ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك

پنجره | سیدمحمد عباس‌نیا

پنجره | سیدمحمد عباس‌نیا

الذهاب إلى القناة على Telegram

پنجره ای از جنس اقتصاد، مالی و شرکت‌داری، تقدیم به افق نگاه شما سیدمحمد عباس نیا دکترای تخصصی مالی عضو هیئت علمی دانشگاه، تحلیلگر مالی و فعال اقتصادی Sm.abbasnia@gmail.com #برای_ایران_بنویسیم

إظهار المزيد
8 795
المشتركون
-2324 ساعات
-997 أيام
+3 41230 أيام

جارٍ تحميل البيانات

سحابة العلامات
لا توجد بيانات
هل تواجه مشاكل؟ يرجى تحديث الصفحة أو الاتصال بمدير الدعم الخاص بنا.
الإشارات الواردة والصادرة
---
---
---
---
---
---
جذب المشتركين
أكتوبر '26
أكتوبر '26
+3 529
في 0 قنوات
سبتمبر '260
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '260
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '260
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '260
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '260
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '260
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '260
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '260
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '260
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '250
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '250
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '250
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '250
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '250
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '250
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '250
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '250
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '250
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '250
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '250
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '250
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '240
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '24
+963
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '24
+3 484
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '24
+8 551
في 1 قنوات
Get PRO
أغسطس '24
+38 505
في 0 قنوات
التاريخ
نمو المشتركين
الإشارات
القنوات
29 أكتوبر0
28 أكتوبر0
27 أكتوبر0
26 أكتوبر0
25 أكتوبر0
24 أكتوبر0
23 أكتوبر0
22 أكتوبر0
21 أكتوبر0
20 أكتوبر0
19 أكتوبر0
18 أكتوبر0
17 أكتوبر0
16 أكتوبر0
15 أكتوبر0
14 أكتوبر+3 529
13 أكتوبر0
12 أكتوبر0
منشورات القناة
📚نوبل اقتصاد ۲۰۲۶؛ وقتی آینده به مهم‌ترین متغیر اقتصاد امروز تبدیل می‌شود. سیدمحمد عباس‌نیا (استادیار مالی-عضو هیئت‌علمی دانشگاه) چرا افزایش نرخ بهره همیشه تورم را به یک اندازه مهار نمی‌کند؟ چرا خانوارها به افزایش درآمد واکنش یکسانی نشان نمی‌دهند؟ و چرا اعتبار سخنان رئیس بانک مرکزی گاهی به‌اندازه تصمیمات او اهمیت پیدا می‌کند؟ پاسخ علمی به این پرسش‌ها، بخشی از میراث پژوهشی دو اقتصاددانی است که نوبل اقتصاد ۲۰۲۶ را دریافت کردند. آکادمی سلطنتی علوم سوئد، رابرت هال از دانشگاه استنفورد و مایکل وودفورد از دانشگاه کلمبیا را به پاس بنیان‌گذاری مبانی اقتصاد خرد برای تثبیت اقتصاد کلان برگزید؛ دستاوردی که درک اقتصاددانان از تورم، رکود و سیاست پولی را متحول کرد. هال در مقاله مشهور پیامدهای تصادفی فرضیه درآمد دائمی و چرخه زندگی (۱۹۷۸) که در نشریه Journal of Political Economy منتشر شد، نشان داد که در چارچوب مصرف بهینه و انتظارات عقلایی، تغییرات مصرف عمدتاً به اطلاعات جدید و پیش‌بینی‌ناپذیر وابسته‌اند، نه صرفاً تغییرات درآمد جاری. او سپس در پژوهشی مشترک با فردریک میشکین (۱۹۸۲) در نشریه Econometrica نشان داد که خانوارها در واکنش به تغییرات درآمد، رفتار یکسانی ندارند؛ یافته‌ای بنیادین برای فهم محدودیت‌های سیاست‌های تحریک تقاضا. وودفورد این مبانی را در کتاب مرجع بهره و قیمت‌ها (Interest and Prices, 2003) به چارچوبی منسجم برای سیاست پولی تبدیل کرد؛ چارچوبی که در آن نرخ بهره، چسبندگی قیمت‌ها، شکاف تولید و انتظارات آینده، تعیین‌کننده پویایی تورم و فعالیت اقتصادی‌اند. او همچنین در مقاله مشترک با گائوتی اگرتسون (۲۰۰۳) درباره محدودیت صفر نرخ بهره و سیاست پولی بهینه، و مقاله ارتباطات بانک مرکزی و اثربخشی سیاست پولی (۲۰۰۵) نشان داد که تعهد معتبر بانک مرکزی درباره سیاست‌های آینده، حتی زمانی که امکان کاهش بیشتر نرخ بهره محدود است، می‌تواند بر تصمیم‌های اقتصادی امروز اثر بگذارد. اهمیت تاریخی این نوبل در پیوند دادن تصمیم‌های فردی خانوارها و بنگاه‌ها با سیاست‌گذاری کلان است؛ همان بنیانی که به شکل‌گیری و توسعه اقتصاد کلان کینزی نوین انجامید. برای اقتصاد ایران نیز پیام این دستاورد روشن است: مهار پایدار تورم تنها به کنترل نقدینگی یا تغییر نرخ بهره محدود نمی‌شود. بدون انضباط مالی، ثبات سیاست‌گذاری و اعتبار تعهدات پولی، انتظارات تورمی می‌توانند اثربخشی سیاست‌ها را تضعیف کنند. نوبل ۲۰۲۶ یادآور یک حقیقت مهم است: اقتصاد امروز را نمی‌توان بدون شناخت انتظارات مردم از فردا مدیریت کرد؛ اما انتظارات نیز با وعده اصلاح نمی‌شوند، بلکه به اعتبار سیاست‌ها و سازگاری رفتار سیاست‌گذاران واکنش نشان می‌دهند. https://www.kva.se/en/news/the-prize-in-economic-sciences-2026/ #نوبل_اقتصاد_۲۰۲۶ #اقتصاد_کلان #سیاست_پولی #برای_ایران_بنویسیم @EcoLook

2
🔶️در فلای‌دوبی کسی کشته نشد؛ جهان دنبال "تروریست" می‌گردد! همان ساعات، در غزه ۷ بیگناه شهید شدند و جهان عبور کرد. 🔶️یک‌جا ا
