فتوحات مکیه
الذهاب إلى القناة على Telegram
𖠇࿐ྀུ༅࿇༅༼﷽༽༅࿇༅࿐ྀུ༅𖠇 ای موحدّ، توحید این است که تو در حالی که، تنها توهستی، فانی در حضرت حق باشی و حضرت حق قبل از تو در تو و بعد از تو نیز باقی بماند. ─༅࿇༅࿐ྀུ༅𖠇✨𖠇༅࿐ྀུ༅࿇༅─ @Ftouhatemakkiye
إظهار المزيد1 776
المشتركون
+124 ساعات
+167 أيام
+2230 أيام
أرشيف المشاركات
1 776
تک جلدی:
رشحات البحار
(تبیین نظریه فطرت)
عربی
تصحیح مطابق با کتاب منتشرشده در زمان مولف (ره)
۱۹۷ صفحه
۴۹۰هزار تومان
۵۰٪ تخفیف طلاب
۲۴۰ هزار تومان
شذرات المعارف
(دیدگاههای سیاسی -اجتماعی)
فارسی-تصحیح جدید
۲۰۷ صفحه
۵۱۷هزار تومان
۵۰٪ تخفیف طلاب
۲۳۰ هزار تومان
الاذان و الاقامة
(شرح فقراتی از اذان)
انتشار اولینبار
[متن عربی با ترجمه]
۱۳۸ صفحه
۳۴۵ هزار تومان
۵۰٪ تخفیف طلاب
۱۷۰ هزار تومان
العقل و الجهالة
(عقل معیار انسانیت)
انتشار اولینبار
[متن عربی با ترجمه]
۱۶۷ صفحه
۴۲۰هزار تومان
۵۰٪ تخفیف طلاب:
۲۱۰هزار تومان
الکشف و الرسالة
(تفسیر آیات منتخب نبوت)
انتشار اولین بار
[متن عربی با ترجمه]
۳۷۱ صفحه
قیمت: ۹۲۵هزار تومان
۵۰٪ تخفیف طلاب:
۴۶۰هزار تومان
واریز وجه:
6280231355390088
تهیه کتب👇
@Mmshahabadi
1 776
تاحالا فردی که بیماری اوتیسمی داشته باشه و بیسواد هم باشه اما نخبه در حفظ متن و صفحات قرآن کریم باشه دیده بودید؟! 🧠
الله اکبر...
تا الله نخواهد برگی از درخت بر روی زمین نخواهد افتاد
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
1 776
از نظر ابنعربی، پاسخ الهی متناسب با آن چیزی است که بنده در خواندن خود حاضر کرده است. هرچه فهم و حضور قلب بیشتر باشد، دریافت انسان از خطاب الهی نیز عمیقتر میشود.
پس تفاوت قرائتها فقط در الفاظ نیست؛ تفاوت در میزان حضور معنا در جانِ قاری نیز هست.
این سخن دعوتی است به اینکه هنگام خواندن فاتحه، از تلفظ درست واژهها فراتر برویم و بکوشیم معنای آنها را در خود حاضر کنیم؛ نه اینکه تلفظ را بیاهمیت بدانیم، بلکه آن را مقدمهای برای حضور و فهم قرار دهیم.
۵. «الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ»؛ چرا حمد با رحمت پیوند میخورد؟
پس از «الحمد لله رب العالمین»، بنده میگوید:
«الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ»
و در روایت، پاسخ خدا چنین نقل شده است:
«بندهام مرا ثنا گفت.»
ابنعربی در اینجا پرسشی مطرح میکند: چرا سخن از رحمت، ثنا و ستایش خدا به شمار میآید؟
پاسخ او این است که انسان هنگامی حقیقتاً خدا را میستاید که او را با کمالی بشناسد که بهطور مستقل از آنِ خداست. رحمت، هنگامی که از سرچشمهٔ الهی شناخته شود، انسان را متوجه تفاوت میان ربوبیت خدا و بندگی خویش میکند.
اگر خدا به بنده رحم کند، بنده درمییابد که پروردگاری از آنِ خداست و او در مقام بندگی قرار دارد. از این جهت، شناخت رحمت الهی باید به شناخت جایگاه انسان در برابر خدا بینجامد.
در اینجا یک نکتهٔ مهم وجود دارد: ابنعربی نمیخواهد بگوید انسان هیچگونه کمال یا صفتی ندارد؛ بلکه میخواهد نشان دهد که انسان مالک مستقل کمالات خود نیست. حتی هنگامی که صفتی مانند رحمت در انسان ظاهر میشود، این ظهور او را از وابستگی به خدا بینیاز نمیکند.
بنابراین، ستایش حقیقی خداوند با شناخت این حقیقت همراه است که کمال مطلق و مستقل از آنِ اوست و کمالات موجودات در نسبت با او معنا پیدا میکنند.
1 776
آیه :
«الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ»؛
حمدی که سرانجام به خدا بازمیگردد
۱. وقتی بنده میگوید «الحمد لله»، چه اتفاقی میافتد؟
ابنعربی در ادامهٔ بحث بسمله، به حدیثی قدسی دربارهٔ نماز توجه میکند. بر اساس این روایت، هنگامی که بنده میگوید:
«الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ»
خداوند میفرماید:
«بندهام مرا ستایش کرد.»
