دنیای قدیم(تاریخی نوستالژی)
دنیای قدیم؛عکسها و خاطرات تاریخ نوستالژی،تهران قدیم،ایران باستان،دهه شصت،آهنگ،مجلات قدیمی،فرهنگ،هنر،داستان تاریخی،عکس قدیمی،تاریخ ایران،سبک زندگی،زمان پهلوی شاه،قاجار،فیلم کلیپ ویدیو ماندگار دیروز،تصاویر،حکایت،مطلب،گذشته،سنتی ارتباط و تبلیغ: @Oldonyaa
إظهار المزيد📈 نظرة تحليلية على قناة تيليجرام دنیای قدیم(تاریخی نوستالژی)
تُعد قناة دنیای قدیم(تاریخی نوستالژی) (@oldonya) في القطاع اللغوي Farsi لاعباً نشطاً. يضم المجتمع حالياً 75 833 مشتركاً، محتلاً المرتبة 174 في فئة حقائق والمرتبة 4 237 في منطقة إيران.
📊 مؤشرات الجمهور والحراك
منذ تأسيسه في невідомо، حقق المشروع نمواً سريعاً وجمع 75 833 مشتركاً.
بحسب آخر البيانات بتاريخ 09 يوليو, 2026، تحافظ القناة على نشاط مستقر. خلال آخر 30 يوماً تغيّر عدد الأعضاء بمقدار 736، وفي آخر 24 ساعة بمقدار -56، مع بقاء الوصول العام مرتفعاً.
- حالة التحقق: غير موثّقة
- معدل التفاعل (ER): يبلغ متوسط تفاعل الجمهور 3.44%. وخلال أول 24 ساعة من النشر يحصد المحتوى عادةً 3.79% من ردود الفعل نسبةً إلى إجمالي المشتركين.
- وصول المنشورات: يحصل كل منشور على متوسط 2 608 مشاهدة. وخلال اليوم الأول يجمع عادةً 2 873 مشاهدة.
- التفاعلات والاستجابة: يتفاعل الجمهور بانتظام؛ متوسط التفاعلات لكل منشور يبلغ 24.
- الاهتمامات الموضوعية: يركز المحتوى على مواضيع رئيسية مثل فوری, پزشکی, لمس, اعتراض, وام.
📝 الوصف وسياسة المحتوى
يصف المؤلف القناة بأنها مساحة للتعبير عن الآراء الذاتية:
“دنیای قدیم؛عکسها و خاطرات تاریخ نوستالژی،تهران قدیم،ایران باستان،دهه شصت،آهنگ،مجلات قدیمی،فرهنگ،هنر،داستان تاریخی،عکس قدیمی،تاریخ ایران،سبک زندگی،زمان پهلوی شاه،قاجار،فیلم کلیپ ویدیو ماندگار دیروز،تصاویر،حکایت،مطلب،گذشته،سنتی
ارتباط و تبلیغ: @Oldo...”
بفضل وتيرة التحديث المرتفعة (أحدث البيانات بتاريخ 10 يوليو, 2026) تحافظ القناة على حداثتها ومستوى وصول مرتفع. وتُظهر التحليلات تفاعلاً نشطاً من الجمهور، ما يجعلها نقطة تأثير مهمة ضمن فئة حقائق.
جاري تحميل البيانات...
| التاريخ | نمو المشتركين | الإشارات | القنوات | |
| 10 يوليو | 0 | |||
| 09 يوليو | 0 | |||
| 08 يوليو | 0 | |||
| 07 يوليو | 0 | |||
| 06 يوليو | +3 | |||
| 05 يوليو | 0 | |||
| 04 يوليو | +1 | |||
| 03 يوليو | 0 | |||
| 02 يوليو | +13 | |||
| 01 يوليو | 0 |
| 2 | مردی ساده چوپان شخصی ثروتمند بود
و هر روز در مقابل چوپانی اش پنج درهم از او دریافت میکرد.
یک روز صاحب گوسفندان به چوپانش گفت:
میخواهم گوسفندانم را بفروشم چون میخواهم به مسافرت بروم و نیازی به نگهداری گوسفند و چوپان ندارم و میخواهم مزدت را نیز بپردازم.
پول زیادی به چوپان داد اما چوپان آن را نپذیرفت و مزد اندک خویش را که هر روز در مقابل چوپانی اش دریافت میکرد و باور داشت که مزد واقعی کارش است، ترجیح داد.