🔶️در فلای‌دوبی کسی کشته نشد؛ جهان دنبال "تروریست" می‌گردد! همان ساعات، در غزه ۷ بیگناه شهید شدند و جهان عبور کرد. 🔶️یک‌جا احتمال خطر تیتر اول است؛ جای دیگر مرگ انسان‌ها فقط آمار روزانه. 🔶️این همان دوگانه‌ای تلخی است که سال‌هاست به نام "نظم بین‌المللی" فروخته می‌شود. #برای_ایران_بنویسیم 🔰 @Bazrpash_ir
3 773
3
🔴در اقتصاد معاصر، برخورداری از منابع طبیعی دیگر به‌تنهایی منشأ قدرت اقتصادی و مزیت راهبردی نیست. آنچه سرنوشت کشورها را بیش ا
🔴در اقتصاد معاصر، برخورداری از منابع طبیعی دیگر به‌تنهایی منشأ قدرت اقتصادی و مزیت راهبردی نیست. آنچه سرنوشت کشورها را بیش از حجم ذخایر تعیین می‌کند، توانایی آنان در تبدیل منابع به ظرفیت فناورانه، توان فرآوری، زیرساخت صنعتی، قدرت چانه‌زنی و جایگاهی پایدار در زنجیره‌های ارزش جهانی است. 🔔در مقاله‌ی منتشر شده در Financial Tribune، کوشیده‌ام این مسئله را با تمرکز بر هلیوم صورت‌بندی کنم؛ ماده‌ای که اگرچه از نظر حجم بازار در شمار بزرگ‌ترین کالاهای جهان نیست، اما در برخی صنایع پیشرفته، از تجهیزات پزشکی و نیمه‌رساناها تا فناوری‌های حساس، نقشی فراتر از ارزش اسمی خود دارد. 🔻برای ایران، پرسش اساسی دقیقاً در همین نقطه شکل می‌گیرد: چگونه می‌توان مالکیت منابع را به ظرفیت صنعتی، ظرفیت صنعتی را به قدرت فناورانه، و این قدرت را به مزیتی پایدار در ساختار اقتصاد جهانی تبدیل کرد؟ 📍از صاحب‌نظران محترم دعوت می‌کنم ضمن ملاحظه‌ی مقاله، با نقدها و دیدگاه‌های خود، به غنای بحث بیفزایند. 🔗 https://financialtribune.com/node/120029 #StrategicFinance #SupplyChainSecurity #EconomicResilience #Iran #برای_ایران_بنویسیم @EcoLook
5 867
4
مصاحبه اختصاصی و تفصیلی روزنامه وزین Iran Daily (صفحات۴و۵) با این حقیر پیرامون فرصتها و چالشهای مالی پیش‌ روی ایران در حوزه‌ی+2
مصاحبه اختصاصی و تفصیلی روزنامه وزین Iran Daily (صفحات۴و۵) با این حقیر پیرامون فرصتها و چالشهای مالی پیش‌ روی ایران در حوزه‌ی BRICS. https://newspaper.irandaily.ir/8215/4 https://newspaper.irandaily.ir/8215/5 #برای_ایران_بنویسیم @EcoLook
5 694
5
https://financialtribune.com/node/119956 #برای_ایران_بنویسیم @EcoLook
https://financialtribune.com/node/119956 #برای_ایران_بنویسیم @EcoLook
5 143
6
🎯چرا یک جنگ در هرمز می‌تواند وام مسکن در آمریکا را گران‌تر کند؟ پاسخ را باید در یک عدد جست‌وجو کرد: ۵.۳۵٪ ! 🔻هم‌زمان با رسیدن نفت برنت به محدوده ۱۰۷ دلار، بازده اوراق ۳۰ساله خزانه‌داری آمریکا به حدود ۵.۳۵ درصد رسیده؛ سطحی که از سال ۲۰۰۷ دیده نشده بود. در حراج اخیر نیز دولت آمریکا برای استقراض ۳۰ساله بازدهی در حدود ۵.۳۱ درصد پذیرفت. اما ارتباط هرمز با بازار بدهی آمریکا چیست؟ اختلال در عرضه و حمل‌ونقل انرژی، نفت و فرآورده‌ها را گران می‌کند. نفت گران‌تر نیز فقط در پمپ‌بنزین دیده نمی‌شود؛ هزینه حمل، تولید و توزیع را افزایش می‌دهد و می‌تواند فشار تورمی را در اقتصاد جهانی تشدید کند. تورم بالاتر، مسئله فدرال رزرو را پیچیده‌تر می‌کند. هرچه فشار تورمی ماندگارتر باشد، امکان کاهش نرخ بهره کمتر می‌شود و احتمال حفظ نرخ‌های بالا برای مدت طولانی‌تر افزایش می‌یابد. بازار اوراق این تغییر را سریع قیمت‌گذاری می‌کند. سرمایه‌گذار برای اینکه پول خود را برای ۱۰ یا ۳۰ سال به دولت آمریکا قرض دهد، بازده بیشتری مطالبه می‌کند. البته یک نکته مهم را نباید نادیده گرفت: همه افزایش بازده اوراق آمریکا محصول جنگ هرمز نیست. کسری بودجه، حجم عظیم بدهی، انتشار گسترده اوراق، نرخ‌های واقعی و صرف ریسک نیز مؤثرند. هرمز یک فشار تازه را به بازاری اضافه کرده که از قبل تحت فشار بوده است. و درست همین‌جا مسئله جهانی می‌شود. اوراق خزانه‌داری آمریکا یکی از مهم‌ترین مبناهای قیمت‌گذاری پول و ریسک در نظام مالی جهان است. افزایش بازده آنها می‌تواند نرخ وام مسکن را بالا ببرد، تأمین مالی شرکت‌ها را گران‌تر کند، هزینه سرمایه را افزایش دهد و با بالا بردن نرخ تنزیل، ارزش‌گذاری سهام را تحت فشار قرار دهد. 📍بنابراین از نگاه یک تحلیلگر مالی، مهم‌ترین عدد موثر از جنگ فقط قیمت برنت نیست. بازده اوراق آمریکا را هم باید کنار قیمت نفت روی صفحه نگه داشت. چرا؟ چون اگر بازده ۱۰ساله از ۵ درصد عبور کند و بازده ۳۰ساله بالای ۵.۳ درصد ماندگار شود، یک پیام مهم خواهد داشت: شوک هرمز دیگر فقط نفت را گران نکرده؛ دارد به قیمت پول در بزرگ‌ترین اقتصاد جهان سرایت می‌کند. و این همان جایی است که یک بحران منطقه‌ای ناشی از خطای راهبردی کاخ‌سفید، می‌تواند به یک شوک مالی جهانی تبدیل شود. 👤سیدمحمد عباس‌نیا #جنگ_هرمز #نفت #تورم #فدرال_رزرو #اوراق_خزانه_داری #بازارهای_مالی #اقتصاد_جهانی #برای_ایران_بنویسیم @EcoLook
4 724
7
#برای_ایران_بنویسیم @EcoLook
#برای_ایران_بنویسیم @EcoLook
2 597
8
📊چشم‌انداز سرمایه‌گذاری در فلزات گران‌بها و کالاها در سال ۲۰۲۵: فرصتی استراتژیک در سه بُعد زمانی *سیدمحمد عباس‌نیا (عضو هیئت مدیره شرکت سرمایه گذاری گوهران) فلزات گران‌بها و کالاها همواره به‌عنوان دارایی‌های استراتژیک در سبد سرمایه‌گذاران جایگاه ویژه‌ای داشته‌اند. با نزدیک شدن به سال ۲۰۲۵، بررسی روندها و پیش‌بینی‌ها در سه افق زمانی کوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلندمدت، می‌تواند به درک بهتر فرصت‌های سرمایه‌گذاری در این حوزه‌ها کمک کند. 🔻افق کوتاه‌مدت (تا یک سال): در سال ۲۰۲۴، قیمت طلا به حدود ۲۶۸۵ دلار در هر اونس رسید . تحلیلگران پیش‌بینی می‌کنند که در سال ۲۰۲۵، با توجه به نگرانی‌های تورمی و نوسانات اقتصادی، تقاضا برای طلا و نقره به‌عنوان دارایی‌های امن افزایش یابد. پیش‌بینی‌ها حاکی از آن است که قیمت طلا در سال ۲۰۲۵ ممکن است به ۲۷۹۹ دلار در هر اونس برسد . همچنین، قیمت نقره نیز با توجه به تقاضای صنعتی و سرمایه‌گذاری، ممکن است به بیش از ۳۵ دلار در هر اونس افزایش یابد. 