ar
Feedback
زبانشناسی شناختی و نقشگرا

زبانشناسی شناختی و نقشگرا

الذهاب إلى القناة على Telegram

زبان، شناخت، جامعه: گفتنی‌ها و دانستنی‌ها پیرامون زبان در بستر شناخت و جامعه. نویسندۀ نوشتارها: پارسا بامشادی دکتری زبانشناسی @p_bamshadi

إظهار المزيد
1 650
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-27 أيام
+1730 أيام
جذب المشتركين
سبتمبر '26
سبتمبر '26
+7
في 0 قنوات
أغسطس '26
+70
في 2 قنوات
Get PRO
يوليو '26
+73
في 1 قنوات
Get PRO
يونيو '26
+37
في 1 قنوات
Get PRO
مايو '26
+7
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '26
+2
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '26
+7
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '26
+14
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '26
+4
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '25
+20
في 1 قنوات
Get PRO
نوفمبر '25
+29
في 1 قنوات
Get PRO
أكتوبر '25
+39
في 2 قنوات
Get PRO
سبتمبر '25
+30
في 3 قنوات
Get PRO
أغسطس '25
+71
في 8 قنوات
Get PRO
يوليو '25
+121
في 13 قنوات
Get PRO
يونيو '25
+44
في 7 قنوات
Get PRO
مايو '25
+13
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '25
+20
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '25
+7
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '25
+10
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '25
+31
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '24
+14
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '24
+19
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '24
+17
في 1 قنوات
Get PRO
سبتمبر '24
+37
في 1 قنوات
Get PRO
أغسطس '24
+23
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '24
+2
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '24
+20
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '24
+36
في 4 قنوات
Get PRO
أبريل '24
+8
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '24
+12
في 1 قنوات
Get PRO
فبراير '24
+14
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '24
+39
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '23
+19
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '23
+12
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '23
+19
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '23
+10
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '23
+18
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '23
+30
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '23
+56
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '23
+36
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '23
+37
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '23
+13
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '23
+14
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '23
+30
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '22
+23
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '22
+15
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '22
+17
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '22
+16
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '22
+15
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '22
+22
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '22
+24
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '22
+16
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '22
+15
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '22
+36
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '22
+16
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '22
+54
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '21
+16
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '21
+16
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '21
+13
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '21
+16
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '21
+47
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '21
+22
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '21
+13
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '21
+9
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '21
+36
