کتابفروشی رزا📕🌸
الذهاب إلى القناة على Telegram
رزا هستم😍 بلاگر کتاب و عاشق دنیای متفاوت کتابها🤩📗 اینجا یه عالمه کتاب تو ژانر ها و سلیقه های مختلف براتون معرفی میکنم♥️ یادتون نره به سراسر ایران ارسال داریم✈️ ☎️جهت ارتباط و ثبت سفارش به آیدی زیر پیام دهید: @Rosa_bookstore_admin
إظهار المزيد2 070
المشتركون
-124 ساعات
-67 أيام
-3030 أيام
أرشيف المشاركات
2 070
معرفی روز دوم کتاب «نورفام»💥وقتی مقابل اورو قرار گرفتم، اون بلافاصله به سمتم حمله کرد. اونقدرها سریع نبود، ولی ضرباتش به شدت سنگین بودن و زمانی که شمشیرش رو دفع میکردم،از شدت فشار شونههام درد گرفتن. خشم کلِ وجودم رو گرفته بود. من هیچ قدرتی نداشتم، در برابر پنج فرمانروایِ دیگه، من مثل یک زبالهی بیارزش بودم، قطعاً بعد از پنجاه روز اول، زمانی که کشتن آزاد میشد، همه میتونستن من رو از سر راه بردارن و به رقابتها پایان بدن.
2 070
معرفی روز دوم کتاب «نورفام»💥چشمهاش هنوز هم متعجب بود، اما کم کم جاش رو به خنده داد، گریم میخواست که همه قدرت من رو ببینن؟ تازه فهمیده بودم چیکار کردم. سنگینیِ نگاه سرزنشبار سلست رو حس میکردم اما به روی خودم نمیآوردم. توی رقابت بعدی، کلیو و اورو با همدیگه مبارزه دادن و طبق انتظارم، کلیو باخت در برابر فرمانروای آفتابین رو پذیرفت، با وجودِ اینکه زخم عمیقی روی بدن اورو انداخته بود.
حالا نوبت من بود که با اورو مبارزه کنم. دستهام عرق کرده بود، مردمی که تماشاچی مسابقه بودن، میخواستن ببین که فرمانرواشون چهطور برندهی میدان میشه.
2 070
+1
معرفی روز دوم کتاب «نورفام»💥البته من این اجازه رو نمیدادم! وقتی با همون نیشخند وارد زمین مسابقه شد و من رو قلبخوار صدا زد، قسم خوردم که برندهی این مبارزه باشم. اون سریع و چابک بود، از زیر ضرباتم به خوبی در میرفت و هربار که صدای برخورد شمشیرهامون به همدیگه توی هوا میپیچید، چشمهاش درشت میشد! احساس قدرت تمام وجودم رو گرفته بود، اون فکر میکرد من یه دختر سادهام که توی زندگیش شمشیر دست نگرفته؟ اما کور خونده بود،و چیزی نگذشت که شمشیرم روی گردنِ گریم نشست!
2 070
معرفی روز دوم کتاب «نورفام»💥مسابقهی بعدی، میونِ کِلیو، فرمانروای سرزمین مهتابین، و سلست برگزار شد. سلست به اندازهی من توی مبارزه مهارت نداشت. سلست همونطور که انتظارش رو داشتم، مبارزه رو باخت! قرارمون همین بود، ما میباختیم تا ضعیف به نظر بیایم! همون لحظه بود که حضورِ گریم رو کنارم احساس کردم. لعنتی، نبرد بعدی، میون من و فرمانروای سرزمین شبآگین هست. پوزخندی که روی لبهای گریم بود، شکم رو به یقین تبدیل کرد. اون کسی بود که جفتهای مبارزه رو انتخاب کرده بود، میخواست من رو به بدترین شکل ممکن شکست بده؟ تحقیرم کنه؟
2 070
معرفی روز دوم کتاب «نورفام»💥اولین مبارزه بین اورو، فرمانروای سرزمین آفتابین، و آزول، فرمانروای سرزمین سپهرین برگزار شد. چندان عجیب نبود که آزول مبارزه رو به اورو باخت و با لبخند زمین مسابقه رو ترک کرد. اینجا کسی نمیتونست از فرمانروای آفتابین بهتر باشه، و این انگار یک قانون نانوشته بود!
2 070
معرفی روز دوم کتاب «نورفام»💥حالا ما اینجا بودیم! درست همونطور که گریم بهم هشدار داده بود، اولین آزمون رقابت، مبارزه بود! شش فرمانروا از شش قلمرو مقابل همدیگه قرار میگرفتن و میجنگیدن. من و سلست نباید برنده میشدیم، نباید خودمون رو در نظر مردم منفور میکردیم! بعد از گذشتِ پنجاه روز اول از رقابت سده، فرمانروایان به صورت جفت انتخاب میشدن تا توی ادامهی رقابت با همدیگه همپیمان بشن. و من و سلست باید اونقدر سادهلوح به نظر میرسیدیم تا ما رو با همدیگه جفت کنن. اما آیا این اتفاق میافتاد؟
2 070
معرفی روز دوم کتاب «نورفام»💥سلست قلب مهربونی داشت!... مدتی که گذشت، بزرگترین راز زندگیم رو برای اون بازگو کردم. به سلست گفتم که هیچ قدرتی ندارم و گرفتار طلسم مردم بومین نیستم. سلست گریه کرد، اون من رو در آغوشش کشید و گفت ازم مراقبت میکنه، گفت هر دوی ما توی رقابت سده زنده میمونیم و طلسم مردممون رو میشکونیم. مردمِ اخترین، طلسم شده بودن که همگی اونها قبل از بیستوپنج سالگی بمیرن.
اگر موفق نمیشدیم از رقابت سده زنده بیرون بیاریم، سلست میمرد و من هم دیر یا زود هویت واقعیم آشکار میشد.
2 070
معرفی روز دوم کتاب «نورفام»💥سالها پیش وقتی که از طریق قلم ستارین درگاهی رو باز کرده بودم، به سرزمین اخترین رفتم؛ اونجا بود که برای اولینبار سلست رو دیدم. دور از انتظار نبود که دو فرمانروای سرزمینهای بومین و اخترین، با همدیگه دوست بشن؛ دوستهایی که حتی بیشتر از خواهر به همدیگه اعتماد داشتن. اگر ترا و پاپی راجع به رابطهام با سلست میفهمیدن، قطعاً بهم میگفتن که اون دشمنمه؛ اما اینطور نبود.
2 070
کتاب های ژانر فانتزی انواع مختفی دارن ولی رزا بوک همیشه حواسش هست تا بهترین رو براتون بیاره😍
2 070
این کتاب حتی یک نقشه هم داره که میتونید با دیدنش متوجه بشید هر اتفاق در کدوم مکان میوفته...🤩
متاح الآن! بحث تيليغرام 2025 — أهم رؤى العام 
