ar
Feedback
کتابفروشی رزا📕🌸

کتابفروشی رزا📕🌸

الذهاب إلى القناة على Telegram

رزا هستم😍 بلاگر کتاب و عاشق دنیای متفاوت کتاب‌ها🤩📗 اینجا یه عالمه کتاب تو ژانر ها و سلیقه های مختلف براتون معرفی میکنم♥️ یادتون نره به سراسر ایران ارسال داریم✈️ ☎️جهت ارتباط و ثبت سفارش به آیدی زیر پیام دهید: @Rosa_bookstore_admin

إظهار المزيد
2 005
المشتركون
-124 ساعات
-67 أيام
-2130 أيام
أرشيف المشاركات
دارین : چشم و موهای تیره، پوست سبزه برادر لایاست✨️🦋💖 که توسط نیروهای امپراتوری به جرم خیانت دستگیر میشه، اون شخصیت شجاع و ج
+1
دارین :
چشم و موهای تیره، پوست سبزه برادر لایاست✨️🦋💖
که توسط نیروهای امپراتوری به جرم خیانت دستگیر میشه، اون شخصیت شجاع و جسوری داره.⛓️✨️🕊❤️‍🔥

فرمانده کریس ویتوریس : موهای بلوند، پوست سفید گچی، چشم خاکستری روشن، اندام باریک، اون از خاندان بزرگ ویتوریاست👱🏻‍♀️✨️❤️‍🔥☠
+1
فرمانده کریس ویتوریس :
موهای بلوند، پوست سفید گچی، چشم خاکستری روشن، اندام باریک، اون از خاندان بزرگ ویتوریاست👱🏻‍♀️✨️❤️‍🔥☠️
کریس فقط الایس رو به دنیا آورده، به شدت سرد و بی‌رحمه، اصلا احساسی به اِلایس نداره، خیلی سخت‌گیره و قاتل خوبیه، دنبال شورشه!☠️⛓️✨️❤️‍🔥

کینان : موهای قرمز مسی، چشمای سبز، قد متوسط✨️ همه فکر می‌کنن یکی از اعضای گروه مقاومته که به لایا کمک می‌کنه🤌 ولی توی جلد دو
+1
کینان :
موهای قرمز مسی، چشمای سبز، قد متوسط✨️
همه فکر می‌کنن یکی از اعضای گروه مقاومته که به لایا کمک می‌کنه🤌 ولی توی جلد دوم ماهیت اصلیش مشخص میشه و توی جلد سوم نقش پررنگ‌تری داره.❤️‍🔥✨️

مارکوس فرار : یکی از سربازهای بی‌رحم و بی‌احساس بلک‌کلیف☠️⛓️✨️ در رقابت برای فرماندهی امپراتوری نقش داره، حالا امپراتور شده و
+1
مارکوس فرار :
یکی از سربازهای بی‌رحم و بی‌احساس بلک‌کلیف☠️⛓️✨️
در رقابت برای فرماندهی امپراتوری نقش داره، حالا امپراتور شده و دنبال حمایت و وفاداری خاندان‌های مهمه.👑❤️‍🔥✨️

هلین آکوئیلا : مو بلوند، پوست سفید، چشمای روشن سبزآبی، تنها زن سرباز در بلک‌کلیف👱🏻‍♀️🦋✨️🩸 یکی از بهترین سربازها، خیلی سخت
+2
هلین آکوئیلا :
مو بلوند، پوست سفید، چشمای روشن سبزآبی، تنها زن سرباز در بلک‌کلیف👱🏻‍♀️🦋✨️🩸
یکی از بهترین سربازها، خیلی سخت‌گیر و جدیه، حالا مقام سنگ چشم‌خونی رو‌گرفته و قسم خورده هر دستوری امپراتور بده اجرا کنه.☠️🕊✨️❤️‍🔥🤌

اِلایس ویتوریس : قد بلند، موهای تیره، پوست قهوه‌ای طلایی، چشمای خاکستری، خوش‌قیافه :)😌❤️‍🔥✨️ اون یه ماسکه (سرباز امپراتوری)
+2
اِلایس ویتوریس :
قد بلند، موهای تیره، پوست قهوه‌ای طلایی، چشمای خاکستری، خوش‌قیافه :)😌❤️‍🔥✨️
اون یه ماسکه (سرباز امپراتوری)، برخلاف بقیه سربازهای رحم هنوز تو وجودشه، از مارشال‌ها متنفره و قصد داره از مدرسه بلک‌کلیف فرار کنه.🫠👀✨️🤌

