ایبنا (خبرگزاری کتاب ایران)
الذهاب إلى القناة على Telegram
خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) Ibna.ir شماره تماس تحریریه ایبنا: ۰۲۱۶۶۹۶۶۲۰۶ 📬 ارتباط با سرویس رسانه های اجتماعی ایبنا : @ZA20241403 📌 ایبنا را در شبکههای اجتماعی با آدرس زیر دنبال کنید: @ibna_official https://www.instagram.com/ibna.agency?stkn=Nj
إظهار المزيد2 577
المشتركون
+324 ساعات
+157 أيام
+5230 أيام
أرشيف المشاركات
🔰عضو هیئت علمی جایزه جلال:
شرایط اقتصادی، تحقق اهداف جایزه جلال را دشوار کرده است
🔸مجید قیصری، از اعضای هیئت علمی نوزدهمین دوره جایزه جلال آل احمد گفت: جایزه جلال معتبرترین و گرانترین جایزه ادبی ایران است و اگر در شرایط طبیعی اقتصادی برگزار شود میتواند مشوق خوبی برای نویسندگان و نیز راهنمای مناسبی برای آشنایی کتابخوانان با بهترین آثار ادبی کشورمان باشد، اما در شرایطی که نشر کشور با بحران مواجه است و گرانی کاغذ و هزینه بالای چاپ به بالارفتن محسوس قیمت کتاب و پایین آمدن شمارگان منجر شده تحقق اهداف این جایزه مشکل است.
🔸وی با بیان اینکه در یکسال اخیر به دلیل پشت سرگذاشتن دو جنگ تعداد کتابهای منتشرشده ادبیات در تمام قالبهای داستان کوتاه، رمان و نقد افت محسوسی داشته است، گفت: اکنون در شرایط خاص اقتصادی ناشی از جنگ قرار داریم و باید پذیرفت برای بسیاری از خانوادهها تامین خوراک و نیازهای اولیه زندگی دشوار شده و نمیتوان توقع داشت به فرهنگ و کتاب فکر کنند. امیدواریم با بهبود شرایط اقتصادی و رونق دوباره بازار نشر شاهد بازگشت کتاب و ادبیات به جایگاه در شان آن باشیم.
ibna.ir/x6KWc
@ibna_official
🔰ادبیات داستانی در عصر دیجیتال؛
تلفنهای هوشمند چگونه شیوه روایت در رمان معاصر را تغییر میدهند؟
🔸گسترش اینترنت و تلفنهای هوشمند، مرز میان زندگی واقعی و فضای مجازی را درهم شکسته و داستاننویسان معاصر را با این پرسش روبهرو کرده است که چگونه میتوان پیامها، اعلانها و تجربههای دیجیتال را در ساختار روایت ادبی بازتاب داد.
🔸نویسندگان برای بازنمایی ارتباطات دیجیتال در داستان از روشهای متفاوتی استفاده کردهاند. برخی آثار را بر پایه پیامهای الکترونیکی و گفتوگوهای آنلاین شکل دادهاند و برخی دیگر با استفاده از بندهای کوتاه و روایتهای پراکنده، به ریتم و فضای ارتباطات در اینترنت نزدیک شدهاند. رمان Several People Are Typing نوشته کالوین کاسولک، که روایت آن از پیامهای ردوبدلشده در نرمافزار اسلک تشکیل شده، و داستان کوتاه «جعبه سیاه» نوشته جنیفر ایگان، که نخستینبار در قالب مجموعهای از توییتها منتشر شد، از نمونههای این تجربهها هستند.
🔸️در زندگی روزمره، پیامهای دوستان، مطالب شبکههای اجتماعی و اعلانهای تلفن همراه به تجربههای حضوری افراد گره خوردهاند و بر توجه، احساسات و روابط آنها تأثیر میگذارند. از این منظر، جداکردن کامل فضای مجازی از واقعیت در روایت ادبی میتواند تصویری نادقیق از تجربه انسان معاصر ارائه دهد. بازتاب همزمان این دو فضا در ذهن شخصیتها، امکان نمایش پیچیدگیهای زندگی امروز را فراهم میکند.
ibna.ir/x6KDm
@ibna_official
🔰نگاهی به کتاب «اثر رمان: در تجربهی نوشتن رمان»؛
هیثم حسین و پرسشهایی که رماننویس از خودش میپرسد
🔸هیثم حسین، رماننویس و منتقد ادبی سوری، در کتاب تازهاش «اثر رمان» به پرسشهایی دربارهی تخیل، حافظه، هویت، شخصیتپردازی و مسئولیت نویسنده میپردازد. این کتاب با تکیه بر تجربهی شخصی او و تأمل در آثار نویسندگان دیگر، تلاشی برای بازاندیشی در هنر رماننویسی است.
🔸هیثم حسین در تعریف خود از رمان، بر ظرفیت شناختی و انتقادی این قالب ادبی تأکید میکند. او در گفتوگو با شبکهی روداو میگوید: «این کتاب از تجربهی من بهعنوان رماننویس و منتقد آغاز میشود و به رمان همچون فضایی برای اندیشه، حافظه و تخیل مینگرد؛ فضایی که توانایی پرسشگری دربارهی جهان و بازخوانی تجربهی انسانی را دارد.»
🔸یکی از محورهای اصلی کتاب، رابطهی زندگی شخصی نویسنده با جهان داستانی است. حسین برای بررسی این موضوع به آثاری چون «در جستوجوی زمان ازدسترفته» نوشتهی مارسل پروست، «حرف بزن، خاطره» اثر ولادیمیر ناباکوف، «نان حلال» محمد شکری و «روزها»ی طه حسین اشاره میکند. این آثار نمونههایی از پیوند تجربهی فردی و روایت ادبیاند؛ آثاری که در آنها جزئیات زندگی شخصی به مادهای برای تأمل دربارهی تجربههای جمعی و انسانی تبدیل میشوند.
🔸️یکی از بحثهای معاصر کتاب، نسبت ادبیات و رسانه است. حسین به وضعیتی توجه میکند که در آن گزارشهای خبری، تصاویر و مواد مستند ممکن است جای فرایند تخیل و بازآفرینی ادبی را بگیرند. از نظر او، ثبت یک رویداد با تبدیل آن به تجربهای ادبی تفاوت دارد.
ibna.ir/x6L3f
@ibna_official
🔰مروری بر پرورش خلاقیت؛
راز نامههای صبحگاهی جان اشتاینبک
🔸جان اشتاینبک، نویسنده برنده جایزه نوبل ادبیات، برای غلبه بر تردیدهایش و تکمیل رمان ماندگار «شرق بهشت»، هر روز صبح پیش از آغاز نوشتن، نامهای مینوشت که هرگز به مقصد نمیرسید؛ آیینی روزانه که به او فرصتی برای اندیشیدن به ادبیات، زندگی و دشواریهای آفرینش هنری میداد
🔸شاید یکی از درسهای مهم زندگی ادبی اشتاینبک همین باشد: شاهکارها لزوما از دل اطمینان و آرامش متولد نمیشوند؛ گاهی حاصل ادامه دادن در روزهایی هستند که نویسنده بیش از هر زمان دیگری به خودش شک دارد.
🔸تردید برای اشتاینبک پدیده تازهای نبود. او سالها پیش، هنگام نگارش «خوشههای خشم»، با احساس ناتوانی و نگرانی درباره ارزش کارش دستوپنجه نرم کرده بود. در یکی از یادداشتهایش نوشته بود که ضعفهایش در حال آشکار شدن هستند و حتی خودش را نویسنده نمیداند.