🔻افق میان‌مدت (۱ تا ۳ سال): با توجه به حرکت جهانی به سمت انرژی‌های تجدیدپذیر و فناوری‌های سبز، تقاضا برای نقره در صنایع مختلف افزایش خواهد یافت. پیش‌بینی می‌شود که تا سال ۲۰۲۵، تقاضا برای نقره به ۱۱۵۵ میلیون اونس برسد. این افزایش تقاضا می‌تواند به رشد قیمت نقره در میان‌مدت منجر شود. همچنین، مس به‌عنوان فلزی اساسی در زیرساخت‌های انرژی‌های تجدیدپذیر، با افزایش تقاضا مواجه خواهد شد. 🔻افق بلندمدت (بیش از ۳ سال): فلزات کمیاب و استراتژیک مانند لیتیوم، کبالت و نیکل، به دلیل کاربرد در صنایع فناوری و انرژی‌های تجدیدپذیر، در بلندمدت با تقاضای پایدار و عرضه محدود مواجه خواهند بود. پیش‌بینی می‌شود که تا سال ۲۰۳۰، تقاضا برای این فلزات به‌طور قابل‌توجهی افزایش یابد. همچنین، طلا همچنان به‌عنوان ذخیره‌ای ارزشمند و پناهگاهی در برابر بحران‌های اقتصادی، در بلندمدت جایگاه خود را حفظ خواهد کرد. 👈 سال ۲۰۲۵ و سال‌های پس از آن، فرصت‌های متعددی برای سرمایه‌گذاری در فلزات گران‌بها و کالاها فراهم می‌کند. تنوع در سبد سرمایه‌گذاری و توجه به روندهای جهانی می‌تواند به بهره‌مندی از این فرصت‌ها کمک کند. ---------- @EcoLook
7 579
9
📝شناسایی صحیح درآمدها و جلوگیری از تقلبات مالی در صنعت اپراتورهای تلفن همراه *سیدمحمد عباس‌نیا (عضو کمیته حسابرسی در اپراتورهای همراه) 🔻صنعت اپراتورهای تلفن همراه یکی از بخش‌های حیاتی اقتصادی است و با رشد فناوری‌های ارتباطی، تقاضا برای خدمات افزایش یافته است. اپراتورها علاوه بر خدمات پایه مانند تماس و پیامک، به ارائه خدمات ارزش افزوده (VAS) و بسته‌های داده پرداخته‌اند. با پیچیدگی تعرفه‌ها و تنوع خدمات، شناسایی و ثبت درآمدها و گزارش‌دهی مالی چالشی اساسی برای این شرکت‌ها محسوب می‌شود. این مسئله به‌ویژه در زمینه شناسایی درآمدهای پیش‌فروش‌شده و خدمات ارزش افزوده اهمیت دارد و می‌تواند پیامدهای مالی و قانونی مهمی به همراه داشته باشد. حجم بالای تراکنش‌ها در صنعت اپراتورهای تلفن همراه احتمال تقلب در شناسایی درآمد را افزایش می‌دهد. هرگونه دستکاری در درآمدها تصویر نادرستی از سودآوری ارائه می‌دهد و بر تصمیم‌گیری‌های سرمایه‌گذاران و اعتبار شرکت تأثیر منفی می‌گذارد. در ادامه به برخی از روش‌های تقلب در شناسایی درآمد در این صنعت اشاره می‌شود: 1⃣ شناسایی درآمدهای پیش‌فروش‌شده به عنوان درآمد جاری: برخی شرکت‌ها به جای شناسایی تدریجی درآمدهای پیش‌فروش‌شده در طول مدت استفاده، این درآمدها را به‌طور کامل در دوره فروش ثبت می‌کنند که منجر به افزایش مصنوعی درآمد و سود جاری می‌شود. 2⃣ شناسایی درآمدهای غیرواقعی از خدمات ارزش افزوده (VAS): تقلب در خدمات VAS شامل سرویس‌هایی مانند پیامک‌های تبلیغاتی، آهنگ‌های پیشواز و محتواهای پولی است که می‌تواند به روش‌های مختلفی انجام شود، از جمله گزارش اغراق‌آمیز میزان استفاده کاربران، شناسایی درآمد از خدمات رایگان یا آزمایشی به‌عنوان درآمد واقعی، افزایش پنهانی نرخ خدمات بدون اطلاع مشتریان، همکاری با شرکت‌های واسط برای بزرگ‌نمایی میزان استفاده کاربران، و شناسایی زودهنگام درآمدهای آینده به عنوان درآمد جاری. این اقدامات به طور مصنوعی درآمد شرکت را افزایش می‌دهند. 3⃣ بزرگ‌نمایی ارزش دارایی‌های نامشهود (مانند مجوزها و پروانه‌ها): مجوزها و پروانه‌های فعالیت دارایی‌های نامشهود مهمی برای شرکت‌ها محسوب می‌شوند و گاهی بیش از ارزش واقعی ثبت می‌شوند تا ترازنامه مالی شرکت جذاب‌تر به نظر برسد. 4⃣ تأخیر در شناسایی هزینه‌ها: برخی شرکت‌ها ممکن است برای کاهش هزینه‌های جاری، هزینه‌های عملیاتی و نگهداری را به تعویق اندازند یا نادرست طبقه‌بندی کنند، که این کار باعث افزایش سود دوره‌ای می‌شود. 5⃣ تقلب در درآمدهای رومینگ و درآمدهای بین‌المللی: درآمدهای حاصل از رومینگ و تماس‌های بین‌المللی ممکن است به صورت اغراق‌آمیز یا زودهنگام شناسایی شوند که منجر به افزایش غیرواقعی سود می‌شود. 6⃣ شناسایی نادرست درآمدهای حاصل از تغییرات نرخ ارز: درآمدهای ناشی از تغییرات نرخ ارز گاهی بیش از مقدار واقعی ثبت می‌شوند که می‌تواند سود دوره‌ای را به‌طور مصنوعی افزایش دهد. 7⃣ عدم ثبت بدهی‌ها و تعهدات مالی: به دلیل پروژه‌های توسعه زیرساخت و ارائه خدمات بلندمدت، شرکت‌ها ممکن است تعهدات مالی را به‌طور کامل ثبت نکنند یا کمتر از میزان واقعی گزارش دهند تا بدهی‌ها کمتر از مقدار واقعی نشان داده شوند. 8⃣ دستکاری در تخفیفات و طرح‌های تشویقی: طرح‌های تخفیفی و تشویقی گاهی به‌طور غیرواقعی و اغراق‌آمیز در صورت‌های مالی ثبت می‌شوند تا سود دوره جاری افزایش یابد. 9⃣ تخصیص نادرست هزینه‌های شبکه و خرید تجهیزات: به دلیل پیچیدگی هزینه‌های شبکه و تجهیزات، این هزینه‌ها ممکن است نادرست یا به‌صورت عمدی در حساب‌های غیرمرتبط ثبت شوند تا هزینه‌های دوره جاری کاهش یابد و سودآوری شرکت بیشتر به‌نظر برسد. 🔟 تقلب در مدیریت و گزارش‌دهی بدهی‌های مشترکین: در بخش بدهی‌های مشترکین، برخی شرکت‌ها ممکن است بدهی‌ها را کمتر از مقدار واقعی گزارش دهند یا بدهی‌های غیرقابل وصول را به عنوان درآمد ثبت کنند که باعث افزایش غیرواقعی درآمدها و سودآوری می‌شود. --------- @EcoLook
7 108
10
