Blue is the warmest colour
الذهاب إلى القناة على Telegram
Sweven (n.) a vision seen in sleep; a dream https://t.me/BiChatBot?start=sc-48453ad48e لینک برای موزیکی چیزی
إظهار المزيد227
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+37 أيام
+930 أيام
أرشيف المشاركات
۱و ۴۷ دقیقه بامداد دوشنبه
مطمئن نیستم فکر میکنم روز ۵۱ ام قطعی اینترنت.
شکستم مث یه تیکه شیشه که مدام سرد و گرمش میکنن.
یه روز امیدوار
یه روز نا امید
امیدوار
نا امید
امیدوار
نا امید
چیه این آدم
نباید زندگی اینقدر سخت میبود
یا حداقل کاش نفهم بودم
مث تعداد زیادی از همین ادما
فکر میکنم به آرزوهام و میبینم چقد ازشون دور شدم
با این وضعیت احتمالا هرگز تجربشون نکنم
بعد باز فکر میکنم که کاش جهان های موازی واقعیت داشت
و من های دیگه توی جهان های دیگه تجربه های خیلی بهتری از زندگی داشته باشن.
دارم خودمو گول میزنم.
.
.
.
اما باید قوی بود
بخاطر اونایی که دیگه نیستن
باید قوی بود...
آبی که ازین دیده چو خون میریزد،
خون است بیا ببین که چون میریزد
پیداست که خون من چه برداشت کند
دل میخورد و دیده برون میریزد...
چهارشنبه یکم بهمن ۴۰۴
ساعت ۱:۱۲ نیمه شب و روز ۱۳ ام قطعی اینترنت.
بازم مینویسم برای زمانی که اینترنت وصل بشه و پیامم ارسال.
شبا خوابم نمیبره اینقدر که افکار تاریک و پراکنده توی مغزم میچرخن. از مچاله شدن قلب و روحم برای خواهر و برادرا و عزیزایی که حتی نمیشناسم تا گرونی ای که باعث شده بیشتر از قبل هشتم گرو نهم باشه. شبا توی تخت فریااااد میزنم و داد میزنم با صدای خاموش و حق حق میکنم بدون اشک.
توی مغزم میچرخم، فرار میکنم و به بن بست میخورم، تهش خالیه. اینقدررر افکار توی مغزم سریع جای خودشونو به بعدیا میدن که توی این شلوغی انگار توی یه خلاء گیر کردم.
خالیه
همه چی خالیه.
روحم ، قلبم ، مغزم ، دستام.
امید جای خودشونو به سردرد های طولانی و اسید معده ای که وجودمو میسوزونه داده.
تنها چیزی که برام مونده نفرینه.
دلیل این خون رو نفرین میکنم.