🔸️او نویسندگی را تلاشی برای یافتن نمادهایی میدانست که بتوانند تجربههای فراتر از زبان را بیان کنند؛ کوششی برای توضیح دادن آنچه بهسادگی توضیحپذیر نیست. به باور او، نویسنده در تنهایی تلاش میکند چیزی را به کلمه تبدیل کند که همیشه بخشی از آن از دسترس کلمات میگریزد.
🔸️اشتاینبک مینوشت که حتی خوششانسترین نویسنده نیز تنها میتواند بخش کوچکی از آنچه را در ذهن دارد، به خواننده منتقل کند. بااینهمه، نویسنده خوب کسی است که همچنان برای انجام دادن همین کار دشوار تلاش میکند.
ibna.ir/x6KFm
@ibna_official
🔰نقد «بر لبه تنهایی: روایت کلانراهبرد امنیت ملی ایران»؛
در دام برچسبهای سیاسی؛ نقد رویکرد نصر در توصیف اندیشمندان ایران
در جستوجوی حقیقت؛ بررسی اعتبار روایتهای نصر از امنیت ملی ایران
🔸کتاب نصر تلاشی جدی برای بازسازی منطق راهبردی جمهوری اسلامی و پیوند آن با تجربهٔ تاریخی است. نقد حاضر اهمیت امنیت، استقلال و ادراک تهدید را نمیپذیرد تا سپس کنار بگذارد؛ میپرسد این مفاهیم تا کجا توضیحدهندهاند و در کدام نقاط به تفکیک و تکمیل نیاز دارند. مهمترین محدودیت، احتمال همسانگرفتن امنیت کشور با بقای نظام و کاستن از نقش مستقل ایدئولوژی و جامعه است
🔸پیام اصلی کتاب، تبیین تاریخی منطق شکلگیری و تحول کلانراهبرد جمهوری اسلامی ایران است. نصر میپرسد تصمیمگیران جمهوری اسلامی ایران در مواجهه با تهدیدهای خارجی و تحولات منطقهای و جهانی چگونه اهداف، اولویتها و ابزارهای خود را تعریف کردهاند.
🔸بحث کتاب در ادبیات موجود نیز جایگاه مشخصی دارد. نصر از تبیینهایی فاصله میگیرد که رفتار جمهوری اسلامی ایران را عمدتاً با ایدئولوژی انقلابی یا خصومت با غرب توضیح میدهند. تأکید او بر محاسبات امنیتی ایران است و این بهمعنای تأیید درستی یا موفقیت همهٔ تصمیمها نیست؛ بلکه بازسازی منطقی است که تصمیمگیران بر پایهٔ آن، تهدیدها و گزینههای خود را سنجیدهاند. توضیح دلیل یک سیاست را باید از تأیید پیامد آن جدا کرد.
🔸دستاورد اصلی نصر، کوشش برای فهم سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در چارچوب تجربهٔ تاریخی، ادراک تهدید و دغدغهٔ استقلال است. ارزش این رویکرد آن است که بهجای داوری شتابزده دربارهٔ «عقلانی» یا «غیرعقلانی» بودن رفتار ایران، خواننده را به منطق تصمیمگیری هدایت میکند. اما پذیرش اهمیت محاسبات امنیتی، بهمعنای پذیرش کفایت آنها برای توضیح همهٔ ابعاد سیاست خارجی نیست.
🔸کتاب نصر تلاشی جدی برای بازسازی منطق راهبردی جمهوری اسلامی و پیوند آن با تجربهٔ تاریخی است. نقد حاضر اهمیت امنیت، استقلال و ادراک تهدید را نمیپذیرد تا سپس کنار بگذارد؛ میپرسد این مفاهیم تا کجا توضیحدهندهاند و در کدام نقاط به تفکیک و تکمیل نیاز دارند. مهمترین محدودیت، احتمال همسانگرفتن امنیت کشور با بقای نظام و کاستن از نقش مستقل ایدئولوژی و جامعه است. ارزیابی این مسئله باید از مسیر تصمیمها، دورهبندیها و زنجیرههای علّی مشخص، مانند ادامهٔ جنگ پس از ۱۳۶۱، سرنوشت لیبی و گسترش شبکهٔ همپیمانان، انجام شود، نه با تکرار کلی اتهام تقلیلگرایی.
ibna.ir/x6L3j
@ibna_official
🔰گزارش ایبنا از آیین بزرگداشت چهره ماندگار ریاضی کشور؛
دانشنامه ریاضی گامی استوار در مسیر گسترش علم و پژوهش در کشور
🔸علیرضا مدقالچی: ریاضیات پایه و مایه اصلی تمام علوم و تجلی مهم ذهن انسان است که با عقل فعال و منطق پیش میرود. کاربرد این علم روزبهروز بیشتر شده و ردپای پررنگ آن در علوم انسانی بهویژه هوش مصنوعی نمایانتر میشود
🔸در این کتاب میخوانید که کلیه امور وابسته به هم هستند و همه اینها با یکدیگر در ارتباط هستند و دانش ریاضی پایه و مایع اصلی علوم است و در واقع یکی از تجلیات مهم ذهن انسان است و از عقل فعال و منطق سرچشمه میگیرد و ارتباطات عمیقی با زندگی دارد.
🔸رییس پژوهشکده علوم انسانی و مطالعات فرهنگی با اشاره به فعالیتهای استاد مدقالچی در زمینه ترویج و همگانیسازی علم ریاضی گفت : وی دانشنامه ریاضی را برای اولین بار در ایران تدوین کرد و بیشک این کار یک گام محکم و استوار برای جامعه ریاضیدانان کشور است. به همین منظور از جلد پنجم این دانشنامه رونمایی میشود؛ اثری است که میتوان آن را گامی در جهت ساماندهی و گسترش علم ریاضی و فراهم کردن مرجعی برای پژوهشگران استادان و دانشجویان دانست.
🔸رحیم زارعنهندی با اشاره به خدمات استاد گفت: دکتر مدقالچی دغدغه وضعیت ریاضیات کشور در کلیه سطوح را داشت؛ از دبستان و دبیرستان و دورههای مختلف دانشگاهی کارشناسی کارشناسی ارشد و دکترا و حتی پسادکتری و همواره با دلسوزی و تواضع بدون هیچ چشمداشتی در این عرصهها فعالیت داشته است. مسئولیتهای مختلفی مانند ریاست انجمن ریاضی ایران سردبیری مجله رشد آموزش ریاضی و سرویراستاری دانشنامه ریاضی را بدون هیچ چشمداشتی بر عهده داشته است.
ibna.ir/x6L25
@ibna_official
🔰هادی ملکی بهمناسبت روز نوجوان در گفتوگو با ایبنا؛
بهترین هدیه به نوجوانان، فرصت آزادانه حرفزدن است
🔸هادی ملکی گفت: امروز اطلاعات بهراحتی در دسترس نوجوانان قرار دارد و آنها میتوانند بهآسانی به این اطلاعات دسترسی پیدا کنند و آنها را به دست بیاورند؛ اما به شرطی که این اطلاعات عمق هم داشته باشند. در آن صورت میتوانند شخصیتهای عمیقتری پیدا کنند و به شخصیتی برسند که درک بزرگتر و بهتری از جهان پیش روی خود داشته باشد.
