برود، فیلم بسازد و چشمش را به سید علی خامنه ای ببندد. میتواند در هپروت فرو برود و واقعیت زدایی کند. میتواند تا شصت سالگی به سینه مادر آویزان باشد و پا روی زمین نگذارد. اما جنگ می آید و چنان لگدی به دنیای کودکانه میزند که دیگر انکار شدنی نیست. یقه شان را میگیرد که باید انتخاب کنی. باید بزرگ شوی. جنگ از جنس مرگ است. از جنس واقعیت تلخ. جنگ با همه دشواری وزن آدمها را مشخص میکند. مثل آنها که ادعای انترناسیونال داشتند ولی طبقه اینترنشنال از آب درآمدند. جنگ یک تکان به الک داد و آنها که همیشه جلوی چشم بودند را فرستاد سرجایشان: پشت سر مردم. هسته سخت به خیابان آمدند و با الله اکبر جلوی دشمن ایستادند. هسته نرم هم کم کم اضافه شد و روشنفکران هنوز کیلومترها عقبند. بیایید دیگر به عقب برنگردیم، پس ماندگان جنگ را رها کنیم. زیبایی پیش آمدگان را ببنیم. تا چند وقت پیش مردم نمی دانستند چه قهرمانی به نام تنگسیری در ایران نفس میکشد، چه دلاوری در کوچه های شهر قدم میزند، نمی دانستند چه خط شکنی دارند ولی امروز حس میکنند فرزندشان را از دست داده اند. این معجزه حماسه است. هنگامه مثل غربال سنگ ریزه های پر سر و صدا را پایین ریخت و جواهر های ساکت را بالا آورد. نبرد مثل آتش ابراهیم ها را مبعوث کرد تا به معجزه گلستانش کنند. آنها که میگفتند طبقه فقرا عامل مشکل ما هستند پنهان شدند و آنها که اتاق شخصی نداشتند گلوی دشمن را تنگ گرفتند. تنگسیری فقط یک نمونه است. حالا ببینید در جنگ قاسم سلیمانی روستازاده بار ایران را به دوش میکشد. حالا ببینید ایمان زنان معمولی مان خیابان را نگه میدارد. حالا ببینید این جنگ چه باقری ها و باکری ها بسازد، حالا ببینید این جنگ چه ایرانی بسازد. #یادداشت @salmaneshoon
1 313
14
پس ماندگان جنگ روزها از جنگ گذشت. مردم وسط میدان و مدافعان در پیشانی ایران. تهران خط مقدم و تهرانی مقدم در خط. از بالاترین نقطه نظام تا دانش آموز شهید دادیم، از لاریجانی تا پاکبان، از فرمانده سپاه تا سرباز صفر. عده ای هم مفقود، اما عجیب آنهایند که در صحت و سلامت گم شدند. مشتی اسطوره، پهلوان، قهرمان، دانشمند، استاد، دکتر، فیلسوف، جامعه شناس، هنرمند، اقتصاددان، نخبگان و چهره های بلبل زبان داشتیم که دهانشان خشک شد یا ناله ضعیفی کردند، انگار زیر آوار تاریخ گیر افتاده اند. هفته ها گذشت اما نتوانستند تصمیم بگیرند حق با کیست. بمب بالای سرشان بود، اسلحه ترامپ در دهانشان اما هنوز دشمن را پیدا نکردند. چطور چنین نابینایانی را چشم جامعه می دانستیم؟! چطور چنین بی زبانهایی را صدای جامعه جا زدند؟! این سرزنش نیست، پرسش است. طبقه روشنفکر ما که تا قبل جنگ ادعای نجات جامعه داشت، به نمایندگی از مردم سخن میراند، برای ایران اشک میریخت، دیگران را بیسواد میخواند، بلندگو ها را اشغال کرده بود، آه نخبه کُشی میکشید، ذکر توسعه از لبش نمی افتاد، برای هرچیزی نسخه ای داشت در هنگامه جنگ وجودی ایران به تماشای دریچه نشست. خیلی وقت است از مساله انسانیت گذشته ایم. ملکیان، فیلسوف "اخلاق"شان یکسال کشتار غزه را تماشا کرد و آه هم نکشید. از آرتیست غربی صدا درآمد از هنرمند روشنفکر نه. آزمون انسانیت در غزه مرد، امروز روشنفکر ما در