ar
Feedback
دیالکتیک روشنگری

دیالکتیک روشنگری

الذهاب إلى القناة على Telegram

فضایی برای تبادل مطالب در حوزه اندیشه و فرهنگ

إظهار المزيد
837
المشتركون
+724 ساعات
+107 أيام
+430 أيام
أرشيف المشاركات
واقعیت اسفبار اینست که بخش بزرگ بدی‌ها را کسانی مرتکب می‌شوند که هرگز تصمیم به بد بودن یا خوب بودن نمی‌گیرند، آنها که توانایی
واقعیت اسفبار اینست که بخش بزرگ بدی‌ها را کسانی مرتکب می‌شوند که هرگز تصمیم به بد بودن یا خوب بودن نمی‌گیرند، آنها که توانایی اندیشیدن ندارند... 📕اندیشیدن و ملاحظات اخلاقی ▪️هانا آرنت ▪️ترجمه : عباس باقری @ELDialectico

چیزهایی هست که هر چه هم که نخواهی ببینی‌شان باز می‌آیند، باز سنگین و بی‌رحم می‌آیند و خود را روی تو می‌افکنند و گرد تو را می‌
چیزهایی هست که هر چه هم که نخواهی ببینی‌شان باز می‌آیند، باز سنگین و بی‌رحم می‌آیند و خود را روی تو می‌افکنند و گرد تو را می‌گیرند و توی چشم و جانت می‌روند و همه‌ی وجودت را پر می‌کنند و آن را می‌ربایند که دیگر تو نمی‌مانی، که دیگر تو نمانده‌ای که آن‌ها را بخواهی یا نخواهی. آن‌ها تو را از خودت بیرون رانده‌اند و جایت را گرفته‌اند و خود تو شده‌اند. دیگر تو نیستی که درد را حس کنی. تو خود درد شده‌ای. 📕آذر ماه آخر پاییز ▪️ابراهیم گلستان @ELDialectico

. در چشمهای او هزاران درخت قهوه بود که بی‌خوابی مرا تعبیر می‌نمود باران بود که می‌بارید و او بود که سخن می‌گفت و من بود که می
. در چشمهای او هزاران درخت قهوه بود که بی‌خوابی مرا تعبیر می‌نمود باران بود که می‌بارید و او بود که سخن می‌گفت و من بود که می‌شنود او می‌گفت: باید قلب‌های خود را عشق بیاموزیم و من می‌گفت: عشق غولی است که در شیشه نمی‌گنجد باران بود که بند آمده بود و در بود که بازمانده بود و او بود که رفته بود 🔸کیومرث منشی‌ زاده @ELDialectico

خودکامگی ها در متنِ تاریخِ پایان‌ناپیدای زندگی بشری ، لحظه‌های کوتاهی بیش نیستند و هر آنچه بخواهد گذشته پرستانه بر پویاییِ زن
خودکامگی ها در متنِ تاریخِ پایان‌ناپیدای زندگی بشری ، لحظه‌های کوتاهی بیش نیستند و هر آنچه بخواهد گذشته پرستانه بر پویاییِ زندگی راه بربندد ، پس از درنگی کوتاه ، به کناری رانده می‌شود و زندگی با نیرویی دوچندان ، همچنان به پیش می‌رود. 📕وجدان بیدار ▪️اشتفان تسوایگ @ELDialectico

دیگر اطمینان داشت که زمان نمی‌گذرد بلکه فقط تکرار می‌شود..... 📕صدسال تنهایی ▪️گابریل گارسیا مارکز @ELDialectico
دیگر اطمینان داشت که زمان نمی‌گذرد بلکه فقط تکرار می‌شود..... 📕صدسال تنهایی ▪️گابریل گارسیا مارکز @ELDialectico