🔸برای نزدیک شدن به نوجوانان باید آنها را باور کنیم. اما به نظر من، مهمتر از باور کردن آنها این است که منِ بزرگسال، که زمانی جوان شدهام، پیر شدهام یا به میانسالی رسیدهام، فراموش نکنم که روزی خودم هم نوجوان بودهام. به نظرم مهمترین نکته همین است. اگر میخواهیم کسی را درک کنیم، باید به او نزدیک شویم. نمیدانم چرا ما بزرگترها خیلی زود فراموش میکنیم که خودمان هم روزی نوجوان بودهایم، عشقهای نوجوانی و خواستههای آن دوران را تجربه کردهایم و دوست داشتهایم بزرگترها بیش از پیش ما را درک کنند.
🔸برای اینکه بتوانیم بر نوجوانان تأثیر بگذاریم، باید از نصیحت کردن دست برداریم. نصیحت یک رابطه دوسویه نیست. در واقع، انگار فردی در یک جایگاه سنی بالاتر نشسته و از موضع بالا به پایین ماجرایی را تعریف میکند؛ اینکه من هم اینطور بودهام یا آنطور بودهام، یا داستان فردی را تعریف میکند که چنین تجربهای داشته است. به نظر من، نوجوانان امروز دیگر به نصیحتهای ما نیاز ندارند؛ آنها به همراهی ما نیاز دارند. ما باید با نوجوانان همقدم شویم، با آنها صحبت کنیم و در همان حال که حرف میزنیم، بهخوبی هم به صحبتهایشان گوش بدهیم. شاید اصلاً مسئلهای که ما فکر میکنیم در حال حل کردن آن هستیم، یا موضوعی که از نگاه خودمان به آن توجه میکنیم، مسئله اصلی نوجوان نباشد.
🔸یکی از بزرگترین مسائلی که نوجوانان امروز در ارتباط با آینده خود با آن روبهرو هستند، این است که بسیاری از خانوادهها، نهادهای فرهنگی و افرادی که برای نوجوانان فعالیت میکنند، بسیار اصرار دارند که آنها امروز زندگی نکنند و فقط برای ساختن آینده تلاش کنند تا در آینده زندگی بهتری داشته باشند. من با این موضوع مخالف نیستم؛ یعنی نوجوانان باید تلاش کنند. ما در هر سنی برای زندگی خود تلاش میکنیم و در واقع، زندگی ما در بسیاری از لحظات به آینده گره خورده است؛ آیندهای که گاهی بسیار دورتر از امروز است. همه ما این کار را انجام میدهیم. اما نباید فراموش کنیم که نوجوانان نیاز دارند در میان تمام این فکرها و برنامهریزیها برای آینده، گاهی در لحظه زندگی کنند، در زمان حال حضور داشته باشند و از آن لذت ببرند.
ibna.ir/x6L2H
@ibna_official
🔰گفتوگو با مهرداد ملکزاده به مناسبت روز جهانی کوروش هخامنشی؛
زندگی کوروش الگویی آرمانی برای یک فرمانروای شایسته
منشور کوروش جهانیان را به جهانداری، جهانگیری، جهانگشایی و جهانبینی فرامیخواند
🔸گزنفون آتنی، که از شاگردان سقراط بود و با محیط فکری افلاطون نیز همروزگار بود، کتابی با عنوان «کوروپدیا» یا «کوروشنامه» نوشت و در آن، زندگی کوروش را به الگویی آرمانی برای یک فرمانروای شایسته تبدیل کرد. این اثر نشان میدهد که کوروش حتی در میان یونانیان، یعنی مردمانی که با هخامنشیان رقابت و دشمنی داشتند، میتوانست شخصیتی پذیرفتهشده، پسندیده و شایسته ستایش و تمجید باشد. بنابراین، دستکم در روزگار باستان نیز گروهی از یونانیان نگاهی مثبت به او داشتند.
🔸یکی از درخشانترین چهرههای تاریخ ایران باستان، بیگمان کوروش بزرگ هخامنشی است و به همین دلیل، توجه بیشتری به او شد. آن بیزاریجویی سالهای آغازین انقلاب که حتی، برای مثال، به نوشتن کتابی از سوی حاج صادق خلخالی در نفی شخصیت کوروش انجامیده بود، بیمعنا بود و زمانه جدید، نگاهی جدید را طلب میکرد. در عرصه بینالمللی، گمان نمیکنم در این زمینه تغییری ایجاد شده باشد؛ زیرا غربیها در طول تاریخ همواره مواجههای بهواقع منفعتطلبانه با گذشته فرهنگی ایران داشتهاند. البته دانشمندان، پژوهشگران، تاریخدانان، باستانشناسان و ایرانشناسان را باید از این قاعده مستثنا کرد؛ حساب آنها از سیاسیون غرب جداست. سیاسیون غرب در طول تاریخ همواره در جستوجوی راه و روشی برای برتریجویی بر ایران بودهاند. با این حال، در تاریخ معاصر نیز تاریخدانان، باستانشناسان و ایرانشناسان نگاهی مسلماً محققانه به سلسله هخامنشی و شخصیتی همچون کوروش داشتهاند. گمان نمیکنم که نگاه ملی و نگاه بینالمللی در این زمینه، الزاماً همسویی یا هماهنگی داشته باشند. مجامع علمی و پژوهشی غرب تألیفات خود را ادامه میدادند و همچنان ادامه میدهند. به هر حال، حساب نگاههای سیاسی معاصر از حساب پژوهشگران طبیعتاً جداست. اتفاقاً در سالهای اخیر، شاهد رشد چشمگیر ایرانشناسی در اروپا نیستیم؛ برعکس، بیشترین کرسیهای ایرانشناسی در غرب تعطیل شدهاند، چراغ ایرانشناسی در بسیاری از دانشگاههای غرب خاموش شده است و در عرصه بینالمللی، رکودی در زمینه ایرانشناسی وجود دارد.
🔸باید توجه کنیم که هر نظام حکومتی، چه نظام حاکم بر ایران پیش از پیروزی انقلاب اسلامی و چه جمهوری اسلامی، و نیز هر نظام حکومتی در هر جای جهان، منظومه فکری مشخصی دارد که این منظومه تا حدود زیادی در کتابهای درسی بازتاب پیدا میکند. تاریخی که من، بهعنوان مردی ۵۷ ساله، در دوران دبستان، راهنمایی و دبیرستان میخواندم، احتمالاً با تاریخی که یک پژوهشگر منصف و بیطرف مینویسد، بسیار متفاوت بود و هست. تاریخ، با وجود آنکه دانشی بسیار پیچیده است، همواره در سنت ادبی ایران و اسلام با تعبیری همچون «اُمّالعلوم» و «مادر علمها» توصیف شده است؛ اما باید بدانیم که در تاریخ میتوان بسیار دست برد و جهانبینی و ایدئولوژی را در آن وارد کرد. من گمان نمیکنم که در روزگار ما، دستکم در کتابهای درسی، درباره کوروش با اغراقگرایی یا افسانهپنداری مواجه باشیم؛ کتابهایی که حاصل جهانبینی حاکم بر نظام جمهوری اسلامی در طول ۴۷ سال گذشتهاند. با این حال، به نظر من، نیاز داریم که کتابهای درسی، بهویژه در حوزه تاریخ، بار دیگر با دیدگاهی منصفانه و غیرجانبدارانه، چه در حمایت از ایران باستان و چه در نقد آن، تنظیم و تدوین شوند.