چوپان در مقابل حیرت زدگی صاحب گوسفندان، مزد اندک خویش را که پنج درهم بود دریافت کرد و به سوی خانه اش رفت.
چوپان بعد از آن روز که بی کار شده بود، دنبال کار می گشت اما شغلی پیدا نکرد ولی پول اندک چوپانی اش را نگه داشت و خرج نکرد به امید اینکه روزی به کارش آید.
در آن روستا که چوپان زندگی می کرد مرد تاجری بود که مردم پولشان را به او می دادند تا به همراه کاروان تجارتی خویش کالای مورد نیاز آنها را برایشان خریداری کند.
هنگامی که وعده سفرش فرا رسید، مردم مثل همیشه پیش او رفتند و هر کس مقداری پول به او داد و کالای مورد نیاز خویش را از او طلب کرد.
چوپان هم به این فکر افتاد که پنج درهمش را به او بدهد تا برایش چیز سودمندی خرید کند.
لذا او نیز به همراه کسانی که نزد تاجر رفته بودند، رفت. هنگامیکه مردم از پیش تاجر رفتند ، چوپان پنج درهم خویش را به او داد.
تاجر او را مسخره کرد و خنده کنان به او گفت:
با پنج درهم چه چیزی می توان خرید؟
چوپان گفت: آن را با خودت ببر هر چیز پنج درهمی دیدی برایم خرید کن.
تاجر از کار او تعجب کرد و گفت: من به نزد تاجران بزرگی میروم و آنان هیچ چیزی را به پنج درهم نمیفروشند، آنان چیزهای گرانقیمت میفروشند.
اما چوپان بسیار اصرار کرد و در پی اصرار وی تاجر خواسته اش را پذیرفت.
تاجر برای انجام تجارتش به مقصدی که داشت رسید و مطابق خواسته ی هر یک از کسانی که پولی به او داده بودند ما یحتاج آنان را خریداری کرد .
هنگام برگشت که مشغول بررسی حساب و کتابش بود، بجز پنج درهم چوپان چیزی باقی نمانده بود و بجز یک گربه ی چاق چیز دیگری که پنج درهم ارزش داشته باشد نیافت که برای آن چوپان خریداری کند.
صاحب آن گربه می خواست آن را بفروشد تا از شرش رها شود ، تاجر آن را بحساب چوپان خرید و به سوی شهرش بر می گشت.
در مسیر بازگشت از میان روستایی گذشت، خواست مقداری در آن روستا استراحت کند ، هنگامی که داخل روستا شد ، مردم روستا گربه را دیدند و از تاجر خواستند که آن گربه را به آنان بفروشد .
تاجر از اصرار مردم روستا برای خریدن گربه از وی حیرت زده شد. از آنان پرسید: دلیل اصرارتان برای خریدن این گربه چیست؟
مردم روستا گفتند: ما از دست موشهایی که همه زراعتهای ما را می خورند مورد فشار قرار گرفته ایم که چیزی برای ما باقی نمی گزارند.
و مدتی طولانی است که به دنبال یک گربه هستیم تا برای از بین برن موشها ما را کمک کند.
آنان برای خریدن آن گربه از تاجر به مقدار وزن آن طلا اعلام آمادگی کردند .
هنگامی که تاجر از تصمیم آنان اطمینان حاصل کرد، با خواسته ی آنان موافقت کرد که گربه را به مقدار وزن آن طلا بفروشد.
چنین شد و تاجر به شهر خویش برگشت ، مردم به استقبالش رفتند و تاجر امانت هر کسی را به صاحبش داد تا اینکه نوبت چوپان رسید ، تاجر با او تنها شد و او را به خداوند قسم داد تا راز آن پنج درهم را به او بگوید که آن را از کجا بدست آورده است؟
چوپان از پرسش های تاجر تعجب کرد اما داستان را بطور کامل برایش تعریف نمود.
تاجر شروع به بوسیدن چوپان کرد در حالی که گریه می کرد و می گفت:
خداوند در عوض بهتر از آن را به تو داد چرا که تو به روزی حلال راضی بودی و به بیشتر از آن رضایت ندادی.
در اینجا بود که تاجر داستان را برایش تعریف کرد و آن طلاها را به او داد.