لایا : موهای تیره، پوست پوست سبزه یا زیتونی، چشمای کهربایی یا طلایی🦋✨️ شخصیت اصلی کتاب که از گروه دانشمندانه، برای نجات براد
+2
لایا :
موهای تیره، پوست پوست سبزه یا زیتونی، چشمای کهربایی یا طلایی🦋✨️
شخصیت اصلی کتاب که از گروه دانشمندانه، برای نجات برادرش وارد مدرسه نظامی بلک‌کلیف میره تا جاسوسی کنه🥷🫠❤️‍🔥✨️

نظرتون چیه یکم با شخصیت ها آشنا بشیم🙃😍💖
نظرتون چیه یکم با شخصیت ها آشنا بشیم🙃😍💖

روابط عاطفی این جلد زیر فشار شرایط قرار می‌گیره.🥀✨️🫠 حضور احساسات ملموسه و تنش عاطفی هم بالاست اما عشق اولویت شخصیت‌ها نیست
+2
روابط عاطفی این جلد زیر فشار شرایط قرار می‌گیره.🥀✨️🫠
حضور احساسات ملموسه و تنش عاطفی هم بالاست اما عشق اولویت شخصیت‌ها نیست🦋🥀✨️ بحث بیشتر بین مرگ و زندگیه☠️🦋✨️

از نظر رشد شخصیت‌ها🫠👀❤️‍🔥 این جلد یکی از قوی‌ترین نقاط مجموعه‌ست. 👀❤️‍🔥✨️ الایس دیگه قهرمان خسته‌ و فراری نیست؛ باید بها
+3
از نظر رشد شخصیت‌ها🫠👀❤️‍🔥 این جلد یکی از قوی‌ترین نقاط مجموعه‌ست. 👀❤️‍🔥✨️
الایس دیگه قهرمان خسته‌ و فراری نیست؛ باید بهای انتخابش رو بده حتی اگر آزادی شخصیش از دست بره.🥀✨️⛓️❤️‍🔥
لایا از دختری ترسو و کم جرات به شخصیتی فعال و اثرگذار تبدیل شده؛ باید تصمیم بگیره برای نجات دیگران از خودش بگذره.❤️‍🔥🦋✨️
هلین همچنان مسیر سختی داره و درگیر قدرت، وفاداری، عشق و گناهه. اون نه کاملا قهرمانه، نه ضدقهرمان!🫠🥀✨️

از نظر رشد شخصیت‌ها🫠👀❤️‍🔥 این جلد یکی از قوی‌ترین نقاط مجموعه‌ست. 👀❤️‍🔥✨️ الایس دیگه قهرمان خسته‌ و فراری نیست؛ باید بها
+2
از نظر رشد شخصیت‌ها🫠👀❤️‍🔥 این جلد یکی از قوی‌ترین نقاط مجموعه‌ست. 👀❤️‍🔥✨️
الایس دیگه قهرمان خسته‌ و فراری نیست؛ باید بهای انتخابش رو بده حتی اگر آزادی شخصیش از دست بره.🥀✨️⛓️❤️‍🔥
لایا از دختری ترسو و کم جرات به شخصیتی فعال و اثرگذار تبدیل شده؛ باید تصمیم بگیره برای نجات دیگران از خودش بگذره.❤️‍🔥🦋✨️
هلین همچنان مسیر سختی داره و درگیر قدرت، وفاداری، عشق و گناهه. اون نه کاملا قهرمانه، نه ضدقهرمان!🫠🥀✨️

ریتم داستان نه اونقدر سریع و انفجاریه نه آهسته که حوصله رو سر ببره!.📚❤️‍🔥✨️ یه اضطرابی موقع خوندنش هست و مدام حس می‌کنی اتف
+1
ریتم داستان نه اونقدر سریع و انفجاریه نه آهسته که حوصله رو سر ببره!.📚❤️‍🔥✨️
یه اضطرابی موقع خوندنش هست و مدام حس می‌کنی اتفاق‌های بدتری هم تو راهه👀✨️🫠 و همین ریتم داستان رو تند و کتاب رو خوندنی کرده.📚😌🤌

