Eagle_Text
الذهاب إلى القناة على Telegram
1 645
المشتركون
-224 ساعات
-87 أيام
-2430 أيام
أرشيف المشاركات
1 645
این آنلاین شاپهایی که میزنن قیمت دایرکت
همون مغازهدارهایی هستن که قیمت نمیزنن رو لباساشون بعد که میپرسی میگن شما پسند کن اول و بعدم قیمتو نمیگن
پدرسگ قیمتو بگو ببینم میشه پسند کنم یا باید برم دور بزنم
1 645
وقتی بیشتر از ظرفیت گلدون بهش آب بدید ، اولش به خاطر آب زیاد ریشهاش میگنده، بعد کم کم پلاسیده میشه و آخرش میمیره.
حواستون به ظرفیت گلدونایی که پاش آب میریزید باشه ، چون این شمایید که دارید آب میریزید و هرگونه از بین رفتن گلدون تقصیر شماست.
شما نمیتونی پای گلدون زیاد آب بریزی بعد بگی ، گلفروش عوضی و حروم خور بود و چیز بد داد دستم.
نمیتونی پای گلدون زیاد آب بریزی و انتظار داشته باشی نمیره و وقتی مرد بگی جنس بد بود ، خراب بود .
هرچی بشه تقصیر شماست
حواستون به آبی که میدین به گلدوناتون باشه .
چون این گلدون نیست که انتخاب میکنه چقدر آب بخوره ، شمایین که انتخاب میکنین چقدر آب بدید.
1 645
موندن کنار آدمی که نمیخواد نگهت داره
مثل این میمونه که حکم آزادیتو بدن ولی تو بگی میخوام اعدام بشم
1 645
یکی از دوستام
دوستپسرش ۵ ماه تموم از تمام راه هایی که وجود داشت و نداشت بهش پیشنهاد میداد
و بالاخره توی ماه شیشم رل زدن
۲۰/۳۰ روز بعد پسره خیانت کرد 🤣🤣
*جنس آدم که خراب باشه ، کاریش نمیشه کرد*
البته دوستم میدونست توی این ۵،۶ ماه به دیگران هم پیشنهاد میده ولی خودش خواست که گول بخوره 😂😂😂
*آدم وقتی که نخواد چیزی رو ببینه ، نمیبینه*
1 645
Staring at the ceiling in the dark
توی تاریکی به سقف خیره شدی
Same old empty feeling in your heart
همون احساس قدیمی و پوچ روی توی قلبت حسمیکنی
'Cause love comes slow, and it goes so fast
چون عشق یواش میاد و زود میره
Well, you see her when you fall asleep
وقتی خوابت میبره توی خواب میبینیش
But never to touch and never to keep
'Cause you loved her too much, and you dived too deep
ولی نمیتونی لمسش کنی و نگهش داری چون خیلی عمیق فرو رفتی (توی خواب)
Well, you only need the light when it's burning low
تو وقتی به نور نیاز داری که داره تموم میشه( تاریک میشه)
Only miss the sun when it starts to snow
وقتی دلتنگ آفتاب میشی که برف میباره
Only know you love her when you let her go
وقتی میفهمی عاشق بودی که گذاشتی بره
Only know you've been high when you're feeling low
وقتی میفهمی حس خوبی داشتی که حالت بد بشه
Only hate the road when you're missing home
وقتی از جاده متنفر میشی که دلتنگ خونه شده باشی
Only know you love her when you let her go
وقتی میفهمی عاشقش بودی که گذاشتی بره
1 645
به نظرم حتی بدترین و عوضیترین آدماهم حقشونه روز تولدشون حداقل یه نفر به یادشون باشه و بهشون هدیه بده.
شاید همین چیز ساده باعث بشه یکی روز تولدش به خودش لعنت نفرسته و حس کنه واقعا یکی هست که بهش اهمیت میده .
کی میدونه؟! شاید همین حس باعث بشه تغییر کنه ...
1 645
من دقیقا نمیفهمم اینکه میگن کیم کارداشیان ادم باهوشیه و با تلاش و برنامه ریزی به این جایگاه رسیده یعنی چی!
چند وقت پیش یکی از این بلاگرا داشت علت پیشرفت و روتین روزمره کیمکارداشیان رو توضیح میداد! میگفت آره هرروز ساعت ۶ صبح پا میشه ورزش میکنه و برنامه ریزی میکنه و فلان!
یارو سوپرش درومد رفت جلو دوربین اشک تمساح ریخت و با حاشیه اومده بالا!
