ar
Feedback
یٰا مُحْیِیَ الْاَمْوٰاتْ

یٰا مُحْیِیَ الْاَمْوٰاتْ

الذهاب إلى القناة على Telegram

“ما اصالت را به دنیا داده ایم و کار از همینجا خراب می شود” @Hosseinrek

إظهار المزيد
493
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
لا توجد بيانات30 أيام
أرشيف المشاركات
تا جهان باشد و بوده است که داده است نشان؟ میزبان خفته به کاخ اندر و مهمان به تنور سر بی تن که شنیده است به لب، آیه ی کهف؟ یا که دیده است به مشکوة تنور، آیه ی نور؟ جان فدای تو! که از حالت جان بازی تو در طف ماریه از یاد بشد، شور نُشور قدسیان سر به گریبان به حجاب ملکوت حوریان دست به گیسوی پریشان ز قصور گوش خضرا، همه پُر غلغله ی دیو و پری سطح غبرا، همه پُر ولوله ی وحش و طیور غرق دریای تحیّر ز لب خشک تو، نوح دست حسرت به دل از صبر تو، ایّوب صبور مرتضی با دل افروخته، «لا حول» کنان مصطفی با جگر سوخته، حیران و حصور کوفیان دست به تاراج حرم کرده دراز آهوان حرم از واهمه، در شیون و شور انبیا محو تماشا و ملائک، مبهوت شمر، سرشار تمنا و تو، سرگرم حضور #عاشورا

انبیا زان زین خوشی بیرون شدند که سرشته در خوشی حق بُدند زانک جانشان آن خوشی را دیده بود این خوشیها پیششان بازی نمود با بت زنده کسی چون گشت یار مرده را چون در کِشد اندر کنار #مولانا

ای مشک، تو لااقل وفاداری کن من دست ندارم، تو مرا یاری کن من وعده ی آب تو به اصغر دادم یک جرعه برای او نگهداری کن ای مشک، نگاه کن به بالای سرم زهرا است نشسته آبروداری کن ای مشک، مریز آبرویم بر باد مده تو آرزویم ای مشک، اگر چه عرصه تنگ است بی آب روم به خیمه ننگ است سیراب ز آب خوشگواری اما ز حرم خبر نداری افلاک سبو گرفته سویم بر خاک مریز آبرویم آندم که سکینه مشک آورد با دیده ی پر ز اشک آورد تا دیده ی من به دیده اش دوخت از آتش آه هستی ام سوخت افسوس که من گناه کردم بر آب روان نگاه کردم هر چند که آب را نخوردم کف در خنکای آب بردم این دست زتن بریده بادا از حدقه برون دودیده بادا کفاره ی لمس اب این است خوش باد که عاشقی چنین است #عاشورا .

❇️توحید مالکیت ریشه ی نزاع ها چگونه برای کسب روزی عمل کنیم؟ ما حتی مالک خودمان هم نیستیم کار عبادت است!؟ علامه مروجی سبزواری برگرفته از جلسه ۱۰ #معاد #توکل #روزی #ویژه #توحید #خوشبختی @unityofcreature

❇️ساعات نماز و مراتب عالم وجود علامه مروجی سبزواری حفظه الله تعالی برگرفته از جلسه ۸۹ #معاد #توحید @unityofcreature

