کانال رسمی شهر کارچان
الذهاب إلى القناة على Telegram
از طریق ربات پیامرسان با ما در ارتباط باشید . . 👉 @Karchanbot👈 ربات پیامرسان . . . ربات ارتباط مستقیم با مدیر کانال . . @karich_bot . . . لینک کانال رسمی شهر کارچان 👇👇👇 https://t.me/joinchat/AAAAAEHPQ7JlHWs9RGq47A ✔کانال رسمی شهر کارچان✔
إظهار المزيد2 085
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
-230 أيام
أرشيف المشاركات
چهاردهم تیرماه روزشهرداریهاودهیاریهای سراسرکشور
بدینوسیله ضمن تبريک اين روز، از خدمات خالصانه کارکنان پرتلاش و خدوم بویژه شهردارمحترم شهرکارچان جناب آقای مهندس ابراهیمی تقدیروتشکرنموده وازخداوندسبحان توفیقات روزافزون توام باسعادت وسلامتی رابرای همه خادمان وزحمتکشان این عرصه مسئلت داریم.
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
⚜️🔱⚜️🔱⚜️🔱⚜️🔱⚜️🔱
راوی: فریما قباد
نویسنده: فریناز جلالی
داستان های صوتی شاهنامه فردوسی به نثر امروزی
🔥پادشاهی کیخسرو۴
بر اساس شاهنامه منظوم دکتر محمد دبیرسیاقی
⚜️🔱⚜️🔱⚜️🔱⚜️🔱⚜️🔱
⚜️🔱⚜️🔱⚜️🔱⚜️🔱⚜️🔱
راوی: فریما قباد
نویسنده: فریناز جلالی
داستان های صوتی شاهنامه فردوسی به نثر امروزی
🔥پادشاهی کیخسرو۳
بر اساس شاهنامه منظوم دکتر محمد دبیرسیاقی
⚜️🔱⚜️🔱⚜️🔱⚜️🔱⚜️🔱
ریو بهسوی فرود رفت وقتی فرود او را دید کمان کشید و به تخوار گفت : گویا توس سخنان مرا باور نکرده است چون بهرام نیامد . ببین او را میشناسی ؟ تخوار گفت : او ریو داماد توس است که چهل خواهر دارد و تنها پسر خانواده است . فرود گفت : هنگام جنگ نباید به چیزی فکر کرد . تخوار گفت : تیری به او بزن تا توس پشیمان شود . اگر برادرت بفهمد که توس قصد جنگ با تو را کرده است ناراحت میشود . فرود خدنگی به ریو زد و سر از تنش جدا کرد . توس که چنین دید به زرسپ گفت : باید بروی و انتقام او را بگیری . زرسپ راه افتاد و فرود نام و نشانش را از تخوار پرسید و او گفت : این پسر توس است که ریو همسر خواهرش بود و به کینه او آمده است . فرود اسب را تازاند و تیری به زرسپ زد و او کشته شد . توس دلش خون شد و خود به راه افتاد . تخوار به فرود گفت : اگر او بلایی سرش بیاید دیگر لشکر نمیتواند به خونخواهی پدرت برود پس او را نکش و تیر به اسبش بزن . فرود نیز تیری بر اسب توس زد و او سرنگون شد و به لشکرگاه برگشت . گیو از این خواری ننگش آمد و بهسوی فرود تاخت . فرود پرسید او کیست ؟ تخوار گفت او همان گیو است که توران را تباه کرد و پیران را دستبسته باز پس فرستاد و برادرت را به ایران برد . فرود تیری به سینه اسب گیو زد و او نیز سرنگون شد و بازگشت . بیژن پدرش را سرزنش کرد و خواست راه بیفتد که پدرش او را منع کرد ولی او نپذیرفت . گستهم هم به او گفت : نرو .زرسپ و ریو از بین رفتند و توس و پدرت هم ناکام شدند و برگشتند . اما بیژن نپذیرفت و گفت: من سوگند خوردم پس گیو زره سیاوش به او پوشاند و او سوار بر اسب رفت .
