ar
Feedback
دیالکتیک روشنگری

دیالکتیک روشنگری

الذهاب إلى القناة على Telegram

فضایی برای تبادل مطالب در حوزه اندیشه و فرهنگ

إظهار المزيد
837
المشتركون
+124 ساعات
+107 أيام
+530 أيام
أرشيف المشاركات
دیکتاتوری‌های توتالیترِ امروزی، تقریباً بدون استثنا از بطنِ دموکراسی، ولی بر ضد آن برمی‌خیزند (ولو بنیانِ دموکراسی ضعیف باشد)
دیکتاتوری‌های توتالیترِ امروزی، تقریباً بدون استثنا از بطنِ دموکراسی، ولی بر ضد آن برمی‌خیزند (ولو بنیانِ دموکراسی ضعیف باشد). بنابراین، باندی که می‌خواهد دیکتاتوریِ توتالیتر ایجاد کند، چاره‌ای ندارد جز این‌که به‌ شکل و شمایلِ نهضتی دموکراتیک درآید و حتی پس از بر سرِ کار آمدن نیز در حفظِ این ظاهر بکوشد و به عبارتِ دیگر، آداب و مناسکِ دموکراسی را به‌جا بیاورد، ولو جوهر و محتوای آن را به کلی نفی کند. 📕آزادی و قدرت و قانون ▪️فرانتس نویمان @ELDialectico

در قدم‌زدن‌هایش گاهی خودش را از یاد می‌برد. می‌نشست در حاشیۀ جنگل، تا سر حد ممکن دور از خانه‌ها یا کنار جو، پایین یک کارخانۀ
در قدم‌زدن‌هایش گاهی خودش را از یاد می‌برد. می‌نشست در حاشیۀ جنگل، تا سر حد ممکن دور از خانه‌ها یا کنار جو، پایین یک کارخانۀ چوب‌بری که بازش گذاشته بودند. گرچه تماشای گندم‌زارها یا آب هیچ از دردش نمی‌کاست، اما دست‌کم گاهگداری منگش می‌کرد. حاصلِ آن نگاه‌ها و حس‌های درهم و برهم اینکه هر نگاهی به آنی مبدل به یک عذاب می‌شد که این خود باز باعث می‌شد نگاهش را متوجه جای دیگری کند و نگاه بعدی هم همچنان عذابش می‌داد، نقاط کوری بودند که در آنها گشت‌وواگشتِ محیط اطرافش مدت کوتاهی اندکی دست از سرش برمی‌داشت. در این لحظات فقط خسته بود، از آن دَوَران‌ها نفسی تازه می‌کرد، پریشان‌حال، غرقۀ آب. 📕چنان ناکام که خالی از آرزو ▪️پتر هاندکه ▪️ترجمهٔ ناصر غیاثی @ELDialectico

تا مدتها علمای اخلاق می‌گفتند که با اصلاح شدن آدمی جهان اصلاح می‌شود. در واقع اینان متوجه بدی‌های اجتماعی نبودند. بعدها معادل
تا مدتها علمای اخلاق می‌گفتند که با اصلاح شدن آدمی جهان اصلاح می‌شود. در واقع اینان متوجه بدی‌های اجتماعی نبودند. بعدها معادله را معکوس کردند و گفتند با تغییر دادن جهان، آدمی ازنو متولد می‌گردد و با ایجاد بعضی دگرگونی‌های اجتماعی، اخلاق آدمی بهبود می‌یابد؛ ولی این هردو فقط نیمی از حقیقت را دیده‌اند. حافظ در ششصد سال پیش می‌گوید تا جهان بر این‌مدار است، آدمی به‌کمال نخواهد رسید. از طرفی عیب‌هایی در آدمی هست که تا برطرف نگردد ساختن جهانی بهتر به‌دست او امکان‌پذیر نخواهد بود. پس ساختن جهان نو و اعتلای انسان باید دوش‌به‌دوش هم پیش برود. این بی آن محال است: آدمی در عالم خاکی نمی‌آید به‌دست عالمی از نو بباید ساخت وز نو آدمی بدین‌گونه در همساز کردن ناهمسازی‌ها نه‌تنها انقلاب و اصلاح را در فلسفه خود جمع می‌کند، بلکه توجه می‌دهد که باید انسان و اجتماع با هم بهبود یابد والّا کار دچار لنگی خواهد بود. 📕حافظ اندیشه؛ نظری به اندیشۀ حافظ (همراه با انتقادگونه‌ای از تصوف)‌ ▪️مصطفی رحیمی @ELDialectico