📝شناسایی صحیح درآمدها و جلوگیری از تقلبات مالی در صنعت اپراتورهای تلفن همراه *سیدمحمد عباس‌نیا مقدمه صنعت اپراتورهای تلفن همراه یکی از بخش‌های حیاتی اقتصادی است و با رشد فناوری‌های ارتباطی، تقاضا برای خدمات افزایش یافته است. اپراتورها علاوه بر خدمات پایه مانند تماس و پیامک، به ارائه خدمات ارزش افزوده (VAS) و بسته‌های داده پرداخته‌اند. با پیچیدگی تعرفه‌ها و تنوع خدمات، شناسایی و ثبت درآمدها و گزارش‌دهی مالی چالشی اساسی برای این شرکت‌ها محسوب می‌شود. این مسئله به‌ویژه در زمینه شناسایی درآمدهای پیش‌فروش‌شده و خدمات ارزش افزوده اهمیت دارد و می‌تواند پیامدهای مالی و قانونی مهمی به همراه داشته باشد. حجم بالای تراکنش‌ها در صنعت اپراتورهای تلفن همراه احتمال تقلب در شناسایی درآمد را افزایش می‌دهد. هرگونه دستکاری در درآمدها تصویر نادرستی از سودآوری ارائه می‌دهد و بر تصمیم‌گیری‌های سرمایه‌گذاران و اعتبار شرکت تأثیر منفی می‌گذارد. در ادامه به برخی از روش‌های تقلب در شناسایی درآمد در این صنعت اشاره می‌شود: 1⃣ شناسایی درآمدهای پیش‌فروش‌شده به عنوان درآمد جاری: برخی شرکت‌ها به جای شناسایی تدریجی درآمدهای پیش‌فروش‌شده در طول مدت استفاده، این درآمدها را به‌طور کامل در دوره فروش ثبت می‌کنند که منجر به افزایش مصنوعی درآمد و سود جاری می‌شود. 2⃣ شناسایی درآمدهای غیرواقعی از خدمات ارزش افزوده (VAS): تقلب در خدمات VAS شامل سرویس‌هایی مانند پیامک‌های تبلیغاتی، آهنگ‌های پیشواز و محتواهای پولی است که می‌تواند به روش‌های مختلفی انجام شود، از جمله گزارش اغراق‌آمیز میزان استفاده کاربران، شناسایی درآمد از خدمات رایگان یا آزمایشی به‌عنوان درآمد واقعی، افزایش پنهانی نرخ خدمات بدون اطلاع مشتریان، همکاری با شرکت‌های واسط برای بزرگ‌نمایی میزان استفاده کاربران، و شناسایی زودهنگام درآمدهای آینده به عنوان درآمد جاری. این اقدامات به طور مصنوعی درآمد شرکت را افزایش می‌دهند. 3⃣ بزرگ‌نمایی ارزش دارایی‌های نامشهود (مانند مجوزها و پروانه‌ها): مجوزها و پروانه‌های فعالیت دارایی‌های نامشهود مهمی برای شرکت‌ها محسوب می‌شوند و گاهی بیش از ارزش واقعی ثبت می‌شوند تا ترازنامه مالی شرکت جذاب‌تر به نظر برسد. 4⃣ تأخیر در شناسایی هزینه‌ها: برخی شرکت‌ها ممکن است برای کاهش هزینه‌های جاری، هزینه‌های عملیاتی و نگهداری را به تعویق اندازند یا نادرست طبقه‌بندی کنند، که این کار باعث افزایش سود دوره‌ای می‌شود. 5⃣ تقلب در درآمدهای رومینگ و درآمدهای بین‌المللی: درآمدهای حاصل از رومینگ و تماس‌های بین‌المللی ممکن است به صورت اغراق‌آمیز یا زودهنگام شناسایی شوند که منجر به افزایش غیرواقعی سود می‌شود. 6⃣ شناسایی نادرست درآمدهای حاصل از تغییرات نرخ ارز: درآمدهای ناشی از تغییرات نرخ ارز گاهی بیش از مقدار واقعی ثبت می‌شوند که می‌تواند سود دوره‌ای را به‌طور مصنوعی افزایش دهد. 7⃣ عدم ثبت بدهی‌ها و تعهدات مالی: به دلیل پروژه‌های توسعه زیرساخت و ارائه خدمات بلندمدت، شرکت‌ها ممکن است تعهدات مالی را به‌طور کامل ثبت نکنند یا کمتر از میزان واقعی گزارش دهند تا بدهی‌ها کمتر از مقدار واقعی نشان داده شوند. 8⃣ دستکاری در تخفیفات و طرح‌های تشویقی: طرح‌های تخفیفی و تشویقی گاهی به‌طور غیرواقعی و اغراق‌آمیز در صورت‌های مالی ثبت می‌شوند تا سود دوره جاری افزایش یابد. 9⃣ تخصیص نادرست هزینه‌های شبکه و خرید تجهیزات: به دلیل پیچیدگی هزینه‌های شبکه و تجهیزات، این هزینه‌ها ممکن است نادرست یا به‌صورت عمدی در حساب‌های غیرمرتبط ثبت شوند تا هزینه‌های دوره جاری کاهش یابد و سودآوری شرکت بیشتر به‌نظر برسد. 🔟 تقلب در مدیریت و گزارش‌دهی بدهی‌های مشترکین: در بخش بدهی‌های مشترکین، برخی شرکت‌ها ممکن است بدهی‌ها را کمتر از مقدار واقعی گزارش دهند یا بدهی‌های غیرقابل وصول را به عنوان درآمد ثبت کنند که باعث افزایش غیرواقعی درآمدها و سودآوری می‌شود. --------- @EcoLook
1
11
📝کاربرد قانون ۲۰/۸۰ در حسابرسی (بخش دوم) * سیدمحمد عباس‌نیا 📌در ادامه یادداشت قبل و معرفی ۲۰درصد از شاخصهای مهمی که هوش مصنوعی آنها را نشانگر ۸۰ درصد از تخلفات و تقلبات در حسابرسی می داند، موارد تکمیلی در این یادداشت ارائه می‌گردد. امیدوارم مفید باشد. 21. پرداخت‌های مکرر به افراد خاص: پرداخت‌های غیرمعمول به افراد خاص، به‌ویژه اگر بدون توضیحات یا اسناد کافی باشند، ممکن است نشان‌دهنده وجود تقلب یا تضاد منافع باشد. 22. درآمدهای غیرمنتظره و یکباره: درآمدهایی که به طور غیرمنتظره و بدون منبع مشخص ایجاد شده‌اند، به‌ویژه در انتهای دوره مالی، می‌توانند نشانه‌ای از تلاش برای دستکاری نتایج مالی باشند. 23. عدم تطابق در گزارشات داخلی و خارجی: تفاوت‌های بزرگ میان گزارش‌های مالی داخلی و گزارش‌های مالی ارائه شده به سهامداران و نهادهای نظارتی، می‌تواند نشان‌دهنده تغییرات هدفمند در داده‌ها باشد. 24. حساب‌های بانکی خارج از رویه: ایجاد حساب‌های بانکی اضافی یا حساب‌هایی که در سیستم‌های مالی رسمی ثبت نشده‌اند، می‌تواند به منظور پنهان‌سازی تراکنش‌های غیرقانونی و تقلبی صورت گیرد. 25. تراکنش‌های نامتعارف با واحدهای تابعه: تراکنش‌های پیچیده و غیرمعمول میان شرکت و واحدهای تابعه که به وضوح توجیه مالی ندارند، می‌توانند نشانه‌ای از جابه‌جایی مالی برای مخفی کردن هزینه‌ها یا درآمدها باشند. 26. مدیریت سطوح پایین حساب‌ها: تلاش برای کنترل و دستکاری حساب‌های کوچکتر به منظور ایجاد نوسانات غیرقابل شناسایی در ارقام کلی مالی، می‌تواند بخشی از استراتژی‌های تقلب باشد. 27. تغییرات پی‌درپی در مسئولین حسابداری و مالی: تغییرات زیاد در تیم‌های حسابداری و مالی، به‌ویژه در زمان‌های حساس مالی، می‌تواند به دلیل تلاش برای پنهان‌سازی یا جلوگیری از کشف تخلفات باشد. 28. پنهان‌سازی یا حذف داده‌ها در سیستم‌های مالی: هرگونه تلاش برای پنهان‌سازی، حذف یا دستکاری داده‌های ثبت‌شده در سیستم‌های مالی سازمان می‌تواند نشانه‌ای از تقلب یا تخلف باشد. 29. معاملات غیر شفاف و پیچیده با طرف‌های خارجی: معاملات غیرشفاف یا پیچیده با طرف‌های خارجی که جزئیات کاملی ندارند، می‌تواند برای انتقال وجه یا پنهان‌سازی تراکنش‌های غیرقانونی انجام شده باشد. 30. فقدان تاییدیه‌های معتبر برای برخی تراکنش‌ها: تراکنش‌هایی که تاییدیه‌های معتبر ندارند یا به صورت رسمی تایید نشده‌اند، ممکن است به منظور تسهیل تقلب یا تخلف انجام شده باشند. 