کتاب_مرگ پشت دروازه ها📚☠️✨️
جلد سوم مجموعه اخگری در خاکستر ادامه دو جلد قبلی هست و داستانی کاملا مهیج و آتشین ، از خیانت ها گرفته تا ظلم و ستم❤️‍🔥🥀✨️👀
❤️‍🔥ناشر:نشر مجازی✨️👀 ❤️‍🔥ژانر: حماسی / فانتزی/ عاشقانه💖🔥 ❤️‍🔥۴۳۲ صفحه✨️🔥 ‼️قیمت مخصوص رزا بوکی ها : ۵۵۰تومان‼️ @time_of_study📙 براى خريد كتاب پيام دهيد @Rosa_bookstore_admin

معرفی روز آخر کتاب_مرگ پشت دروازه ها📚☠️✨️ به سمتش رفتم و همون لحظه که وارد کلبه شدم میمی ریلا رو دیدم که دست بسته و با چهره‌
+2
معرفی روز آخر کتاب_مرگ پشت دروازه ها📚☠️✨️
به سمتش رفتم و همون لحظه که وارد کلبه شدم میمی ریلا رو دیدم که دست بسته و با چهره‌ای نیمه هوشیار و ضعیف به صندلی بسته شده بود.🥀✨️⛓️🫠 تا خواستم قدم از قدم بردارم دستی محکم دور دهانم پیچید و من رو به عقب کشید.👀✨️⛓️ جادوم در حال شکستن بود. کسی داشت من رو از نامرئی بودن بیرون می‌کشید.💔🔮✨️👀 سعی کردم بهش ضربه بزنم اما اون قوی‌تر بود و وقتی منو روی زمین پرت کرد بالاخره صورتش رو دیدم. 🤌 هلین آکوئیلا! سنگ‌چشم خونی که وظیفه داشت من رو بکشه درست پشت سرم ایستاده بود؛ ❤️‍🔥✨️👀 زنی که همیشه یک قدم جلوتر از من حرکت می‌کرد...☠️❤️‍🔥✨️

معرفی روز آخر کتاب_مرگ پشت دروازه ها📚☠️✨️ شبی که حمله آغاز شد، به سمت مسیر سربازها در نزدیکی حرکت کردم.🥷❤️‍🔥✨️🦋 نفس‌هام ر
+1
معرفی روز آخر کتاب_مرگ پشت دروازه ها📚☠️✨️
شبی که حمله آغاز شد، به سمت مسیر سربازها در نزدیکی حرکت کردم.🥷❤️‍🔥✨️🦋 نفس‌هام رو شمرده برمی‌داشتم، چون حتی نامرئی بودن هم جلوی ترسم رو نمی‌گرفت. 😔💔✨️🥀
الایس قرار بود اینجا باشه اما نبود. باید فورا در غیبت لژیونرها قفل‌ها رو باز می‌کردم و بعد به عفیه و کاروانش خبر می‌دادم تا حمله رو آغاز کنن.⛓️👀✨️🫠
موفق شدم افراد قبیله‌ی سِیف رو آزاد کنم؛ ❤️‍🔥✨️ اما شان پسر میمی ریلا گفت که کمی قبل‌تر میمی رو از اونجا بردن.👀✨️ تمام روستا رو گشتم. خانه به خانه. روستایی که حتی یک نفر هم درونش نمونده و توی تاریکی و سرما غرق شده بود🥀✨️ تا این‌که بالاخره، نوری دیدم؛ ضعیف اما واقعی.🔥🥹✨️🥲

معرفی روز آخر کتاب_مرگ پشت دروازه ها📚☠️✨️ از زمانی که فهمیدم قدرتی جادویی در وجودم بیدار شده، کارم کمی راحت‌تر شده بود.🔮❤️‍
+2
معرفی روز آخر کتاب_مرگ پشت دروازه ها📚☠️✨️
از زمانی که فهمیدم قدرتی جادویی در وجودم بیدار شده، کارم کمی راحت‌تر شده بود.🔮❤️‍🔥✨️ من می‌تونستم نامرئی بشم؛ استعدادی که هم نجاتم داده بود و هم بار سنگینی روی دوشم گذاشته بود.👀✨️🫠 همون قدرتی بود که به من اجازه داد توی حملات قبلی دارین رو از کاف آزاد کنم.🦋❤️‍🔥✨️ و حالا باز هم بهش نیاز داشتم هرچند خیلی نمی‌تونستم کنترلش کنم و هر آن ممکن بود جلوی سربازها مرئی بشم و همه چیز خراب بشه.👀✨️🫠