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '21
+31
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '21
+38
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '21
+32
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '20
+1 276
في 0 قنوات
التاريخ
نمو المشتركين
الإشارات
القنوات
06 سبتمبر+1
05 سبتمبر0
04 سبتمبر0
03 سبتمبر+2
02 سبتمبر+1
01 سبتمبر+3
منشورات القناة
نشر لوگوس منتشر کرد: رمز و راز استعاره: فلسفه، کاربردشناسی، علوم شناختی استفانا گارِلو ترجمۀ دکتر پارسا بامشادی این کتاب سفری
نشر لوگوس منتشر کرد: رمز و راز استعاره: فلسفه، کاربردشناسی، علوم شناختی استفانا گارِلو ترجمۀ دکتر پارسا بامشادی این کتاب سفری است به جهان رازآلود استعاره که می‌توان عروس دلربای سخنش نامید. سفری بس دور و دراز که از بوطیقا و خطابۀ ارسطو آغاز می‌شود، از دلِ تاریک و روشنِ تاریخ اندیشه می‌گذرد و سرانجام، به لیکاف و جانسون می‌رسد. کتاب پیش رو دربردارندۀ کندوکاوی میان‌رشته‌ای دربارۀ رمز و راز استعاره است که نظریه‌ها و رویکردهای گوناگون را به گفتگو با یکدیگر فرامی‌خواند. این کتاب مانند یک آلبوم، نظریه‌های پرشمار استعاره را ورق می‌زند و بر پیچیدگی‌های این پدیدۀ چندسویه و پویا پرتوهایی روشنی‌بخش و بینش‌افزا می‌افکند. نویسندۀ کتاب پس از گذر از میان اندیشه‌ها و دیدگاه‌های اندیشمندان و نظریه‌پردازان قلمرو استعاره و بررسی و نقد نظرات آنان، نشان می‌دهد که استعاره نه مفهومی واحد و ایستا، بلکه مفهومی پیچیده و چندوجهی است که در گذر زمان همواره دگرگون شده و رنگ و رخی نو به خود گرفته است؛ از این رو، بررسی آن نیازمند رویکردی فراگیر و چندوجهی است. خرید از وبسایت نشر لوگوس از هم اکنون توزیع گسترده با پخش ققنوس @irlogos

2
#کتاب_زبانشناسی فرزندی دیگر پیشکش به جامعه. دل نازک فرزندم رو نشکنید و اذیتش نکنید 😁 #موقت
#کتاب_زبانشناسی فرزندی دیگر پیشکش به جامعه. دل نازک فرزندم رو نشکنید و اذیتش نکنید 😁 #موقت
392
3
◽️ شعر، سرچشمۀ زبان ◽️ شعر نه تنها یکی از نمودگاه‌های مهم زبان است که بسیاری (یا حتی شاید بتوان گفت همۀ) ویژگی‌های زبان را در لایه‌های گوناگون آوا/واجی، ساختواژی، نحوی، معنا/کاربردشناختی و گفتمانی بازمی‌تاباند، بلکه یکی از سرچشمه‌های زایای زبان نیز هست. سرچشمه بدین معنا که بسیاری از واژه‌ها و حتی گاه ساختارهای زبانی نخست در شعر پدید می‌آیند و سپس به زبان گفتار روزمره راه می‌جویند. در این راستا، شاعران را بایستی نه تنها کاربران زبان، بلکه آفرینشگران زبان نامید که به زایایی و پایایی و پویایی زبان کمک می‌کنند. بر کسی پوشيده نیست که شاعران پارسی‌گو نقش بزرگ و ارزنده‌ای در پاسداشت و گسترش زبان فارسی داشته‌اند که امروزه به دست ما رسیده است. فردوسی، مولانا، عطار، نظامی، سعدی، حافظ و دیگر شاعران نامدار گذشته و امروز ایران هر یک کم یا بیش نوواژه‌هایی در سروده‌های خویش ساخته‌اند و به کار برده‌اند که هم گنجینۀ واژگان فارسی را پربار کرده‌اند و هم دستگاه واژه‌سازی این زبان را گسترده و پویا ساخته‌اند. برای نمونه، بیت زیر از سعدی شیرین‌سخن را ببینیم: 🔸 بر گُلت آشفته‌ام، بگذار تا در باغ وصل زاغ‌بانگی می‌کنم چون بلبل‌آواییم نیست در مصرع دوم دو واژۀ زاغ‌بانگی و بلبل‌آوایی واژه‌های نوساخته‌ای هستند که سعدی در همان لحظۀ سرودن شعر آنها را آفریده و به کار برده است. شاعر این واژه‌ها را پیش از آن از کسی نشنیده و شاید خودش نیز همین یک بار به کار برده است. این دو واژه گرچه ساختار ساختواژی یکسان دارند، یعنی [اسم-اسم-ی] و در هر دو مفهوم همانندی نهفته است، اما دو معنای کاملا مخالف یکدیگر دارند، یکی نوای خوش سر دادن و دیگری نوای ناخوش سر دادن. زاغ‌بانگی کردن یعنی آواز چون زاغ سر دادن؛ بلبل‌آوایی کردن یعنی آواز چون بلبل خواندن. در نمونۀ زیر از شعر حافظ نیز واژۀ خورشیدکلاه واژه‌ای حافظ‌ساخته است؛ یعنی به‌طور بداهه در لحظۀ سرایش به ذهن حافظ آمده و در تن شعر روان شده است: 🔸 بگشا بند قبا ای مه خورشیدکلاه تا چو زلفت سر سودازده در پا فکنم [در کنار واژه‌ها، تصویر استعاری بسیار زیبا و دل‌آویزی نیز که حافظ ساخته است؛ شگفت‌انگیز است] واژه‌ی خورشیدکلاه شاید در سراسر عمر زبان فارسی همان یک‌بار به کار رفته شده باشد، اما معنای آن برای زبانور فارسی چون روز روشن است؛ زیرا نمون‌یافته‌ی یک طرحواره‌ی ساختواژی زایا و پربسامد در فارسی است. جان سخن آنکه شعر نه‌تنها زیباترین و دلکش‌ترین جامه‌ای است که زبان به تن خود می‌پوشد بلکه زایش‌گاه و سرچشمه‌ی جوشانی نیز برای زبان است. خوشا به بخت زبان‌هایی چون فارسی که شاعران سخنور و خوش‌ذوقی در کنار خود داشته‌اند.
