Eagle_Text
الذهاب إلى القناة على Telegram
1 693
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+27 أيام
+1630 أيام
أرشيف المشاركات
1 693
نخل تنها درختیه که مثل آدمه .
واحد شمار نخل نفره(مثلا میگن ۳۰۰ نفر درخت :) )
حالا چرا شبیه آدمه؟
چون وقتی سرش رو قطع کنن ، میمیره
مهم نیست چندسالشه ، مهم نیست چقدر ریشه داره ، مهم نیست قطر تنهاش چقدره ، میمیره
یا وقتی سیل بیاد ، اگر سرش بره زیر آب از خفگی میمیره :)
1 693
مامانبزرگم به بابابزرگم وقتی بابابزرگم میاد خونمون و اصرار داره برگرده خونش :
ایشالا بمیری از دستت راحت بشیم
بابابزرگم وقتی مامانبزرگم سرفه میکنه :
یا خدایا اون هیچیش نشه من بمیرم به جاش
یا خدا خوب بشه 🥲
آخرش یه روز بابابزرگمو خفه میکنه 🥲🥲🥲
1 693
یه همسایه داشتیم ، پیر بود ولی سرحال بود ، بچههاش ازدواج کرده بودن و بچه هاشون کوچیک نبودن ، مدام به مادرش اصرار میکردن که خونه ای که دارن رو خراب کنن و چند طبقه بسازن ، مادره قبول نمیکرد ، خونشو خیلی دوست داشت ، بچههاش هم با هزار دوز و کلک از مادرشون وکالت میگیرن ، یه روز مادره رو میبرن بیرون از خونه ، (یادم نیست کجا رفت ولی فکر کنم خونهی یکی از بچههاش) بعدش ساختمون رو خراب میکنن ، مادرشون حالش بد میشه ، مریض میشه و آلزایمر میگیره ، سرحالیش رو از دست میده و میوفته تو بستر بیماری ، (فکر کنم بعدا هم میبرنش آسایشگاه و آخرش اونجا فوت میکنه )
_______________________
مادربزرگ پدربزرگم مریض بودن ، اومدن خونهی ما تا وقتی که خوب شدن برگردن ، ولی بابابزرگم حالش بدتر و بدتر میشد ، آلزایمر داشت ولی در حدی که مامانمو با خالههام اشتباه بگیره ولی ایندفعه فرق داشت، همش بهونهی خونهاش رو میگرفت ، حتی مادربزرگم خیلی باهاش دعوا میکرد ولی اون باز بهونهی خونه رو میگرفت ، با اینکه اینجا تا جایی که در توانمون بود واسش هرچیزی میخواست مهیا میکردیم ، ولی اون این خدمات رو نمیخواست ، خونهاش رو میخواست .
یه روز صبح دیگه اینقدر اذیت شده بود و اذیت کرده بود بقیه رو ، خالهام اومد و بردش خونهاش بالاخره ، چند ساعت بعد از اینکه رسیدن ، خالهام زنگ زد گفت حالش خیلی خوبه ، حتی گفته توی باغچه سبزی و این چیزا بکارید و دیگه اثری از مریضی نبود .
______________________________
یکی توییت کرده بود مادربزرگم آلزایمر گرفت
ولی وقتی عکس خودش و پدربزرگم رو دید با عصبانیت گفت : [ این زنه کیه که با آرش من عکس گرفته ؟]
**********************
آدما بچههاشون رو یادشون میره ، آشناهاشون رو یادشون میره حتی خودشون رو هم فراموش میکنن، همه چیز رو یادشون میره ولی اون چیزی که درونش حس تعلق دیدن رو فراموش نمیکنن حتی اگر خودشون رو یادشون بره .
فرقی نداره یه خونه است ، یه باغچه است ، یه شخصه یا یه وسیله ، چیزی که مهمه اینه که پیدا کنیم چیزی که بهش تعلق داریم رو ، پیدا کنیم چیزی که وقتی خودمون فراموش کردیم اون رو فراموش نکنیم و حتی هنوز هم واسش بجنگیم.
1 693
موقع رفتن تمام پلهای پشت سرتون رو خراب نکنید
شاید یه روزی چشم تو چشم شدید خواستید حالشو بپرسید یا خواست حالتون رو بپرسه
همیشه به اندازهی یه سلام گرم برای خودتون پل بذارید (البته اگر آدم ارزشمندی باشه)
1 693
یه سری آدما هستن که وقتی باهات حرف میزنن از قفسهی سینهاشون صدای شیشه خورده میاد :)
امیدوارم توی یه زمان مناسب همشون دلیلی پیدا کنن که قلبشون رو بازسازی کنن وگرنه شیشه خوردهها تو بدنشون پخش میشه و کاری میکنه از درد هر روز آرزوی مرگ کنن
1 693
حالا انگار توی خارج از ایران فرق داره
اگر یه درصد فکر کردید فرق داره برید فالوورهای کارداشیانها رو با دیگران مقایسه کنید
1 693
الان باید میبودی واسم میخوندی :
داره بارون میزنه نم نم
خیابونا چه سردن
ولی وحشی بودم ، باهم دعوا کردیم :)
الان دیگه نیستی
1 693
این حرفا که میگن هرچی بیشتر بدونی بیشتر اذیت میشی رو بریزید دور ، اتفاقا هرچی بیشتر بدونید بیشتر لذت میبرید و راحت ترید .
سر جلسهی امتحان هیچکس از اینکه همهی جوابا رو بلده گریه نمیکنه ، اونایی که بلده با خندههایی که از این گوش تا اون گوشه و با سرعت نور سوالا رو جواب میدن در عوض اونایی که بلد نیستن دعا میکنن که کاش بلد بودن ، حتی بعضیاهم به گریه میوفتن که کاش میخوندن.
تنها بدیه (که من به اون هم به چشم یه خوبی خیلی بزرگ نگاه میکنم ) زیاد دونستن اینه که دیگه از رفت و آمد با آدمای دوزاری لذت نمیبری و متاسفانه دورت پر از این آدما هست (که باید دورشون کنی)(یا اگر مایل به بالا اومدن هستن کمکشون کنی بیان بالا) .
هیچکس از اینکه آدم با کیفیتی باشه بدش نمیاد ، هیچکس بدش نمیاد که نمرهی کامل بگیره ، اما اونی نمره اش کامل میشه ، اونی کیفیتش بیشتر میشه که واسش زحمت بکشه . همه حاضر به زحمت کشیدن نیستن و چون تعدادشون بیشتر میان و میگن که دونستن و فهمیدن درد داره.
متاح الآن! بحث تيليغرام 2025 — أهم رؤى العام 