الان هرروز صبح اسکات زدنش چه تاثیری داره؟!
یاد اون جکه افتادم به یارو میگن چجوری اینقدر موفق شدی؟ میگه من از بچگی توی بازار بودم و سختی کشیدم.کلی زندگیم فراز و نشیب داشت... یه شب بابام مرد ۲۰ میلیارد بهم ارث رسید!
1 645
زندگی همینجوریش سخته.
تو هیچوقت نمیفهمی دیگران توی چه شرایطی هستن.
مهربون باش.
صبح اونایی که بیدار و ظهر اونایی که بعدا بیدار میشن بخیر 😘😘😘✨✨
1 645
نخل تنها درختیه که مثل آدمه .
واحد شمار نخل نفره(مثلا میگن ۳۰۰ نفر درخت :) )
حالا چرا شبیه آدمه؟
چون وقتی سرش رو قطع کنن ، میمیره
مهم نیست چندسالشه ، مهم نیست چقدر ریشه داره ، مهم نیست قطر تنهاش چقدره ، میمیره
یا وقتی سیل بیاد ، اگر سرش بره زیر آب از خفگی میمیره :)
1 645
مامانبزرگم به بابابزرگم وقتی بابابزرگم میاد خونمون و اصرار داره برگرده خونش :
ایشالا بمیری از دستت راحت بشیم
بابابزرگم وقتی مامانبزرگم سرفه میکنه :
یا خدایا اون هیچیش نشه من بمیرم به جاش
یا خدا خوب بشه 🥲
آخرش یه روز بابابزرگمو خفه میکنه 🥲🥲🥲
1 645
یه همسایه داشتیم ، پیر بود ولی سرحال بود ، بچههاش ازدواج کرده بودن و بچه هاشون کوچیک نبودن ، مدام به مادرش اصرار میکردن که خونه ای که دارن رو خراب کنن و چند طبقه بسازن ، مادره قبول نمیکرد ، خونشو خیلی دوست داشت ، بچههاش هم با هزار دوز و کلک از مادرشون وکالت میگیرن ، یه روز مادره رو میبرن بیرون از خونه ، (یادم نیست کجا رفت ولی فکر کنم خونهی یکی از بچههاش) بعدش ساختمون رو خراب میکنن ، مادرشون حالش بد میشه ، مریض میشه و آلزایمر میگیره ، سرحالیش رو از دست میده و میوفته تو بستر بیماری ، (فکر کنم بعدا هم میبرنش آسایشگاه و آخرش اونجا فوت میکنه )
_______________________
مادربزرگ پدربزرگم مریض بودن ، اومدن خونهی ما تا وقتی که خوب شدن برگردن ، ولی بابابزرگم حالش بدتر و بدتر میشد ، آلزایمر داشت ولی در حدی که مامانمو با خالههام اشتباه بگیره ولی ایندفعه فرق داشت، همش بهونهی خونهاش رو میگرفت ، حتی مادربزرگم خیلی باهاش دعوا میکرد ولی اون باز بهونهی خونه رو میگرفت ، با اینکه اینجا تا جایی که در توانمون بود واسش هرچیزی میخواست مهیا میکردیم ، ولی اون این خدمات رو نمیخواست ، خونهاش رو میخواست .
یه روز صبح دیگه اینقدر اذیت شده بود و اذیت کرده بود بقیه رو ، خالهام اومد و بردش خونهاش بالاخره ، چند ساعت بعد از اینکه رسیدن ، خالهام زنگ زد گفت حالش خیلی خوبه ، حتی گفته توی باغچه سبزی و این چیزا بکارید و دیگه اثری از مریضی نبود .
______________________________
یکی توییت کرده بود مادربزرگم آلزایمر گرفت
ولی وقتی عکس خودش و پدربزرگم رو دید با عصبانیت گفت : [ این زنه کیه که با آرش من عکس گرفته ؟]
**********************
آدما بچههاشون رو یادشون میره ، آشناهاشون رو یادشون میره حتی خودشون رو هم فراموش میکنن، همه چیز رو یادشون میره ولی اون چیزی که درونش حس تعلق دیدن رو فراموش نمیکنن حتی اگر خودشون رو یادشون بره .
فرقی نداره یه خونه است ، یه باغچه است ، یه شخصه یا یه وسیله ، چیزی که مهمه اینه که پیدا کنیم چیزی که بهش تعلق داریم رو ، پیدا کنیم چیزی که وقتی خودمون فراموش کردیم اون رو فراموش نکنیم و حتی هنوز هم واسش بجنگیم.
