یٰا مُحْیِیَ الْاَمْوٰاتْ
الذهاب إلى القناة على Telegram
“ما اصالت را به دنیا داده ایم و کار از همینجا خراب می شود” @Hosseinrek
إظهار المزيد493
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
لا توجد بيانات30 أيام
أرشيف المشاركات
أَ وَ لا يَرَوْنَ أَنَّهُمْ يُفْتَنُونَ فِي كُلِّ عامٍ مَرَّةً أَوْ مَرَّتَيْنِ ثُمَّ لا يَتُوبُونَ وَ لا هُمْ يَذَّكَّرُونَ
آیا توجه نمیکنند که آنان هرساله یک یا دو مرتبه (به بیماریها و خشکسالی و...) امتحان میشوند؟ و نه توبه میکنند و نه پند میگیرند.
توبه - ۱۲۶
#قرآن
@unityofcreature
مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مَرْوَانَ عَنْ جَابِرٍ قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص
إِنَّ حَدِيثَ آلِ مُحَمَّدٍ صَعْبٌ مُسْتَصْعَبٌ لَا يُؤْمِنُ بِهِ إِلَّا مَلَكٌ مُقَرَّبٌ أَوْ نَبِيٌّ مُرْسَلٌ أَوْ عَبْدٌ امْتَحَنَ اللَّهُ قَلْبَهُ لِلْإِيمَانِ فَمَا وَرَدَ عَلَيْكُمْ مِنْ حَدِيثِ آلِ مُحَمَّدٍ ص فَلَانَتْ لَهُ قُلُوبُكُمْ وَ عَرَفْتُمُوهُ فَاقْبَلُوهُ وَ مَا اشْمَأَزَّتْ مِنْهُ قُلُوبُكُمْ وَ أَنْكَرْتُمُوهُ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ إِلَى الرَّسُولِ وَ إِلَى الْعَالِمِ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ وَ إِنَّمَا الْهَالِكُ أَنْ يُحَدِّثَ أَحَدُكُمْ بِشَيْءٍ مِنْهُ لَا يَحْتَمِلُهُ فَيَقُولَ وَ اللَّهِ مَا كَانَ هَذَا وَ اللَّهِ مَا كَانَ هَذَا وَ الْإِنْكَارُ هُوَ الْكُفْرُ.
امام باقر (ع) فرموده: رسول خدا (ص) فرموده: به راستى حديث آل محمد صعب است و مستصعب بدان ايمان نياورد جز فرشتهاى مقرب يا پيغمبرى مرسل يا بندهاى كه خدا دلش را به ايمان آزموده.
آنچه از حديث آل محمد (ص) به شما رسيد و دلنشين شما گرديد و آن را فهميديد آن را پذيرا شويد، آنچه را دل شما نگرفت و آن را نفهميديد آن را به خدا و رسولش و به عالم از آل محمد (ص) برگردانيد، هلاكت در اينجا است كه براى يكى از شما آنچه را تحمل ندارد و نمىتواند بفهمد باز گويند و او بگويد به خدا اين نمى شود، به خدا اين نمىشود، انكار همان كفر است.
اصول کافی،کتاب الحجه/ حدیث صعب و مستصعب ائمه علیهم السّلام/ حدیث اول
#توحید
#ویژه
@unityofcreature
بی تو ای سرو روان با گل و گلشن چه کنم؟
زلف سنبل چه کشم؟عارض سوسن چه کنم؟
آه که از طعنه ی بدخواه ندیدم رویت
نیست چون آینه ام روی ز آهن چه کنم؟
با صدای زنده یاد استاد محمدرضا شجریان
#توحید
@unityofcreature
ظاهر شریعت با باطنش فرق میکند، در ظاهر شریعت میگوید "یک پنجم" اموالت را بده، در باطن شریعت میگوید کل اموالت را بده، پاکبازی...
...پاکبازی کن، انتظار هم نداشته باش، مزد هم نخواه، نگو اگر میدهم برای این است که بعد یک چیزی برگردانند، اینها خیر، بباز، هیچی هم نخواه، انسان از همان ظاهر شریعت شروع کند، ببیند مردش است از یک پنجم اموالش دل بکند، اصلاً صحبت شریعت نباشد، الان همه ماها که اینجا نشسته ایم، مرد و مردانه یک محاسبه بکنیم، ببینیم از چه مقدار از اموالمان میتوانیم دل...
...متوقف هستی یا داری حرکت میکنی؟ الان نسبت به ده سال پیشت چطوری هستی؟ ده سال پیش از چقدر از اموالت حاضر بودی دل بکنی؟ الان میتوانی بیشتر از آن دل بکنی یا نه؟ اگر نمی توانی متوقف هستی...