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ الْحَسَنِ جَمِيعاً عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أُورَمَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ يَسَارٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ يُوسُفَ قَالَ أَخْبَرَنِي عَبْدُ اللَّهِ بْنُ كَيْسَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:  قُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ أَنَا مَوْلَاكَ- عَبْدُ اللَّهِ بْنُ كَيْسَانَ قَالَ أَمَّا النَّسَبُ فَأَعْرِفُهُ وَ أَمَّا أَنْتَ فَلَسْتُ أَعْرِفُكَ قَالَ قُلْتُ لَهُ إِنِّي وُلِدْتُ بِالْجَبَلِ وَ نَشَأْتُ فِي أَرْضِ فَارِسَ وَ إِنَّنِي أُخَالِطُ النَّاسَ فِي التِّجَارَاتِ وَ غَيْرِ ذَلِكَ فَأُخَالِطُ الرَّجُلَ فَأَرَى لَهُ حُسْنَ السَّمْتِ «1» وَ حُسْنَ الْخُلُقِ وَ كَثْرَةَ أَمَانَةٍ ثُمَّ أُفَتِّشُهُ فَأَتَبَيَّنُهُ عَنْ عَدَاوَتِكُمْ وَ أُخَالِطُ الرَّجُلَ فَأَرَى مِنْهُ سُوءَ الْخُلُقِ وَ قِلَّةَ أَمَانَةٍ وَ زَعَارَّةً «2» ثُمَّ أُفَتِّشُهُ فَأَتَبَيَّنُهُ عَنْ وَلَايَتِكُمْ فَكَيْفَ يَكُونُ ذَلِكَ فَقَالَ لِي أَ مَا عَلِمْتَ يَا ابْنَ كَيْسَانَ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَخَذَ طِينَةً مِنَ الْجَنَّةِ وَ طِينَةً مِنَ النَّارِ فَخَلَطَهُمَا جَمِيعاً ثُمَّ نَزَعَ هَذِهِ مِنْ هَذِهِ وَ هَذِهِ مِنْ هَذِهِ «3» فَمَا رَأَيْتَ مِنْ أُولَئِكَ مِنَ الْأَمَانَةِ وَ حُسْنِ الْخُلُقِ وَ حُسْنِ السَّمْتِ فَمِمَّا مَسَّتْهُمْ مِنْ طِينَةِ الْجَنَّةِ وَ هُمْ يَعُودُونَ إِلَى مَا خُلِقُوا مِنْهُ وَ مَا رَأَيْتَ مِنْ هَؤُلَاءِ مِنْ قِلَّةِ الْأَمَانَةِ وَ سُوءِ الْخُلُقِ وَ الزَّعَارَّةِ فَمِمَّا مَسَّتْهُمْ مِنْ طِينَةِ النَّارِ وَ هُمْ يَعُودُونَ إِلَى مَا خُلِقُوا مِنْهُ. از عبد الله بن كيسان از امام صادق (ع) گويد: به او گفتم: قربانت، من عبد الله بن كيسان چاكر شما هستم، فرمود: نژاد تو را مى‌شناسم ولى خود تو را نمى‌شناسم (يعنى شيعه بودنت را نمى‌دانم- از مجلسى ره) گويد: به آن حضرت گفتم: من در كوهستان زائيده شدم و در سرزمين فارس بزرگ شدم، من در بازرگانى و جز آن با مردم آميزش دارم، با مردى در آميزم و ببينم كه خوش رفتار و نيكو كردار است و خوش‌اخلاق و امانت‌دار است و او را وارسم و بفهمم با شما دشمن است، و با مردى آميزش كنم و از او بدرفتارى و بى‌پروائى در امانت و در درندگى و كج خلقى (فساد و تبهكارى خ ل) بينم و او را وارسم و بفهمم كه دوست شما است، اين چگونه مى‌شود؟ به من فرمود: اى پسر كيسان، به راستى خدا عز و جل از سرشت بهشت و سرشت دوزخ بر گرفت و آنها را با هم در آميخت و اين دو از هم به خود بر گرفتند، تو در آنها هر چه امانت دارى و خوش رفتارى و خوش روشى بينى از آن است كه با سرشت بهشتى سائيده‌اند و آنها برگردند بدان چه از آن آفريده شدند و آنچه در اينان از بى‌پروائى در امانت و بد خلقى و درندگى و تباهى بينى از آن است كه سرشت دوزخى به آنها سائيده و اثر كرده و آنها بر گردند بدان چه از آن آفريده شدند اصول کافی-باب طینت مومن و کافر -حدیث پنجم #توحید #معاد #ویژه @unityofcreature

