Negar
الذهاب إلى القناة على Telegram
کوچ تا چند؟ مگر میشود از خویشگریخت؟ نمیشود... پس من به درون خویش سقوط میکنم بی آنکه به ته برسم @Negawrnouri
إظهار المزيد245
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+17 أيام
-130 أيام
أرشيف المشاركات
245
**the pirates and the thieves might bring you to your knees
But they'll never board your ship
You may have to sail through troubled seas
But the stars will always lead you
To the sun on the horizon
And you will feel life again
As the storm shows mercy on your sails**
245
حرف ها همچنان زیاد
اما توانایی گفتن ؟ نه قطعا
اگه تواناییش هم بود قطعا نمیخواستی چیزی بگی دیگه
تابستان ۱۴۰۵
245
Even if I can't see
No one will get to me
I don't need another hero
Carrying me on through my life
And the shadow inside of me
Will never set me free
We are burning in the fire
Nothing will keep us alive
245
Repost from Negar
سلام دوستان جان
برای انجام کاری به کمک شما نیاز دارم
میخوام داستان هایی رو برای نوشتن انتخاب کنم و این داستان ها داستانیه که میخواید با زبان موسیقی به گوش من برسونید.
برای همین ازتون سه تا موزیک میخوام
_موزیکی که بهتون آرامش میده یا شما رو از وضعیت اسفناکی که دارید فراری میده.
_بهتون غم میده یا غمتون رو پربار میکنه.
_موزیکی که براتون دوپامین و ادرنالینه
پس شد سه تا
البته اگر هم خواستید میتونید برام موزیک بفرستیداااا با موضوعاتی که دوست دارید بشنوم
من هم مینویسم که خدا کمک کنه نوشتنم برگرده
البته اینجا داستانتون رو نشر میدم😊
@negawrnouri
و اگر میخواستید ناشناس بمونید👇
https://telegram.me/BChatBot?start=sc-545709-zLIE2ga
245
پست بالای کانال ارغوانو دیدمو یاد ۱۶/۱۷ سالگیم افتادم
اون موقع آیدیم NEGAR🎸 بود و اولین باری که صدای فردی مرکوری رو شنیدم و گفت Show must go on
شیفته ی موسیقی شدم
شیفته ی اون امید و بودن و حضور داشتن
شیفته ی ادامه پیدا کردن و کوتاه نیومدن
باید باز همون بشم و خب
I can fly my friends!
245
Repost from Dream Dealer 🦋 ( Post rock )
منو یاد زندگی نکرده ام به عنوان یک جوون ۲۰ ساله جسور دهه هشتاد تو کافه های تهران انداخت.
چه مرگیه این همه فکر کردن به چیزایی که از دست رفتن یا اصلا وجود نداشتن هیچ وقت ؟
@diveinyourmind
245
این روزا یاد اون حرفی میفتم که ادم باید تو یه سنی از زندگی هم دست بکشه و نترسه از فکر کردن به رفتن
بعد از یه سنی واقعا زندگی رو نیستم
حالا شما هم همش
ولی تو به چیزای خوب فکر کن پلی کنید
خیلی تاثیرگذاره واقعا
245
در نهايت هر رنجى فقط يك جمله ست،
مى نويسيش،خوب نگاهش ميكنى و به محض اينكه پذيرفتيش ديگه اذيتت نميكنه،اما قسمت سختش پذيرفتنش نيست،اون جرأت و جسارت نوشتنشه.
245
کاش با پذیرفتن آدم سبک میشد،کاش میشد قبولش کنی و آزاد بشی،کاش با سپر انداختن جنگ هم تموم میشد،اما نمیشه،مشکل همینه،اینکه حتی وقتی ادامه نمیدی هم باز ادامه پیدا میکنی.