31. استخدام مشاوران مالی متعدد و خارج از عرف: استخدام مکرر مشاوران مالی بدون نیاز واضح یا توضیحات کافی می‌تواند نشانه‌ای از تلاش برای پنهان‌سازی یا تغییر اطلاعات مالی باشد. 32. نسبت‌های غیرعادی مالی: نسبت‌های مالی مانند نسبت جاری، نسبت بدهی به دارایی، و نسبت سود به فروش که به طور قابل توجهی با روند معمول صنعت متفاوت هستند، می‌توانند نشان‌دهنده دستکاری در داده‌های مالی باشند. 33. هزینه‌های نامتعارف در واحدهای کوچک‌تر سازمان: وجود هزینه‌های بالا و نامتعارف در واحدهایی که به صورت جزئی‌تر و با دسترسی کمتر بررسی می‌شوند، می‌تواند برای پوشش‌دهی تقلب‌های بزرگ‌تر استفاده شود. 34. عدم ارائه توضیحات کافی برای تخفیفات و تخلیص‌ها: در صورتی که تخفیفات و تخلیص‌های مالی به وضوح توضیح داده نشوند، احتمال دارد به منظور پنهان‌سازی ضرر یا تقلب در نظر گرفته شده باشند. 35. مقاومت در برابر ارائه دسترسی به داده‌ها و اسناد: هرگونه مقاومت در برابر ارائه دسترسی به اسناد و داده‌های مالی به تیم‌های حسابرسی می‌تواند نشانه‌ای از تلاش برای مخفی کردن تخلفات باشد. 👈استفاده از قانون ۲۰/۸۰ در حسابرسی، می‌تواند به شناسایی و تمرکز بر شاخص‌هایی که بیشترین تاثیر را در کشف تقلب و تخلفات دارند، کمک کند. این رویکرد به حسابرسان امکان می‌دهد که با کارآمدی و دقت بیشتری به تجزیه و تحلیل اطلاعات بپردازند و در شناسایی نشانه‌های احتمالی تقلب، موفق‌تر عمل کنند. این نشانه‌ها باید به دقت بررسی شوند و در صورت مشاهده هر یک از این شاخص‌ها، بررسی‌های بیشتری برای اطمینان از شفافیت و صحت اطلاعات مالی صورت گیرد. ---------- @EcoLook
13 869
12
📝کاربرد قانون ۲۰/۸۰ در حسابرسی (بخش اول) * سیدمحمد عباس‌نیا 🔻قانون ۲۰/۸۰ که به نام اصل پارتو نیز شناخته می‌شود، یکی از اصول اساسی در تحلیل و بهینه‌سازی فرآیندها است که در بسیاری از حوزه‌ها، از جمله حسابرسی، کاربرد دارد. این قانون بر این ایده استوار است که معمولاً ۲۰ درصد از عوامل، ۸۰ درصد از نتایج را ایجاد می‌کنند. در حسابرسی، استفاده از قانون ۲۰/۸۰ می‌تواند به شناسایی و تمرکز بر شاخص‌های اصلی که بخش عمده‌ای از تخلفات و تقلبات را نشان می‌دهند، کمک کند. این امر به حسابرسان این امکان را می‌دهد که به جای بررسی گسترده و نامتمرکز تمام داده‌ها، روی شاخص‌های اصلی و مهم متمرکز شوند و در کشف تقلبات و دستکاری‌های مالی کارآمدتر عمل کنند. در این یادداشت، با بهره گیری از هوش مصنوعی، به شاخص‌های مهمی اشاره می‌شود که می‌توانند نشان‌دهنده‌ی فعالیت‌های مشکوک و تخلفات در حوزه حسابرسی باشند 1. تغییرات غیرعادی در حساب‌ها: تغییرات شدید و ناگهانی در حساب‌ها بدون دلیل منطقی می‌تواند نشانه‌ای از تقلب یا دستکاری در صورت‌های مالی باشد. 2. معاملات با اشخاص وابسته: وجود معاملات مکرر یا قابل توجه با اشخاص مرتبط ممکن است نشان‌دهنده‌ی شرایطی برای تقلب یا سو استفاده باشد. 3. تفاوت بین موجودی‌های واقعی و دفاتر: تفاوت‌های بزرگ بین موجودی‌های واقعی و آنچه که در دفاتر ثبت شده است، می‌تواند نشانه‌ای از اشتباه یا دستکاری باشد. 4. هزینه‌های غیر معمول یا بالا: هزینه‌های غیرمعمول، به ویژه در انتهای دوره مالی، ممکن است نشان‌دهنده پنهان‌سازی زیان‌ها یا دستکاری در صورت‌های مالی باشد. 5. تغییرات در شیوه‌های حسابداری: تغییر ناگهانی و بدون توجیه در سیاست‌های حسابداری می‌تواند نشانه‌ای از تلاش برای دستکاری نتایج مالی باشد. 6. فاکتورهای تقلبی یا قابل تردید: استفاده از فاکتورهای غیرقابل تأیید یا مربوط به شرکت‌های نامعتبر، می‌تواند راهی برای افزایش هزینه‌های جعلی باشد. 7. معاملات غیر نقدی مشکوک: معاملات غیرنقدی مانند تهاتر یا معاوضه که بدون دلیل منطقی صورت می‌گیرد می‌تواند نشانه‌ای از تخلفات باشد. 8. تراکنش‌های مالی در زمان‌های غیر معمول: تراکنش‌هایی که در ساعات غیر اداری یا نزدیک به پایان سال مالی انجام می‌شود، می‌تواند نشان‌دهنده تقلب باشد. 9. عدم شفافیت در اسناد و مدارک: اسناد و مدارکی که به صورت ناقص، مبهم یا بدون جزئیات ارائه می‌شوند، می‌توانند به قصد پنهان کردن تقلب ارائه شده باشند. 10. پرداخت‌های مکرر با مبالغ کم: ممکن است با تجزیه مبالغ به بخش‌های کوچک‌تر سعی در پنهان کردن تقلب یا تخلف صورت گرفته باشد. 11. تطابق نداشتن زمان‌بندی تراکنش‌ها: وجود تفاوت زمانی بین تاریخ اسناد و زمان واقعی انجام تراکنش‌ها می‌تواند نشانه‌ای از دستکاری در اسناد و مدارک باشد. 12. قراردادهای غیرشفاف یا پیچیده: قراردادهای پیچیده و مبهم که جزئیات کافی ارائه نمی‌دهند، می‌توانند به عنوان ابزار تقلب برای پنهان‌سازی درآمدها یا هزینه‌ها به کار روند. 13. عدم تطابق موجودی انبار با اسناد مالی: اختلافات میان موجودی‌های واقعی انبار و آنچه در اسناد مالی ثبت شده است، می‌تواند نشانه‌ای از تقلب یا سوءاستفاده از موجودی‌ها باشد. 14. پرداخت به تأمین‌کنندگان غیر معتبر: پرداخت‌های مکرر به تأمین‌کنندگان با سابقه مشکوک یا بدون اطلاعات معتبر ممکن است به قصد تسهیل تقلب انجام شده باشد. 15. اسناد و مدارک ناقص یا فاقد امضاهای لازم: اسناد مالی که امضاها یا تاییدیه‌های لازم را ندارند، ممکن است به صورت جعلی ایجاد شده یا از شفافیت کافی برخوردار نباشند. 16. حساب‌های موقت یا بدون سابقه: ایجاد حساب‌های موقتی و کوتاه‌مدت و بستن آن‌ها پس از مدتی کوتاه می‌تواند نشانه‌ای از تلاش برای پنهان‌سازی تراکنش‌های تقلبی باشد. 17. درخواست‌های غیرعادی برای تعدیل حساب‌ها: درخواست‌های مکرر و بدون دلیل برای تعدیل حساب‌ها می‌تواند نشانه‌ای از تلاش برای دستکاری در نتایج مالی باشد. 18. وجود اقلام بدون توضیح در حساب‌ها: اقلامی که توضیح یا مستندات پشتیبان مناسبی ندارند، ممکن است به منظور تقلب و ایجاد ابهام در صورت‌های مالی ثبت شده باشند. 19. جابه‌جایی مبالغ قابل توجه در حساب‌ها نزدیک به پایان دوره مالی: انتقال یا جابه‌جایی مبالغ بالا در حساب‌های مالی قبل از پایان سال مالی می‌تواند به قصد تغییر نتایج مالی و نمایش سود یا زیان غیر واقعی انجام شده باشد. 20. پرداخت‌های نقدی بالا: پرداخت‌های نقدی بزرگ و تکراری، به ویژه اگر بدون اسناد پشتیبانی معتبر باشند، می‌توانند نشانه‌ای از تقلب مالی و سوءاستفاده از وجوه نقدی سازمان باشند. ادامه‌دارد... --------- @EcoLook
