پارادايس اشتراكي (بهشت اندیشه و تفکر)
الذهاب إلى القناة على Telegram
ارتباط با ادمين جهت هرگونه پيشنهاد يا انتقاد 👇🏻👇🏻👇🏻 @Spoulad لينك كانال. https://t.me/Prdys
إظهار المزيد703
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+47 أيام
+1230 أيام
أرشيف المشاركات
خانم "نیلوفر مشفق" نوشتن:
اگر گاهی موقع ورود به جمع یا مکان عمومی، فکر میکنی به اندازهی کافی جذاب نیستی، لزوما مشکل اعتماد بهنفس نداری،
ممکنه بیش از حد روی خودت زوم کرده باشی!
وقتی خودت رو زیر ذرهبین میذاری، هر نقص کوچکی تبدیل به یک مشکل بزرگ میشه
فکر میکنی همهی آدمهای اون فضا، مشغول ارزیابی تو هستن. درحالیکه اونا هم مثل تو، بیشتر درگیرِ ارزیابی خودشون هستن.
یادمون نره، هرچی بیشتر خودمون رو اسکن کنیم، بیشتر ممکنه نقصهایی ببینیم که دیگران اصلا متوجهشون نمیشن
نه بهخاطر اینکه ناکافی هستیم، بلکه چون ذرهبین دست خودمونه!.....
@prdys☘️🌷☘️
#تیکه_کتاب
✍دروغ همیشه پذیرفتنیتر از واقعیت است و با عقل بیشتر جور در میآید، چون دروغگو این مزیت بزرگ را دارد که پیشاپیش میداند که مخاطبان آرزومند یا منتظر شنیدن چه هستند. حال آن که واقعیت این خصلت اضطرابآور را دارد که ما را با چیزی غیرمنتظره روبرو میکند که آمادهاش نبودیم.
📒 #فلسفه_هانا_آرنت
#پاتریشیا_آلتنبرد_جانسون
@prdys☘️🌷☘️
مجال بوسه به لبهای خویشتن بدهیم
که این بلیغترین مبحث شناساییست
حسین منزوی
@prdys☘️🌷☘️
ما یک همسایه داریم که سدهیِ اولِ زندگی را تقریبا رد کرده و افتاده تویِ سراشیبیِ سدهیِ دوم!
. یک خانهء دو نبشِ آفتابگیرِ بزرگ دارد با یک ماشینِ اسپرتِ سیاه که قیمتش با قیمتِ خانهء من برابر است. پشتِ ماشینش یک برچسب زده و نوشته که:
" اِ گود دِی ویل کام ".
دقیقا همان جملهای که من معادل فارسیاش را قاب کردهام و زدهام به دیوار اتاق کارم:
"یک روزِ خوب میآید".
من تازه امروز صبح برچسب پشتِ ماشین مرد همسایه را دیدم
. بابت همین، وقتی رسیدم سر کار تابلوی خودم را پائین آوردم، نوشته را کشیدم بیرون و پارهاش کردم و انداختم توی سطل و به جای آن عکسِ یک زرافه دراز را گذاشتم که مشغول خوردن برگهای بلندترین درخت آفریقا است. حالا هم نشستهام روی صندلی و به عکس زرافه نگاه میکنم.
گمان کنم امروز بزرگترین درس زندگیام را گرفتهام. دیدنِ برچسبِ مشترک من و آقای همسایه، فقط یک نتیجهی منطقی به من میدهد. اینکه یک روزِ خوب هیچوقت قرار نیست بیاید. "بلکه خوبترین روزِ ممکن همین امروز است."
سال اول دانشگاه یک استادی داشتیم بنام شجاعی، هرجلسه چند نفر از بچههارو دعوت میکرد پای تخته برای حل مساله، هرکجا کسی وسط حل مساله به مشکل میخورد میکفت دو قدم از تخته فاصله بگیر و کل صورت مساله را از دور نگاه کن.
امروز من با دیدنِ برچسب پشتِ ماشینِ مردِ همسایه یادِ شجاعی افتادم و مجبور شدم دو قدم از دیواری که قاب عکس روی آن بود فاصله بگیرم و از دور آن را نگاه کنم. "یک روزِ خوب میآید".