اورسولا از خود می پرسید :آیا بهتر نبود میرفت و در قبر خود می خوابید و می گذاشت رویش خاک بریزند.بدون وحشت از خدا میپرسید آیا و
اورسولا از خود می پرسید :آیا بهتر نبود میرفت و در قبر خود می خوابید و می گذاشت رویش خاک بریزند.بدون وحشت از خدا میپرسید آیا واقعا خیال میکند مخلوقاتش از آهن ساخته شده اند که بتواننداینهمه درد و بدبختی را تاب بیاورنداین سوالات پشت سر هم گیجی او را دوچندان میکرد وحس میکرد سخت مایل است مانند بیگانه ای بنای فحاشی بگذارد... 📕صد سال تنهایی ▪️گابریل گارسیا مارکز @ELDialectico

دیکتاتور توتالیتر (تمامیت خواه) مانند یک فاتح بیگانه، منابع غنی صنعتی و مادی هر کشوری، از جمله کشور خویش، را به عنوان منبع غا
دیکتاتور توتالیتر (تمامیت خواه) مانند یک فاتح بیگانه، منابع غنی صنعتی و مادی هر کشوری، از جمله کشور خویش، را به عنوان منبع غارت و وسیله ای برای تدارک گام بعدی در جهت گسترش تجاوزکارانه ی جنبش می انگارد. از آن جا که این اقتصاد متکی به غارت پی در پی، به خاطر جنبش کار می‌کند و نه به خاطر ملت، هیچ ملت و هیچ کشوری به مثابه ذینفع بالقوه، نمی‌تواند نقطه اشباعی بر این فرآیند غارت بگذارد. دیکتاتور توتالیتر مانند فاتح بیگانه ایست که پیدا نیست از کجا آمده و غارت او به سود هیچ کس نیست. توزیع غنایم بر حسب تقویت اقتصاد کشور مادر محاسبه نمی‌شود، بلکه تنها به عنوان یک مانور تاکتیکی موقتی به کار گرفته می شود. رژیم‌های توتالیتر، از نظر اقتصادی همان خاصیتی را دارند که یک دسته ملخ برای برای یک مزرعه. این واقعیت که دیکتاتور توتالیتر بر کشورش به سان یک فاتح بیگانه فرمانروایی می‌کند، اوضاع را وخیم‌تر میکند، زیرا او در کشور خویش، بیرحمی‌اش را کاراتر از آنچه بیدادگران در کشورهای بیگانه اعمال میکنند، اجرا می‌کند. 📕توتالیتاریزم ▪️هانا آرنت ▪️ترجمه: محسن ثلاثی @ELDialectico

📚معرفی کتاب 📕اتحادیه‌های کارگری و خودکامگی در ایران ▪️حبیب لاجوردی در این‌کتاب به فراز و نشیب‌های توسعه‌ی سیاسی ایران از را
📚معرفی کتاب 📕اتحادیه‌های کارگری و خودکامگی در ایران ▪️حبیب لاجوردی در این‌کتاب به فراز و نشیب‌های توسعه‌ی سیاسی ایران از راه نگرش به یک جنبه از رشد سیاسی، یعنی پیدایش اتحادیه‌های کارگری از سال ۱۲۸۲ تا سال ۱۳۴۲ می پردازد. در واقع لاجوردی معتقد است که اتحادیه‌های کارگری ابزار مناسبی برای سنجش توسعه‌ی سیاسی به شمار می‌آید و اضافه می‌کند که در دوره‌های برخورداری از آزادی‌های سیاسی، اتحادیه‌های کارگری از نخستین نهادهایی بودند که در صحنه‌ی سیاسی پدیدار می‌شد. سرفصل های این کتاب که از محتوای آن خبر می‌دهد عبارت اند از : ۱- پیدایش جنبش کارگری ۲- تولد دوباره‌ی اتحادیه‌های کارگری ۳- سال‌های درگیری ۱۳۲۳-۱۳۲۵ ۴- سرکوب اتحادیه‌های کارگری حزب توده ۱۳۲۵-۱۳۲۸ ۵-نفوذ اتحاد شوروی در جنبش کارگری ۶- نفوذ انگلستان در جنبش کارگری ۷- نفوذ کار فرمایان در جنبش کارگری ۸- ظهور و سقوط اتحادیه های تحت کنترل دولت ۱۳۲۵-۱۳۳۲ ۹- کارگران بی اتحادیه ۱۳۳۲-۱۳۴۲ ۱۰-نفوذ انگلستان و آمریکا در جنبش کارگری @ELDialectico

