264
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+17 أيام
+130 أيام
أرشيف المشاركات
عشق یعنی؛ بین او و دیگران از چند جهت باید فرق بگذاری:
«حدیثاً و شعوراً و اهتماماً»
اول: نوع کلامت با او فرق کند نسبت به کلامت با دیگران.
دوم: احساست به او منحصر به فرد باشد.
و سوم: و مهمترینشان، «توجه».
#نزار_قبانی
🌎@joinneda
🔺حافظ و ذمِّ تزویر و ریا
_حافظا مى خور و رندى كن و خوش باش ولى
دام تزوير مكن چون دگران قرآن را
_بادهنوشى كه درو روى و ريائى نبود
بهتر از زهدفروشى كه درو روى و رياست
_غلام همّت آن نازنينم
كه كار خير بىروى و ريا كرد
_بشارت بر به كوى مىفروشان
كه حافظ توبه از زهد و ريا كرد
_من و همصحبتى اهل ريا دورم باد
از گرانان جهان رطل گران ما را بس
_نقد صوفى نه همه صافى بىغش باشد
اىبسا خرقه كه مستوجب آتش باشد
_خوش بود گر محك تجربه آيد به ميان
تا سيهروى شود هركه درو غَش باشد
_خدا زان خرقه بيزارست صد بار
كه صد بُت باشدش در آستينى
_آتش زهد و رياخرمن دين خواهد سوخت
حافظ اين خرقۀ پشمينه بينداز و برو
_مبوس جز لب ساقىّ و جام مى حافظ
كه دست زهدفروشان خطاست بوسيدن
_اگر به بادۀ مشكين دلم كشد شايد
كه بوى خير ز زهد و ريا نمىآيد
_در ميخانه ببستند خدايا مپسند
كه در خانۀ تزوير و ريا بگشايند
_مى خور كه شيخ و حافظ و مفتىّ و محتسب
چون نيك بنگرى همه تزوير مىكنند
_واعظان كاين جلوه در محراب و منبر مىكنند
چون به خلوت مىروند آن كار ديگر مىكنند
_مى خور كه صد گناه ز اغيار در حجاب
بهتر ز طاعتى كه به روى و ريا كنند
#حافظ
#حافظ #تزویر #ریا
🌎@joinneda
کافران را دوست می دارم، از این وجه که دعوی دوستی نمی کنند.
گویند: آری کافریم، دشمنیم.
#شمس_تبريزى
#مقالات
🌎@joinneda
روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خاست
واندر طلب طعمه پر و بال بیاراست
بر راستی بال نظر کرد و چنین گفت:
امروز همه روی جهان زیر پر ماست
بر اوج چو پرواز کنم از نظر تیز
می بینم اگر ذره ای اندر تک دریاست
گر بر سر خاشاک یکی پشه بجنبد
جنبیدن آن پشه عیان در نظر ماست
بسیار منی کرد و ز تقدیر نترسید
بنگر که ازین چرخ جفا پیشه چه برخاست
ناگه ز کمینگاه یکی سخت کمانی
تیری ز قضای بد بگشاد بر او راست
بر بال عقاب آمد آن تیر جگر دوز
وز ابر مر او را به سوی خاک فرو کاست
بر خاک بیفتاد و بغلتید چو ماهی
وانگاه پر خویش گشاد از چپ و ازراست
گفتا:عجب است این که زچوبی و زآهن
این تیزی و تندی و پریدن زکجا خاست!؟
زی تیر نگه کرد و پر خویش بر او دید
گفتا: ز که نالیم که از ماست که بر ماست!
#ناصر_خسرو_قبادیانی
🌎@joinneda
Repost from Jiddu Krishnamurti
+8
لفظ
تو به من میگویی «احمق»، «ابله»، و بلافاصله تبدیل به دشمن من میشوی(من تو را دشمن خودم میبینم)، یا من تو را دیگر دوست ندارم.
وقتی کسی شما را «احمق»، «ابله» خطاب میکند، در آن لحظه به شدت آگاه باشید، بدون هیچ انتخابی، بدون هیچگونه محکومیت، فقط گوش دهید به آنچه گفته میشود.
اگر واکنشی احساسی وجود نداشته باشد، خواهید دید که هیچ تصویری در حال شکلگیری نیست.
بنابراین، به واکنش آگاه باشید و به آن مهلت ندهید تا ریشهدار شود.
لحظهای که واکنش ریشه میگیرد، یک تصویر تشکیل داده است.
آگاه بودن نیاز به توجه دارد، نه فقط پرسهزنیِ رویایی در مورد زندگی.
حضورِ در لحظهٔ چالش، حضورِ با تمام وجود، به طوری که با قلب خود، با ذهن خود، گوش دهید،
به طوری که آنچه را که گفته میشود به وضوح ببینید، آنگاه خواهید دید که اصلاً تصویری وجود ندارد.