هر چه بیشتر نگاهش کردم بیشتر به نظرم بیمعنی میآمد. در کدام مقطعِ تاریخ پنج هزار سال گذشته بوده که یک روز خوب آمده است؟ اصلا تعریفِ روزِ خوب چی است؟
مثلا یک روز بیدار میشویم و میبینیم دیگر رهبرانِ جهان به هم دندان نشان نمیدهند؟
یا همهی بیماریها ریشهکن شدهاند.
یا کسانی که رفتهاند برمیگردند؟
یا انسان، انسان میشود؟
یا یکی از بالا داد میزند که "کات، بچهها خسته نباشید"؟
نه. هیچ کدام.
وقتی تویِ پنج هزار سال گذشته هیچ روزِ خوبی نیامده است، حالا هم قرار نیست بیاید. در واقع درستش این است روزِ خوب همین است که دارم. چه دوستش داشته باشم و چه از آن بدم بیاید.
گمان کنم امروز جهانبینی من کنفیکون شده است. وقتی همسایهی من بعد از صد سال روزِ خوب را ندیده است، من هم چیزی با آن تعریف نخواهم دید.
اینها را بنویسم تا بماند برای خودم. باید عادت کنم به اینکه همین روزها را دوست داشته باشم. باور کنم که تعریفِ زندگی همین است. رنج است. شادی است. غم است. گریه است. خنده است. قاتی مثلِ صورت مسالههای شجاعی. هیچ اتفاقِ بزرگی قرار نیست بیفتد و هیچ نوری از آسمان قرار نیست من را دگرگون کند.
روز خوب همین امروز است. با همهی سیاهیها و سفیدیهایش. انتخابی جز این وجود ندارد. پس زنده باد خیام و همین امروز و همین دم و لحظه.
فهیم عطار
@prdys☘️🌷☘️
یکی از چیزایی که این روزا خیلی داره اذیتم میکنه احساس هدر رفتنه. هدر رفتن جوونیم، پتانسیلم، روزها و زمان. انگار همشون دارن هدر میرن و من هیچ کاری از دستم برنمیاد.
@prdys☘️🌷☘️
عشق خونه است نه چادر مسافرتی
اگه قراره بعد یکی دو شب بعد جمعش کنی
از اول زمین دل کسی رو اشغال نکن...
@prdys☘️🌷☘️
توصیه میکنم یاد بگیرید تمایز قائل بشید بینِ کسی که سزاوارِ یک توضیح کامله، کسی که سزاوار فقط یک جوابه و کسی که سزاوار سکوته...
@prdys☘️🌷☘️
💬سوگ و فقدان : تجربه های ناب
سوگ، آنگونه که ما میشناسیم، همیشه با فریاد و گریه آغاز نمیشود؛ گاهی سوگ، سکوتی است که در گوشِ اشیاء زمزمه میشود. ....دیروز یکی از دوستانم، میگفت: « وقتی پدرم رفت، دنیا رنگ باخت. نه آن رنگهایی که میبینیم، بلکه آن معنایی که به اشیاء میداد. ناگهان دیدم جهان، مجموعهای از رَدپاهای خالیست.»
من این روزها تک تک جملاتش را زندگی کردم: او از دستگیرهی دری میگفت که بارها، بیآنکه بداند، گرمای دستِ پدر را به آن بخشیده بود. از نمکپاشِ سفرهای میگفت که انگار هنوز لرزشِ دستانِ پدر را در خود داشت. از دمپاییهایی که دیگر نه تنها یک شیء، که گواهی بر قدمهایِ مطمئنِ مردی بودند که دیگر خانه از حضورش، خالی بود.
در آن لحظه، فهمیدم که رفتنِ عزیزان، تنها نبودنِ آنها نیست؛ رفتن، یعنی تبدیل شدنِ حضورِ پررنگِ آنها به «ردپایِ خاموش» در اشیاء. آنها میروند، اما اثرِ لمسِ آنها، مانندِ عطرِ ماندگار بر پارچهها، در تار و پودِ زندگی ما باقی میماند....سپس، آن لحظهیِ سنگین یادم افتاد .وقتی مادرم، در حال نشستن پشت میز ناهارخوری بود ، بهشون گفتم : مامان جان اینجا بشینین؛ یهو گفتن:«اخ... بابات همیشه اینجا مینشست...»