14 053
13
📝لایحه بودجه ۱۴۰۴ / قسمت دوم *سیدمحمد عباس‌نیا با نگاهی دقیق‌تر به بودجه ۱۴۰۴، چند محور اصلی برای سیاست‌گذاری‌های آینده و همچنین پیامدهای احتمالی برای اقتصاد کلان کشور قابل تأمل است: ۱. مدیریت بدهی‌های عمومی و شفافیت در استقراض: اتکای بیش از حد به فروش اوراق مالی اسلامی و استقراض از صندوق توسعه ملی، نشان از رویکرد دولت به استفاده از ابزارهای تأمین مالی برای جبران کمبود منابع دارد. این امر در صورت عدم مدیریت صحیح می‌تواند به انباشت بدهی‌ها و فشار بر اقتصاد در سال‌های آینده منجر شود. از این رو، برنامه‌ریزی دقیق برای بازپرداخت بدهی‌ها و شفافیت در گزارشگری مالی از ضرورت‌های اساسی است. ۲. تقویت سرمایه‌گذاری‌های مولد: یکی از اصلی‌ترین چالش‌ها در بودجه ۱۴۰۴، عدم تمرکز کافی بر سرمایه‌گذاری‌های زیرساختی و تولیدی است. افزایش اعتبارات هزینه‌ای به نسبت سرمایه‌گذاری‌های توسعه‌ای، خطر کاهش رشد اقتصادی و تضعیف ظرفیت‌های تولید ملی را به همراه دارد. دولت باید با هدایت بخشی از منابع به سوی پروژه‌های مولد، اشتغال‌زا و افزایش‌دهنده بهره‌وری اقتصادی، پایه‌های رشد بلندمدت را تقویت کند. ۳. بازنگری در سیاست‌های مالیاتی: رشد ۴۴ درصدی پیش‌بینی شده در درآمدهای مالیاتی می‌تواند به‌عنوان عاملی برای بهبود درآمدهای دولت مطرح شود، اما این مهم نیازمند بازنگری در سیاست‌های مالیاتی به‌ویژه برای کسب‌وکارهای کوچک و متوسط است. عدم ایجاد فشار مالی مضاعف و هم‌زمان گسترش پایه‌های مالیاتی و کاهش فرار مالیاتی می‌تواند دستیابی به این هدف را تسهیل کند. ۴. لزوم حمایت از صندوق توسعه ملی: کاهش سهم صندوق توسعه ملی و استقراض از منابع آن، می‌تواند در بلندمدت امنیت مالی کشور را تضعیف کند. این صندوق باید به‌عنوان پشتوانه‌ای برای مواجهه با تکانه‌های اقتصادی و بحران‌های احتمالی حفظ و تقویت شود. هرگونه کاهش سهم و استفاده غیرمولد از منابع صندوق، اقتصاد کشور را در برابر شوک‌های خارجی آسیب‌پذیرتر می‌کند. ۵. اصلاحات ساختاری و کاهش اتکا به درآمدهای نفتی: با توجه به نوسانات قیمت نفت و وابستگی تاریخی بودجه به این منبع، لزوم اصلاحات ساختاری و حرکت به سوی تنوع‌بخشی به منابع درآمدی بیش از پیش احساس می‌شود. بودجه ۱۴۰۴، اگرچه به‌دنبال افزایش درآمدهای مالیاتی و فروش اوراق است، اما هنوز به‌طور کامل از وابستگی به درآمدهای نفتی رهایی نیافته است. راهبردهای آینده باید بر تقویت اقتصاد غیرنفتی، توسعه صادرات غیرنفتی، و ایجاد فرصت‌های سرمایه‌گذاری داخلی و خارجی متمرکز باشند. --------------- @EcoLook
9 752
14
📝 لایحه بودجه ۱۴۰۴/ قسمت اول *سیدمحمد عباس‌نیا لایحه بودجه سال ۱۴۰۴ کل کشور، با سقف ۱۱,۸۹۶ هزار میلیارد تومان و رشدی ۵۹ درصدی نسبت به قانون بودجه سال ۱۴۰۳، تصویب و ارائه شده است. این رشد چشمگیر، بیانگر اهداف بلندپروازانه‌ای است که با چالش‌های ساختاری و اقتصادی روبه‌رو خواهد بود. در ادامه به بررسی جنبه‌های کلیدی این لایحه و تأثیرات آن بر اقتصاد ملی پرداخته می‌شود. 🔻رشد درآمدهای مالیاتی: دو لبه تیغ درآمدهای مالیاتی که یکی از ارکان اصلی تأمین منابع عمومی دولت به شمار می‌رود، در این لایحه با افزایش ۴۴ درصدی نسبت به سال گذشته همراه است. هرچند این امر می‌تواند به استقلال مالی دولت از درآمدهای نفتی منجر شود، اما فشار مضاعفی را بر فعالیت‌های اقتصادی و مالیات‌دهندگان وارد می‌سازد. بهبود زیرساخت‌های مالیاتی و کاهش فرار مالیاتی از ضرورت‌های اساسی برای تحقق این افزایش درآمدها است. 🔻واگذاری دارایی‌ها و ابزارهای مالی: راهی پرخطر برای تأمین منابع در لایحه بودجه ۱۴۰۴، اتکا به فروش و واگذاری دارایی‌های سرمایه‌ای و مالی چشمگیر است. انتشار اوراق مالی اسلامی و استقراض از صندوق توسعه ملی از جمله روش‌های تأمین مالی پیش‌بینی‌شده در این لایحه است که هرچند راهی برای تأمین فوری منابع به شمار می‌رود، اما می‌تواند در بلندمدت موجب افزایش بدهی عمومی و تضعیف پایداری مالی کشور شود. 🔻کسری تراز عملیاتی: زنگ خطر برای ثبات اقتصادی یکی از نقاط هشداردهنده این لایحه، کسری تراز عملیاتی به میزان ۱,۸۰۵ هزار میلیارد تومان است که با افزایشی ۵۴۴ درصدی نسبت به سال قبل مواجه شده است. این افزایش بیانگر ناپایداری در تأمین هزینه‌های جاری دولت است و حاکی از نیاز مبرم به اصلاحات ساختاری در مدیریت مخارج و کارایی هزینه‌های عمومی دارد. 🔻ساختار منابع و مصارف: تمرکز بر هزینه‌های جاری توزیع منابع عمومی دولت در لایحه بودجه ۱۴۰۴ به گونه‌ای است که سهم عمده آن به درآمدهای عمومی (۳۹ درصد)، واگذاری دارایی‌های سرمایه‌ای (۳۸ درصد)، و مالی (۲۳ درصد) اختصاص یافته است. در بخش مصارف نیز، اعتبارات هزینه‌ای با سهم ۶۸ درصدی، بیشترین وزن را به خود اختصاص داده است؛ امری که نشان‌دهنده تمرکز بر هزینه‌های جاری به جای تملک دارایی‌های سرمایه‌ای است. 🔻نقاط قوت و ضعف بودجه ۱۴۰۴ از جمله نقاط قوت لایحه بودجه ۱۴۰۴، می‌توان به تجمیع اعتبارات در راستای تقویت بودجه عمومی و دفاعی و تلاش برای یکپارچه‌سازی منابع اشاره کرد. اما در مقابل، کاهش سهم صندوق توسعه ملی و عدم شفافیت کافی در نحوه تأمین منابع مالی، از مهم‌ترین نقاط ضعف آن محسوب می‌شود. این مسائل، نیاز به دقت بیشتر در پیش‌بینی منابع و مدیریت کارآمدتر را برجسته می‌کند. طبیعتاً بودجه ۱۴۰۴ با تمام ابعاد و ویژگی‌های خود، نمایانگر رویکردی پیچیده و چندلایه به مدیریت مالی کشور است. گرایش به افزایش درآمدهای مالیاتی و اتکا به ابزارهای مالی و استقراض، هرچند در کوتاه‌مدت شاید راهگشا باشد، اما برای پایداری و سلامت اقتصادی، نیازمند مدیریت مؤثر، شفافیت بیشتر، و کاهش وابستگی به منابع ناپایدار است. فعالان اقتصادی و کارشناسان باید با دیدی جامع و انتقادی به این مسائل بپردازند و در جهت توسعه پایدار اقتصادی، مشارکتی فعال داشته باشند. --------- @EcoLook
