مُصَيِّب گردوهاي من كجان؟
الذهاب إلى القناة على Telegram
سلامتی. هاشم مرده. https://telegram.me/BChatBot?start=sc-16832-myNxpwG
إظهار المزيد1 186
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-27 أيام
-230 أيام
أرشيف المشاركات
غنای احساس، شما را توامان گناهکار و قدیس میکند. مثل آنا کارنینا. برای آن درجه از شوریدگی، قضاوت زمین ناکافی و بیاهمیت است. نه؟
ولی تو چنین شوریدگیای در سر نداری. ادا در میآوری. نه؟
از کلام و صدا خسته شدم.
انتخابم برای همسر، کر و لال بودنشه؛
مرد زیبا و برازنده اما بیصدا.
چند سال پیش بود؟ اوضاع به این بدی نبود. ویسکی با بیکن انگلیسی آوردی و گفتی نگران نباش، این شرایط گذراست. شده عرق با نمک و لیمو میخوریم اما اجازه نمیدهیم شور زندگی را در ما بکشند. حالا دیگر مدتهاست که نیستم. نیستم و عرق با نمک و لیمو میخورم و دلم اصلا قرص نیست عزیزم.
عزیزم مدتهاست گمشده و مفلوک شده ام.
عزیزم هیچ تصوری نداری از اینکه چقدر برام بیاهمیته.
اینو خیلی جدی دارم میگم.
آداب دوست داشتن هم فراموشم شده؛ شلنگتخته میاندازم تا اینکه انسانی دوست بدارم!
«تملک و داشتن با حس لامسه قرابت دارند.»
عزیزم اینکه میبینی مدام با لمس با شما صحبت میکنم، دلیل بر این است مطمئن شوم هستی و برای من.
من به کلمات بیاعتمادم عزیزم، با لمس خاطرجمع میشوم جان کلامم رو منتقل کرده ام.
[یه تشت و آفتابه، مسواک، سوند. دم رفتنم اون پنجره رو ببند. قندیل بستم. مرسی. به ستاره متارهها هم برسان سلام ما را؛اون شوفاژ رو هم تا ته باز کن از حموم اومدم نچام.]
Repost from N/a
عزیزکم حدقهٔ چشمهام گودال خار و خسه؛ میخوابم. تو بخون : سرمو به امید مرگ زمین میذارم. خروسخون بیدارم نکن. برات تو یخچال آب پرتقال و مسکن گذاشتم. کیسهٔ آشغالها رو بذار دم در و اگه اوقاتتلخیم ادامه داشت منم همراهشون ببر.
چند روز پیدرپی ریدم. به روابط و آدمیان. پس از واقعه رفتم زیر پتو و هی سعی میکنم بیدار نباشم.
صاحبناپذیر
رانده
میان باد میان سالها
دیارناپذیرا:
خیره و اشغال
بپر
چه تفاوت به کجا
از شب به شب
..
-سیروس آتابای