این جمله، یک برخوردِ ناگهانی بود با حقیقتِ عریانِ فقدان....آنجا بود که فهمیدیم جای خالیِ آدمها، در هیچ کجای جهان پر نمیشود؛ آنها در میانهیِ عادتهایمان، در میانهیِ نشستنهایمان و در میانهیِ لمس کردنِ اشیاءِ روزمره، زندگی میکنند... 😔
آری سوگ در واقع، همان عشق است که راهی برای بازگشت ندارد، پس در اشکها و در جزئیاتِ زندگی، جاری میشود....
فرشته رمضانی
جناب پدر
@prdys☘️🌷☘️
اگر منتظریم که
«تاریخِ» مصیبتهایمان سر رسد تا طعم «آزادی» و «احترام» را بچشیم،
سخت در خطاییم
؛«تاریخ» خود ما هستیم.....
الکساندر_سولژنیتسین
@prdys☘️🌷☘️
اگر جنگ نبود،
تو را به خانه ام دعوت میکردم،
و میگفتم،
به کشورم خوش آمدی.
چای بنوش که خسته ای.
برایت اتاقی از گل میساختم، و شاید تو را در آغوش میفشردم.
اگر جنگ نبود،
تمام مین های سر راه را گل میکاشتم، تا کشورم زیباتر به چشمانت بیاید.
اگر جنگ نبود،
مرز را نیمکتی میگذاشتم کمی کنار هم به گفتگو مینشستیم، و خارج از محدوده ی دید تک تیراندازان گلی بدرقه راهت میکردم.
اگر جنگ نبود،
تو را به کافه های کشورم میبردم، و شاید دو پیک را به سلامتیت مینوشیدم.
و مجبور نبودم ماشه ای را بکشم که برای دختری در آن ور مرزهای کشورم
اشک به بار می آورد.
حالا که جنگ میدرد تن های بی روحمان را،
برای زنی که عکسش در جیب سمت چپم نبض میزند، گلوله نفرست.
👤نزار قبانی
@prdys☘️🌷☘️
ما فرق داشتیم با همه نسلها
ما همانهایی بودیم که به سادهترین چیزها چنگ زدیم برای کمی آرام گرفتن،
ما با یک لیوان چای مست میشدیم
و با یک موزیک آرام،
خیال میبافتیم
و با یک فیلم ساده، احساس خوشبختی عمیق میکردیم.
ما آدمهای سادهای بودیم،
با یک لبخند و مهربانیِ کوچک،
دل میبستیم به آدمها
و با یک شاخه گل و یک کتاب،
ذوق میکردیم.
به نسلهای بعد از ما بگویید
اگر در روزگار شما آزادی هر صبح پشت پنجره بود
و آرامش، هرشب جهانتان را در آغوش میکشید،
اگر در روزگار شما عدالت و انصاف و انسانیت حرف اول را میزد؛
به یاد ما باشید.
و به یاد ما با سادهترینها ذوق کنید
و دل بدهید به باران و آسمان و آفتاب، دل بدهید به آزادی...
و عاشق شوید،
شاید باور نکنید و حق داشتهباشید
که باور نکنید،
ولی در جهان، آدمهایی زیستهاند
که در شرایط فقدان بوسه و نان و آب و آزادی، فرصت عاشق شدن هم نداشتهاند!
به نسلهای بعد از ما بگویید!!!
نرگس_صرافیان_طوفان
@prdys☘️🌷☘️
بیشعورها میتوانند دیگران را سرکوب کنند. امّا کسی نمیتواند آنها را سرکوب کند، مگر یک بیشعور بزرگتر!
خاوير كرمنت
@prdys☘️🌷☘️
سالهاست
گیسوان زن
در بلاهت «آدم»
زیر گسترهی شب درد میکشند.