در راستای حمایت متقابل از کانال های مستقل و گسترش محدوده ی مخاطبین فهیم، تصمیم به تبادل با کانال های همسو و همفکر گرفته ایم. از کانال خوب “سراب “ حمایت کنید و اون رو به دوستان و گروه های همفکر تون معرفی کنید

گرسنگی‌ام قدیمی است به عشق که رسیدی قوت مرا، با مشت و شتاب، پیمانه کن از بد حادثه به سراغ تو نیامده‌ام از پیراهنت دستمالی می‌خواهم که زخم عتیقم را ببندم و از دهانت بوسه‌یی که جهانم را تازه کنم ✍️#حسین_منزوی #شعر 🔻 #سکانس_برتر 📽 آخرین نبرد #لوک_بسون 🔻 🎶 Deadman On Vacation #April_Rain #post_rock #Russia 🚫 #پست_اختصاصی_سراب 🚫 @sarab_13

کجا هست توی این دنیای بزرگ که من بتوانم بدون ترس، سیری نگاهت بکنم و بروم. بروم، همین طور با خیال صورتت بروم و نفهمم به بیابان
کجا هست توی این دنیای بزرگ که من بتوانم بدون ترس، سیری نگاهت بکنم و بروم. بروم، همین طور با خیال صورتت بروم و نفهمم به بیابان رسیده‌ام. و توی بیابان زیر سایه کوچک یک ابر کوچک بنشینم. ‌ ▪️شهریار مندنی‌پور 📕شرق بنفشه @ELDialectico

پدرم همیشه می‌گفت شِکوه و ناله نکن از زندگی. طوری زندگی کن که مرگ به قصد تو و برای تو بیاید، نه که سر راهش از کنارت بگذرد. چن
پدرم همیشه می‌گفت شِکوه و ناله نکن از زندگی. طوری زندگی کن که مرگ به قصد تو و برای تو بیاید، نه که سر راهش از کنارت بگذرد. چنان برو که از پا افتاده باشد وقتی به تو می‌رسد.  📕شرق بنفشه ▪️شهریار مندنی‌ پور @ELDialectico

دولتى كه مشروعيتش و اطاعت شهروندانش را با استفاده از ترس به دست مى آورد، اساساً نمى تواند خالق دموكراسى باشد. چون استراتژى تر
دولتى كه مشروعيتش و اطاعت شهروندانش را با استفاده از ترس به دست مى آورد، اساساً نمى تواند خالق دموكراسى باشد. چون استراتژى ترس، آزادى را كه ركن ركين دموكراسى است از ميان مى برد. دقيقا به همين دليل كه چنين دولتى مشروعيتش را از ترس ميگيرد مى توان گفت كه "جنگ عليه تروريسم" خطرى بس بزرگتر از خود تروريسم براى دموكراسى است. 📕فلسفه ترس ▪️لارنس اسوندسن ▪️خشایار دیهیمی @ELDialectico

از میان تمام موجودات بزرگ دنیا، تنها بازمانده طوفانی که انسان براه انداخته، خود انسان خواهد بود و حیوانات مزرعه‌ای که حکم برد
از میان تمام موجودات بزرگ دنیا، تنها بازمانده طوفانی که انسان براه انداخته، خود انسان خواهد بود و حیوانات مزرعه‌ای که حکم بردگان پارو زن کشتی نوح را دارند. 📕انسان خردمند ▪️یووال‌نوح هراری @ELDialectico

جایی که منجلاب گـُه است دم از اصلاح زدن خیانت است. اگر به یک تکه آن انتقاد بشود قسمتهای دیگرش تبرئه خواهد شد. تبرئه شدنی نیست
جایی که منجلاب گـُه است دم از اصلاح زدن خیانت است. اگر به یک تکه آن انتقاد بشود قسمتهای دیگرش تبرئه خواهد شد. تبرئه شدنی نیست. باید همه‌اش را دربست محکوم کرد و با یک تیپا توی خلا پرت کرد. چیز اصلاح شدنی نمی‌بینم. 📕نامه به حسن شهید نورایی ▪️صادق هدایت @ELDialectico