- جیدو کریشنامورتی
برگرفته از گفتگوی عمومی سوم، سانتا مونیکا، کالیفرنیا، هفتم مارس 1970
+ در این رابطه، جلسهٔ سوم «گعدهٔ شناخت» را بشنوید.
You call me an idiot, a fool, and you immediately become my enemy, or I don’t like you. When someone calls you an idiot, a fool, be intensely aware at that moment, without any choice, without any condemnation, just to listen to what is said. If there is no emotional response, you will see there is no image being formed. So, to be aware of the reaction and not give it time to take root. The moment the reaction takes root, it has formed an image. To be aware needs attention, not just dreamily wondering about life. To attend at the moment of a challenge, to attend with all your being so that you listen with your heart, with your mind, so that you see clearly what is being said, then you will see there is no image at all.
— Jiddu Krishnamurti
From Public Talk 3, Santa Monica, California, 7 March 1970
@Krishnamurti
«وقتی تو را دوست دارم، آنچه دوست دارم چیست؟ نه جسمی است، نه تنی است، نه زیبایی گذران، نه درخشش روشنایی، نه آوازهای دلکش، نه گلها و گیاههای خوشبو، و نه اعضایی که از هماغوشی لذت میبرند. با این همه، وقتی تو را دوست دارم روشناییای خاص، آوازی خاص، بویی خاص، و هماغوشیای خاص را دوست دارم؛ یعنی روشنایی و آواز و بوی و هماغوشی انسانِ درونیام را: آنچه روحم را روشن میکند، آنچه در مکان نمیگنجد، به صدا درمیآید، آنچه در زمان نیست، میبوید آنچه بادش نمیبرد، و هماغوش میماند آنچه سیری جدایش نمیکند. این است آنچه دوست دارم وقتی تو را دوست دارم.»
#سنت_اگوستین
#اعترافات
🌎@joinneda
«از کنفوسیوس پرسیدند: برای رهایی از روزگاری سخت وسیاه چه تدابیر عاجلی باید اندیشید؟»
او این جواب حیرتآور را داد: «باید کاری کرد که واژهها در معنای درست خود به کار روند. باید محتوای آنها را دریافت. بگذارید امیر امیر باشد، پدر پدر، و انسان انسان. اما مدام به زبان خیانت میشود، و واژهها دیگر با مدلول خود مطابقت ندارند. هستی و زبان از یکدیگر جدا میشوند…
وقتی زبان آشفته گردد، همه چیز دچار آفت میشود. وقتی کلمات (نامگذاریها و مفاهیم) دقیق نباشند، حکمها روشن نیست، کارها رونق نمیگیرد، مجازاتها بهجا اعمال نمیشوند و مردم سر از کارها درنمیآورند.»
«از این رو، انسان آزاده واژهها را چنان برمیگزیند که هیچ ابهامی پیش نیاید، و حکمهای خود را به صورتی درمیآورد که بتوان بیدودلی آنها را به عمل درآورد. انسان آزاده کمترین ابهامی را در سخنان خود برنمیتابد.»
#کارل_یاسپرس
#کنفوسیوس
🌎@joinneda
برنامه ۱۰۱۶، بخش دوم
🌹غم از مفقود شدن چیزهای بیرونی که در مرکزمان گذاشتهایم ایجاد میشود نه اینکه خداوند در این لحظه غم میدهد.
🌹هرچیز که در مرکز ما باشد شهوت(کشش) ایجاد میکند.
🌹ما باید اعتیاد خودمان را به خوشیهای منذهنی که توهمی و در سطح ذهن هستند قطع کنیم.
🌹گذاشتن چیزها در مرکز و شیره کشیدن از آنها باعث ترس از آینده میشود، چون همه چیز ازبینرونده و گذراست و میترسیم که آنها بروند.
🌹وقتی فضا را باز میکنیم و مرکز را عدم میکنیم، ترس ازبین میرود و شهوت چیزهای بیرونی زائل میشوند.
در دلش خورشید چون نوری نشاند
پیشش اختر را مقادیری نماند
مولوی، مثنوی دفتر ششم بیت ۲۸۷۵
🌹وقتی این شهوت چیزهای بیرونی زایل شوند به این معنی نیست که ما زندگی نمیکنیم و لذت نمیبریم.
🌹میتوانیم چیزهای بیرونی را هم داشته باشیم ولی با فرمول و سبک خود زندگی از آنها استفاده کنیم که واقعاً لذت ببریم.
🌹لذت توهمی منذهنی، لذت نیست.