نشود فاش کسی آنچه میان منو توست تا اشارات نظر نامه رسان من و توست روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندید حالیا چشم جهانی نگران من و توست گرچه در خلوت راز دل ما کس نرسید همه جا زمزمه ی عشق نهان من و توست اینهمه قصه ی فردوس و تمنای بهشت گفتوگویی و خیالی ز جهان من و توست

...حالا شما فرض کن در چنین وضعی اعتقاد به معاد نباشد، یعنی من ببینم بعد از این زندگی ای که دوست دارم، زندگی ای که با این خون و دل فراهم کرده ام، یکمرتبه مرگ که میاید همه بر باد میرود، همه هیچ میشود، مرگ یعنی نقطه صفر، نقطه هیچ شدن انسان، آنوقت بعد میبینید یک عده رو به فاشیسم میاورند، یک عده رو به نیهیلیسم میاورند... ...یکجور هم است تغافل، خودت را به غفلت بزن، خودت را به لااَدری گری و لااُبالی گری بزن... ...اما آنهایی که مرگ برایشان قوی جلوه کند ولی اعتقادی به قیامت نباشد، مرگ واقعاً برایشان یک مسئله ای باشد، اینجاست که این ۳ عامل پیش میاید، یا فاشیسم پیش میاید یا نیهیلیسم یا تغافل، یعنی نه قدرت دارد که به جان مردم بیفتد، اموال آنها را بگیرد، نه عرضه خودکشی دارد، میگوید پس خودم را به غفلت بزنم که این درد زندگی، اینکه من دارم زندگی میکنم و یک روزی مرگ میاید و تدبیری نیست... مسئله مرگ برایش قوی جلوه میکند و راه حل ندارد، اینها هستند که به دام دردهای فلسفی... ...خدا میداند اگر انبیاء در عالم نبودند شما جایگاه انسان را از کجا میتوانستید بفهمید... برگرفته از جلسه ۱۵۳ #مثنوی @shams_sabzevari #معاد #توحید

خلق در بازار یکسان می‌روند آن یکی در ذوق و دیگر دردمند همچنان در مرگ یکسان می‌رویم نیم در خسران و نیمی خسرویم #مولانا *در این دنیا،دردمند و خوشحال وقتی در بازار می روند،نمیتوان تشخیص داد و به ظاهر یکسانند همچنین،افرادی را که می میرند را نیز یکسان میپنداریم و چه بسا گوییم،فلانی چه راحت از دنیا رفت اما در حقیقت اینگونه نیست و این تنها ظاهر امر است

عزم آن دارم که امشب نیم مست پای کوبان کوزهٔ دردی به دست سر به بازار قلندر در نهم پس به یک ساعت ببازم هرچه هست تا کی از تزویر باشم خودنمای تا کی از پندار باشم خودپرست پردهٔ پندار می‌باید درید توبهٔ زهاد می‌باید شکست وقت آن آمد که دستی بر زنم چند خواهم بودن آخر پای‌بست #عطار #توحید #عاشورا .

🎙#معاد جلسه هشتادم در محضر #علامه_مروجی_سبزواری هرگونه استفاده، کپی و نطق برداری از تفاسیر حضرت استاد بدون ذکر منبع مورد رضایت ایشان نمی باشد. 🆔 @moravej_tohid نکات: #توکل #سیاست #وحدت_موجود #روزی #ویژه .مشکل مملک ما چیست؟!! .انقلاب ما انقلاب توحیدی بود نه اقتصادی… .ترک گناه انجام واجبات شرط روزی رسانی خداوند به صورت یقینی .راه فرار از مشکلات .جامعه ما بوی شرک می دهد .راه ما نه راهه ایمانه نه راهه کفر!!!!!! .اندیشه ی امام را قبول ندارند اما اسم امام را استفاده می کنند .خدایا بمن یقینی بده که بدانم هرچه بمن میرسد از توست .خون خوری گر طلب روزی ننهاده کنی