🔸بخش زیادی از آنچه درباره کوروش میدانیم، ریشه در افسانهها ندارد که حالا بخواهیم میان افسانه مفید و دروغ تاریخی تفاوتی قائل شویم. به نظر من، اطلاق عنوان افسانه به این روایتها، به این معنا، درست نیست. ما در کنار متنهای همروزگار کوروش، که مهمترین آنها نوشتههای بابلی است، از جمله گاهنامههای بابلی، گزارشهای مربوط به نبونئید و واپسین امپراتوری بابل کلدانی و نیز استوانه بابلی کوروش، نوشتههایی از چند دهه پس از دوران زندگی کوروش هم در اختیار داریم. از جمله این نوشتهها میتوان به آثار هرودوتوس هالیکارناسوسی، کتزیاس کنیدوسی و گزنفون آتنی اشاره کرد که هر یک بخشی از نوشتههای خود را به شخصیت کوروش اختصاص دادهاند. کوروش شخصیتی بزرگ بود که در روزگار این نویسندگان یا اندکی پیش از آنها میزیست. هرودوتوس هالیکارناسوسی، نویسنده کتاب «تواریخ»، نمیتوانست از کوروش سخن نگوید؛ زیرا میخواست درباره جنگهای میان ایران و یونان بنویسد و داستان قدرتگیری ایرانیان در مشرقزمین را روایت کند. یکی از شخصیتهای اصلی این روایت، کوروش بود که زمینهساز قدرت و بزرگی ایرانیان در مشرقزمین شد.
ibna.ir/x6KY6
@ibna_,official
🔰زندگی و زمانه «آذر فخر» به روایت امین حقره؛
بازیگری که به راوی خاموش تاریخ تبدیل شد
🔸امین حقره معتقد است، کتابهای گفتوگو محور یا مبتنی بر شناختنامهها و تاریخ شفاهی، میتوانند به مخاطب امکان درک بیشمار زندگی را بدهند، بدون اینکه مستقیم تجربهاش کرده باشد.
🔸نوشتن یک روایت از زبان فرد دیگر، اگر بخواهیم واقعاً به آن فرد وفادار باشیم، کار آسانی نیست. اگر دوستان و کسانی که آذر فخر را میشناختند، کتاب را میخواندند، باید احساس میکردند که قلم و لحن خود آذر فخر را میخوانند، نه قلم نویسنده را. برای همین، در تمام مراحل سعی کردم از واژهها، لحن و تعابیری استفاده کنم که خودش در گفتوگوها بهکار برده بود. باید از قلم خودم فاصله میگرفتم و اجازه میدادم شخصیت و زبان او در متن باقی بماند. این بخش واقعاً چالشبرانگیز بود، اما خودش متن را خواند و واکنش بسیار خوبی داشت.
🔸اهمیت شخصیت هنری آذر فخر در نظر من چند وجه دارد. یکی اینکه فقط ایستادن روی صحنه یا جلوه کردن مقابل دوربین، رسیدن به شهرت، محبوبیت و امکانات مالی هدفش نبود و اینها اقناعش نمیکرد. او میخواست به عنوان بازیگر فراتر از آن چیزی باشد که جامعه از یک هنرمند تئاتر و سینما میشناخت. میخواست آگاهانه روی صحنه برود و برای این آگاهی و انتقالش به مخاطب، مصائب و رنجهای زیادی را هم متحمل میشد. مثلاً برای اینکه بتواند نقش یک زن بیمار را بازی کند، مدتها در بیمارستان و در کنار بیماران سرطانی کار کرده بود. برای اینکه روی صحنه به حقیقت شخصیتها نزدیک شود همواره ارتباطش را با جامعه عمیقتر میکرد.
🔸️ثبت و وقایعنگاری زندگی شخصیتهای اثرگذار در فرهنگ و هنر ایران، یک امر مهم و ضروری است. شخصیت این افراد فقط موضوع زندگینامه نیستند؛ آنها بخشی از حافظه فرهنگی هستند. وقتی زندگی یک هنرمند را ثبت میکنیم، بخشی از شرایط اجتماعی و تاریخی زمانه او را هم ثبت میکنیم. مسئله این است بسیاری از افراد که اطلاعات زیادی در سینه دارند، ممکن است فردا دیگر نباشند. وقتی آنها از بین میروند، بسیاری اطلاعات دستاول و ناخوانده هم از بین میرود. بنابراین ثبت این روایتها ضرورت است، نه صرفاً یک کار ادبی یا فرهنگی.
ibna.ir/x6Kw8
@ibna_official
🔰محمد کشاورز در گفتوگو با ایبنا مطرح کرد؛
رسول پرویزی، قصهگویی که سیاست را پشت سر گذاشت
🔸چگونه میتوان میان صندلی سناتوری و دنیای داستان، پیوندی صادقانه برقرار کرد؟ محمد کشاورز در این گفتوگو، به واکاوی شخصیت پیچیده و در عین حال شفاف رسول پرویزی میپردازد. او از «جوهر درونی» آثار پرویزی میگوید؛ همان خوی قصهگویی که او را از یک سیاستمدار به یک روایتگرِ ماندگار بدل کرد. کشاورز معتقد است پرویزی با بازآفرینی سبک قصهگویان کهن در قالب وقایع معاصر، توانست فراتر از قضاوتهای فنی، در حافظه جمعی ملت جای بگیرد و قلم خود را به عنوان نوعی «عبادتِ ادبی» به تاریخ بسپارد
🔸امتیاز رسول پرویزی در نوشتههای ادبیاش، قصه داشتن و قصه گفتن بود. به نظر میرسد حتی اگر در دورهای متولد شده بود که قادر به مدرسه رفتن و سواد آموختن نبود، باز هم قصهگوی قهاری میشد؛ همانطور که در قدیم قصهگوهای بزرگی داشتیم که قصههایشان را شفاهی میگفتند و آنقدر مورد استقبال مردم قرار میگرفتند که گاهی روستا به روستا و شهر به شهر میگشتند و قصه میگفتند. به قصههای پیشین پروبال میدادند و گاهی چیزکی اضافه میکردند تا به هیجان قصه بیفزایند.
🔸میدانست که نامونشان آدمیزاد در مقامهای انتصابی چندان ماندگار نیست. گویی مقام سناتوری و پستهایی هم که پذیرفت، بیشتر نوعی ادای وظیفهی ملی بود تا علاقه به جاهوجلال. نگاهش بیشتر معطوف به ادبیات بود تا سیاست. از همین رو، دوستانش بیشتر از میان اهل ادبیات بودند تا اهل سیاست. گویی قصهگوی درونش او را بیشتر به سمت ادبیات و نوشتن سوق میداد تا مجادلههای سیاسی. این را در ابراز احساساتش نسبت به این دو مقوله هم نشان میداد. دلش میخواست او را بیشتر در قامت رسول پرویزی نویسنده بشناسند؛ نویسندهای که همیشگی است، نه در قامت مقام سناتوری که مدت آن محدود است و نامی ماندگار هم ندارد.
ibna.ir/x6KXQ
@ibna_official
🔰درباره کتاب «فراکرانگی» در گفتوگو با رهام برکچیزاده؛
علیه کانت و دیگران
میاسو چگونه «جهانِ درخود» را از چنگ کانت و پدیدارشناسی ربود؟
🔸مترجم کتاب فراکرانگی گفت: هارمن به میاسو ایراد میگیرد که او تنها نیمی از راه را رفته است: میاسو موفق شده انسان را از مرکز هستیشناسی خلعید کند، اما به جای آن «عقل ریاضیاتی» را بر تخت پادشاهی نشانده است، در حالی که یک رئالیسمِ واقعی باید خودمختاری مطلقِ خودِ «اشیا» را به رسمیت بشناسد؛ فراتر از هر گونه دسترسیِ علمی یا ریاضیاتی.