#فرح_آریا
@prdys☘️🌷☘️
زندگی در جایی که یک مشت نادان
دور و برت باشند سخت است،
اما زندگی در جایی که قدرت
در دست همان نادانان باشد، وحشتناک است.
-آلبر کامو
@prdys☘️🌷☘️
تو
که
رفته باشی
دیگر
فرقی نمیکند
بیروت
باشم
یا
استانبول.
@prdys☘️🌷☘️
🔻الگوی جوامع کماسترس؛ چگونه ثبات اقتصادی جایگزین اضطراب شد
🔹آرامش در جوامع انسانی فراتر از ثروت مادی است و بیش از هر چیز به احساس امنیت، ثبات اقتصادی و رفاه اجتماعیِ نهادینهشده در ساختار حاکمیتی یک کشور وابسته است.
🔹طبق رتبهبندیهای سال ۲۰۲۵، کشورهایی مانند لیختناشتاین، سوئیس و نروژ با فراهم کردن زیرساختهای باکیفیت و سیستمهای حمایتی کارآمد، موفق شدهاند استرسِ روزمره را برای شهروندان خود به حداقل ممکن برسانند.
🔹برخلاف کشورهای پردغدغه، ساکنان این جوامع بهدلیل برخورداری از خدمات درمانی رایگان یا ارزان، امنیت شغلی پایدار و تعادل میان کار و زندگی، دغدغهای برای هزینههای غیرمترقبه یا آینده ندارند.
🔹در مقابل، جوامعی که بهطور مداوم با تورم افسارگسیخته، بحران مسکن و ناامنیهای معیشتی دستوپنج نرم میکنند، حتی با وجود پتانسیلهای طبیعیِ بالا، شاهد افزایش چشمگیر فشارهای روانی و اضطراب بر توده مردم میباشند.
🔹این تفاوتِ ملموس اثبات میکند که آرامش پایدار، نتیجه مستقیم سرمایهگذاریهای طولانیمدت دولتها بر رفاه عمومی، آموزش، سلامت و ایجاد عدالت اجتماعی برای تمامی شهروندان است.
🔹به همین دلیل، امروزه مفهوم مهاجرت برای بسیاری از افراد، دیگر صرفاً به معنای کسب درآمدِ بیشتر نیست، بلکه تلاشی آگاهانه برای یافتنِ بستری است که در آن امنیتِ فردی و روانی مقدم بر هر چیز دیگر باشد.
🔹در نهایت، زندگیِ کمدغدغه و لذتبخش، پاداشِ جامعهای است که در آن دولت و مردم با همافزایی، اولویت خود را بر ساختنِ آیندهای قابل پیشبینی، انسانی و عاری از نگرانیهای ویرانگر قرار دادهاند. | چندثانیه
@prdys☘️🌷☘️
♦️دیدار رونالدو با نسخه کودکی خودش در فضای مجازی احساسات میلیونها نفر را درگیر کرد
🔹این شاهکار که توسط هوش مصنوعی ساخته شده در فضای مجازی نزدیک ۲۰۰ میلیون ویو خورده و خود رونالدو هم لایکش کرده
@prdys☘️🌷☘️
زندگی همچون بازی شطرنج بود و آدم هرچقدر هم که بهزعم خودش همهچیز را پیشبینی میکرد و همهی احتمالات را در نظر میگرفت، باز سرنوشت در آخرینلحظه به غیرمنتظرهترین شیوهی ممکن او را غافلگیر میکرد. انتخابی در کار نبود. ما فقط طبق بازیای که سرنوشت ارائه میداد حرکت میکردیم و در آخرین لحظه، ماتومبهوت به خوشخیالی خود لعنت میفرستادیم.
#حمیدرضا_کرمی
کتاب: تلی از خاک
@prdys☘️🌷☘️
اما اگر کسی بتوانید در من چیزی را ببیند که نشانش نمیدهم، در من چیزی پیدا میکند که فقط و فقط برای اوست.
@prdys☘️🌷☘️
جوری باش که اگه خدا خواست کسی رو نجات بده از مسیر تو عبور کنه ❤️
@prdys☘️🌷☘️