آزمون حیوانیت است و بل هم اضلّ. دیروز سوختن همسایه را نگاه کردند، امروز قصاب بالای سرشان رسید و مثل مردگان زل زده اند، اگر همراهش نباشند. راستی چرا این طبقه برای دشمن بی خطرند؟! از همان ساعت اول جنگ خطرناک ترین سرمایه های ایران را کشتند؛ رهبر، فرماندهان، مردم و دانش آموزان. دشمن انگشتان ایران را می جوید، دانشمند را در روستا ترور میکند، اما نه تنها روشنفکر ایرانی سهمی نداشت بلکه بدتر، دشمن به او طمع کرد! رفتار سلبریتی هایشان را ببینیم، یک بخش که همراه کودک کش غزه و کودک باز اپستین هلهله کشیدند. همان نیکی کریمی و محسن یگانه هایی که از این کشور توشه گرفتند ولی رقاصه یزید شدند. بخشی دیگر اما جوانمردانه از ساعت اول بدون لکنت فریاد حسبی الله سرودند از جمشید آریا تا پرواز همای. اما بخش قابل توجهی شان هم سکوت کردند، نه جرات ابراز خوشحالی داشتند و نه وجود حماسه، شاید منتظر سقوط، شاید نگران سفره. بیست روز گذشت و هسته سخت مردمی چنان راه را باز کرد که مارپیچ فشار معکوس شد، ایران مانده بود و اینها جامانده. حالا یکی یکی پیدایشان شد. شیپور جنگ عیار ادعاها را مشخص کرد. در حالیکه مردم کف خیابان با افتخار پرچم ایران و اسلام را بالا میبرند، وطن پرستان مدعی متر می‌کردند تا کجا جمهوری اسلامی است و تا کجا ایران. پلشتی از این بالاتر که تجاوز به ایران را محکوم نکردند و فقط مدرسه میناب را دیدند؟ آن مجری که گوشت و پوستش از تلویزیون است، به زور دو کلمه نوشت "خدایا بچه ها"! نه، این سواستفاده از کودکان است. چرا در بیانیه های اینها نامی از قاتل نیست؟ کودکان میناب تصادف کرده اند؟ در حالیکه مردم زیر موشک، ایست بازرسی برگزار می‌کردند، اسطوره توپ بازی برای نوروز پیام میداد. دیگری بعد از خواب یک ماهه استوری گذاشت "وطن یعنی عشق". هلال احمر هم شد پاتوق، فقط حیف که صلیب سرخ نداشتیم. بعضیشان همزمان از کشتگان اسفند و مردگان دی تقدیر کردند. احترام به قاتلان میناب و مقتولین میناب! لایک همزمان به جنگ طلبان و قربانیان جنگ. در حالیکه ما هر روز جنازه در می آوردیم اینها دنبال نقطه وسط قاتل و مقتول میگشتند، تا کسی ناراضی نرود. بمب افکن بالای سرمان بود و بعضی بعد از سی روز گفتند "نه به جنگ"! آخی. تازه اینها چهره هایی بودند که تحت فشار مردمی مجبور به سخن شدند، یک لشکر روشنفکر داریم که ساکت اند. و هزار لشکر مردم که در خیابان، ایران را نگه داشته اند. این اتفاقی عادی نیست ما تاریخ را نفس میکشیم، از این مردم کتاب ها خواهند نوشت. هیچ جنگی نداشتیم که میلیون میلیون مردم هر شب حاضری بزنند. هفته ها زن و مرد، پیر و بچه، کارگر و کارمند پرچم سرخ و سبز چرخاندند ولی طبقه روشنفکر هنوز سیاه را از سفید نفهمید. جنگ نشان داد ما با مشتی کودکِ سالخورده طرفیم که ظرفیت ذهنی کافی ندارند. اصلا نمی توانند مفهوم ایمان، دشمن، استعمار، بسیج، هویت، حیا، امت و امام و ... را درک کند. طرف نوشته بود ایران هیچوقت خاکش را تسلیم بدی نکرده است! ببین در چه عالمی است. 👇
926
15