🔸به گمان من، هیچ تناقض یا خودناسازگاری در نظرگاه پدیدارشناسی به تجربۀ «عینی» وجود ندارد (برخلاف آنچه میاسو باور دارد)، اما پدیدارشناسی نیز از تبیین نهاییِ چرایی «استمرار» و بقای این ساختارهای عینی بازمیماند و تفسیری نامتعارف از روند علم و «خویشتنفهمیِ» اجتماعات علمی به دست میدهد. بُرندگی استدلال «بُنفسیل» در نشاندادن این غرابت است: اگر خودِ آگاهی در یک جهانِ واقعیِ مستقلاً شناختپذیرِ مقدم بر آن متولد نشده، در کجا و از کجا برخاسته است و ثباتش برآمده از چیست؟
🔸برای درک ادعای میاسو، باید منطق او را از واقعیتِ تاریخی متمایز کنیم. استدلال میاسو در اینجا کاری به تبارشناسیِ تاریخیـاجتماعی ندارد، بلکه یک «میانبُرِ» معرفتشناختی است. او نیمنگاهی به جملۀ مشهور کانت دارد: «من دانایی را کنار زدم تا برای ایمان جا باز کنم» (گشودن فضا برای عقلِ عملی). از نظر میاسو، همبستهانگاری با نابودکردن متافیزیکِ جزمی، توانایی عقلِ فلسفی برای اثبات یا ابطال قلمرو الهیات را از بین بُرد. در این خلأ معرفتشناختی، «ایمان» دیگر نیازی ندارد تا آموزههای خود را در پیشگاه «عقل» توجیه کند، بلکه کافی است پشت سپرِ مدارای پُستمدرن و نسبیگرایی پنهان شود و بگوید «این بازی زبانیِ من است، این خودمختاریِ فرهنگی من است، و تو حق نداری با عقلِ ابزاریات آن را قضاوت کنی». بنابراین میاسو استدلال میکند که همبستهانگاریْ بنیادگرایی را تولید نکرده است، بلکه تنها سلاح دفاعیِ ما در برابر آن (یعنی عقل مطلقگرا) را از دستمان گرفته و به ایمانگرایی یک «مصونیتِ سیستماتیک» بخشیده است.
🔸در این میان، نقد هارمن به میاسو یکی از درخشانترین نزاعهای درونگروهی این جریان است. هارمن استدلال میاسو مبنی بر اینکه ریاضیات زبانی است که ما را مستقیماً به جهانِ نیایی و کیفیات اولیۀ ماده متصل میکند بهشدت رد میکند. از منظر هارمن، میاسو با بازگشت به تمایزِ دکارتی میان «کیفیات اولیه» (ویژگیهای ریاضیاتی و هندسیِ مستقل از ناظر) و «کیفیات ثانویه» (رنگ، بو و طعم که وابسته به سوژهاند)، در واقع در حال بازتولید یک فُرمِ جدید از تقلیلگرایی است. هارمن این رویکرد را نوعی «فیثاغورثگراییِ مدرن» میداند که غنای پیچیده، زیباییشناختی و پرطراوتِ اشیا را به یک مُشت معادلاتِ سردِ ریاضیاتی و فیزیکی فرومیکاهد. از دید هارمنِ شیءمحور، یک درخت، یک سنگ یا یک «هیولا» بسیار فراتر از مختصاتِ ریاضیاتیشان هستند.
🔸رئالیسم انگارشیِ میاسو یک رئالیسم نامتعارف و «ضدطبیعتگرا»ست؛ رئالیسمی که واقعیتِ علم را میپذیرد، اما برای اثباتش ضرورتِ علّی را قربانی آشوبِ مطلق میکند. چه فیلسوفان تحلیلی، چه ساختارگرایان و چه رئالیستهای انتقادی هیچکدام حاضر به پرداخت چنین هزینهای نیستند.
ibna.ir/x6L23
@ibna_official
🔸️پژوهشهای میدانی در حوزه ادبیات عامیانه سیستان در سالهای اخیر گامهای مثبتی برداشته، اما همچنان با چالشها و خلأهای جدی مواجه است. یکی از نقاط قوت، افزایش این پژوهشها در دهههای اخیر است. پژوهشگران و دانشجویان تحصیلات تکمیلی به ثبت و ضبط سیتکها، آسوکهها و آییکهها از زبان گویشوران مسن پرداختهاند و مجموعههای ارزشمندی مانند «سیتکهای سیستانی» و مجموعههای آسوکه منتشر شده است. تلاشهایی برای آوانویسی، ترجمه و انتشار این آثار صورت گرفته که گامی مهم در جهت ماندگاری و دسترسیپذیری آنهاست.
ibna.ir/x6KBS
@ibna_official
🔰گفتوگو با استاد دانشگاه و پژوهشگر ادبیات عامیانه سیستان؛
پیوند ارگانیک ادبیات عامیانه سیستان با بافت اسطورهای منطقه
🔸ادبیات عامیانه سیستان با گونههایی چون «سیتک»، «آسوکه» و «آییکه» بازتابدهنده هویت، باورها و زیست مردمان این دیار کهن است. سارا نظامدوست، پژوهشگر و مدرس دانشگاه، ضمن واکاوی لایههای پنهان این میراث، از چالشهای جدی فراموشی، خلأهای🔰گفتوگو با استاد دانشگاه و پژوهشگر ادبیات عامیانه سیستان؛
پیوند ارگانیک ادبیات عامیانه سیستان با بافت اسطورهای منطقه
🔸ادبیات عامیانه سیستان با گونههایی چون «سیتک»، «آسوکه» و «آییکه» بازتابدهنده هویت، باورها و زیست مردمان این دیار کهن است. سارا نظامدوست، پژوهشگر و مدرس دانشگاه، ضمن واکاوی لایههای پنهان این میراث، از چالشهای جدی فراموشی، خلأهای پژوهشی و راهکارهای حفظ و احیای آن میگوید
🔸غنای روایی و اسطورهای آسوکهها میدان وسیعی برای پژوهشهای اسطورهشناسی، نقد کهنالگویی، روایتشناسی و ادبیات تطبیقی فراهم میکند. قابلیت مقایسه با افسانههای دیگر مناطق ایران و جهان، آنها را برای پژوهشهای فولکلورشناسی تطبیقی بسیار مناسب کرده است. حفظ میراث کهن نیز اهمیت دارد؛ آسوکهها به دلیل طولانی بودن و پیچیدگی ساختاری، بیشتر در معرض فراموشی هستند و ثبت و تحلیل آنها از نظر مستندسازی میراث فرهنگی فوریت بیشتری دارد. البته سیتک نیز به دلیل قابلیت تحلیل در وزنشناسی، سبکشناسی و ترانهشناسی، و آییکه به دلیل ظرفیت در پژوهشهای مردمشناسی، جامعهشناسی ادبیات و مطالعات زنان بسیار ارزشمندند.
🔸در بازتاب آیینهای کهن، آیینهای مربوط به آب، باران، کشاورزی و برداشت محصول در ترانهها و افسانههای سیستانی بازتاب یافتهاند. ترانههای کار، آیینهای بارانخواهی و جشنهای مرتبط با چرخه طبیعت، همگی از دل همین بافت آیینی برخاستهاند. آیینهای سوگ و شادی نیز در ادبیات عامیانه حضور دارند و ترانههای مرتبط با این آیینها، حامل باورها و ارزشهای جمعی هستند. ادبیات عامیانه سیستان موقعیتمحور است؛ یعنی هر متن در بافت و موقعیت خاصی اجرا میشود. ترانههای کار هنگام کار اجرا میشوند، لالاییها هنگام خواباندن کودک، و آسوکهها در شبهای بلند زمستان و دورهمیهای خانوادگی. این پیوند موقعیتی نشان میدهد که ادبیات عامیانه نه یک متن منفک، بلکه جزئی از زیست روزمره و آیینی مردم است.