...اگر خداوند رحتمی در دستت قرار داد، حالا علمی، پولی، مقامی، اگر جایش را پیدا کردی بی حساب ببخش... او خلق و خوی خوشی دارد، بنابراین محلی است برای رحمت، هر چه داری به او ببخش... دو حال است، یا بخیل باش و هیچی نده، بگو کرایه ات پانصد تومان هست و بیشتر نمی دهم، یکوقت هم ببخش و بی حساب ببخش...
برگرفته از جلسه ۱۵۹ #مثنوی
@shams_sabzevari
#توکل
#ویژه
#ویژه
...انسان در قبض ها و بسط ها آخر کار را ببیند، آخرش خوب است، درست است قبضی است، گرفتگی است، ناراحتی است، اما آخرش خوب است، انسان آخر بین باشد، نه اینکه آخور بین باشد... عاقل آخر را میبیند... گوسفند سرش در آخور است، هِی میخورد و میخورد، اما آخر این خوردن ها چه است؟ آخر این خوردن ها کارد است، اینکه کارد قصاب به گلویش مالیده میشود... اما انسان عاقل میفهمد که این آخور پُر آخرش کار این گوسفند را به کارد قصاب حواله میدهد... الان ما هم اینطور هستیم، انسان کیف میکند میبیند آخورش پر است (حساب پس اندازش پر است، پر از پول است، مغازه اش پر از جنس است، تجارتش خوب رونق گرفته است، مقامش زیاد شده است... ) اما آخرش قصاب اجل کارد خوردش را بر گلوی این بیچاره میمالد و هر چکه که گوسفند حواسش به آخور بیشتر باشد و بیشتر بخورد برای آن قصاب بهتر است، فربه تر میشود و جان دادنش سخت است، انسان هم اینطور است، هر چه آخورش پرتر باشد جان کندش...
...میبیند کلی مال و اموال در این دنیا دارد ولی دستش نمیرسد (نمیتواند استفاده کند) عذاب میکشد و خدا میداند وقت مرگ چه عذابی کشیده...
برگرفته از جلسه ۱۵۹ #مثنوی
@shams_sabzevari
#توحید
#معاد
حضرت رضا علیه السلام به «يونس بن عبد الرحمان»(که عليه او حرفهای نامربوط زده می شد و او را متّهم به کفر و شرک کرده بودند)فرمودند:
"ای یونُس!#وقتی_امام_تو_از_تو_راضی_باشد،
تو را چه باک که مردم در باره ی تو
چه می گویند؟!...
ای یونُس!اگر در دست تو #طلا باشد و مردم تصوّر کنند که کلوخ و سنگ و خاک است،آيا قضاوت مردم،از ارزش طلا می کاهد؟گفت:خير.
حضرت فرمودند:(خب،حال)اگر در دست تو، #کلوخي باشد و مردم بگويند که در دست تو طلاست،آيا داوری و قضاوت آنها به آنچه که در دست توست،ارزش ميدهد؟گفت:خير.
فرمودند:يونُس!اگر امام عصرت از تو راضی و تمام دنيا با تو بد باشد،نبايد تأثيري در روحيه ی تو بگذارد چون قضاوت مردم،قيمت و ارزش تو را پايين نمی آورد و به تو ضرری نمی رساند!..."
📚رجال کشّی ، ج۲، ص ۷۸۲
بحارالأنوار، ج۲، ص ۶۶
معجم رجال الحديث، ج ۲۱، ص ۲۱۵
🥀 @unityofcreature
#توکل
#روزی
#توحید
#ویژه
⚪️چرا رسول خدا ص جنگ ها را راه انداختند؟
⚪️چراغ باید بالا باشد...اگر نباشد ناراحت است
⚪️سر اینکه یک سری انسان ها ی پاک میخواهند مطرح شوند چیست؟
⚪️چرا حضرت از ۲۵ سال خانه نشینیشان ناراحت بودند؟
⚪️ماجرای خنده ی پیامبر ص به اسرای جنگ…
⚪️بعضی از اسارت هاست که آزادیست…
من درآن وقت که در بند توام آزادم
برگرفته از جلسه ۲۷ حدیث معراج
#توحید
#ویژه
@unityofcreature
یا به زندان فراقش بی نشان خواهم شدن
یا گریبان وصالش بی خبر خواهم گرفت
یا به پایش نقد جان بیگفتگو خواهم فشاند
یا ز دستش آستین بر چشم تر خواهم گرفت
یا بهار عمر من رو بر خزان خواهد نهاد
یا نهال قامت او را به بر خواهم گرفت
یا سر و پای مرا در خاک و خون خواهد کشید
یا بر و دوش ورا در سیم و زر خواهم گرفت
فروغی بسطامی
باصدای زنده یاد غلامحسین بنان
@unityofcreature
ناکرده دمی آنچه تورا فرمودند
خواهی که چنان شوی که مردان بودند؟!