دكتر حبيب لاجوردى بنيان گزار مديريت نوين درايران با تاسيس مركز مطالعات مديريت ICMS و مبدع پروژه تاريخ شفاهى ایران در مرکز مطا
دكتر حبيب لاجوردى بنيان گزار مديريت نوين درايران با تاسيس مركز مطالعات مديريت ICMS و مبدع پروژه تاريخ شفاهى ایران در مرکز مطالعات خاورمیانه دانشگاه هاروارد كه مصاحبه هاى بى نظيرش در این پروژه با ۱۳۴ نفر که در تاریخ معاصر ایران ناظر یا بازیگر در رویدادهای تاریخی بین سال‌های ۱۲۹۹ الی ۱۳۶۰ بودند به نظر جويندگان حقايق تاريخى رسيده است ، امروز در واشنگتن در سن ۸۳ سالگی درگذشت . وی دارای کارشناسی اقتصاد در دانشگاه ییل، کارشناسی ارشد در دانشگاه هاروارد در رشته MBA و دکترای اقتصاد در دانشگاه آکسفورد بود. برخی آثار وی که در ایران به چاپ رسیده: ۱- اتحادیه‌های کارگری و خودکامگی در ایران/نشر نو / ۱۳۶۸ از پروژه تاریخ شفاهی ایران: ۲- گفتگو با مظفر بقایی (دبیرکل حزب زحمت کشان) / نشر علمی /۱۳۸۲ ۳-ریچارد فرای (ایران‌شناس و زبان‌شناس)/نشر شرکت سهامی انتشار / ۱۳۹۷ ۴-خاطرات دکتر محمدعلی مجتهدی گیلانی (مدیر دبیرستان البرز و بنیان‌گذار دانشگاه صنعتی شریف)/نشر کتاب نادر/۱۳۸۰ ۵-امیدها ‌‌و ناامیدی ها (دکتر کریم‌ سنجابی)/ نشر صدای معاصر / ۱۳۸۱ @ELDialectico

نخستین گام برای از میان برداشتن یک ملت پاک کردن حافظه آن است. باید کتاب‌هایش را، فرهنگش را، تاریخش را از بین برد. بعد باید کس
نخستین گام برای از میان برداشتن یک ملت پاک کردن حافظه آن است. باید کتاب‌هایش را، فرهنگش را، تاریخش را از بین برد. بعد باید کسی را داشت که کتاب‌های تازه‌ای بنویسد، فرهنگ تازه‌ای جعل کند و بسازد. تاریخ تازه‌ای اختراع کند. ▪️میلان کوندرا 📕کتاب خنده و فراموشی @ELDialectico

مردم همیشه فریاد می‌زنند که می‌خواهند آیندهٔ بهتری بسازند. این حقیقت ندارد. آینده خلائی است بی‌عاطفه نسبت به همه. گذشته سرشار
مردم همیشه فریاد می‌زنند که می‌خواهند آیندهٔ بهتری بسازند. این حقیقت ندارد. آینده خلائی است بی‌عاطفه نسبت به همه. گذشته سرشار از زندگی است، دوست دارد آزارمان بدهد و به ستوه‌مان بیاورد، تحریک‌مان می‌کند؛ به ما ناسزا می‌دهد، وسوسه‌مان می‌کند که ویرانش کنیم یا دوباره آن‌را رنگ بزنیم. مردم فقط‌ به این دلیل می‌خواهند ارباب آینده بشوند که گذشته را تغییر بدهند. آن‌ها برای دسترسی به لابراتوارهایی که در آن عکس‌ها دست‌کاری می‌شوند و زندگی‌نامه‌ها و تاریخ‌ها بازنویسی می‌شوند می‌جنگند. 📕کتاب خنده و فراموشی ▪️میلان کوندرا @ELDialectico

