ar
Feedback
مصدع اوقات

مصدع اوقات

الذهاب إلى القناة على Telegram
880
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+147 أيام
+8630 أيام
أرشيف المشاركات
Daron Malakian and Scars On Broadway - Guns Are Loaded(1).mp39.98 MB

وقتی ازم میپرسن خوبی؟ میخوام بگم «راستش دیگه نمیتونم تشخیص بدم که غمگینم یا صرفا فقدان خوب بودنه. فرقی هم نمیکنه. مهم اینه که دیگه عادت کردم و یادم نمیاد قبلا چه شکلی بودم. حتی تعریف خوب بودن هم از ذهنم پاک شده. چی با «حال خوب» تعریف میشه؟ حتی همون هم حالم رو خوب نمیکنه.» ولی به یک «بله خوبم» اکتفا میکنم چون چاره‌ای نیست به جز تظاهر کردن. منتظر می‌مونم، شاید یک روز من هم باورم شد.

این اینترنت از ریحانه‌ پارسا هم خراب‌تره

من: رابطه ما در حال حاضر به پایان رسیده و فعلا هم قصد ندارم فرصت دوباره‌ای بهت بدم. مراقب خودت باش عزیزم. همچنین من، وقتی بعد همه این حرف‌ها ۳۰ ثانیه پیامم رو دیر جواب می‌ده:

خدا از دست‌های تو به من نزدیک‌تر میشه.

Repost from ژاژخا
‏۱/۴ جهان دیشب عروسی بودن علیمز @zhazhkha
‏۱/۴ جهان دیشب عروسی بودن علیمز @zhazhkha

چک کردن گلستان برای بار دوازدهم و دیدن اینکه هنوز نمره نیومده:

Repost from Hector
بنابراین وقتی تا خود مترو تجریش از هر 10 نفر 7 نفرشون افغانی‌اند، همه‌شون هم از دم بوی گوه می‌‌دن و هی پا می‌ذارن رو کفش این و اون و خودشونو می‌مالونن به دخترا، حق مسلم خودت بدون که بدون توجه به کسشرای رسانه به‌شون بگی افغانی مادرجنده از کشور کیری ما برو بیرون. اون مالیاتی که می‌دی برای اینه که تو مکان‌های شلوغ بوی گوه نزنه تو دماغت و اموال عمومی همیشه سالم و مناسب مصرفت باشن. نه این که از سنگفرش خیابون گرفته تا پله‌برقی مترو و... به خاطر استفاده کسانی که مالیات نمی‌دن مستهلک بشه و دولت از توی بدبخت مالیات بیشتری بگیره.

همه کسایی که تو چنلاتون دیسلایک میدن منم اگه براتون سوال شده بود کیه دیسلایک میده

چشم
چشم

این میزان از طلبکاری دائمی پدر و مادرها واقعاً جالبه. خوب نمیریختی توش عزیزم. نمیریختی. خیلی دلم میخواست کاری برات بکنم اما متاسفانه تنها راهش همین بود. انشالله غم و اشتباه آخرتون باشه.

شاید بگید همه مثل شما بیکار نیستن که بیرون نرن و عرق نکنن ولی باید بگم اون بوی سگی عرق از موندن عرق درمیاد. یعنی شما اون لباس کیری رو بشوری بخدا بو نمیگیره.

حالا این همه از توییت‌های مربوط به حموم رفتن و تمیز بودن می‌نالید ولی باز نمیدونم این‌ همه آدم که بوی عرق میدن از کجا میان.

به‌به خونه‌. باز هم خدا رو شکر که خونه وجود داره و باعث میشه مشکلات کوچیکم رو فراموش کنم چون یادم میندازه چه زندگی کیری‌ای دارم و مشکلات بزرگتری از مشکلات تو ذهنم دارم و اهمیتی نداره که چقدر ازشون فرار کنم، هیچ‌چیز قرار نیست هیچوقت درست بشه.

اگر هر ۶ ماه یک دور دیگه ارباب حلقه‌ها رو ریواچ می‌کنی سلام دوست عزیزم.

بعد حالا این ساره هم عجب کسونه‌واویلایی بوده. خودش به ابراهیم میگه یه زن بیار که برات بچه بیاره، خودش که بچه‌دار میشه میگه ردشون کن برن. چته زن؟ آدم‌ها احساسات دارن ها. وا.

ابراهیم واقعا شخصیت جالبی داشته. اول که از بت ساختن با عموش خسته میشه میره خوار تمام بت‌های کعبه رو میگاد بعد جوری حرف نزدن بت بزرگ رو به سخره میگیره که انگار خدای خودش میتونسته حرف بزنه‌. میندازنش تو آتیش، آتیش «گلستان» میشه. بعد ازدواج میکنه زنش بچه‌دار نمیشه، میره با یک برده‌ی مصری ازدواج میکنه اسماعیل به دنیا میاد. خوار این اسماعیل بیچاره رو هم میگاد. اول که چاقو میذاره زیر گردنش بعد هم که ساره (همسر اولش) اسحاق رو به دنیا میاره، اسماعیل و مادرش رو پرت میکنه تو بیابون و فرار. این چه رفتاریه مرد؟ از بت بزرگ خجالت بکش.

الان جبرئیل داره به ابراهیم میگه داداش پس این بریدن سر پسرت هم اوکی شد دیگه؟

از سر و کله زدن با مشکلاتی که چند ساله دارم باهاشون سر و کله میزنم متنفرم و عمیقاً خسته‌. این یعنی بعد این همه مدت هنوز داری درجا میزنی و چی از این بدتر؟

آقای روشن‌‌پژوه یه لحظه صبر کن برنده‌ی مسابقه‌ی محله رو آوردم