کتابفروشی رزا📕🌸
الذهاب إلى القناة على Telegram
رزا هستم😍 بلاگر کتاب و عاشق دنیای متفاوت کتابها🤩📗 اینجا یه عالمه کتاب تو ژانر ها و سلیقه های مختلف براتون معرفی میکنم♥️ یادتون نره به سراسر ایران ارسال داریم✈️ ☎️جهت ارتباط و ثبت سفارش به آیدی زیر پیام دهید: @sweetroza
إظهار المزيد2 003
المشتركون
-124 ساعات
-27 أيام
-1730 أيام
أرشيف المشاركات
2 003
🍵 اسم کتاب، یعنی «مثل آب برای شکلات» (Like Water for Chocolate)، یه اصطلاح مکزیکیه :در واقع، عنوان کتاب داره به زندگی تیتا اشاره میکنه: اون مدام احساسات و عشقش رو سرکوب میکنه (چون اجازهی ازدواج نداره)، ولی حرارت درونش مثل آب جوش همیشه در حال قلقل کردنه و هر لحظه میتونه فوران کنه....
2 003
🍵 اسم کتاب، یعنی «مثل آب برای شکلات» (Like Water for Chocolate)، یه اصطلاح مکزیکیه :این اصطلاح بهطور استعاری به آدمی اشاره میکنه که پر از شور و هیجان مخصوصاً عشق و میل سرکوبشدهست و در آستانهی انفجار احساساته!!
2 003
🍵 اسم کتاب، یعنی «مثل آب برای شکلات» (Like Water for Chocolate)، یه اصطلاح مکزیکیه :توی مکزیک، برای درست کردن شکلات داغ، اول آب رو میجوشونن و بعد شکلات رو توش حل میکنن. وقتی میگن «آب مثل آب برای شکلاته»، یعنی آب اونقدر داغه که آمادهی جوشیدن و انفجاره....
2 003
کسانی که میخوان دربارهی رشد شخصیت و مقاومت در برابر محدودیتها بخونن شیفتهی این کتاب میشن :داستان تیتا رو نشون میده که چطور با سختیها و سنتها مقابله میکنه و خودش رو پیدا میکنه.... برای همهی کسانی که دنبال الهام برای مقاومت و استقلال هستن، جذابه !!!
2 003
فضا همزمان شاد، عاشقانه، غمناک و پرهیجانه، و با رئالیسم جادویی، اتفاقات غیرواقعی و تاثیر غذا روی دیگران رنگ و زندگی واقعی پیدا میکنه....
2 003
فضای داستان خونه و آشپزخونهی خانوادهی دلاگرازا، جایی که همه چیز میگذره و احساسات تیتا توی غذاها جاری میشه.... داستان اوایل قرن بیستم در مکزیک اتفاق میافته، یعنی سنتها و محدودیتها برای زنان خیلی پررنگه...
2 003
مثل آب برای شکلات🦋✨
🪐ناشر:روشنگران و مطالعات زنان
🪐ژانر:رئالیسم جادویی،کلاسیک،عاشقانه
💫۲۲۳صفحه/۳۰۰تومان💫
@time_of_study📙
براى خريد كتاب پيام دهيد
@Rosa_bookstore_admin
2 003
معرفی روز دوم کتاب«مثل آی برای شکلات»🍫بعد از اون شب کذایی پدرو بارها تلاش کرد به من توجه نشون بده اما مادرم با چشمهای تیزبینش همیشه مراقبمون بود... مخصوصاً که خوردن کیک عروسی همهی مهمونها رو به گریه انداخته بود و مادرم فکر میکرد من توی کیک چیزی ریختم تا باعث این اتفاق بشه ! اما نمیدونست احساسات من به غذاها منتقل میشه و انگار جادویی عمیق داره؛ سرنوشت من همینه؟ عشقی ممنوعه که باید همیشه از عواقبش بترسم؟ یا شاید بتونم با جادوی احساسات، زندگی رو به نفع خودم تغییر بدم....
2 003
معرفی روز دوم کتاب«مثل آی برای شکلات»🍫برای اینکه دوباره با خشم مادرم روبهرو نشم تمام حواسم رو جمع کردم و به هیچکس در این مورد چیزی نگفتم تا وقتی که دیدم دوباره برگشت، انگار مشکلی بود که از اشک ریختن زیاد به وجود اومده... شب عروسی تمام تلاشم رو کردم تا لبخندم رو حفظ کنم و به حرفهای مهمونا که داشتن در مورد من و پدرو میزدن توجه نکنم؛ پدرو با خواهرم ازدواج کرده بود تا بتونه نزدیک من بمونه... خواهرم هم که با من همیشه رقابتی فرضی داشت تصمیم گرفته بود این وصلت رو بپذیره!