694
4
#شعر شعری کوتاه و زبان‌شناسانه ✏️✏️
#شعر شعری کوتاه و زبان‌شناسانه ✏️✏️
515
5
#کتاب کتاب‌های من فرزندان من هستند.
#کتاب کتاب‌های من فرزندان من هستند.
1 763
6
استاد معناشناسی که واژه‌ی "استاد" را به‌خوبی معنا کرد. به‌راستی اهل اندیشیدن و پژوهیدن بود و با دانشجو رفتار و منشی مهرورزانه و دوستانه داشت. برخلاف بسیاری از استادنماهای نااستاد امروزی که نه ژرف می‌اندیشند و می‌پژوهند و نه دانشجو را ارج و ارزش می‌گذارند؛ آنها دانشجو را پله می‌کنند تا از نردبان رتبه‌بندی بالا روند و ارتقا یابند، با این خیال خام که از نردبان دانش بالا رفته‌اند.
796
7
نوزدهم مرداد، سالگرد درگذشت همیشه استادمان #کورش_صفوی (۱۳۳۵ - ۱۴۰۲)
نوزدهم مرداد، سالگرد درگذشت همیشه استادمان #کورش_صفوی (۱۳۳۵ - ۱۴۰۲)
1
8
نوزدهم مرداد، سالگرد درگذشت همیشه استادمان #کورش_صفوی (۱۳۳۵ - ۱۴۰۲)
نوزدهم مرداد، سالگرد درگذشت همیشه استادمان #کورش_صفوی (۱۳۳۵ - ۱۴۰۲)
650
9
«پسوند «بیزاری، دوست نداشتن، خوش نیامدن (از)، یا aversive» در فارسی، نمونه‌ای از یک تغییر معنایی» مفهوم aversive، درواژه‌نامۀ کمبریج چنین آمده‌است: "making someone feel a strong dislike for something, or making them not want to do it" یکی از جالب‌ترین ابزارهای بیان مفهوم «بیزاری، دوست‌نداشتن، عدم تاب‌آوری و اجتناب» یا مفهوم aversive در فارسی، پسوند «-ی» در واژه‌های «گرمایی» و «سرمایی» است. در این دو واژه، و فقط در این دو واژه، این پسوند، بیان «نسبت» را بر عهده ندارد، چون مفهومِ «نسبت»، ماهیت و ویژگی‌های درونی یک هستار را به هستار دیگری پیوند می‌دهد. حال آنکه، پسوند «-ی» در «گرمایی» و «سرمایی»، نوعی «گسستِ نسبت» یا «وارونگی نسبت» را به نمایش می‌گذارد. «جسم آهنی» یعنی جسمی که از جنس آهن است یا ویژگی‌های آهن را دارد. اما وقتی می‌گوییم «آدم گرمایی»، مفهوم، سراسر وارونه می‌شود: «آدم گرمایی» خودش منبع گرما نیست، پیوندی با گرما ندارد، بلکه اتفاقاً گرما را برنمی‌تابد و از آن بیزار است. بدانسان‌که «آدم سرمایی» هم در نسبتش با سرما دچار گسست و وارونگونی است، سرما را دوست ندارد و از آن، دوری می‌جوید. جالب‌تر این جاست که پسوند «-ی» در ترکیبات «نیروگاه گرمایی»، «انرژی گرمایی» یا «تنش‌های سرمایی»، سراسر، مفهوم نسبت را رمزگذاری می‌کند. پ.ن ۱ پسوندهای aversive در میان زبان‌های دنیا بسیار نادرند و بر اساس دیکسون (۱۹۹۲) تنها در برخی از زبان‌های بومیان استرالیا و بیشتر با مفهوم «ترس»، «اجتناب» و «دوری جستن» مستند شده‌اند. این پسوندها، عمومآ پسوندهای حالت هستند. پ.ن ۲ دوست دانشور جناب آقای دکتر پارسا بامشادی و همکارشان، در مقالۀ وزین‌شان (۱۳۹۶)، برای «-ی» در «گرمایی»، «سرمایی» و نیز «قلقلکی» مفهوم «حساسیت» را برشمرده‌اند. ایشان برای پسوند «-ی»، ۳۸ معنای متفاوت در زبان فارسی ثبت کرده‌اند. پ.ن ۳، برآیند سخن اگر نیک بنگریم، از خیل مقوله‌هایی که در زبان‌شناسی دنیا، نادر، معرفی می‌شوند، دست‌ِکم یکی دو نمونه در فارسی و یا دیگر زبان‌ها و گویش‌های شگفت‌انگیزِ ایرانی یافت می‌شود و اگر تا امروز هم یافت می‌نشده‌است، بی‌گمان در آینده یافت بخواهد شد. «دیرینگی»... همینقدر با شکوه است. https://t.me/HistoricalLinguistics
