شهر داستان | رمان
الذهاب إلى القناة على Telegram
إظهار المزيد
📈 نظرة تحليلية على قناة تيليجرام شهر داستان | رمان
تُعد قناة شهر داستان | رمان (@dastanromancity) في القطاع اللغوي Farsi لاعباً نشطاً. يضم المجتمع حالياً 24 977 مشتركاً، محتلاً المرتبة 1 293 في فئة الكتب والمرتبة 13 495 في منطقة إيران.
📊 مؤشرات الجمهور والحراك
منذ تأسيسه في невідомо، حقق المشروع نمواً سريعاً وجمع 24 977 مشتركاً.
بحسب آخر البيانات بتاريخ 10 يوليو, 2026، تحافظ القناة على نشاط مستقر. خلال آخر 30 يوماً تغيّر عدد الأعضاء بمقدار -539، وفي آخر 24 ساعة بمقدار -3، مع بقاء الوصول العام مرتفعاً.
- حالة التحقق: غير موثّقة
- معدل التفاعل (ER): يبلغ متوسط تفاعل الجمهور 12.88%. وخلال أول 24 ساعة من النشر يحصد المحتوى عادةً 4.33% من ردود الفعل نسبةً إلى إجمالي المشتركين.
- وصول المنشورات: يحصل كل منشور على متوسط 3 218 مشاهدة. وخلال اليوم الأول يجمع عادةً 1 083 مشاهدة.
- التفاعلات والاستجابة: يتفاعل الجمهور بانتظام؛ متوسط التفاعلات لكل منشور يبلغ 0.
- الاهتمامات الموضوعية: يركز المحتوى على مواضيع رئيسية مثل کون, سینه, ک*ر, کیرمو, سارا.
📝 الوصف وسياسة المحتوى
وصف القناة غير متوفر.
بفضل وتيرة التحديث المرتفعة (أحدث البيانات بتاريخ 11 يوليو, 2026) تحافظ القناة على حداثتها ومستوى وصول مرتفع. وتُظهر التحليلات تفاعلاً نشطاً من الجمهور، ما يجعلها نقطة تأثير مهمة ضمن فئة الكتب.
24 977
المشتركون
-324 ساعات
-1197 أيام
-53930 أيام
أرشيف المشاركات
24 976
Repost from N/a
اووووف بزن رو هلوها ببین چی میبینی🔞😋😂
🍑🍑🍑🍑🍑🍑🍑🍑🍑
🍑🍑🍑🍑🍑🍑🍑🍑🍑
بنا به درخواست دختر پسرای هات و هورنی ✨🍑
24 976
Repost from N/a
اووووف بزن رو هلوها ببین چی میبینی🔞😋😂
🍑🍑🍑🍑🍑🍑🍑🍑🍑
🍑🍑🍑🍑🍑🍑🍑🍑🍑
بنا به درخواست دختر پسرای هات و هورنی ✨🍑
24 976
Repost from N/a
اووووف بزن رو هلوها ببین چی میبینی🔞😋😂
🍑🍑🍑🍑🍑🍑🍑🍑🍑
🍑🍑🍑🍑🍑🍑🍑🍑🍑
بنا به درخواست دختر پسرای هات و هورنی ✨🍑
24 976
Repost from N/a
اگه مامانت گوشیتو چک میکنه نیاااا😂🍑✨
🍑🍑🍑🍑🍑🍑🍑🍑🍑🍑🍑🍑🍑🍑🍑🍑🍑🍑🍑🍑🍑🍑🍑🍑🍑🍑🍑🍑🍑🍑🍑🍑🍑🍑🍑🍑🍑🍑🍑🍑🍑🍑🍑🍑🍑
🤤 بمال رو هلوها تا ارضا شی💦👙
24 976
اخه همش تو رابطه میگی قربونت برم عشقم فداتبشم الهی دورت بگردم
تورو خدا مثل اسکلا قربون صدقه نرووو بیا اینجا باید بدونی چجوری زبون بریزی که دیوونه رفتارات بشه :
@Delbarm
24 976
میکرد…بعد از چند دقیقه اومدم بالاتر و گردن و لاله ی گوشش رو میک زدمم …یکسره تکوووون میخورد و منم نوک سینه های بزرگش رو میک میزدم و گاز های ریز و یواش میگرفتم ازش…تقریبا ده دقیقه اینجوری گذشت و پاشدم دوباره چند تا لیس به کصش زدم و کیرمو در اوردم و سرشو با خیسیه کصش خیس کردم و کردم توش…الان بگم میگید کص میگه ولی چون خیلی وقت بود سکس نداشته بود خیلی خیلی تنگ بود کصش جوری که تا نصفه که فرو کردم دستامو سفت گرفته بود و فشار میداد شروع کردم عقب جلو کردن و هر سری یکم بیشتر میکردم توش خم شدم روش و در گوشش زمزمه میکردم تو جنده ی خودمییی…اونم هی میگفت جووون جوونم بکن تند تر بکن
منم ادامه دادم و بعد از ۵ دقیقه شروع کرد به لرزیدن منم همزمان تند تر میکردم توش ک گفتم داره میاد گفت بریز توششش مشکلی ندارممم منم تا تهش رو خالی کردم توش…بعدش همون جوری رفتیم حموم با هم و شستمش … تا صبح دوبار دیگه سکس کردیم و تا دو سال بعدش هم ادامه داشت رابطمون تا وقتی که پسر داییش از استرالیا اومد و گیر داد که باید باهم ازدواج کنن و رفت از ایران… خلاصه این داستان اولین رابطه م با یه خانوم بزرگتر از خودم بود…بازم ببخشید اگه بد بود تجربه نداشتم
نوشته: سعید
📚شًًــهـرٍ🔥دآســټـآݩ📚
🍃💦Joίŋ➡️ @DastanRomanCity
🍃💦Joίŋ➡️ @DastanRomanCity
🍃💦Joίŋ➡️ @DastanRomanCity