تو راه نرفته ای،از آن ننمودند
ورنه که زد این در ،که درش نگشودند؟
بابا افضل کاشانی
#توحید
نماز و عبادت فقط روح را حرکت می دهد اما جهت این حرکت بستگی دارد که روح، رو به چه سمتی دارد(چه چیز را نیاز خودش ببیند)
چه بسا عبادتی که بیشتر انسان را به دنیا نزدیک کند
#فتدبر
#توحید
برگرفته از جلسه ۲۶ توحید شیخ صدوق ره
@unityofcreature
✅ از موانع تربیت
🔹«اگر از اول می خواهی یاد بگیری تا دیگران را هدایت بکنی، این یکی از موانع تربیت انسان است».
🔹«اول خودمان باید درست بشویم و اگر عمری بود و درست شدیم، به دیگران هم می گوییم و اگر اجل مهلت نداد، نمی گوییم.
🔹 اما اینکه از اول هر چیزی بشنود آن را یادداشت کند که به دیگران بگوید این سمّ کشنده است و انسان باید چیزهایی را که می شنود به قصد عمل گوش کند تا اول خودش باورش بیاید بعد اگر وظیفه بود به دیگران هم بگوید».
✍️ از نصایح حاج شیخ علی سعادت پرور (قدس سره) 🌱
#توحید
#ویژه
@unityofcreature
سکوت و حضور :
اگر تمام کهکشانها را بگردیم، آیا میتوانیم خداوند را در عالم ماده پیدا کنیم؟ اگر به عرش اعلی و عالم مجردات نیز برویم، نمیتوانیم خداوند را در آن جا بیابیم. کجا به سراغ خداوند برویم؟ جایی نمیخواهد برویم. اگر همین جایی که نشستهایم یک لحظه سکوت کنیم و چشم قلبمان را ببندیم، (نه این چشم ظاهرمان را) و به ورای مفاهیم برویم. خیلی سخت است و تمرکز میخواهد. چشم بستن یعنی صور و خیالات و مفاهیم را کنار بگذاریم. مفاهیم را نیز دور بریزید. آیا در مفهوم میتوان خداوند را پیدا کرد؟ چه مفهومی خداوند را نشان میدهد؟
حدیث است؛ انا عند المنکسره قلوبهم. حق تعالی میفرماید؛ من در دل شکسته هستم. دل شکسته به معنی غُصه داشتن نیست. منکسره قلوبهم یعنی تعلق دل به مفاهیم و صورتهای ذهنی شکسته شود و غرق صورتهای خیالی، مفاهیم و علوم نباشد. اگر اینها شکسته شد و ریخت، آن جا خداوند ظاهر میشود. یعنی در بیجایی خداوند ظاهر میشود. بیجای بیجای بیجا، جای خداوند است. اگر خواستی خداوند را پیدا کنید، آن جا بروید. آیا خداوند در مکه است؟
وقتی دل قطع تعلق از غیر حق کرد، به عالم حضور میرسیم. مادامیکه در مفهومی به خداوند نمیرسی، باید اینها را بشکنی و به حضور بروی. این روزها علم حضوری را درس میدهند. آیا علم حضوری را میتوان تصور کرد؟ تا علم حضوری را تصور کنیم، دیگر حضور نیست.
غلامحسین ابراهیمی دینانی
#توحید
#ویژه
@unityofcreature
همینکه انسان دلش بخواهد که ای کاش بسطی به من دست بدهد، ای کاش از قبض دربیایم، ای کاش یک مشاهده ای بکنم، ای کاش جمال محبوب را مشاهده بکنم، ای کاش روی خدا را ببینم، اینها دیگر شرک است، چون پای خواست خودم در میان میاید، انسان باید بندگی خدا را بکند، بنده خدا هستیم و کاری هم نداریم، اگر داد که داده است و اگر هم نداد که نداد، چکار داریم به اینکه بخواهد چیزی به ما بدهد و یا ندهد، ما بنده او هستیم، یعنی همین الان که من دارم کاری انجام میدهم باید بدانم که این کار الان من مطابق رضای او است یا خیر،
...یعنی همین که او میپسندد دیگر تمام، این است که سعی بکنیم هر مسئله ای که در زندگی پیش میاید، در هر حالی که هستیم، حتی در بستر خواب که دراز کشیده ایم و میخواهیم از این پهلو به آن پهلو بغلطیم ببینیم که رضای خدا در این غلطیدن هست یا نیست، اگر هست بغلطیم (مثلاً میگویم) وظیفه بنده همین اخلاص در عمل است، عمل را خالص کند، یعنی عمل را فقط برای رضای خدا... یک کاری کند پای من در وسط نباشد... نیت که میخواهید بکنید فقط برای رضای...