708
10
🔖🔖🔖🔖🔖 💥«مجموعه علمی و پژوهشی مدارس میان رشته ای با همکاری 50 استاد از دانشگاه های گوتینگن و DPZ آلمان،پنسیلوانیا آمریکا
🔖🔖🔖🔖🔖 💥«مجموعه علمی و پژوهشی مدارس میان رشته ای با همکاری 50 استاد از دانشگاه های گوتینگن و DPZ آلمان،پنسیلوانیا آمریکا،علوم پزشکی های تهران،شهید بهشتی و ایران،دانشگاه های تهران، صنعتی امیرکبیر و ...» برگزار می کند: 🚨«طرح پژوهشی و تربیت پژوهشگر در نوروساینس و علوم شناختی »🚨 👤اساتید ارائه های آغازین: 🔹مسعود کارگر،دانشگاه گوتینگن آلمان 🔹معین اسقایی،مرکز جانورشناسی آلمان 🔹گلناز بغدادی،دانشگاه صنعتی امیرکبیر 🔹آرش زارع صادقی،دانشگاه علوم پزشکی ایران 🔹حمزه بهارلوئی،دانشگاه علوم پزشکی اصفهان 🔹فریبا کریم زاده، دانشگاه علوم پزشکی ایران 🔹شقایق چیت ساز، پژوهشکده علوم شناختی 🔹مهدی صمیمی اردستانی،دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی 🔹فرهاد فرخنده، دانشگاه تبریز 🔹حسین وهابی،دانشگاه تهران 👤منتورهای ارائه های آغازین: 🔹مسلم صلحی راد،بنیانگذار مجموعه علمی و پژوهشی مدارس میان رشته ای (IDS) 🔹محمدسعید سلیمانی، رئیس دپارتمان تصویر در IDS 🔹شایان زارعی، رئیس دپارتمان سیگنال در IDS 🔹انسیه شفیق، رئیس دپارتمان مطالعات مروری در IDS 🔹پریا جافرپور،مدیر کارگروه نوروساینس محاسباتی در دپارتمان سیگنال در IDS 🔹آهو هدایت،مدیر کارگروه نوروساینس شناختی در دپارتمان تصویر در IDS 🔹فاطمه رضایی،مدیر کارگروه علوم شناختی در دپارتمان مطالعات مروری در IDS 🔹کیانا اورنگی،مدیر کارگروه ایمیجینگ- ژنتیک در دپارتمان تصویر در IDS 🔹فاطمه دهقان،مدیر کارگروه نوروساینس پایه در دپارتمان مطالعات مروری در IDS 🔹مینا جعفری،مدیر کارگروه نوروساینس بالینی در دپارتمان مطالعات مروری در IDS 🔻چهار گام طرح: 🚩ارائه های اساتید و منتورها 🚩آماده سازی پژوهشگران برای انجام پژوهش 🚩تعیین استاد و گروه بندی تیمهای 100 گانه 🚩تعیین موضوع و شروع پژوهش ✨حوزه های پژوهشی: 1️⃣نوروساینس محاسباتی 2️⃣نوروساینس شناختی 3️⃣نوروالکتروفیزیولوژی 4️⃣نوروساینس بالینی 5️⃣سیگنالهای مغزی 6️⃣نوروساینس پایه 7️⃣نوروسایکولوژی 8️⃣نوروایمیجینگ 9️⃣علوم شناختی 🟢مخصوص همه رشته ها و مقاطع- مجازی 😀 ارائه ها:یکشنبه‌ها،به مدت 10 هفته،از 11 مرداد تا 19 مهر 1405 ⏳ از ساعت 🕗 17 تا 20 ✅ ثبت نام و کسب اطلاعات بیشتر: https://t.me/IDS_Neuro 🚀|@IDSchools||کانال اصلی| 🚀|@IDS_Neuro||کانال نوروساینس و علوم شناختی|
503
11
پس از ستایش باریک‌بینی و ژرف‌اندیشی خانم دکتر داوری درباره‌ی برابرنهاد copula از سوی فرهنگستان، واژه‌ی "اِسنادگر" را به‌عنوان برابرنهاد این اصطلاح پیشنهاد می‌دهم. بر این پایه، verbal copula را می‌توان "اسنادگر فعلی" گفت.