🔸️پژوهشهای میدانی در حوزه ادبیات عامیانه سیستان در سالهای اخیر گامهای مثبتی برداشته، اما همچنان با چالشها و خلأهای جدی مواجه است. یکی از نقاط قوت، افزایش این پژوهشها در دهههای اخیر است. پژوهشگران و دانشجویان تحصیلات تکمیلی به ثبت و ضبط سیتکها، آسوکهها و آییکهها از زبان گویشوران مسن پرداختهاند و مجموعههای ارزشمندی مانند «سیتکهای سیستانی» و مجموعههای آسوکه منتشر شده است. تلاشهایی برای آوانویسی، ترجمه و انتشار این آثار صورت گرفته که گامی مهم در جهت ماندگاری و دسترسیپذیری آنهاست.
ibna.ir/x6KBS
@ibna_official پژوهشی و راهکارهای حفظ و احیای آن میگوید
🔸غنای روایی و اسطورهای آسوکهها میدان وسیعی برای پژوهشهای اسطورهشناسی، نقد کهنالگویی، روایتشناسی و ادبیات تطبیقی فراهم میکند. قابلیت مقایسه با افسانههای دیگر مناطق ایران و جهان، آنها را برای پژوهشهای فولکلورشناسی تطبیقی بسیار مناسب کرده است. حفظ میراث کهن نیز اهمیت دارد؛ آسوکهها به دلیل طولانی بودن و پیچیدگی ساختاری، بیشتر در معرض فراموشی هستند و ثبت و تحلیل آنها از نظر مستندسازی میراث فرهنگی فوریت بیشتری دارد. البته سیتک نیز به دلیل قابلیت تحلیل در وزنشناسی، سبکشناسی و ترانهشناسی، و آییکه به دلیل ظرفیت در پژوهشهای مردمشناسی، جامعهشناسی ادبیات و مطالعات زنان بسیار ارزشمندند.
🔸در بازتاب آیینهای کهن، آیینهای مربوط به آب، باران، کشاورزی و برداشت محصول در ترانهها و افسانههای سیستانی بازتاب یافتهاند. ترانههای کار، آیینهای بارانخواهی و جشنهای مرتبط با چرخه طبیعت، همگی از دل همین بافت آیینی برخاستهاند. آیینهای سوگ و شادی نیز در ادبیات عامیانه حضور دارند و ترانههای مرتبط با این آیینها، حامل باورها و ارزشهای جمعی هستند. ادبیات عامیانه سیستان موقعیتمحور است؛ یعنی هر متن در بافت و موقعیت خاصی اجرا میشود. ترانههای کار هنگام کار اجرا میشوند، لالاییها هنگام خواباندن کودک، و آسوکهها در شبهای بلند زمستان و دورهمیهای خانوادگی. این پیوند موقعیتی نشان میدهد که ادبیات عامیانه نه یک متن منفک، بلکه جزئی از زیست روزمره و آیینی مردم است.
🔰ایبنا از الگوی بینالمللی لیبرو.اِفاِم گزارش میدهد؛
خلق مسیر نجات کتابفروشیهای آجری
🔸الگوی «لیبرو.اِفاِم» تصویر روشنی از ظرفیتهای نادیده، یا کمتر شناخته شده بازار کتاب را پیش چشم بدنه نشر ایران گذاشته است و ثابت کرد، توسعه بازار به بهانه رقبای جدید قابل توقف نیست.
🔸لیبرو.اِفاِم یک پلتفرم بینالمللی عرضه کتابهای صوتی که به جای حذف کتابفروشیهای محلی، آنها را شریک تجاری خود کرده است. میدانیم، سازوکار غولهای فناوری، بهگونهای طراحی شدهاند که سود فروش نسخههای دیجیتال، مستقیم به جیب مالکان پلتفرم و ناشران میرود و کتابفروش فیزیکی، کاملا نادیده گرفته میشوند.
🔸البته این سازوکار، یک کمک خیریه به کتابفروشی نیست؛ بلکه به گفته مدیران آن «یک مدل بازاریابی مشارکتی کاملاً تجاری است.» کتابفروش، اعتبار محلی و خریدار وفادار خود را به اصطلاح پای کار میآورد و پلتفرم در ازای این مشترییابی، سود را با او تقسیم میکند. پلتفرم حتی فراتر رفته و ابزارهای بقا را به رایگان در اختیار کتابفروشان خُرد میگذارد؛ از تأمین بستههای تبلیغاتی و پشتیبانی فنی تا اعطای نسخههای شنیداری رایگان به کتابفروشان برای ارزیابی اثر، و حتی تبلیغ رایگانِ ویترین این مغازهها در شبکههای اجتماعی پلتفرم.
ibna.ir/x6L33
@ibna_official
🔰گفتوگو با استاد دانشگاه و پژوهشگر ادبیات عامیانه سیستان؛
پیوند ارگانیک ادبیات عامیانه سیستان با بافت اسطورهای منطقه
🔸ادبیات عامیانه سیستان با گونههایی چون «سیتک»، «آسوکه» و «آییکه» بازتابدهنده هویت، باورها و زیست مردمان این دیار کهن است. سارا نظامدوست، پژوهشگر و مدرس دانشگاه، ضمن واکاوی لایههای پنهان این میراث، از چالشهای جدی فراموشی، خلأهای پژوهشی و راهکارهای حفظ و احیای آن میگوید
🔸غنای روایی و اسطورهای آسوکهها میدان وسیعی برای پژوهشهای اسطورهشناسی، نقد کهنالگویی، روایتشناسی و ادبیات تطبیقی فراهم میکند. قابلیت مقایسه با افسانههای دیگر مناطق ایران و جهان، آنها را برای پژوهشهای فولکلورشناسی تطبیقی بسیار مناسب کرده است. حفظ میراث کهن نیز اهمیت دارد؛ آسوکهها به دلیل طولانی بودن و پیچیدگی ساختاری، بیشتر در معرض فراموشی هستند و ثبت و تحلیل آنها از نظر مستندسازی میراث فرهنگی فوریت بیشتری دارد. البته سیتک نیز به دلیل قابلیت تحلیل در وزنشناسی، سبکشناسی و ترانهشناسی، و آییکه به دلیل ظرفیت در پژوهشهای مردمشناسی، جامعهشناسی ادبیات و مطالعات زنان بسیار ارزشمندند.
🔸در بازتاب آیینهای کهن، آیینهای مربوط به آب، باران، کشاورزی و برداشت محصول در ترانهها و افسانههای سیستانی بازتاب یافتهاند. ترانههای کار، آیینهای بارانخواهی و جشنهای مرتبط با چرخه طبیعت، همگی از دل همین بافت آیینی برخاستهاند. آیینهای سوگ و شادی نیز در ادبیات عامیانه حضور دارند و ترانههای مرتبط با این آیینها، حامل باورها و ارزشهای جمعی هستند. ادبیات عامیانه سیستان موقعیتمحور است؛ یعنی هر متن در بافت و موقعیت خاصی اجرا میشود. ترانههای کار هنگام کار اجرا میشوند، لالاییها هنگام خواباندن کودک، و آسوکهها در شبهای بلند زمستان و دورهمیهای خانوادگی. این پیوند موقعیتی نشان میدهد که ادبیات عامیانه نه یک متن منفک، بلکه جزئی از زیست روزمره و آیینی مردم است.