تخوار به فرود گفت :او بیژن پسر گیو است و گیو جز او فرزندی ندارد . تو به اسبش تیر بزن که شاه او را دوست دارد و نباید دل شاه را بشکنی . او ممکن است پیاده هم جنگ کند و تو با او نمیتوانی پیکار کنی . فرود تیری بر اسب بیژن زد و او از اسب افتاد ولی بدون اسب عزم جنگ کرد و آن دو باهم درگیر شدند . فرود تیری دیگر زد ولی بیژن سپر گرفت و بعد تیغ کشید . فرود برگشت و بیژن او را دنبال کرد . فرود به دژ رفت و بعد در دژ بسته شد و از دیوار قلعه سنگ باریدن گرفت. بیژن خروشید شرم نکردی که فرار کردی ؟ و بهناچار برگشت . توس قسم خورد که دمار از روزگارشان درمیآورد .
❌ ادامه دارد...
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
روز بعد توس و سپاهیانش آماده نبرد شدند و از شاه اجازه رفتن گرفتند . شاه گفت : درراه کسی را میازارید و اگر کسی با تو نمیجنگد کاری با او نداشته باش و این را بدان که پدرم از دختر پیران پسری داشت به نام فرود که جوان و همسال من بود و الآن با مادرش در کلات است و او کسی از ایران را به نام نمیشناسد . او سپهدار بزرگی است پس شما از راه بیابان بروید که با او روبرو نشوید . توس پذیرفت و رفت تا به دوراهی رسید که یکطرف بیابان و طرف دیگر کلات بود . توس به گودرز گفت : بهتر است از کلات برویم و بیجهت به بیابان نرویم . گودرز گفت :شاه تو را سپهدار لشکر کرد پس از فرمان شاه سرمپیچ . توس گفت : فکرش را نکن . پس از راه کلات راه افتادند و درراه همه شهرها را سوزاندند و نابود کردند و فرمانهای خسرو را بهجا نیاوردند. به فرود خبر رسید که سپاهی از جانب برادرش به توران میآید . او درهای دژ را بست و نزد مادر رفت . جریره که خود از کشته شدن سیاوش دلی پردرد داشت به فرود گفت : برادرت پادشاه ایران است و به کینخواهی پدرت سپاه را به اینجا گسیل داشته است پس تو هم باید به کینخواهی پدرت کمر ببندی و با او همراه شوی . پس ببین که سالار ایرانیان کیست ؟ پیکی نزدش بفرست و آنها را مجهز کن و خود نیز با سپاهت آنها را یاری بده . فرود گفت :من آنها را نمیشناسم به چه کسی پیام و درود بفرستم ؟ جریره گفت : از بهرام و زنگه شاوران که از یاران پدرت بودند کمک بخواه و بی سپاه نزد آنان برو . فرود پذیرفت و با تخوار به راه افتاد و به تخوار گفت : هرکس را میشناسی به من معرفی کن . تخوار گفت :آنکه در جلوی سپاه با درفش بزرگ است توس است و درفش بعدی از آن عمویت فریبرز است و درفش ماهپیکر از آن گستهم است و بعدی زنگه شاوران است و در پشت او بیژن است .درفشی که از ببر است از آن شیدوش است و در پشت او گرازه هست . درفشی که پیکر گاومیش در آن است از آن فرهاد است و درفش گرگ پیکر از آن گیو است و درفش شیر گودرز کشواد است و درفشی که شکل پلنگ است متعلق به ریو است و در پشت او نستوه است و بعدی بهرام است .
توس وقتی آنها را دید بهرام را فرستاد تا ببیند آنها که هستند و برای چه میآیند و گفت : درهرصورت آنها را باید کشت .
بهرام به راه افتاد و از تخوار پرسید کیستید ؟ آنها کمی سکوت کردند و بهرام غرید و دوباره سؤال کرد. فرود گفت : بیخود فریاد نزن . نه تو شیر جنگی هستی و نه من گور دشتی هستم . تو از من چیزی برتر نداری . سؤالی دارم که اگر پاسخدهی شاد میشوم و آن اینکه سالارتان کیست ؟ بهرام گفت : توس است و از بزرگان گودرز و رهام و گیو و شیدوش و گرگین و فرهاد و گستهم و گرازه و فریبرز و بیژن و اشکش و زنگه همه با ما هستند .
فرود گفت چرا از بهرام نام نبردی که ما به او شاد هستیم . بهرام گفت : تو از کجا او را میشناسی ؟ فرود گفت : مادرم گفته که بهرام از دوستان پدرم بود. بهرام گفت : تو فرزند سیاوش هستی ؟ فرود پاسخ مثبت داد . بهرام گفت : نشان سیاوش را بر بازویت ببینم. فرود نشان را نمایاند .