715
12
یک برابرنهادِ نادقیق در «هزار واژۀ زبان‌شناسیِ فرهنگستان» در صفحۀ ۱۰ از قسمتِ «فهرستِ واژه‌ها به ترتیبِ الفبای لاتینی»، در «هزار واژۀ زبان‌شناسیِ فرهنگستان»، ذیل مدخل copula آمده‌است: «فعل ربطی، فعل اسنادی». نکته‌ای که اشاره به آن در مورد این برابر‌نهاد بایسته است آن است که: در مطالعات رده‌شناسیِ «ساخت‌های اسنادی»، copula در واقع «ابزار اِسناد» است و الزاماً «فعل» نیست. کما اینکه در عبری مدرن و در زمان حال، این ضمیر سوم شخص مفرد است که رمزگذاری نقش copula را در بند اسنادی برعهده دارد، نه فعل اسنادی. دِویت (۱۹۹۴) در یک جستار رده‌شناسانۀ گسترده در مورد «ساخت‌های اسنادی» در زبان‌های دنیا، چهار دسته copula را در بندهای اسنادی مستند کرده‌است : verbal copulas, particle copulas, zero form copulas, and verbalizing copulas. پس پیداست که از منظر رده‌شناسی، «فعل اسنادی»، تنها برابرنهادِ verbal copula است و دربایست است که برای copula برابرنهادِ دقیق‌تر و رده‌شناسانه‌تری برگزیده شود. پ.ن از استادان دانشومندم در گروه واژه‌گزینی فرهنگستان زبان و ادب فارسی بابت این جسارتِ دانشجویانه پوزش می‌خواهم.
460
13
🚨 Join the First Seminar of the Psybera Lab Seminar Series 🧠 Digital Addiction: The Other 21st Century Epidemic Our disting
🚨 Join the First Seminar of the Psybera Lab Seminar Series 🧠 Digital Addiction: The Other 21st Century Epidemic Our distinguished guest speaker is Professor Dimitri A. Christakis, MD, MPH, George Adkins Professor at the University of Washington, Chief Science Officer at the Children & Screens Institute of Digital Media & Child Development, and Editor-in-Chief of JAMA Pediatrics. In this seminar, Professor Christakis will discuss the growing challenge of digital addiction and its implications for individuals, families, clinicians, educators, and researchers. 📅 Date: Friday, July 17 🕔 Time: 5:00–5:45 PM (Tehran Time, GMT+3:30) 💻 Platform: Microsoft Teams 🆓 Open to public 🔗 Please scan the QR code on the poster or use the Teams link to participate. https://teams.live.com/meet/9322694335031?p=weja9U0Jyx2hVZXMgY 🌐 https://psyberalab.com/ https://t.me/PSYBERA_LAB 🌐 https://t.me/PSYBERA_LAB 🌐 https://www.linkedin.com/company/psybera-lab/
218
14
#موقت سرانجام نورسیده از راه رسید .... یکی از فرزندان معنوی ام که بسیار دوستش می دارم رمز و راز استعاره؛ کتابی که گشایندۀ برخ
#موقت سرانجام نورسیده از راه رسید .... یکی از فرزندان معنوی ام که بسیار دوستش می دارم رمز و راز استعاره؛ کتابی که گشایندۀ برخی از رمزها و آشکارکنندۀ پاره ای از رازها در قلمرو استعاره پژوهی است. به قلم استفانا گارلو با ترجمه ای که کوشیده ام بهترین ترجمه ام تا به امروز باشد. بزودی از سوی نشر #لوگوس در سیصد صفحه چاپ و منتشر می شود.