پس حیات ماست موقوف فطام اندک اندک جهد کن تم الکلام چون جنین بد آدمی بد خون غذا از نجس پاکی برد مؤمن کذا از فطام خون غذااش شیر شد وز فطام شیر لقمه‌گیر شد وز فطام لقمه لقمانی شود طالب اشکار پنهانی شود گر جنین را کس بگفتی در رحم هست بیرون عالمی بس منتظم یک زمینی خرمی با عرض و طول اندرو صد نعمت و چندین اکول کوهها و بحرها و دشتها بوستانها باغها و کشتها آسمانی بس بلند و پر ضیا آفتاب و ماهتاب و صد سها از جنوب و از شمال و از دبور باغها دارد عروسیها و سور در صفت ناید عجایبهای آن تو درین ظلمت چه‌ای در امتحان خون خوری در چارمیخ تنگنا در میان حبس و انجاس و عنا او بحکم حال خود منکر بدی زین رسالت معرض و کافر شدی کین محالست و فریبست و غرور زانک تصویری ندارد وهم کور جنس چیزی چون ندید ادراک او نشنود ادراک منکرناک او همچنانک خلق عام اندر جهان زان جهان ابدال می‌گویندشان کین جهان چاهیست بس تاریک و تنگ هست بیرون عالمی بی بو و رنگ هیچ در گوش کسی زیشان نرفت کین طمع آمد حجاب ژرف و زفت گوش را بندد طمع از استماع چشم را بندد غرض از اطلاع همچنانک آن جنین را طمع خون کان غذای اوست در اوطان دون از حدیث این جهان محجوب کرد غیر خون او می‌نداند چاشت خورد #مولانا #توحید @unityofcreature

حرکت در عالم قیامت و برزخ منشا حرکت نفس است،محل حرکت جسم است حالا جسم اگر مادی باشد،حرکت در ماده واقع میشود اگر جسم مثالی باشد،حرکت در جسم مثالی واقع می شود #ویژه #فتدبر #توحید #معاد در محضر علامه مروجی سبزواری حفظه الله برگرفته از جلسه ۷۵ معاد @unityofcreature

ما ز میخانه عشقیم گدایانی چند باده نوشان و خموشان و خروشانی چند ای که در حضرت او یافتهٔ بار ببر عرضهٔ بندگی بیسر و سامانی چند کای شه کشور حسن و مَلِکِ مُلک وجود منتظر بر سر راهند غلامانی چند عشق صلح کل و باقی همه جنگست و جدل عاشقان جمع و فرق جمع پریشانی چند سخن عشق یکی بود ولی آوردند این سخنها بمیان زمرهٔ نادانی چند آنکه جوید حرمش گو بسر کوی دل آی نیست حاجت که کند قطع بیابانی چند زاهد از باده فروشان بگذر دین مفروش خورده بینهاست در این حلقه و رندانی چند نه در اختر حرکت بود نه در قطب سکون گر نبودی بزمین خاک نشینانی چند ای که مغرور بجاه دو سه روزی بر ما رو گشایش طلب از همت مردانی چند #حاج_ملاهادی_سبزواری_ره #توحید @unityofcreature

...یعنی ما کارمان خدمت به حیوان نفس است، خوابمان میاید و نمی توانیم درس بخوانیم، نمی توانیم عبادت بکنیم، آن حیوان است میگوید مرا بخوابان، من استراحت خودم را بکنم تا بعد بگذارم که عبادت بکنی... چرا نمی توانیم، میل نداریم در نیمه شب بلند بشویم و عبادت خدا، راز و نیاز خدا را بکنیم؟ آن حیوان نفس نمیگذارد، میگوید من خوابم میاید، من نمیگذارم تو مرا بیدار بکنی... این است که ماها شده ایم خدمتگذار نفس، آن را باید همیشه سیرش بکنیم تا بگذارد کمی به کار خدا بپردازیم، خیلی مصیبت است، شما در این معنا فکر بکنید... میگویند شکم گرسنه دین ندارد، خیر، حیوان نفس است که دین ندارد، وقتی که گرسنه است نه دین میفهمد و نه چیز دیگری... ...عشق به خدا چنان پرش کرده است که اصلاً به فکر شکم نیست، یادش از گرسنگی اش نمیاید، یادش از تشنگی اش نمیاید، انسان از بند نَفْس رسته این است، انسان آزاد... ...اینها مستی است، اینها کار عقل نیست، عقل میگوید اینهمه درآمد داری یک مقدارش را برای خانواده ات پس انداز کن. تا انسان مست نشود، نمیشود، باید عقل از سرت بپرد، تا وقتی که ذره ای عقل... برگرفته از جلسه ۱۵۰ #مثنوی @shams_sabzevari #ویژه #توحید