کوثر🙏🏻
چون دوست در نظر بُود، از دشمنت چه غم
چون گل به دست باشَدَت از خار غم مخور
با طلعتِ حبیب چه اندیشه از رقیب
چون یار حاضرست ز اغیار غم مخور
خواجوی کرمانی
🌎@joinneda
🔻تأثیر دیگران روی زندگی
ما آدما موجودات #اجتماعی هستیم. درست مثل یه دسته ماهی که همگی تو یه جهت شنا میکنن ، یه نفر روی دیگری تاثیر میذاره.
تصور کنین که تو جمعی قرار گرفتین که همه عاشق #ورزش هستن. احتمالاً شما هم شروع به ورزش میکنین.
یا فرض کنین تو خونوادهای بزرگ شدین که به تحصیلات و دانش اهمیت میدن. شما هم این خصوصیات رو میگیرین و بیشتر از بقیه به سمت یادگیری و دانش کشیده میشین.
آدمای اطرافتون اعتماد به نفستون ، سلیقهتون و حتی نوع فکر کردنتون رو شکل میدن. اونها روی شغلتون ، روابطتون و حتی روی نحوه برخوردتون با خودتون تاثیر دارن.
یه قانون ساده رو یادتون باشه: ما شبیه کسایی میشیم که باهاشون معاشرت میکنیم.
پس مهمه که آگاهانه اطرافیانتون رو انتخاب کنین. دنبال آدمایی باشین که شما رو به رشد ، به خوبی و تغییرات مثبت در زندگی تشویق میکنند.
🌎@joinneda
Repost from Jiddu Krishnamurti
از چگونگی تأثیر بدن بر ذهن آگاه شوید. اگر درست نخوابم، احساس خستگی میکنم. اگر زیاد غذا بخورم، مغزم با وضوح کار نمیکند. اگر درست غذا بخورم، مغز' سبکتر و فعالتر میشود. ذهن شروع به متوجه شدن این موضوع میکند که تأثیر بدن اثر دارد. بنابراین ذهن آگاه میشود و میگوید امروز کم میخورم، بیشتر میخوابم - این یک تصمیم نیست، ادراک و عمل است.
جیدو کریشنامورتی
@Krishnamurti
انسانها همیشه بُت میسازند.!
بعضیها با سنگ وچوب و عدهای با باورهایشان !
اولی ترسناک نیست، چون بایک تبر در هم میشکند.
ولی دومی بلایی است که
هیچ جامعه ای از آن مصون نمانده است!
#رومن_رولان
🌎@joinneda
Repost from 💙سخنان اوشو💙
من خودم را در دستان هستی رها کردهام...
اگر هستی میتواند میلیونها ستاره، میلیونها سیاره، و میلیونها منظومه را بگرداند، من که دیگر فقط یک انسان معمولی هستم، زندگی من را هم میتواند.
#اشو
@oshowords
بتها گوناگوناند:
بتِ برخی از مردمان نَفْس است،
بتِ برخی ديگر فرزند يا همسر،
بتِ برخی ديگر مال،
بتِ برخی ديگر حرمت و بتِ برخی ديگر نماز و روزه و زكات و حال است؛
آري، بتها بسيارند و هر يک از مردم بستۀ بتیاند.
#تذکره_الاولیاء
#عطار
🌎@joinneda
Repost from ھنر تهی
شبنشینی جادوگرا: وحشت و تاریکی تو دل قرن هجدهم
.
.
✍️🏻یه اثر عجیبوغریب از فرانسیسکو گویا، "شبنشینی جادوگرا" (1798). تو این تابلو، گویا زده به دل تاریکترین باورای قرن هجدهم درباره جادوگری. وسط تابلو یه بُز سیاه غولپیکر هست، نماد شیطان، که داره جادوگرای زن رو هدایت میکنه. این بزه انگار قاضیالقضات محفل جادوگراییه!
✍️🏻دور و برش، زنایی با چهرههای ترسناک و خسته جمع شدن، انگار دارن یه آیین مخوف رو اجرا میکنن. بچهای هم کنار دستشونه، که خیلیا میگن قربانی این مراسم شده.
✍️🏻گویا این نقاشی رو خلق کرده تا به باورای خرافی مردم درباره جادوگری و شیطانپرستی یه طعنه درست و حسابی بزنه. اون زمان اسپانیا غرق خرافات و تفتیش عقاید بود و گویا با هنر خودش نشون داده که این ترسها چقدر غیرمنطقی و وحشیانهست.
✍️🏻این اثر مثل یه پنجره به ترسای عمیق و خرافات اون دورهست. گویا تو این تابلو، یه شاهکار روانشناختی خلق کرده که هنوزم آدمو میخکوب میکنه!
.
.
🖼Witches' Sabbath, Francisco Goya, 1797–1798, Lázaro Galdiano Museum
@honartohi