ما همه خواستار و در آرزوی غرور و افتخار و ارج و قرب و شهرت هستیم، اما متأسفانه واقعیت این است که طبیعت این چیزها چنان است که
ما همه خواستار و در آرزوی غرور و افتخار و ارج و قرب و شهرت هستیم، اما متأسفانه واقعیت این است که طبیعت این چیزها چنان است که ضرورتاً بدجوری کمیابند. ما برای آنکه به افتخار و غرور برسیم، باید از دیگران سر باشیم و البته تازه باید این سربودنمان مورد تأیید دیگران هم قرار گیرد. اما آن دیگران هم غرور و افتخار خودشان را می‌خواهند، و ما را مانعی بر سر راهشان می‌بینند. پس، برای رسیدن به آنچه می‌خواهیم، باید آن دیگران را شکست دهیم، و آن دیگران هم برای ارضای خواسته و آرزویشان ناچارند ما را شکست دهند؛ و این کمیابی منجر به کشمکش می‌شود. 📕فلسفۀ هابز ▪️مارشال میسنر ▪️ترجمۀ خشایار دیهیمی @ELDialectico

‌ ‌نباید سکسوالیته را داده‌ای طبیعی تصور کرد که قدرت تلاش می‌کند آن را مطیع و سرکوب کند، یا حوزه‌ای مبهم که دانش تلاش می‌کند
‌ ‌نباید سکسوالیته را داده‌ای طبیعی تصور کرد که قدرت تلاش می‌کند آن را مطیع و سرکوب کند، یا حوزه‌ای مبهم که دانش تلاش می‌کند به‌تدریج آن را کشف کند. سکسوالیته نامی است که می‌توان به سامانه‌ای تاریخی داد: نه واقعیتی پنهان که تسخیر آن دشوار باشد، بلکه شبکه‌ی بزرگِ سطحی که در آن برانگیختن بدن‌ها، تشدید لذت‌ها، تحریک به گفتمان، شکل‌گیری شناخت‌ها، و تقویت کنترل‌ها و مقاومت‌ها به‌طور زنجیروار و مطابق با چند استراتژی دانش و قدرت به یکدیگر متصل می‌شوند. 📕اراده به دانستن ▪️میشل فوکو @ELDialectico

به‌طورکلی ما نمی‌دانیم که چقدر کم می‌دانیم؛ کمترین میزان آگاهی باعث می‌شود که احساس متخصص بودن به ما دست دهد. زمانی که احساس
به‌طورکلی ما نمی‌دانیم که چقدر کم می‌دانیم؛ کمترین میزان آگاهی باعث می‌شود که احساس متخصص بودن به ما دست دهد. زمانی که احساس کنیم متخصصیم، صحبت‌کردن به‌مثابه متخصص را آغاز می‌کنیم. و به نظر می‌رسد افرادی که با آنها صحبت می‌کنیم چندان نمی‌دانند، بنابراین نسبت به آنها ما متخصص هستیم. و این احساس تخصص و اهل‌فن بودن را در ما افزایش می‌دهد. 📕توهم آگاهی ▪️استیواسلومن،فیلیپ فرنباخ @ELDialectico

اندیشه برای عمل کردن است. اندیشه به‌مثابه بسط توانایی برای عملکرد مؤثر تکامل یافت. اندیشه تکامل یافت تا ما را در انجام آنچه ب
اندیشه برای عمل کردن است. اندیشه به‌مثابه بسط توانایی برای عملکرد مؤثر تکامل یافت. اندیشه تکامل یافت تا ما را در انجام آنچه برای رسیدن به اهدافمان ضروری است توانمند سازد. اندیشه به ما قدرتی می‌دهد تا از میان مجموعه‌ای از اعمال ممکن، بتوانیم از طریق پیش‌بینی تأثیرات هر کنش و همچنین از طریق تصور اینکه اگر در گذشته عملکرد متفاوتی داشتیم جهان چگونه جایی می‌شد، دست به انتخاب بزنیم. 📕توهم آگاهی ▪️استیواسلومن،فیلیپ فرنباخ @ELDialectico