بهرام به او کرنش کرد و فرود هم گفت که او هم کین سیاوش را به دل دارد و به خونخواهی سیاوش با آنها همراه میشود . بهرام گفت : پیامت را به توس میرسانم ولی توس خردمند نیست و زیاد به حرف شاه گوش نمیکند و آن زمان هم که خسرو تازه به ایران آمده بود بر او شورید و او را قبول نداشت و حالا هم به من گفته که شما را بکشم . حالا من نزد او میروم اما اگر من دوباره برگشتم تو جلو بیا و اگر کس دیگری بود جلو نیا که ایمن نیستی . فرود گرز گاوپیکر خود را به یادگار به بهرام داد و بهرام بازگشت و به توس گفت : او فرود فرزند سیاوش است و من نشان او را دیدم . او نیز در کینخواهی سیاوش با ما شریک است . توس گفت : مگر او جز یک ترکزاده بدگوهر است که مانند شاهان به او احترام کردی ؟ او میخواهد ما را بفریبد . پس به دیگران گفت : نامداری میخواهم که سر از تنش جدا کند و برای من بیاورد . ریو داوطلب شد . بهرام گفت : از خدا بترس و از شاه شرم کن .او برادر شاه است. اما توس نپذیرفت . گردان زیادی بهسوی او تاختند اما بهرام به آنها گفت : او پسر سیاوش است و نباید با او بجنگید . وقتی آنها فهمیدند او کیست بازگشتند
ادامه👇
#داستانهای_شاهنامه
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🎥 دانلود سریال «نیوکمپ»
🎞 قسمت نهم
💠 نسخه اورجینال
🎞 کیفیت 720p
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
#صدای_شهروند
با سلام خدمت مدیران کانال شهرکارچان
لطفا این پیام من را داخل کانال ارسال کنید هرچند تکراری ست و گوش شنوایی نیست
الان چندمین ساله که باز درگیر کم آبی هستیم هرسال بهانه های مختلف هرسال وعده های الکی
کل بخش معصومیه و بخصوص کارچان مشکل بی آبی دارن و نقش مدیر آب و فاضلاب کارچان این وسط چیه چرا اگه قادر به حل مشکل نیست جاشونو به افراد توانا نمیدن
چرا باید هرسال این اتفاقات تکرار بشه و هیچ نوع واکنشی نبینیم
من اسم مدیر آب و فاضلاب رو نمیدونم اما ازش خواهش دارم اگه نمیتونی کار مثبت کنید لااقل از اینجا برین برین تا مدیران توانمند بیان و مشکل ما رو حل کنند
ممنون لطفا حرف دل مارو منتشر کنید
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
#صدای_شهروند
باعرض سلام و خسته نباشید خدمت پرسنل زحمت کش شهرداری لطفا یه فکری به حال بوی بد سطل اشغال ها بشه شستشو بشن چون واقعا از کنارشون نمیشه ردشد مخصوصا تو فصل گرما ممنون
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
چاووشی
بوف کور
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
صبح ها موقع بیدار شدنت
خوشحال باش
چون امروز فرصت زندگی از خیلی ها
گرفته شد
و
تو جزو این دسته نبودی
پس برخیز و بدرخش وشکرگزارباش🤗🌱
کارچان ،دشت وگلهای کاسنی
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
Repost from کانال رسمی شهر کارچان
💢شماره کارت متعلق به مسجد جامع امام حسین (ع) شهر کارچان میباشد، ولی به اسم آقای علیرضا حاجی علی بیگی بازشد.
6277601353061227
👈🏻 مشارکت در پویش #اطعام_غدیر:
🔖 جهت طبخ غذا غدیر میتونید با این شماره تماس بگیرید.
حاجی علی بیگی
09183612040
انشالله از همه قبول باشه🌹
📡ڪــانــال رســمــے شــهر ڪــارچــان📡
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🆔 @karchan_city96
•┈••✾◆🍃🌸🍃◆✾••┈•
🌸✨ســـلام 😊✋
⚪️✨صبح زیباتون بخیر
🌸✨در ایـــن روز فــرخــنــده
⚪️✨میلاد باسعادت امام هادی النقی (ع)
🌸✨هزاران غنچه ی لبخند
⚪️✨ساحلی از آرامـش
🌸✨دریایی خوشبختی
⚪️✨و دلــی شـادِ شـاد
🌸✨از خـداونـد مـنـان
⚪️✨بـراتـون آرزومندم
🌸✨شروع روزتون پر برکت
⚪️✨شــــــاد بـــــاشــــیـــــد