9 825
15
📝تبعات عملیات ۷ اکتبر بر اقتصاد اسرائیل (بخش دوم: رشد، تورم و بودجه) *سیدمحمد عباس‌نیا در ادامه یادداشت قبل مبنی بر اثرات عملیات ۷ اکتبر بر رتبه اعتباری رژیم کودک کش اسرائیل، با توجه به شدت و طولانی شدن  جنگ غزه، اقتصاد این رژیم با چالش‌های جدی در زمینه‌های تولید ناخالص داخلی (GDP)، تورم، نرخ بهره و اشتغال مواجه شده است. پیش‌بینی‌های اقتصادی بانک مرکزی اسرائیل در اکتبر 2024 نشان می‌دهد که این جنگ تأثیرات فوری و بلندمدتی بر اقتصاد این کشور دارد که در این یادداشت به طور خلاصه به آن‌ها پرداخته می‌شود. 1. تاثیر بر تولید ناخالص داخلی و رشد اقتصادی بر اساس گزارش بانک اسرائیل، رشد اقتصادی این کشور در سال 2024 به شدت کاهش یافته و تنها به 0.5 درصد خواهد رسید. در مقایسه با پیش‌بینی‌های قبلی که رشد 1.5 درصدی برای این سال انتظار می‌رفت، این کاهش ناشی از تأثیرات مستقیم جنگ بر تولید و عرضه نیروی کار است. درگیری‌ها منجر به بسیج گسترده نیروهای ذخیره و کاهش نیروی کار فعال در صنایع مختلف شده است. به‌ویژه در صنایعی مانند ساخت‌وساز که به نیروی کار خارجی متکی هستند، از جمله کارگران فلسطینی از نوار غزه و کرانه باختری، کاهش شدید عرضه نیروی کار تأثیرات منفی شدیدی بر رشد این بخش‌ها داشته است. همچنین، جنگ باعث اختلالات جدی در مناطق شمالی و جنوبی کشور شده است که منجر به کاهش تولید و فعالیت‌های اقتصادی در این مناطق شده است. این تأثیرات تا سال 2025 نیز ادامه خواهد داشت، اما پیش‌بینی می‌شود حتی در صورت کاهش درگیریها در سال 2025 با کاهش درگیری‌ها، همچنان این میزان رشد کمتر از پیش‌بینی‌های قبلی است. 2. تاثیر بر تورم و نرخ بهره جنگ غزه منجر به افزایش فشارهای تورمی در اسرائیل شده است. نرخ تورم در سال 2024 به 3.8 درصد خواهد رسید که بالاتر از پیش‌بینی‌های جولای (3.0 درصد) است. این افزایش تورم ناشی از محدودیت‌های عرضه نیروی کار، افزایش هزینه‌های تولید و اختلالات در زنجیره‌های تأمین است. به عنوان مثال، در بخش ساخت‌وساز به دلیل کمبود نیروی کار و نیاز به بازسازی ساختمان‌های آسیب‌دیده، هزینه‌های ساخت‌وساز به طور قابل‌توجهی افزایش یافته است. علاوه بر این، افزایش مالیات‌های غیرمستقیم از جمله افزایش مالیات بر ارزش افزوده (VAT) که به 18 درصد رسیده است، به تورم کمک کرده است. به دنبال افزایش تورم، نرخ بهره نیز افزایش یافته است. بانک اسرائیل پیش‌بینی کرده است که حتی در صورت کاهش درگیریها نرخ بهره تا سه‌ماهه سوم سال 2025 به 4.5 درصد برسد. این افزایش نرخ بهره، سیاست‌های پولی را در این رژیم بیش از پیش دشوار خواهد ساخت. 3. تاثیر بر اشتغال و بازار کار بازار کار اسرائیل به طور مستقیم تحت تأثیر جنگ قرار گرفته است. بسیج گسترده نیروهای ذخیره و کاهش دسترسی به نیروی کار خارجی، به‌ویژه در صنایع کلیدی مانند ساخت‌وساز و کشاورزی، موجب کاهش عرضه نیروی کار شده است. با این حال، برآوردها نشان می‌دهد که نرخ بیکاری در سال 2024 به 3.5 درصد خواهد رسید. 4. تاثیر بر بودجه دولت و بدهی عمومی جنگ غزه فشارهای سنگینی بر بودجه رژیم اسرائیل وارد کرده است. کسری بودجه دولت در سال 2024 به 7.2 درصد از تولید ناخالص داخلی خواهد رسید که به دلیل افزایش هزینه‌های دفاعی و کاهش درآمدهای دولت ناشی از کاهش فعالیت‌های اقتصادی است. بدهی عمومی نیز در همین دوره به 68 درصد از تولید ناخالص داخلی خواهد رسید. انتظار می‌رود که حتی در صورت کاهش سطح درگیریها در سال 2025 با بهبود وضعیت اقتصادی و کاهش هزینه‌های جنگ، کسری بودجه به 4.9 درصد کاهش یابد، اما بدهی عمومی همچنان روند افزایشی خواهد داشت. در مجموع جنگ غزه بر اساس گزارش منتشر شده بانک مرکزی اسرائیل، تأثیرات عمیقی بر اقتصاد این رژیم‌کودک‌کش و غاصب صهیونیست داشته است. کاهش رشد اقتصادی، افزایش تورم، فشار بر بازار کار و افزایش کسری بودجه و بدهی عمومی از جمله پیامدهای مستقیم این درگیری‌ها هستند. پیامدهایی که حتی در صورت کاهش درگیری‌ها و بازگشت تدریجی اقتصاد به حالت عادی، همچنان اثرات آن در اقتصاد اسرائیل دیده خواهد شد. منبع: https://www.boi.org.il/en/communication-and-publications/press-releases/research-department-staff-forecast-october-2024/ -------- @EcoLook
6 081
16