623
15
لا يوجد نص...
1
16
در زبان کُردی هم کک را "که‌یک" (کیک) می‌گویند. شپش را "سپئ" sepē و ملخ را "کوله" kola می‌نامند. در زبان شما این سه را چه می‌خوانند؟
553
17
مادربزرگم حشره‌ی «کَک» را «کیک» می‌گفت. فکر می‌کردم یک خطای زبانی‌ست. نمی‌دانستم خراسانیان قدیم هم «کیک» می‌گفته‌اندش. امروز فهمیدم. در بیت ۱۸۲۶ از منطق الطیر، عطار نوشته است:« گفت کی جمعیتی یابم ز کس؟ چون خلاصم نیست از کیک و مگس» *آرش رمضانی* @OfficialPersiaTwiter
400
18
📝📝 🔸 درنگی بر آب‌درنگ 🔸 در خبرها آمده که فرهنگستان زبان و ادب فارسی به‌تازگی و در همین روزهایی که تب جام جهانی فوتبال بالاست، دست به واژه‌گزینی در زمینه‌ی فوتبال زده است. Hydration break آب‌درنگ این اصطلاح اشاره به زمان کوتاهی دارد که بازیکنان در هر نیمه می‌توانند کنار زمین رفته، آب نوشیده و نفسی تازه کنند. البته گفتنی است که همین درنگ کوتاه در برخی از دیگر ورزش‌ها نیز داده می‌شود و ویژه‌ی فوتبال نیست. امیدوارم خبر دروغ باشد و "آب‌درنگ" چیزی جز شوخی نباشد. زیرا نه‌تنها پذیرفته نخواهد شد بلکه دست‌مایه‌ی تمسخر فرهنگستان نیز خواهد شد. یکی از پیش‌نیازهای پذیرفتگی واژه‌ها در میان زبانوران این است که واژه‌ی نوساخته بر پایه‌ی طرحواره‌های ساختواژی جاافتاده و روامند در میان جامعه‌ی زبانی ساخته شده باشد. از دید زبانشناسی شناختی، طرحواره‌ها در زبان جایگاهی بسیار بنیادین دارند و سنگ‌بنای زبان به شمار می‌آیند. در اهمیت طرحواره‌ها همین بس که همه‌ی آنچه به‌نام دستور زبان می‌شناسیم، مجموعه‌ای از طرحواره‌هایی است که همگی آنها بر پایه‌ی فرایندهای شناختی گوناگونی مانند مقایسه، الگویابی، مقوله‌بندی و طرحواره‌سازی پدید آمده‌اند و بستری را برای کاربرد، درک، گسترش و حتی دگرگونی زبان فراهم آورده‌اند. البته بسامد طرحواره‌ها نیز در این میان مهم است. واژه‌ای که بر پایه‌ی یک طرحواره‌ی پربسامد ساخته شود آسان‌تر درک و پذیرفته می‌گردد تا واژه‌ای که بر پایه‌ی طرحواره‌ای کم‌بسامد یا حاشیه‌ای ساخته شود. برای نمونه، شاید شما هرگز واژه‌ی "کم‌لایک" را نشنیده باشید اما با دیدن یا شنیدن جمله‌‌ی زیر، بی‌درنگ و بی‌تلاش معنای آن را در‌می‌یابید: ▫️ پست‌های آخری که گذاشتی خیلی کم‌لایک هستن. دلیل ساده است. طرحواره‌ی "کم-اسم" با معنای "داری مقدار/تعداد کمی از اسم" در زبان فارسی بسیار زایا و پرکاربرد است. بر این پایه، "کم‌لایک" یعنی داری لایک کم. اما اگر بگویم "پادلایک"، معنای آن را درنخواهید یافت یا به‌سختی درخواهید یافت. مگر آنکه روشن کنم که منظور من از این واژه dislike بوده است؛ زیرا طرحواره "پاد-اسم" در فارسی بسامد و زایایی بسیار کمی دارد. دانسته نیست که واژه‌ی آب‌درنگ بر پایه‌ی کدام طرحواره‌ی ترکیبی زبان فارسی یا به قیاس با کدام واژه‌های پذیرفته‌شده و رایج در جامعه‌ی زبانی