🔸️پژوهشهای میدانی در حوزه ادبیات عامیانه سیستان در سالهای اخیر گامهای مثبتی برداشته، اما همچنان با چالشها و خلأهای جدی مواجه است. یکی از نقاط قوت، افزایش این پژوهشها در دهههای اخیر است. پژوهشگران و دانشجویان تحصیلات تکمیلی به ثبت و ضبط سیتکها، آسوکهها و آییکهها از زبان گویشوران مسن پرداختهاند و مجموعههای ارزشمندی مانند «سیتکهای سیستانی» و مجموعههای آسوکه منتشر شده است. تلاشهایی برای آوانویسی، ترجمه و انتشار این آثار صورت گرفته که گامی مهم در جهت ماندگاری و دسترسیپذیری آنهاست.
ibna.ir/x6KBS
@ibna_official
🔰در «بایستهها و شایستههای ترجمه ادبیات دفاع مقدس»مطرح شد؛
از کتابهای قطور تا چکیدههای الکترونیک؛ بازنگری در متد تولید آثار دفاع مقدس
🔸رایزن فرهنگی ایران در حیدرآباد پاکستان گفت: با تأکید بر لزوم تفکیک آثار بر اساس مخاطب جغرافیایی، عنوان کرد: برخی از آثار ما «بدون تاریخ و انقضا» هستند و میتوان آنها را در شرق اروپا، شبهقاره و سایر نقاط جهان منتشر کرد،
🔸هاشمی در ادامه با اشاره به تأثیرات تحولات منطقهای، خاطرنشان کرد: پس از رخدادهایی چون جنگهای ۱۲ روزه و جنگ تحمیلی رمضان، فرصتهای جدیدی برای معرفی فرهنگ مقاومت در پاکستان ایجاد شده است که باید با رویکردی علمی و متناسب با فرهنگ محلی دنبال شود.
🔸هاشمی با اشاره به واژگان کلیدی که در فضای اجتماعی پاکستان «ترند» شده است، تصریح کرد: در حال حاضر، مردم پاکستان — که باید حساب آنها را از دولت تفکیک کرد — ایران را با عنوان «سوپرپاور» (Super Power) میشناسند. همچنین واژهای چون «بهادر ملت» (ملت شجاع) در میان مردم این کشور بسیار رایج شده است. وی خاطرنشان کرد این باور به «شجاعت» و «قدرت برتر» ایران، حاصل دستاوردهایی است که باید در ادبیات دفاع مقدس بازتاب یابد.
ibna.ir/x6L2D
@ibna_official
🔰نگاهی به فیلم اقتباسی «هتل آنایورت» به کارگردانی عمر کاوور؛
تنهایی انسان مدرن در سرزمین بیپناهی
🔸عمر کاوور از چهرههای مهم سینمای ترکیه است که در آثارش به تجربههای روایی متفاوت و وضعیت انسان در جامعه معاصر توجه نشان میدهد. در مسیر سینمای او، توجه به جامعه سنتی و فضای آناتولی جای خود را به مواجهه با جهان شهری و تناقضهای زندگی مدرن نیز میدهد. «هتل آنایورت» را میتوان در امتداد همین دغدغه دانست.
🔸«هتل آنایورت» از آن دسته آثاری نیست که معنای خود را تنها از طریق پیشرفت حوادث یا گرهگشایی داستانی آشکار کند. روایت آرام، فضای سرد و رفتارهای ظاهراً عادی شخصیتها، بهتدریج تصویری ناآرام از جهانی میسازند که در آن، حضور دیگران به معنای ارتباط نیست. هتل محل رفتوآمد مسافران است، اما این رفتوآمدها به شکلگیری اجتماع یا همدلی نمیانجامند. زبرجد نیز در میان همین آمدوشدها زندگی میکند؛ مردی که کارش با پذیرش مسافران و اداره محل اقامت آنان گره خورده، اما خود بیش از پیش از تجربه زندگی جمعی فاصله میگیرد. به همین خاطر فیلم علاوه بر روایت یک بحران روانی، درباره وضعیتی است که در آن، انسان در دل مناسبات اجتماعی قرار دارد، ولی احساس تعلق به آن را از دست داده است.
🔸در این فیلم، مدرنیته به مثابه وضعیتی پیچیده و متناقض ظاهر میشود. زندگی جدید، امکانات و شکلهای تازهای از زیستن را فراهم میکند، اما بهخودیخود تنهایی، خشونت یا بیگانگی را از میان نمیبرد. جامعهای که در آن آدمها با یکدیگر برخورد میکنند، ممکن است همچنان از همدلی و ارتباط واقعی تهی باشد. به همین دلیل، فیلم را نمیتوان به تقابل ساده سنت و تجدد فروکاست. مسئله، بیش از آنکه بازگشت به گذشته یا رد کامل جهان جدید باشد، ناتوانی انسان در یافتن جایگاهی معنادار در نظمی است که در آن زندگی میکند.
🔸هسته داستان با ورود زنی ناشناس به هتل شکل میگیرد. زن یک شب در آنجا میماند و سپس میرود، اما همین حضور کوتاه به رویدادی تعیینکننده در زندگی زبرجد تبدیل میشود. او انتظار دارد زن بازگردد و بهتدریج زندگی خود را حول این احتمال سامان میدهد. بهترین اتاق را برای او نگه میدارد و از وظایف و مناسبات معمول فاصله میگیرد. آنچه در ابتدا ممکن است انتظاری ساده و قابلفهم به نظر برسد، آرامآرام جای همه تجربههای دیگر را میگیرد.
🔸هتل در این خوانش، تصویری از جامعهای است که در آن انسانها حضور دارند، اما پیوندهایشان ناپایدار یا سطحی باقی مانده است. مسافران به این مکان وارد میشوند، اما حضورشان به ایجاد رابطهای ماندگار منتهی نمیشود. خود زبرجد نیز، با آنکه صاحب هتل است و بیش از هرکس با این فضا پیوند دارد، سرانجام از آن جدا میشود. مکان به او تعلق دارد، اما این مالکیت یا آشنایی دیرینه، احساس امنیت و معنا برایش فراهم نمیکند. هتل بهجای آنکه خانهای برای زیستن باشد، به صحنهای برای آشکارشدن بیگانگی تبدیل میشود.
🔸«هتل آنایورت» روایتی از فروپاشی یک مرد است، اما معنای آن به سرنوشت زبرجد محدود نمیماند. عمر کاوور با پیوندزدن انزوای شخصیت اصلی به فضای هتل، نشانههای حافظه و جلوههای خشونت اجتماعی، تصویری از جهانی ارائه میکند که در آن حضور در میان دیگران برای ایجاد ارتباط کافی نیست و زندگی مدرن نیز بهخودیخود ضامن رهایی و خوشبختی نمیشود. انتظار زبرجد برای بازگشت زنی ناشناس، بهتدریج جای زندگی را میگیرد و او را از واقعیت پیرامون جدا میکند؛ اما این فروپاشی در خلأ رخ نمیدهد و در فضایی گسترش مییابد که خود از نشانههای بیتفاوتی و گسست انسانی خالی نیست.
ibna.ir/x6L2v
@ibna_official
🔰مروری بر «درآمدی بر ماتریالیسم تاریخی» آلن وودز؛
مارکس تاریخ را چگونه میدید؟
🔸کتاب «درآمدی بر ماتریالیسم تاریخی» با ارجاع مکرر به نوشتههای مارکس و انگلس، از ایدئولوژی آلمانی و نقد اقتصاد سیاسی تا مانیفست کمونیست تلاش کرده نشان دهد که چگونه میتوان تاریخ را نه مجموعهای از وقایع پراکنده بلکه فرایندی قانونمند فهم کرد.