فهرست اهم آنچه در این مدت دو ماه که در کانال بله فعال بودیم جهت بایگانی. با این وضعیت البته فکر میکنم برعکس بشه و در بله فعال تر باشیم و گزیده ای از آنجا رو در تلگرام بگذارم. برای زندگی باید جنگید روز اول جنگ جنگ در این خاک غریبه نیست، هیچ حکومتی نبوده که نجنگیده، کمتر نسلی بوده که حداقل یک جنگ را ندیده باشد. ایران کشور بزرگی است با منایع مهم در میان مسیرها. بزرگی قدرت میسازد، از منابع قدرت میجوشد، جاده ها با خودشان قدرت می آورند و قدرت هم جنگ. زنده میمانیم و قوی تر میشویم روز دوم اشکال از ما نیست، تصور دنیای بدون سید علی سخت است. همه به چنین روزی فکر میکردیم و همه از آن فرار میکردیم. اما نکته همین جاست، فقدان رهبری اتفاق سنگینی بود اما قابل پیش بینی. همانطور که دشمن برایش برنامه ریخت، دوست هم آماده شده است. نشانه اش جنگ بی نظیر، دقیق، منظم روز اول توسط سربازانی بدون فرمانده!تقصیر ما نیست، عظمت شخصیت خامنه ای چنان است که نبودش حفره ای بزرگ میشود. اما با عظمت تر از خامنه ای میراث خامنه ای است. دستگاهی که بدون سر هم سرزنده است. مانع ذهنی ما بود که چنین نظامی را درک نمی کردیم. او خود اما آنچه آجر به آجر ساخته بود را خوب میشناخت. خامنه ای آخرین معجزه اش را پس از شهادت رو کرد. کوتاه این جنگ خلیج فارس است روز پنجم کوتاه درباره عذرخواهی پزشکیان و خط تسلیم طلبان روز هفتم ایستادن کنار اجنبی این روزها بعضی برای تحریک وجدان نداشته زامبی ها میگویند "ببین مدرسه را زدند، ببین فلانی را که زدند سپاهی نبود، ببین خانه مردم را به خون کشیدند که مسئولیتی نداشت". تو گویی حمله به نظامی و مسئول ایرانی گناهی ندارد. جماعت نشنال زده هم میروند دنبال اینکه: حتما زیر ورزشگاه نیرو برده اند. حتما در بیمارستان یک مسئول خوابیده، عمو ترامپ میخواسته پادگان بزند خورده به مدرسه ...نکته اینجاست که کثافت این برادرزادگان ترامپ نه در منطق بلکه در موقعیت شان است: ایستادن کنار اجنبی. نوکری متجاوز. مزدوری بیگانه.فرض کنیم در جنگی خیالی فقط سپاهی و ارتشی کشته میشد، لجن دعوت از متجاوز به خاک ذره ای شسته نمیشد. کوتاه درباره انتخاب آقا سید مجتبی روز نهم کوتاه درباره چهارشنبه سوری و ترور لاریجانی روز هفدهم پس ماندگان جنگ روز سیم سی روز از جنگ گذشته است. مردم وسط میدان هستند و مدافعان در پیشانی ایران. تهران خط مقدم است و تهرانی مقدم در خط. از بالاترین نقطه نظام تا دانش آموز شهید دادیم، از لاریجانی تا پاکبان، از فرمانده سپاه تا سرباز صفر. عده ای هم مفقود، اما عجیب کسانی اند که در صحت و سلامت گم شده اند. مشتی اسطوره، پهلوان، قهرمان، دانشمند، استاد، دکتر، فیلسوف، جامعه شناس، هنرمند، اقتصاددان، نخبگان و چهره های بلبل زبان داشتیم که دهانشان خشک شده یا ناله ضعیفی میکنند، انگار زیر آوار تاریخ گیر افتاده اند.سی روز گذشته اما هنوز نتوانسته اند تصمیم بگیرند حق با کیست. بمب بالای سرشان است، اسلحه ترامپ در دهانشان اما هنوز دشمن را پیدا نکرده اند. چطور چنین نابینایانی را چشم جامعه می دانستند؟! چطور چنین بی زبانهایی را صدای جامعه جا زدند؟! این سرزنش نیست، پرسش است. درباره شهید موسوی و ظریف روز سی و چهارم نه نکته درباره آتش بس روز سی و نهم 1- جنگ اصلا تمام نشده، فقط از شکلی به شکل دیگر تبدیل شده است. وارد آزمون دشواری شدیم. کوتاه درباره جامعه بالغ شب آتش بس روز چهلم
755