ساخته شده است. گمان من این است که سازندگان این واژه گرته‌برداری از عبارت انگلیسی کرده‌اند و چیزی مانند این را در ذهن داشته‌اند: [الف-ب] : ب برای الف؛ ب به منظور الف. در اینجا الف و ب دو واژه از مقوله‌ی اسم هستند. بر این پایه: آب‌درنگ = درنگ برای آب؛ درنگ به‌منظور آب (خوردن) به هر روی، تا جایی که من می‌دانم در فارسی چنین طرحواره‌ای یا نداریم یا اگر هم باشد، بسیار کم‌بسامد است. از دید من واژه‌ای مانند "زمان آب‌نوشی" یا "درنگ آب‌نوشی" بخت بیشتری برای پذیرفتگی و کاربردپذیری در جامعه دارد تا "آب‌درنگ". در پایان، پیشنهاد می‌کنم به‌جای واژه‌ی بیگانه‌ی فوتبال، واژه‌ی خودیِ "توپان" را به کار برید که در زبان کردی (بیشتر در روزگار کودکی من) آن را برای اشاره به بازی با توپ و پا، یعنی همین فوتبال، به کار می‌بردیم. 😉 #واژه‌سازی #فرهنگستان #زبانشناسی_شناختی @cog_linguistics
1 390
19
🥀 دشمن به دشمن آن نپسندد که بی‌خرد از نفس خود کند به هوای مراد خویش 🥀 در پژوهش‌ها و بررسی‌هایی که دربارهٔ گونه‌های زبانی ایرانی انجام می‌دهم، خیلی جاها بر من هویداست که دانش زبان‌های باستانی ایران و آگاهی به روند دگرگونی‌های تاریخی زبان‌های ایرانی، برای تبیین درست و دقیق وضعیت کنونی آنها نیازی است بنیادین. ... و متأسفانه، در دانشگاه‌های ما کسانی را که روزی ممکن است کارشان پژوهش زبان‌ها باشد، به گونه‌ای پرورش نمی‌دهند که دانش منسجمی داشته باشند و چیزهایی را بخوانند که در آن زمینه نیازشان می‌شود. ... امروز صبح رفتم نان گرفتم و برگشتم. اما پیش از آن‌که چیزی بخورم، روبه‌روی کتاب‌ها نشسته بودم که چشمم رفت روی کتاب «دستور زبان فارسی میانه»، راستار گویوا. از میان کتاب‌های دیگر بیرونش کشیدم، تا نگاهی به آن بیندازم. استاد مهدی محقق به آغاز این کتاب، پیش‌گفتاری افزوده که در آن به وجود واژه‌های پهلوی در عربی و ... اشاره شده است. برای من که اندکی هم به ترجمه و مطالعات ترجمه نظر دارم، درخور توجه‌تر این بود که نوشته بودند «شاعرانی... مضامین شعر خود را از تعبیرات پهلوی اخذ کرده‌اند»؛ و در پیوند با این موضوع، بیت زیر را از سعدی آورده بودند: دشمن به دشمن آن نپسندد که بی‌خرد از نفس خود کند به هوای مراد خویش در ادامه هم گفته بودند که «مضمون» این بیت مبتنی بر پاره‌گفتار زیر از «کارنامهٔ اردشیر بابکان» است: «دوشمن پت دوشمن آن نی توبان کرتن کو هچ ادان مرت هچ کونشین ی خویش اویش رسید.» بدین معنی که: «دشمن به دشمن آن نتوان کرد که از نادان مرد از کنش خویش باو رسد.» این پاره‌گفتار پهلوی و آن بیت سعدی، برایم درنگ‌برانگیز بود، هم از دید زبانی و هم از دید فرازبانی. از دید زبانی آن بیت و پاره‌گفتار برایم درنگ‌برانگیز بود چون - همان‌گونه که استاد محقق نیز به شیوهٔ دیگری گفته‌اند - فهم بخش‌هایی از ویژگی‌های زبان فارسی و نیز دیگر