📚معرفی کتاب 📕توهم آگاهی ▪️استیواسلومن،فیلیپ فرنباخ 🔸توهم آگاهی، توهمی است که انسان‌ها گرفتار آن هستند و براین‌اساس دانش خو
📚معرفی کتاب 📕توهم آگاهی ▪️استیواسلومن،فیلیپ فرنباخ 🔸توهم آگاهی، توهمی است که انسان‌ها گرفتار آن هستند و براین‌اساس دانش خود را بیش از آنچه در عمل هست، تخمین می‌زنند. افرادی که قادر به حل کردن پیچیده‌ترین مسائل و مشکلات در حوزه تخصصی خودشان هستند اما نمی‌توانند نحوه کار خودکاری را که هر روز با آن می‌نویسند، توالت فرنگی‌ای که چندین بار در روز از آن استفاده می‌کنند، زیپی را که هر روز چندین و چند بار آن را باز و بسته می‌کنند، به‌درستی توضیح دهند. استیو اسلومن و فیلیپ فرنباخ در کتاب توهم آگاهی تلاش کرده‌اند به شکلی مفصل این توهم انسانی را واکاوی کرده و عوامل و تبعات آن را مورد بررسی قرار دهند. ما انسان‌ها بسیاری از اوقات دانشی را که در سر خودمان داریم با دانشی که به آن دسترسی داریم اشتباه می‌گیریم و این باعث می‌شود از این حقیقت که چقدر کم می‌دانیم ناآگاه باشیم. به همین خاطر اکثر لحظات زندگی‌مان با این باور زندگی می‌کنیم که بیش از آنچه می‌فهمیم، می‌فهمیم. @ELDialectico

یکی از اهداف کتاب بازگشت امر سیاسی توصیف و درک فضای سیاسی بحران‌زده‌ای است که پس از فروپاشی نظام کمونیستی شوروی بر همه‌جا حاک
یکی از اهداف کتاب بازگشت امر سیاسی توصیف و درک فضای سیاسی بحران‌زده‌ای است که پس از فروپاشی نظام کمونیستی شوروی بر همه‌جا حاکم و در سال‌های اخیر هر دم بحرانی‌تر شده است و در حال حاضر هیچ افق سیاسی روشنی نمی‌توان برایش تصور کرد؛ آن‌هم در موقعیتی سرشار از کشمکش‌های قومی و مذهبی و نژادی و فرقه‌ای که تن به هیچ نوع کلیت سیاسی نمی‌دهند. فلسفه‌ی سیاسی در چنین جهان پیچیده و متناقضی هر لحظه با چالشی تازه و سخت مواجه خواهد شد. شانتال موف در این کتاب غالباً آن دسته از نظریه‌پردازان فلسفه‌ی سیاسی را به باد انتقاد می‌گیرد که هدف‌شان تبیین سیاست دموکراتیک در بطن لیبرالیسم و گفتار لیبرال مسلط است. به‌زعم موف، این متفکران و فیلسوفان سیاسی اساساً نمی‌دانند که محل اصلیِ مناقشه خودِ امر سیاسی است که در معرض خطری جدی قرار گرفته است. امر سیاسی سرشتی ویژه و تقلیل‌ناپذیر دارد و دو عنصر قدرت و آنتاگونیسم مؤلفه‌های اصلی آن‌اند؛ عناصری که سیاست دموکراتیک و تکثرگرا لاجرم باید آن‌ها را در مرکز توجه قرار دهد... 📕بازگشت امر سیاسی ▪️شانتال موف ▪️ترجمه‌ی جواد گنجی @ELDialectico

وقتی که من بچه بودم پرواز یک بادبادک می بردت از بام های سحر خیزی ی پلک تا نارنجزاران خورشید... 🎼🎼🎼 شعر : اسماعیل خویی 🎼با صدای #فرهاد_مهراد @ELDialectico