مغزم چنان از مسائل مختلف انباشته شده که در شرف انفجار است. احساس می‌کنم شقیقه‌هایم می‌کوبند، طپش آن‌ها را حس می‌کنم. انتظار ن
مغزم چنان از مسائل مختلف انباشته شده که در شرف انفجار است. احساس می‌کنم شقیقه‌هایم می‌کوبند، طپش آن‌ها را حس می‌کنم. انتظار ندارم که خارق‌العاده شود، انتظار ندارم که یک شاهکار خلق کنم... خیلی ساده؛ می‌خواهم زندگی کنم ... افسوس که آنچه بر آدم روا می‌شود، هیچ احدی جز خودش از آن خبردار نمی‌شود... 📕سه سال ▪️آنتوان چخوف @ELDialectico

▪️سیاست زدگی ‎در میان افراد جامعه فهم و تفسیر بسیاری از حوادث ، رویدادها و پدیدارهای اجتماعی پیوسته بر اساس شرایط اجتماعی ، ت
▪️سیاست زدگی ‎در میان افراد جامعه فهم و تفسیر بسیاری از حوادث ، رویدادها و پدیدارهای اجتماعی پیوسته بر اساس شرایط اجتماعی ، تاریخی و سیاسی ما صورت می گیرد.بنابراین،برای عقل متعارف و فهم عمومی و متداول بسیار طبیعی است که پیوسته از منظر مسائل "اینجایی و اکنونی" به همه ایده ها ، اندیشه ها و رویدادهای فرهنگی ، اجتماعی و اقتصادی بنگرد.اما همین "فهم طبیعی" از امور،یعنی درک همه چیز از منظر "مسائل اینجایی و اکنونی"،به همان اندازه که متداول،عمومی و رایج است،به همان اندازه غیرعلمی و گاه ضدعلمی و نیز بسیار خطرناک است.به بیان ساده تر،درک همهٔ موضوعات ، اندیشه ها ، شخصیت ها و رویدادها صرفاً از منظر مسائل اینجایی و اکنونی ،چیزی نیست جز همان "اسارت در روزمرگی" ، "سیاست زدگی" و "فهم ایدئولوژیک" از همه چیز. ‎تفکر به منزلهٔ کنش سیاسی📕 ‎بیژن عبدالکریمی▪️ @ELDialectico

‌ ‌علیرغم پیچیدگی جهان اجتماعی، که به نظر می‌رسد سدّ راه وجود تنظیماتی است که بتوان با مشاهده تجربی مشخص‌شان کرد، یک نظم فرضی
‌ ‌علیرغم پیچیدگی جهان اجتماعی، که به نظر می‌رسد سدّ راه وجود تنظیماتی است که بتوان با مشاهده تجربی مشخص‌شان کرد، یک نظم فرضی هست که می‌توان آن را از دل گرایش‌ها، اعمال، و عقاید افراد استخراج کرد و این نظم قدرت توضیحی زیادی هم دارد. آنچه در نظریه نظم خودانگیخته بسیار مهم است این است که نهادها و ورزه‌هایی که این نظریه مورد پژوهش و بررسی قرار می‌دهد نوعی از الگوهای دارای اسکلت مناسب را از خود بروز می‌دهند که به نظر می‌رسد حاصل کار یک ذهن طراح توانای همه‌چیزدان است، درحالی‌که عملاً و درواقع حاصل جمع خودانگیخته عمل ذاتاً هماهنگ میلیون‌ها فردی است که اصلاً قصد نداشته‌اند به چنین نظم‌هایی در کل برسند. توضیح این‌گونه الگوهای اجتماعی، از زمان آدام اسمیت، نامی پیدا کرده است: «دست نامرئی». در این نظم، انسان به سمت یاری رساندن به تحقق اهدافی رانده می‌شود که اصلاً قصد و نیّتش را نداشته است. مدعای نظریه نظم خودانگیخته این است که ساختارهای کلی حاصل جمع اَعمال افراد است. 📕نظریه ی نظم خودانگیخته ▪️نورمن بری ▪️ترجمه‌ی خشایار دیهیمی ‌‌‌‌@ELDialectico