زبان‌های قلمرو فرهنگی-تمدنی ما، نیازمند آگاهی از آن چیزی است که در نتیجهٔ برخورد زبان‌ها و فرهنگ‌ها روی داده یا پیامد اثرپذیری از زبانی دیگر بوده است؛ چیزی همانند آنچه برخورد با زبان فرانسه و انگلیسی در دورهٔ معاصر برای ما در پی داشته و نه تنها راه ورود واژه‌های فرانسه و انگلیسی، بلکه تعبیرها و ساخت‌های قرضی بسیاری به فارسی را بر آن زبان‌ها گشوده است. این تعبیرها و ساخت‌های قرضی، برخی از گونه‌های کاربردی زبان فارسی را آنچنان متأثر کرده است که اگر با زبان فرانسه آشنا باشی، وقتی که متن‌های آن گونه‌های کاربردی فارسی را می‌خوانی، گمان می‌کنی که این زبان فرانسه است که با واژه‌های فارسی نوشته شده است! در چند دههٔ اخیر البته، چنین تأثیری را انگلیسی بر ساخت فارسی نهاده و از همین رو است که خیلی وقت‌ها، خیلی‌ متن‌های فارسی‌نِما را می‌خوانیم، اما معنایشان را خیلی نمی‌فهمیم! 🥀 آن بیت را که بر سر این یادداشت نوشتم، می‌خواستم چیز یک‌سره متفاوت دیگری بنویسم، یعنی به سویهٔ فرازبانی موضوع بپردازم، اما به این‌جا که رسیدم، بهتر دیدم که به این سویه نپردازم و بگذریم. ... 🥀🌿🌿 #فارسی_میانه #فرانسه #انگلیسی ۱۴ تیر ۱۴٠۵ خورشیدی 🥀🌿🌿 @zabanhaye_darkhatare_IRAN
510
20
🔹 اگر زبان ابزار ارتباط است، پس چرا این ‌همه تفاوت و ناهمسانی در بیان؟ دو زبانور را در نظر آورید که رویدادی یکسان را دیده‌اند، اما آن را به دو شیوۀ کاملاً متفاوت بازگو می‌کنند. یکی می‌گوید: «پیرمرد، جان کودک را نجات داد» و دیگری می‌گوید: «کودک از مرگ رهایی یافت». رویداد یکی است، اما آنچه بر زبان می‌آید، یکسان نیست. این تفاوت تنها به گزینش واژه‌ها بازنمی‌گردد؛ بلکه برخاسته از شیوه‌ای است که گوینده رویداد را در ذهن خود پردازش می‌کند، سامان می‌دهد و آن را به شنونده باز می‌نماید. زبان هرگز آینه‌ای بی زنگار و غبار نیست که جهان را بی‌کم‌وکاست و چنان که هست بازتاب دهد؛ بلکه همانند روزنی است که از زاویه‌ای ویژه به جهان گشوده می‌شود. از همین رو، زبان‌شناسی شناختی بر این باور است که دستور زبان تنها چارچوب و سامانه‌ای برای کنار هم نشاندن واژه‌ها نیست؛ بلکه شیوه‌های گوناگونِ نگریستن به جهان را نیز بازمی‌نماید. در دیگر سو، نقش‌گرایان یادآور می‌شوند که این شیوه‌های نگرش در خلأ پدید نمی‌آیند؛ آن‌ها در گفت‌وگو، در نیازهای ارتباطی و در زندگی اجتماعی آزموده می‌شوند و اگر کارآمد باشند، خودبه‌خود در زبان ریشه می‌دوانند و ماندگار می‌شوند. [نظریه‌ای به سان نظریه فرگشت داروین] پس شاید بتوان گفت که زبان نه آیینۀ جهان است و نه تنها پلی میان آدمیان؛ بلکه شیوه‌ای است که انسان، جهان را با آن می‌بیند و هم‌زمان آن را با دیگران در میان می‌گذارد. زبان گنجینه‌ای از گزینه‌های گوناگون برای بازنمایی جهان است. #زبانشناسی_شناختی #زبانشناسی_نقشگرا @cog_linguistics
752