معرفی روز آخر کتاب_مرگ پشت دروازه ها📚☠️✨️ نمی‌تونستم فقط تماشاگر باشم. من، دارین و عفیه تصمیم گرفتیم دست روی دست نذاریم. 🥷�
+2
معرفی روز آخر کتاب_مرگ پشت دروازه ها📚☠️✨️
نمی‌تونستم فقط تماشاگر باشم. من، دارین و عفیه تصمیم گرفتیم دست روی دست نذاریم. 🥷🫠🥀✨️ حمله‌ها رو شروع کردیم؛ حساب‌شده، خطرناک، اما ضروری. ☠️👀✨️ هدف فقط مقاومت نبود، مهم‌ترین دلیل این همه ریسک، میمی ریلا بود.❤️‍🔥✨️ زنی که الایس رو از کودکی بزرگ کرد، زنی که برای من چیزی فراتر از یک آشنا بود. 🫠✨️ اون و پسرش فقط به‌خاطر کمک به من برای نجات دارین، خودشون اسیر مارشال‌ها شده بودن.⛓️🥲🥀✨️ می‌خواستم هر طور که شده نجاتش بدم چون این رو به الایس بدهکار بودم. 🦋🤌🥲✨️⛓️

بازوبندی که همیشه همراهم و یادگار مادرم بود.🥲🥀🦋✨️ بازوبندی که جادویی باستانی داخلش داشت؛ ❤️‍🔥🔮✨️ جادویی که می‌تونست زنجی
+2
بازوبندی که همیشه همراهم و یادگار مادرم بود.🥲🥀🦋✨️ بازوبندی که جادویی باستانی داخلش داشت؛ ❤️‍🔥🔮✨️ جادویی که می‌تونست زنجیرهایی رو بشکنه که هزاران سال جن‌ها رو در اسارت خودش نگه داشته.⛓️🔮✨️ در همان زمان، زندگی من و دارین پر از حمله شده بود.🫠🥲✨️ مارشال‌ها بی‌وقفه به روستاها یورش می‌بردن؛🥀☠️✨️ دانشمندان و قبیله‌نشین‌ها رو می‌گرفتن و به کاف می‌بردن تا شکنجه بدن، جایی که کمتر کسی ازش سالم برمی‌گشت.☠️🥀✨️⛓️

معرفی روز آخر کتاب_مرگ پشت دروازه ها📚☠️✨️ (از زبان لایلا) همه‌چیز برای من با جن‌ها گره خورده؛ 🫠 با موجوداتی که سال‌ها فقط ا
+1
معرفی روز آخر کتاب_مرگ پشت دروازه ها📚☠️✨️
(از زبان لایلا) همه‌چیز برای من با جن‌ها گره خورده؛ 🫠 با موجوداتی که سال‌ها فقط افسانه به نظر می‌رسیدن✨️❤️‍🔥 اما حالا سایه‌شون روی تک‌تک زندگیم افتاده. 💔✨️🫠 حقیقتی که بالاخره مجبور شدم باهاش روبه‌رو بشم، این بود که کینان پسری که زمانی بهش اعتماد کرده بودم، اصلاً اون کسی نبود که تصور می‌کردم.🥀✨️☠️👀 اسم واقعی‌اش شب‌آوره؛ جنی قدرتمند، با نقشه‌ای که قرن‌ها توی تاریکی شکل گرفته. ❤️‍🔥☠️✨️ او به من نزدیک شد، من رو فریب داد، فقط برای یک چیز🥀✨️

قلم صبا طاهر تو این جلد پخته‌تر و جسورتر شده. 😌👀❤️‍🔥 ✨️ اون دیگه صرفاً قصه‌ی قهرمان‌ها رو تعریف نمی‌کنه؛ 📚🦋✨️ بلکه نشون
+2
قلم صبا طاهر تو این جلد پخته‌تر و جسورتر شده. 😌👀❤️‍🔥 ✨️ اون دیگه صرفاً قصه‌ی قهرمان‌ها رو تعریف نمی‌کنه؛ 📚🦋✨️ بلکه نشون می‌ده قدرت چطوری آدم‌ها رو می‌شکنه، عشق چطور زیر فشار مسئولیت تغییر می‌کنه❤️‍🔥🥀✨️
نثرش روانه، صحنه‌های سیاسی و جنگی پر جزئیات‌ان و با احساسات شخصیت‌ها گره خوردن.😌🤌😍💖