تفاوت ما با تمام حکومت‌های موروثی گذشته در این است که ما می‌دانیم چهکار می‌کنیم. دیگران، حتی آن‌هایی که خیلی با ما شباهت داشت
تفاوت ما با تمام حکومت‌های موروثی گذشته در این است که ما می‌دانیم چهکار می‌کنیم. دیگران، حتی آن‌هایی که خیلی با ما شباهت داشتند، ترسو و فریب‌کار بودند. آلمان‌های نازی و کمونیستهای روسیه از نظر روش خیلی به ما نزدیک شده بودند، اما هیچ وقت شهامت تشخیص انگیزه‌های خودشان را نداشتند. آن‌ها تظاهر می‌کردند و یا شاید هم باورشان شده بود که قدرت ناخواسته و برای مدتی محدود به آن‌ها واگذار شده، و این‌که جایی در همین نزدیکی بهشتی وجود دارد که در آن انسان‌ها آزاد و با هم برابرند. ما این طور نیستیم. ما می‌دانیم هرکس قدرت را تسخیر می‌کند، قصد ندارد آن را از دست بدهد. قدرت وسیله نیست، هدف است. هیچ‌کس یک حکومت دیکتاتوری را برای محافظت از یک انقلاب به وجود نمی‌آورد؛ بلکه انقلاب می‌کند تا یک حکومت دیکتاتوری درست کند. 📕رمان ۱۹۸۴ ▪️جورج اورول ▪️ترجمه صالح حسینی @ELDialectico

«خون» خون و خون و خون در میهنت در نام من و در نام تو و در شکوفهٔ بادام، در پوست موز، در شیر کودک، در نور و روشنی، سایه و تاری
«خون» خون و خون و خون در میهنت در نام من و در نام تو و در شکوفهٔ بادام، در پوست موز، در شیر کودک، در نور و روشنی، سایه و تاریکی در دانهٔ گندم و در نمکدان. تک‌تیراندازانی چیره‌دست که به هدف می‌زنند با حداکثر مهارت خون و خون و خون این سرزمین کوچک‌تر است از خون فرزندانش که همچون قربانی ایستاده‌‌اند بر آستانه‌ٔ رستاخیز آیا این سرزمین به‌راستی متبرّک است یا تعمید یافته به خون و خون و خون که نه نماز آن را می‌خشکاند و نه ماسه در صفحات کتاب مقدّس به حد کفایت، عدالت نیست تا شهیدان را به این شاد کند تا بتوانند آزادانه بر ابرها گام گذارند خون در روشنایی روز خون در تاریکی و خون در سخن! ▪️محمود درویش @ELDialectico

حمیدرضا صدر؛ نویسنده،مترجم،منتقد سینما و تحلیلگر فوتبال ؛ در سن ۶۵ سالگی درگذشت. وی دانش آموخته اقتصاد و برنامه ریزی از دانشگ
حمیدرضا صدر؛ نویسنده،مترجم،منتقد سینما و تحلیلگر فوتبال ؛ در سن ۶۵ سالگی درگذشت. وی دانش آموخته اقتصاد و برنامه ریزی از دانشگاه لیدز انگلستان و عضو تحریریه مجله فیلم ، مجله هفت ، شرق و تهران امروز بود. کتابشناسی : تالیفات : * درآم‍دی ب‍ر ت‍اری‍خ س‍ی‍اس‍ی س‍ی‍ن‍م‍ای ای‍ران (۱۳۸۰–۱۲۸۰) نشر نی | ۱۳۸۱ * پسری روی سکوها: وقایع‌نگاری چهار دهه‌ای فوتبال ایرانی | نشر زاوش| ۱۳۹۲ * نیمکت داغ | نشر زاوش| ۱۳۹۲ * تو در قاهره خواهی مرد | نشر زاوش| ۱۳۹۳ * سیصد و بیست و پنج | نشر چشمه | ۱۳۹۶ * پیراهن‌های همیشه مردان فوتبال: تک‌نگاری‌ها | نشر چشمه | ۱۳۹۷ * روزی روزگاری فوتبال | نشر آویژه | ۱۳۷۹ ترجمه : * یونایتد نفرین‌شده| دیوید پیس | تهران: زاوش‏ ، ۱۳۹۲. * یه چیزی بگو | لوری هلس اندرسون | تهران: نشر چشمه،۱۳۹۵ @ELDialectico