🔸در کتاب «درآمدی بر ماتریالیسم تاریخی» خواننده با مفاهیم کلیدی مانند نیروهای تولیدی، روابط تولیدی، روبنا، نبرد طبقاتی و نقشآگاهی آشنا میشود. وودز با ارجاع مکرر به نوشتههای مارکس و انگلس، از ایدئولوژی آلمانی و نقد اقتصاد سیاسی تا مانیفست کمونیست تلاش کرده است نشان دهد که چگونه میتوان تاریخ را نه مجموعهای از وقایع پراکنده بلکه فرایندی قانونمند فهم کرد. در این مسیر، او به بحثهای کلاسیک دربارۀ رابطۀ اقتصاد و سیاست، جبرگرایی، ارادۀ آزاد و نقش افراد بزرگ در تاریخ نیز پرداخته است.
🔸️این کتاب تصویری فشرده از یکی از مهمترین مفاهیم در سنت مارکسیستی ارائه میدهد. نویسنده در این اثر رابطه تاریخ، شیوه تولید، نبرد طبقاتی و نقش آگاهی را واکاوی میکند و تلاش میکند منطق درونی تحولات اجتماعی را توضیح دهد. ساختار کتاب بر پایه یک متن کلاسیک مقدماتی شکل گرفته که برای آشنایی با ماتریالیسم تاریخی تنظیم شده است.
ibna.ir/x6KX8
@ibna_official
🔰درنگی بر "دوست بازیافته" اثر فرد اولمن؛
مرزبندیهایِ ویرانگر
کتاب خوب – زندگی سعادتمند – ۱۵
🔸هر اندیشه، باور، مکتب، ایدئولوژی و... که میانِ انسانها خطکشی کند و مرز ایجاد نماید، و بر اساسِ نژاد، دین، فرهنگ، قومیت و... به خوشیفتگی و تکبرِ گروهی و ملی دامن بزند و به درجهبندیِ شهروندان بپردازد، فقط و فقط، زمینهیِ کینه و نفرت و ستیز را ایجاد و تقویت میکند. جداسازیِ انسانها و خطکشی میانِ آنها، به هر نام و بهانهای، اقدامی غیراخلاقی و نادرست است، و پیامدهایِ ناگواری نیز در پی دارد.
🔸در کتابِ «در باغ حیوانات» میخوانیم:«او از اینکه مردمانی که زمانی دوست خود میدانست و سالیانی با هم جوشیده بودند، از ساعتی تا ساعتی دیگر، خودخواسته دگرگون میشدند به شدت یکه خورده بود» یعنی فضایی در حالِ شکلگیری بود که در آن، اندیشه و باوری بیمارگونه در تلاش برایِ تسلط بر جان و جهانِ انسانها، و حذفِ مخالفان، میکوشید تا «با قصد هماهنگ ساختن شهروندان، وزارتخانهها، دانشگاهها و نهادهای فرهنگی و اجتماعی با باورها و خصلتهای ناسیونال سوسیالیستی حاکم» زمینه خشونت و شرارتی تمامعیار را بر ضد "دیگران" بگشاید. یکی از بندهایِ برنامهیِ "هماهنگسازی" هم گنجاندنِ "بند آریایی" در قانونِ خدماتِ دولتیِ آلمان بود تا دسترسی افرادی که با معیارهایِ نازیها همخوانی نداشته و وجودشان را برنمیتابیدند، به شغلهایِ دولتی قطع کنند. این روند، مدام تقویت تا سرانجام نازیها، راهحلِ نهایی (Final Solution) را به شکلِ یک برنامه برایِ کشتار جمعی سازمانیافته در نظر گرفتند و یکی از بزرگترین کشتارهایِ تاریخ را رقم زدند.
🔸️اولمن در کتاب "دوست بازیافته"، هم به مفهومِ دوستی میپردازد، و هم اینکه، فضایی ترسیم میکند برایِ محکزدنِ وفاداری و مسئولیتِ اخلاقی در دوستی. هانس و کنراد فهمِ خوبی از یکدیگر دارند، و دنیایِ درونِ هم را میشناسند و با چنین وضعی در آزمونی قرار میگیرند که سرشار از پیچیدگی است. جامعه در حالِ تغییر است و دوستیِ آنها نیز جدا از کشاکشِ بحرانها و مسائل اجتماعی و سیاسی جریان ندارد، و حفظِ دوستی در چنین موقعیتی دشوار میشود. یکی از نکتههایِ مهمی که به نظرم اولمن کوشش کرده در این داستان توجه ما را به آن جلب کند این است که دوستیای شکل میگیرد میانِ دو انسان و سپس به خاطرِ سلطهیِ ایدئولوژیای، انسانی با تعبیرهایِ دیگری شناسایی و تعریف میشود، و این سرآغازِ مسیرِ جدایی است. اولمن با ظرافت به ما نشان میدهد که چگونه و طیِ چه مراحلی، انسان میتواند از دایرهیِ انسانیت خارج شود، و این سرآغازِ فاجعه است، در هر زمانی و در هر مکانی.
ibna.ir/x6L2B
@ibna_official
🔰گذری بر دو فیلم کوتاه «هموفیلیا» و «بالا، اجبار»؛
جهان تاریک تنهایی
🔸دو فیلم کوتاه «هموفیلیا» و «بالا، اجبار» در بخش کتاب و سینما چهل و سومین جشنواره فیلم کوتاه تهران به نمایش درآمدند. گذری بر این دو فیلم داشتهایم.
🔸فیلم کوتاه «هموفیلیا» اقتباسی از رمان کلکسیونر جان فاولز است.رمانی که در همان زمان انتشار توجهات بسیاری را به خود جلب کرد و توانست فاولز را به عنوان رمان نویس قابل اعتنایی به ادبیات و مخاطبانش معرفی کند. آنچه در رمان شخصیت روان پریش کاراکتر اصلی را برجسته و البته خطرناک میکند، خواست غیر معقول و شدید او به تملک و کنترل است. نکته مهم در مورد شخصیت اصلی رمان که در فیلم نیز برجسته است، انزوا و تنهایی کاراکتری است که گویا جامعه او را از خود رانده و این رانده شدگی سویه های طبقاتی و اجتماعی دارد.
🔸فیلم کوتاه داستانی «بالا، اجبار»؛اقتباسی از نمایشنامه مرگ در میزند وودی آلن است. نمایشی که خود اقتباسی از فیلم مهر هفتم اینگمار برگمان است.
رویارویی با فرشته مرگ اساس نمایش بوده، جایی که شخصیت اصلی به جای تسلیم دربرابر خواست الهی، سعی دارد مرگ را به تعویق بیندازد. این تعویق در نمایشنامه وودی آلن با دیالوگهایی حساب شده و براساس جهان اگزیستانسیال آلن شکل میگیرد. فضای پر ابهام کنار ساحل وقتی که کاراکتر اصلی فیلم برگمان با فرشته مرگ شطرنج بازی می کند، در نمایش آلن به گفتگویی چالشی بر سر مفاهیم عمیق و کلیدی با نگاهی انتقادی صورت می گیرد.
ibna.ir/x6L2t
@ibna_official