برگرفته از جلسه ۱۵۹ #مثنوی
@shams_sabzevari
@unityofcreature
#توحید
#ویژه
#توکل
ما چنین تشنه و زلال وصال
همه عالم گرفته مالامال
غرق آبیم و آب میجوییم
در وصالیم و بیخبر ز وصال
آفتاب اندرون خانه و ما
در بدر میرویم، ذره مثال
گنج در آستین و میگردیم
گرد هر کوی بهر یک مثقال
چند گردیم خیره گرد جهان؟
چند باشیم اسیر ظن و خیال؟
در ده، ای ساقی، از لبت جامی
کز نهاد خودم گرفت ملال
آفتابی ز روی خود بنمای
تا چو سایه رخ آورم به زوال
تا ابد با ازل قرین گردد
دی و فردای ما شود همه حال
در چنین حال شاید ار گویم
گر چه باشد به نزد عقل محال
که همه اوست هر چه هست یقین
جان و جانان و دلبر و دل و دین
#عراقی
#توحید
#وحدت_موجود
#ویژه
@unityofcreature
غیرتش غیر در جهان نگذاشت
لاجرم عین جمله اشیا شد
نسبت اقتدار و فعل به ما
هم از آن روی بود کو ما شد
جام گیتینمای او ماییم
که به ما هرچه بود پیدا شد
تا به اکنون مرا نبود خبر
بر من امروز آشکارا شد
که همه اوست هر چه هست یقین
جان و جانان و دلبر و دل و دین
#عراقی
#توحید
#وحدت_موجود
#ویژه
@unityofcreature
جهان بگشتم و آفاق سر به سر دیدم
به مردمی اگر از مردمی اثر دیدم
#توحید
#سعدی
لاموثر فی الوجود الا الله
@unityofcreature
⚪️آن آهو سطل و طناب نداشت؛به ما توکل داشت
⚪️خیلی ها بودند که می خواستند به حج بروند با قدم توکل می رفتند
اینها افسانه نیست،واقعیت دارد…
⚪️تفاوت مصیبت،با گره افتادن در کار…
آدم هایی که اهل توکل هستند،بر اینها مصیبت وارد می شود
اما اهل دنیا،گره در کارشان می افتند
چون دنیا باتلاق است
برگرفته از جلسه ۲۶ حدیث معراج
#توکل
#روزی
#ویژه
@unityofcreature
شتر نفس
گفت ای ناقه چو هر دو عاشقیم
ما دو ضد پس همره نالایقیم
نیستت بر وفق من مهر و مهار
کرد باید از تو صحبت اختیار
این دو همره یکدگر را راهزن
گمره آن جان کو فرو ناید ز تن
جان ز هجر عرش اندر فاقهای
تن ز عشق خاربن چون ناقهای
جان گشاید سوی بالا بالها
در زده تن در زمین چنگالها
تا تو با من باشی ای مردهٔ وطن
پس ز لیلی دور ماند جان من
روزگارم رفت زین گون حالها
همچو تیه و قوم موسی سالها
خطوتینی بود این ره تا وصال
ماندهام در ره ز شستت شصت سال
راه نزدیک و بماندم سخت دیر
سیر گشتم زین سواری سیرسیر
سرنگون خود را از اشتر در فکند
گفت سوزیدم ز غم تا چندچند
تنگ شد بر وی بیابان فراخ
خویشتن افکند اندر سنگلاخ
آنچنان افکند خود را سخت زیر
که مخلخل گشت جسم آن دلیر
چون چنان افکند خود را سوی پست
از قضا آن لحظه پایش هم شکست
پای را بر بست و گفتا گو شوم
در خم چوگانش غلطان میروم
زین کند نفرین حکیم خوشدهن
بر سواری کو فرو ناید ز تن
عشق مولی کی کم از لیلی بود؟
گوی گشتن بهر او اولی بود
گوی شو میگرد بر پهلوی صدق
غلط غلطان در خم چوگان عشق
کین سفر زین پس بود جذب خدا
وان سفر بر ناقه باشد سیر ما
این چنین سیریست مستثنی ز جنس
کان فزود از اجتهاد جن و انس
این چنین جذبیست نی هر جذب عام
که نهادش فضل احمد والسلام
#مولانا
#توحید
#توکل
#انسان_بخت_یار
@unityofcreature