آيا كسي مي توانست بفهمد كه دوست داشتن او چه لذتي دارد و آدم را به چه ابديتي نزديک میكند؟ آدم پر مي شود ... جوری كه نخواهد به
آيا كسي مي توانست بفهمد كه دوست داشتن او چه لذتي دارد و آدم را به چه ابديتي نزديک میكند؟ آدم پر مي شود ... جوری كه نخواهد به چيزی ديگر فكر كند. نخواهد دلش برای آدم ديگری بلرزد و هيچ گاه دچار ترديد نشود ... و جز او دلش هیچکس نخواهد... 📕سمفونی مردگان ▪️عباس معروفي @ELDialectico

یکی از فیلسوفان قرن بیستم به نام پل تیلیش یک بار نوشت که واژۀ «تنهایی» برای آن وجود دارد که ما «درد تنها بودن» را بیان کنیم،
یکی از فیلسوفان قرن بیستم به نام پل تیلیش یک بار نوشت که واژۀ «تنهایی» برای آن وجود دارد که ما «درد تنها بودن» را بیان کنیم، در حالی که واژۀ «خلوت» «شکوه تنها بودن» را بیان می‌کند. من هر دو حالت را آن روزها در کالج تجربه می‌کردم، در حالی که امروز شکوه خلوت را بیشتر به خاطر می‌آورم. هر چه پا به سن می‌گذاشتم، بیشتر می‌دیدم که حفظ درجه‌ای از جدایی برای آرامش درونی‌ام لازم است و همزمان چقدر رسیدن به این تنهایی و خلوت دشوار است. جامعه دائم بر سر راه این خلوت سنگ می‌اندازد و به ما می‌گوید بدون جمعیت بی‌ارزشیم، که همه‌چیز فقط وابسته به تأیید اجتماع است. 📕بلک‌بری هملت ▪️ویلیام پاورز ▪️ترجمهٔ علیرضا طاق‌دره @ELDialectico

چرا این‌قدر بی‌فکر خودمان را در برابر عوامل مزاحم دیجیتال رها می‌کنیم؟ چون الگوریتم‌های شرکت‌های رسانه‌ای دقیقاً می‌دانند کدا
چرا این‌قدر بی‌فکر خودمان را در برابر عوامل مزاحم دیجیتال رها می‌کنیم؟ چون الگوریتم‌های شرکت‌های رسانه‌ای دقیقاً می‌دانند کدام تصاویر و فیلم‌ها به بهترین وجه می‌توانند نیروی ارادۀ ما را درهم بشکنند. این الگوریتم‌ها ماه‌به‌ماه در حال ارتقا هستند، در حالی که موقعیت شما، مصرف‌کنندۀ عزیز اخبار، به همان اندازه تضعیف می‌شود. هر سایت خبری که بازدید می‌کنید منجر به نبرد بین وسوسه و اراده می‌شود -و در اکثر موارد وسوسه پیروز می‌شود. چرا مغزتان را به این نبرد ناعادلانه و خونین می‌فرستید، وقتی چیزی از این نبرد به دست نمی‌آید؟ 📕دیگر اخبار نخوانید ▪️رولف دوبلی ▪️ترجمهٔ فائزه طباطبایی @ELDialectico