این معنی روزی حلال است
@Oldonya | 666 |
| 3 | لولیتا عروسک جنـ.سی زنده💢
یک باند زنان بیخانمان معتاد و گاهی دختران بیگناه را دزدیده ،بعد قطع دست و پاشون ،اونا رو به خریدار تحویل میدادن ،گاهی اوقات یه کیسه و چسب مشکیم دورتادور اونا میبستن که خریدار راحت تر به اونا تجاوز کنه...
جهت تماشای عکس و فیلم کليک کنید
🚫اگر روحیه حساسی دارید نبینید | 892 |
| 4 | پلیس زن راهنمایی رانندگی در یکی از خیابانهای تهران (سال 48)
@Oldonya | 1 238 |
| 5 | گر گزندت رسد ز خلق مرنج
که نه راحت رسد ز خلق نه رنج
از خدا دان خلاف دشمن و دوست
کین دل هر دو در تصرف اوست
گر چه تیر از کمان همیگذرد
از کمان دار بیند اهل خرد
سعدی
@Oldonya | 1 147 |
| 6 | بازار امسال بهشت تریدرهاست ؛ پر از نوسان و فرصتهای کمنظیر. تخصصیترین ستاپهای معاملاتی اینجاست👇
@cheragh | 1 079 |
| 7 | میدان حسنآباد (میدان ملکالمتکلمین، میدان هشتگنبد، میدان پهلوی) میدانی تاریخی در بافت شهر تهران است که در تقاطع خیابان سپه (جمهوری) با خیابان حافظ و خیابان شاهپور (وحدت اسلامی) واقع شدهاست. 🏛️🇮🇷
این میدان و ساختمانهای گنبدی پیرامونش در سال ۱۳۰۹ ساخته شد و به بهرهبرداری رسید. 🏗️🕰️
@Oldonya | 1 043 |
| 8 | مری آپیک و آپیک یوسفیان مادر و دختر هنرمند 🎭👩👧✨
@Oldonya | 1 056 |
| 9 | لولیتا عروسک جنـ.سی زنده💢
یک باند زنان بیخانمان معتاد و گاهی دختران بیگناه را دزدیده ،بعد قطع دست و پاشون ،اونا رو به خریدار تحویل میدادن ،گاهی اوقات یه کیسه و چسب مشکیم دورتادور اونا میبستن که خریدار راحت تر به اونا تجاوز کنه...
جهت تماشای عکس و فیلم کليک کنید
🚫اگر روحیه حساسی دارید نبینید | 1 388 |
| 10 | گوشیتو پر از فیلترشکن نکن!!!
بیا اینجا فقط یدونه سوپر سرعتی کافیه✅
@Filtershekan
باز جنگ شروع شد نت قطع میشه ها!! | 682 |
| 11 | 🚨🚨فووری : هشدار قرمز و آماده باش سراسری به تمام نیروی هوایی اسراییل ‼️ | 1 184 |
| 12 | 🫣فساد در دبیرستانهای دخترانه ایران😐🔞 | 1 051 |
| 13 | زمستانهای برفی و زیبای تهران در دهههای ۴۰ و ۵۰ ❄️🏙️
@Oldonya | 3 420 |
| 14 | 🫣فساد در دبیرستانهای دخترانه ایران😐🔞 | 406 |
| 15 | 🔴قیمت لحظه ای دلار طلا سکه خودرو را فقط و فقط اینجا میزاریم👌👇
@Dolar_Online | 274 |
| 16 | ⭕️خبرهایی که صدا سیما سانسور میکنه ما براتون اینجا بدون سانسور میزاریم⬇️
❌ مشاهده بدون سانسور و حذفیات 🔞 | 1 876 |
| 17 | خیابانی در نیویورک در سال ۱۸۹۷
@Oldonya | 3 603 |
| 18 | ⭕️خبرهایی که صدا سیما سانسور میکنه ما براتون اینجا بدون سانسور میزاریم⬇️
❌ مشاهده بدون سانسور و حذفیات 🔞 | 809 |
| 19 | همواره زمانی فرا میرسد که باید میان تماشاگر بودن و عمل یکی را برگزید ...
این معیار انسان شدن است!
@Oldonya | 3 619 |
| 20 | ⭕️خبرهایی که صدا سیما سانسور میکنه ما براتون اینجا بدون سانسور میزاریم⬇️
❌ مشاهده بدون سانسور و حذفیات 🔞 | 728 |