وقتی که من بچه بودم ، پرواز ِ یک بادبادک می بردت از بام های سحرخیزی پلک تا نارنج زاران ِ خورشید آه ، آن فا صله های کوتاه وقتی
وقتی که من بچه بودم ، پرواز ِ یک بادبادک می بردت از بام های سحرخیزی پلک تا نارنج زاران ِ خورشید آه ، آن  فا صله های  کوتاه  وقتی که من بچه بودم ، خوبی زنی بود که بوی سیگار می داد ، و اشک های درشتش از ُپشت آن عینک ِ ذره بینی با صوت ِ قرآن می آمیخت وقتی که من بچه بودم ، آب و زمین و هوا بیشتر بود ، و جیرجیرک شب ها در متن ِ موسیقی ِ ماه و خاموشی ِ ژرف آواز می خواند  وقتی که من بچه بودم ، در هر هزاران و یک شب یک قصه بس بود تا خواب و بیداری ِ خوابناک سرشار باشد وقتی که من بچه بودم ، زور ِ خدا بیشتر بود   وقتی که من بچه بودم ، مردم نبودند  وقتی که من بچه بودم ، غم بود ، امّا ، کم بود ▪️اسماعیل خوئی (۱۳۱۷- ۴خرداد ۱۴۰۰) @ELDialectico

ایدئولوژی شیوهء دلفریب و غلط اندازی برایِ ارتباط با جهان است. به انسان ها توهّمِ هویّت، کرامت و اخلاق می دهد، اما در واقع راه
ایدئولوژی شیوهء دلفریب و غلط اندازی برایِ ارتباط با جهان است. به انسان ها توهّمِ هویّت، کرامت و اخلاق می دهد، اما در واقع راه را برایِ دست کشیدن از همهء آنها هرچه هموارتر می کند. چون منبعِ چیزی فراشخصی و عینی است، به افراد امکان می دهد وجدانشان را فریب دهند و عقیدهء حقیقی و راه و رسم زندگیِ خفّت بارشان را از چشم جهانیان و خودشان پنهان نگاه دارند. ایدئولوژی بسیار عملگرایانه است اما در عین حال شیوه ای به ظاهر موجه و متین برایِ مشروعیت بخشیدن به همه چیز از بالا و پایین و همهء جوانب هم هست. هم مردم را نشانه می گیرد و هم خدا را. پرده ای است که آدم ها می توانند زندگی و هستی ساقط شده و بی اهمیتیِ وجودِشان و سازش با وضعِ موجود را پشتِ آن پنهان کنند. ایدئولوژی عذر و بهانه ای است که به کارِ همه کس می آید، از سبزی فروش گرفته که ترسِ از دادنِ کار و کاسبی اش را پشتِ علاقه ای ظاهری به اتحادِ کارگران جهان مخفی می کند تا عالی ترین صاحب منصبان حکومتی که می توانند شوق و شهوت باقی ماندن در قدرت را در لفافهء عبارت ها و گفته هایی با مضمون خدمت به طبقهء کارگر و محروم پنهان نگاه دارند. 📕قدرت بی قدرتان ◾️واتسلاف هاول @ELDialectico

زمانی که دو عصر، دو فرهنگ و دو مذهب با هم تلاقی کنند، زندگی بشر به رنج و جهنم واقعی بدل خواهد شد. اگر بنا می‌شد آدمی از آدم‌ه
زمانی که دو عصر، دو فرهنگ و دو مذهب با هم تلاقی کنند، زندگی بشر به رنج و جهنم واقعی بدل خواهد شد. اگر بنا می‌شد آدمی از آدم‌های عصر کلاسیک مجبور می‌شد در قرون وسطی زندگی کند آنچنان با فلاکت خفه می‌شد که انسان وحشی در میان تمدن امروزی! و حالا اعصار و ادواری وجود دارند که تمامی نسل آدمیزاد در میان دو عصر و دو شیوه‌ی زندگی گرفتار می‌شود. نتیجه اینکه این نسل تمام قدرت خود را برای فهم خویشتن از دست خواهد داد و چیزی به نام معیار، امنیت و رضایت وجود نخواهد داشت! 📕گرگ بیابان ▪️هرمان هسه ▪️ترجمه:کیکاووس جهانداری @ELDialectico