📝تبعات عملیات ۷ اکتبر بر اقتصاد اسرائیل (بخش اول: رتبه عتباری) *سیدمحمد عباس‌نیا از زمان آغاز جنگ غزه در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، رتبه اعتباری رژیم کودک کش اسرائیل توسط سه آژانس بزرگ جهانی، شامل S&P، Fitch، و Moody's، کاهش یافته یا در معرض بازبینی برای کاهش بیشتر قرار گرفته است. این کاهش به دلیل ریسک‌های ژئوپلیتیکی و هزینه‌های سنگین جنگ، به‌ویژه در زمینه‌های دفاعی و امنیتی بوده است. 🔻موسسه S&P رتبه اعتباری اسرائیل را با توجه به ریسک‌های جنگی و تأثیرات منفی بر رشد اقتصادی به حالت منفی تغییر داده است. این تغییر بیانگر خطرات مربوط به کاهش رشد اقتصادی و افزایش کسری بودجه در سال ۲۰۲۴ است. پیش‌بینی می‌شود کسری بودجه در سال ۲۰۲۴ به ۹ درصد از GDP برسد که ناشی از هزینه‌های نظامی و اجتماعی جنگ است(۱ و ۲). 🔻آژانس Fitch نیز رتبه اعتباری اسرائیل را از A+ به A کاهش داد و بیان کرد که اگر درگیری‌ها طولانی‌تر شوند و ریسک‌های امنیتی افزایش یابد، ممکن است رتبه اعتباری بیشتر کاهش یابد. این کاهش به افزایش هزینه‌های تأمین مالی بدهی‌های اسرائیل منجر می‌شود و دسترسی به سرمایه‌گذاری‌های بین‌المللی را محدود می‌کند (۱). 🔻از سوی Moody's نیز رتبه اعتباری اسرائیل به A1 با چشم‌انداز منفی تغییر داده شد. این آژانس اشاره کرده که به دلیل هزینه‌های فزاینده جنگ و عدم قطعیت‌های امنیتی، اقتصاد اسرائیل با تاخیر در بهبود مواجه خواهد شد و سرمایه‌گذاران خارجی تمایلی به سرمایه‌گذاری در کشور نخواهند داشت (۳). 📌کاهش رتبه اعتباری اسرائیل به این معناست که این کشور باید برای تأمین مالی بدهی‌های خود هزینه‌های بیشتری بپردازد. این موضوع نه تنها بدهی‌های عمومی را افزایش می‌دهد، بلکه سرمایه‌گذاری‌های خارجی را کاهش می‌دهد و ممکن است دسترسی به بازارهای مالی بین‌المللی را محدود کند. همچنین، این وضعیت می‌تواند موجب کاهش اعتماد سرمایه‌گذاران به اقتصاد اسرائیل شود (۱ و ۳). 🔗منابع: 1-https://m.jpost.com/israel-news/article-822988 2-https://www.spglobal.com/ratings/en/research/articles/231024-research-update-israel-outlook-revised-to-negative-on-geopolitical-risks-aa-ratings-affirmed-12892616 3-https://www.timesofisrael.com/moodys-explains-risks-of-deterioration-of-israels-credit-rating-after-downgrade/ #IsraelEconomy #GazaWarImpact #EconomicCrisis #GeopoliticalRisk #MiddleEastConflict ---------- @EcoLook
8 460
17
📝تست استرس بانکی: ابزاری استراتژیک برای تاب‌آوری و مدیریت ریسک در نظام بانکی *سیدمحمد عباس‌نیا (عضو هیئت علمی دانشگاه) تست استرس بانکی به عنوان یکی از ابزارهای حیاتی نظارت بر عملکرد نظام‌های بانکی پس از بحران مالی جهانی 2008 مورد توجه ویژه قرار گرفته است. این آزمون‌ها که توسط نهادهای نظارتی مانند فدرال رزرو به صورت دوره‌ای انجام می‌شود، با هدف ارزیابی پایداری و انعطاف‌پذیری بانک‌ها در مواجهه با شرایط شدید نامساعد اقتصادی طراحی شده‌اند. در این آزمون‌ها، سناریوهایی همچون رکود اقتصادی عمیق، کاهش قیمت املاک تجاری و مسکونی، افزایش نرخ بیکاری و افت ارزش دارایی‌ها شبیه‌سازی می‌شود تا بتوان توانایی بانک‌ها در جذب زیان‌ها و ادامه فعالیت‌های اقتصادی، به ویژه در حوزه وام‌دهی، را ارزیابی کرد. نتایج تست استرس 2024 فدرال رزرو نشان می‌دهد که 31 بانک بزرگ تحت آزمون، سرمایه کافی برای جذب زیان‌هایی بالغ بر 685 میلیارد دلار دارند و می‌توانند حتی در شرایط بحران شدید اقتصادی، همچنان به فعالیت خود ادامه دهند. نسبت سرمایه لایه اول عمومی (CET1) که معیار کلیدی سنجش کفایت سرمایه بانک‌ها است، در این سناریو از 12.7 درصد در سه‌ماهه چهارم 2023 به حداقل 9.9 درصد کاهش می‌یابد، اما در پایان دوره پیش‌بینی مجدداً به 10.4 درصد افزایش می‌یابد. این کاهش سرمایه، هرچند نشان‌دهنده تأثیر شدید شرایط بحرانی است، اما بانک‌ها همچنان توانایی حفظ سطح سرمایه بالاتر از حداقل‌های نظارتی را خواهند داشت. عوامل اصلی که منجر به کاهش سرمایه در سال 2024 شده‌اند شامل سه عامل کلیدی است: 1. افزایش مانده‌های کارت‌های اعتباری و نرخ‌های بالای دیرکرد بازپرداخت: این موضوع منجر به افزایش زیان‌های پیش‌بینی‌شده در بخش کارت‌های اعتباری شده است که حدود 26 درصد از کل زیان‌ها را تشکیل می‌دهد. 2. ریسکی‌تر شدن پرتفوی وام‌های شرکتی: بانک‌ها با افزایش سهم وام‌های غیرسرمایه‌گذاری (non-investment grade) در پرتفوی‌های خود مواجه شده‌اند که زیان‌های بالاتری را در بخش وام‌های تجاری به همراه داشته است. 3. کاهش درآمدهای غیرنقدی و افزایش هزینه‌های غیرنقدی: بانک‌ها در بخش درآمدهای غیرنقدی با کاهش چشمگیری مواجه شده‌اند، در حالی که هزینه‌های ثابت همچنان بالا باقی مانده است، که این موضوع منجر به کاهش سود خالص پیش از پروویژن (PPNR) شده است. نتایج این آزمون نشان می‌دهد که حتی با وجود افت قابل توجه سرمایه، بانک‌ها قادر به حفظ بیش از 600 میلیارد دلار سرمایه بالاتر از حداقل‌های نظارتی خواهند بود و همچنان توانایی خود را برای ادامه وام‌دهی به خانوارها و کسب‌وکارها حفظ خواهند کرد. این امر حاکی از توانمندی نظام بانکی آمریکا در مدیریت ریسک و تاب‌آوری در برابر شرایط بحرانی است. برای سیستم بانکی ایران، درس‌های مهمی از این نتایج قابل استخراج است. اجرای تست استرس به عنوان یک ابزار راهبردی برای مدیریت ریسک در بانک‌های ایرانی می‌تواند به بهبود پایداری نظام بانکی کمک کند. تطبیق با استانداردهای بین‌المللی مانند بازل 3 و ارزیابی دوره‌ای پایداری سرمایه بانک‌ها در مواجهه با شوک‌های اقتصادی، از جمله اقداماتی است که می‌تواند به افزایش تاب‌آوری بانک‌ها در شرایط بحران کمک کند. همچنین، شفافیت بیشتر در گزارش‌دهی مالی و نظارت‌های دقیق درون‌سازمانی می‌تواند به ارتقای اعتماد عمومی به سیستم بانکی ایران کمک کرده و از بروز بحران‌های مالی در آینده جلوگیری کند. تست استرس بانکی نه تنها به عنوان یک ابزار ارزیابی، بلکه به عنوان ابزاری استراتژیک برای مدیران ارشد بانکی اهمیت دارد تا از میزان آمادگی بانک‌های خود در مواجهه با بحران‌های اقتصادی مطلع باشند و به شکل فعالانه برنامه‌های پیشگیرانه و مدیریت ریسک را تدوین کنند. ------------- @EcoLook
11 931
18
2024 Federal Reserve Stress Test Results.pdf
7 836
19
لا يوجد نص...
7 659
20
https://www.linkedin.com/posts/s-mohammad-abbasnia-ph-d-in-finance-a309754a_aesaeqaeuaepaeu-aeiaeaaev-aepaesaebaefahyaeu-activity-7250462223079272448-6r61?utm_source=share&utm_medium=member_android
341