اما پرسش عرفانی ابنعربی این است:
این حمد واقعاً از آنِ کیست؟
آیا بنده حقیقتاً خدا را ستایش میکند، یا در ورای این ستایش، حقیقت دیگری نهفته است؟
او میگوید «حمد» تنها به معنای گفتن سخنی ستایشآمیز نیست؛ بلکه باید به سرانجام ستایش توجه کرد. هر ستایشی که در عالم صورت میگیرد، در نهایت به خدا بازمیگردد؛ حتی اگر در ظاهر، موجودی غیر از خدا موضوع ستایش باشد.
برای مثال، کسی را بهخاطر دانش، زیبایی، شجاعت یا بخشندگیاش میستاییم. در نگاه معمول، این صفات را به خود آن شخص نسبت میدهیم. اما از دیدگاه ابنعربی، آن شخص نه اصل وجود خود را پدید آورده و نه بهتنهایی آفرینندهٔ کمالاتی است که در او ظهور کردهاند. وجود و آثار کمالات او وابسته به خداست.
پس ستایشِ یک موجود، از آن جهت که کمالی الهی در او ظهور یافته است، سرانجام به خدا بازمیگردد.
این سخن به معنای انکار تفاوت موجودات یا بیارزش دانستن صفات نیک انسانها نیست؛ بلکه سخن بر سر منشأ نهایی وجود و کمال است.
۲. چرا ابنعربی میگوید حامد و محمود در حقیقت یکیاند؟
ابنعربی در عبارت «الْحَمْدُ لِلَّهِ» به حرف «لام» توجه میکند. در خوانش عرفانی او، این عبارت فقط نمیگوید که خدا شایستهٔ ستایش است؛ بلکه راهی برای دیدن حقیقت حمد نیز میگشاید.
او میگوید اگر عارف به حقیقت این نسبت توجه کند، درمییابد که حامد و محمود، در مرتبهای عمیقتر، از یکدیگر جدا نیستند: خدا هم حمد را پدید میآورد و هم حقیقتاً مستحق حمد است.
چرا؟
زیرا اگر بنده توانایی ستایش دارد، همین توانایی نیز موهبتی از جانب خداست. اگر موجودی شایستهٔ ستایش است، کمالی که بهواسطهٔ آن ستوده میشود نیز مستقل از خدا نیست.
بنابراین، در نگاه عارف، حمد از خدا آغاز میشود و به خدا بازمیگردد.
البته این سخن را نباید به این معنا گرفت که بنده در ظاهر سخن نمیگوید یا مسئولیت اعمال و انتخابهایش را از دست میدهد. ابنعربی در اینجا از حقیقتی سخن میگوید که در پسِ نسبتهای ظاهری قرار دارد: استقلال مطلقی برای حامد یا محمودِ مخلوق باقی نمیماند.
نکتهٔ عرفانی: سالک در آغاز میگوید «من خدا را ستایش میکنم»؛ اما با تعمیق معرفت، درمییابد که حتی توانایی او برای ستایش نیز از خود او نیست. در این مرحله، حمد از یک عمل زبانی به شناخت وابستگی وجودی انسان تبدیل میشود.
۳. «رَبِّ الْعَالَمِينَ»؛ پنج معنای نهفته در نام «رب»
ابنعربی پس از بحث حمد، بر نام «رب» مکث میکند و پنج معنا برای آن برمیشمارد:
* ثبات و استواری؛
* اصلاح؛
* تربیت و پرورش؛
* مالکیت؛
* سروری و سیادت.
این پنج معنا نشان میدهند که ربوبیت صرفاً به معنای آفرینش اولیه نیست. خداوند فقط موجودات را به وجود نمیآورد و سپس آنها را رها نمیکند؛ بلکه وجودشان، پرورششان و سامان یافتن امورشان نیز به او وابسته است.
برای نمونه، یک انسان را در نظر بگیرید. وجود او تنها به لحظهٔ تولد محدود نیست؛ رشد جسمی، شکلگیری تواناییها، فراهم شدن اسباب زندگی و امکان شناخت نیز در تداوم وجود او نقش دارند. در نگاه ابنعربی، هیچیک از این مراتب از ربوبیت الهی مستقل نیست.
پس وقتی بنده میگوید «رَبِّ الْعَالَمِينَ»، تنها از خداوندی سخن نمیگوید که مالک جهان است؛ بلکه به پروردگاری اعتراف میکند که جهان را پدید میآورد، پرورش میدهد، اصلاح میکند و تدبیر آن را بر عهده دارد.
از همین رو، حمدِ خدا بهعنوان «رب العالمین» با شناخت جهان نیز پیوند میخورد: عارف هرچه بیشتر در موجودات و وابستگی آنها تأمل کند، نشانههای ربوبیت را آشکارتر میبیند.
۴. چرا پاسخ خدا به حمد بندگان یکسان نیست؟
در این بخش، ابنعربی به نکتهای لطیف دربارهٔ تفاوت مراتب معرفت اشاره میکند.
وقتی بنده میگوید «الحمد لله رب العالمین»، پاسخ الهی در روایت چنین است: «بندهام مرا ستایش کرد.» اما ابنعربی توضیح میدهد که خداوند، از روی کرم و رحمت، حتی کمترین مرتبهٔ فهم را نیز در نظر میگیرد.
ممکن است کسی آیه را بخواند، اما معنای آن را نداند. ممکن است دیگری معنای واژهها را بفهمد، ولی هنوز به حقیقتی که آیه بر آن دلالت میکند توجه نکرده باشد. و ممکن است عارفی همان آیه را با حضور قلب و آگاهی از وابستگی همهٔ موجودات به خدا بخواند.
این سه نفر عبارت یکسانی بر زبان میآورند، اما آنچه در درونشان حاضر است یکسان نیست.
