مصدع اوقات
الذهاب إلى القناة على Telegram
989
المشتركون
+624 ساعات
+127 أيام
+4130 أيام
أرشيف المشاركات
989
Repost from N/a
همه چیو نصفه ول میکنم
کتاب، سریال و هرچیز دیگهای
با زندگی هم دوست داشتم این کارو بکنم البته ولی خب.
989
به قدری از عبارتِ «تو این شرایط» بدم میاد که حد و مرز نداره. این عبارت حتی جهانسومیترین هم نه، ایرانیترین عبارت سالهای اخیره. همیشه هم قبل یه جملات خاصی میاد، جملاتی که توشون بهت میگن چجوری خودت رو با این شرایط کیری وفق بدی و بدبختانه از ابتداییترین حقوقت بگذری صرفا چون یه حق رو به طور کامل ازت گرفتن و حالا دارن یک هزارمش رو با منت میندازن جلوت.
تو این شرایط قطعی اینترنت😍
تو این شرایط جنگی😍
تو این شرایط بد اقتصادی😍
تو این شرایط قطعی برق😍
تو این شرایط تحریمها😍
تو این شرایط محاصره😍
تو این شرایط مذاکرات😍
تو این شرایط کیر😍
989
این قضیهی سهمیه دادن به افرادی که اخیرا زخمی شدن جدیه؟ اگه اینجوریه که یه سهمیه هم به ما بدن الان چند ساله ماهی هفت روز داره ازمون خون میره
989
ماهایی که هنوز زندهایم بعد از دیماه مثل سریال leftovers شدیم، الان هم چند وقتیه که هرشب داریم from رو زندگی میکنیم. میخواستم بگم امیدوارم مرحلهی بعدی مثل سریال lost نباشه که یادم اومد اون رو آلردی از بدو تولد داریم تجربه میکنیم.
989
کسی میدونه معادل مودبانهی کلمهی بله چی میشه؟ به جاش کیر میشه گفت؟ چون بعد از استفاده از سوپراپلیکیشن بله به نظرم حتی کیر هم در برابرش مودبانه به حساب میاد
989
خدا رو شکر در این مملکت کلا علوم غربزده معنایی ندارن. کانسپت ریاضی یا مثلا آمار از پشم گوسفندهای سنندج بیاهمیتتره. عدد و مقدار؟ چیزی که زیاده عدد بابا. هرچی بیشتر بهتر. اگه یه وقت هم کمتر به نفعمون بود خب کمتر مینویسیم، کس مادر مخاطب.
حساب و کتاب؟ حساب و کتاب سگ کی باشه؟ ما خودمون حساب و کتابیم. هرچی ما گفتیم همونقدر معیاره.
989
البته واقعا هم پاک هستن، درسته که پنج سال حموم نمیرن و ریشاشون رو هم بیست سال یه بار یه نوکگیری میکنن ولی عوضش با آب خالی غسل میکنن پس پاکن خب.
989
خدا رو شکر از اسم کشور دوست و همسایهی پاکستان مشخصه که مردم انتقادپذیری هستن و به قدری از شوخیهایی که باهاشون میشه استقبال میکنن که بدترینش رو گذاشتن اسم کشورشون
989
سلام عزیزانم. من هی منتظرم اینترنت مثل قبل شه که بگم خیلی دلتنگ شما و دلتنگ اینجا بودم، هی نمیشه. ظاهراً هم که کلا نمیخواد بشه.
شاید واقعا مطرح کردن چنین موضوعی از حوصلهی جمع خارج باشه و قابل درک هم هست حقیقتاً، اما دیگه از اونجایی که الان اول اردیبهشته و همونطور که اطلاع دارید اول اردیبهشت روز بزرگداشت استاد سخن فارسی، جناب آقای سعدیه، گفتم بیام و یک اظهار کسشری کنم و برم. امیدوارم آقای سعدی بابت داشتن چنین طرفداری جلوی رفقا (علیالخصوص آقای زبان پنهان) شرمنده نباشه. تعریف از خود نباشه اگر آقای سعدی استاد سخن هستن بنده هم خودم دکترای کسشر گفتن دارم؛ یعنی بیمبالغه همین پست رو میتونم تا فردا بیوقفه بنویسم و باز هم کسشر برای گفتن کم نیارم. اما چه کنم که دل مهربان و رئوفی دارم و دلم برای خواننده میسوزه. قصه رو کوتاه کنم، استاد در مورد ظلم قطعهی نغزی دارن که به نظرم خوندنش خالی از لطف نیست:
«حاکم ظالم، به سِنانِ قلم
دزدیِ بیتیروکمان میکند
گَلّهی ما را، گِلِه از گرگ نیست
اینهمه بیداد، شبان میکند
آنکه زیان میرسد از وی به خلق
فهم ندارد که زیان میکند
چون نکند رخنه به دیوار باغ
دزد؟ که ناطور، همان میکند»
مواعظ سعدی- قطعات- شمارهی ۸۹.
989
من فکر میکنم این چپ و چولهها با کاکولد بودنشون هیچ مشکلی ندارن. تنها چیزی که ناراحتشون میکنه اینه که بهشون یادآوری کنی ابله و کودن هستن. مثلا یهو بگی آهای زنجنده میگن جانم.
989
تو دو روز اخیر متوجه شدم صدای جلز و ولز چپها یکی از بهترین white noiseهای موجود در دنیاست.