فَإِنْ أَعْرَضُوا فَما أَرْسَلْناكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظاً إِنْ عَلَيْكَ إِلَّا الْبَلاغُ" ۴۸ شوری در اين آيه شريفه از خطاب به كفار عدول كرده و خطاب را متوجه رسول خدا (ص) نمود، تا به آن جناب اعلام فرمايد ماموريتی كه به دوش وی نهاده تنها تبليغ رسالت است، نه بيشتر از آن، او را فرستاده تا دين خدا را به مردم ابلاغ كند، نه اينكه نگهبان مردم و مسئول ايمان و اطاعت آنان باشد، تا خود را موظف بداند ايشان را از اعراض باز بدارد، و در اين راه خود را به تعب اندازد تا شايد مردم به وی روی آورند. ‏و در آيه شريفه اشاره‌ای هم به اين معنا به چشم می‌خورد كه اعراض آنان و توبيخ خدا از ايشان به عنوان انسان سرگرم به دنيا است، چون طبع چنين انسانی غفلت از خدا است، هر چه هم نعمت را به يادش آورند خوشحالی از نعمت نمی‌گذارد به ياد خدا بيفتد و هر چه هم عذاب و مصيبتی كه ثمره كارهای سابق اوست به يادش آورند، باز طبع كفران‌گرش نمی‌گذارد به ياد پروردگارش بيفتد، پس چنين كسی همواره در غفلت از ياد پروردگار خويش است، چه در ناز و نعمت باشد و چه در عذاب، پس ديگر بعيد است دعوت او مؤثر افتد و موعظت به او سود بخشد. تفسیر المیزان #سیاست @unityofcreature

چرا عقل کل ،موجودات را به صورت مستقیم و بلاواسطه تدبیر نمی کند؟! همانگونه که یک انسان بزرگسالِ عاقل،اگر بخواهد با کودکی نشست و برخواست داشته باشد و تدبیر امور او بکند،باید از وجه ی عقلانی خود ،تنزل یافته و با او با زبان کودکی سخن بگوید(توامان در مرتبه ی عقل هم هست) چون که با کودک سر و کارت فتاد پس زبان کودکی باید گشاد عقل کل نیز چنین است، و برای تدبیر جسم،ناگزیر از مرتبه خویش تنزل میابد تا بتواند جسم را ظهور دهد و تدبیر کند این حالت تنزل یافته ی عقل،نفس نام دارد … نقل به مضمون از جلسه ۶۹ معاد @unityofcreature #توحید #ویژه #وحدت_موجود

¤مصیبت دنیا خوب است ...قدیمها دزد ها که میخواستند بروند از یک روستایی، از یک شهری دزدی بکنند نعل های اسب هایشان را بر عکس میزدند که وقتی که اینها میرفتند به طرف شهر، خیال بکنند که دارند برمیگردند. خدا نعل واژگونه زده است، یعنی غم های دنیا، مصیبت های دنیا خوب است، انسان برود در درون مصیبت ها و صبر کند، راضی باشد خوب است، منتها مردم اینها را نمی فهمند، مردم نه اینکه اینها را آتش میبینند به طرفشان نمیروند، خوششان نمیاید... برگرفته از جلسه ۲۹ #مثنوی #علامه_مروجی_سبزواری @shams_sabzevari #ویژه #توحید #توکل