ar
Feedback
کتابفروشی رزا📕🌸

کتابفروشی رزا📕🌸

الذهاب إلى القناة على Telegram

رزا هستم😍 بلاگر کتاب و عاشق دنیای متفاوت کتاب‌ها🤩📗 اینجا یه عالمه کتاب تو ژانر ها و سلیقه های مختلف براتون معرفی میکنم♥️ یادتون نره به سراسر ایران ارسال داریم✈️ ☎️جهت ارتباط و ثبت سفارش به آیدی زیر پیام دهید: @Rosa_bookstore_admin

إظهار المزيد
2 060
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-67 أيام
-2230 أيام
أرشيف المشاركات
تا اون شب👀شبی که یه برف حسابی اومد برای همین جک و میبل تصمیم گرفتن یه آدم برفی بسازن...
تا اون شب👀شبی که یه برف حسابی اومد برای همین جک و میبل تصمیم گرفتن یه آدم برفی بسازن...

اما خب اضطراب زیادی توی کلبه‌ی جک و میبل افتاده بود... مواد غذایی‌شون کم و کم‌تر می‌شد و دیگه نمی‌دونستن باید چیکار کنن😶
اما خب اضطراب زیادی توی کلبه‌ی جک و میبل افتاده بود...
مواد غذایی‌شون کم و کم‌تر می‌شد و دیگه نمی‌دونستن باید چیکار کنن😶

ولی خب اهالی الاسکا با این پیشنهاد مخالفت کردن و به جک گفتن مثل بقیه مردم شروع به شکار کنه🌚
ولی خب اهالی الاسکا با این پیشنهاد مخالفت کردن و به جک گفتن مثل بقیه مردم شروع به شکار کنه🌚

اوضاع اقتصادی اصلا براشون خوب پیش نمیرفت برای همین به جک پیشنهاد کار توی معدن داده شد که اصلا مناسب سن مسن اون نبود❌
اوضاع اقتصادی اصلا براشون خوب پیش نمیرفت برای همین به جک پیشنهاد کار توی معدن داده شد که اصلا مناسب سن مسن اون نبود

اما خب این اتفاق نیوفتاد و میبل به خونه اش برگشت🫠
اما خب این اتفاق نیوفتاد و میبل به خونه اش برگشت🫠

احساس تنهایی چندبرابر قبل به میبل چنگ میزد.حتی فکر مرگ هم مثل موریانه از درون داتش اونو نابود میکرد😶‍🌫 به طوری که یک بار به
احساس تنهایی چندبرابر قبل به میبل چنگ میزد.حتی فکر مرگ هم مثل موریانه از درون داتش اونو نابود میکرد😶‍🌫
به طوری که یک بار به رودخونه یخ زده رفت تا خودشو غرق کنه💔

زندگی توی اونجا خیلی سخت شده بود براشون.جک مجبور بود کارهای سنگینی کنه که برای بدن مسنش اصلا خوب نبود😃
زندگی توی اونجا خیلی سخت شده بود براشون.جک مجبور بود کارهای سنگینی کنه که برای بدن مسنش اصلا خوب نبود😃

اما یهویی تصمیم گرفتن اون خاطرات رو رها کنن و به آلاسکا برن👀 آلاسکا خیلی دوربود... و فقط میبل بود، جک بود، و سکوت و برف!
+1
اما یهویی تصمیم گرفتن اون خاطرات رو رها کنن و به آلاسکا برن👀
آلاسکا خیلی دوربود... و فقط میبل بود، جک بود، و سکوت و برف!

جک و میبل محکوم بودن به پذیرش زندگی با سکوت و تحمل این درد بزرگ🙂‍↕️
جک و میبل  محکوم بودن به پذیرش زندگی با سکوت و تحمل این درد بزرگ🙂‍↕️

همه چی رو حتی خاطرات سنگین اون بچه... که توی خونه‌ی قدیمی‌شون توی پنسیلوانیا می‌پیچید!
همه چی رو حتی خاطرات سنگین اون بچه... که توی خونه‌ی قدیمی‌شون توی پنسیلوانیا می‌پیچید!

جک و میبل، وقتی تصمیم گرفتن به آلاسکا برن که فکر می‌کردن قراره خودشون رو از درد نجات بدن....فکر می‌کردن که اگر از همه دور بشن
جک و میبل، وقتی تصمیم گرفتن به آلاسکا برن که فکر می‌کردن قراره خودشون رو از درد نجات بدن....فکر می‌کردن که اگر از همه دور بشن و به سرمای وحشی و زمین‌ یخ‌زده‌ی آلاسکا پناه ببرن میتونن همه چی فراموش کنن🥲

بچه ها موجودی این کتاب چون چاپه قدیمه به شدتتت محدوده و توی چاپ های بعدی قیمتش افزایش پیدا میکنه😭

خب من از الانن بگمم که میخوامتششش پس برام نگهدار 😭😭

تا بتونیم زندگی سرد و یخیمون رو شروع کنیم(:
تا بتونیم زندگی سرد و یخیمون رو شروع کنیم(:

باید خاطرات رو به همراه بچمون به خاک می‌سپردیم....
باید خاطرات رو به همراه بچمون به خاک می‌سپردیم....

اماااا ما باید این درد بزرگ رو می پذیرفتیم!
اماااا ما باید این درد بزرگ رو می پذیرفتیم!

اونقدر سخت بود که حاضر شدیم برای فراموشی این قضیه سرمای آلاسکارو به جون بخریم😶
اونقدر سخت بود که حاضر شدیم برای فراموشی این قضیه سرمای آلاسکارو به جون بخریم😶

از دست دادن بچه سخت تر از چیزی بود که فکر میکردیم...🫠
از دست دادن بچه سخت تر از چیزی بود که فکر میکردیم...🫠

به جای حدسای غلط بریم سراغ معرفی اصلی😉

کمتر از این حرفاست😂🙂‍↔️