ar
Feedback
دیالکتیک روشنگری

دیالکتیک روشنگری

الذهاب إلى القناة على Telegram

فضایی برای تبادل مطالب در حوزه اندیشه و فرهنگ

إظهار المزيد
829
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+17 أيام
-230 أيام
أرشيف المشاركات
هر یک از ما شیرین‌ترین شادی‌ها را جایی یافته‌ایم که هیچ چیز نویدشان را نمی‌داد. ‏و چقدر جای این شادی‌ها در دل ما خالی است… ‏▪
هر یک از ما شیرین‌ترین شادی‌ها را جایی یافته‌ایم که هیچ چیز نویدشان را نمی‌داد. ‏و چقدر جای این شادی‌ها در دل ما خالی است… ‏▪️آنتوان دوسنت اگزوپری 📕زمین انسان‌ها @ELDialectico

آنچه که در شاهنامه راجع بهش صحبت میشه ؛ کین کشی،آز،زیاده خواهی ،تنگ نظری،موقعیت نشناسی و غیره غیره… به جایی میرسه که همدیگر ر
آنچه که در شاهنامه راجع بهش صحبت میشه ؛ کین کشی،آز،زیاده خواهی ،تنگ نظری،موقعیت نشناسی و غیره غیره… به جایی میرسه که همدیگر رو ویران می کنند، در پایان همه از پا درآمدن و یک نیروی جدیدی میاد و بر اینها غلبه میکنه… تکرار همان سرمشق تاریخی اول… فردوسی یه کم دیگه اگر ادامه میداد،میدید که ما این الگو را تا امروز داریم تکرار میکنیم… میدید که ما تصمیم نداریم چیزی یاد بگیریم… ماتصمیم نداریم چیزی بیاموزیم… در نتیجه آنچه که الان درش هستیم نتیجه اعمال ماهست… ▪️#بهرام_بیضایی | سخنرانی در دانشگاه استنفورد| ۱۳۹۲ @ELDialectico

و هرچه بود رفت، و دیگر نبود، و گیجیِ تهی شدنِ ناگهانی بود، و سرکه گرداندم دیدم دختر، که کوچک بود، در نیم خیزِ خواب آلود، روی
و هرچه بود رفت، و دیگر نبود، و گیجیِ تهی شدنِ ناگهانی بود، و سرکه گرداندم دیدم دختر، که کوچک بود، در نیم خیزِ خواب آلود، روی تختِ بالائی، از ترس مات خیره به ما مانده ست؛ و پیره زن از روی تختِ خود پائین آمد رفت پرده را پس زد؛ و نور، نورِ مرده ی منفی اتاق را پر کرد، اتاقِ تنگ پر از ضربه ی صدای قطار، که هم چنان می رفت، پر از غریبه بودنِ بیرحمی و نگاه های نامعلوم، نادیده، که روی من می ریخت. از جا بلند شدن، و خود را آماده کردن برای رفتن آسان نبود . و بعد روز گرم بود، و اهواز پشت سر افتاد، و در قطار دیگر چندان کسی نمانده بود، و من باز در راهرو کنار پنجره بودم. از دور دشت، خالی، تا زیر آسمان کشیده بود، و در آسمان غبار دم می کرد، و هُرم هور که خشکیده بود می لرزید. و برکه های وهم با موج های جیوه وار در لای این فضای معلق که خاک بود می جوشید. یک بار یک زن، مانند لخته ای، از دور از میان هیچ به چشم آمد، تنها، که سوی هیچ کجا می رفت. و ضربه ی مداوم اهرم قطار را می برد. شیراز ناز من کجا رفته ست؟ 📕مد و مه ▪️#ابراهیم_گلستان @ELDialectico

«او که شادمانی مردمان را نمی‌خواهد از ما نیست. ‏او برده‌ی بی مزد اهریمن است!» 📕دن آرام ‏▪️میخائیل شولوخوف ‏▪️ترجمه احمد شامل
«او که شادمانی مردمان را نمی‌خواهد از ما نیست. ‏او برده‌ی بی مزد اهریمن است!» 📕دن آرام ‏▪️میخائیل شولوخوف ‏▪️ترجمه احمد شاملو @ELDialectico

📚پیشنهاد مطالعه 📕ایران و راه ابریشم نوین: (از ژئوپلیتیک راه تا دیپلماسی راه) ▪️آرش رئیسی نژاد کتاب «ایران و راه ابریشم نوین
📚پیشنهاد مطالعه 📕ایران و راه ابریشم نوین: (از ژئوپلیتیک راه تا دیپلماسی راه) ▪️آرش رئیسی نژاد کتاب «ایران و راه ابریشم نوین» بینش‌های عمیق و شایان تأملی دارد برای فهم آنچه در محیط پیرامونی ایران می‌گذرد. کتاب بینشی ژئوپلیتیک درباره منافع در حال پیدایش و تغییر کشورهای پیرامون ایران در نسبت با دالان‌ها و اهداف راه ابریشم نوین ارائه می‌کند. کتاب کمک می‌کند تا بصیرت عمیق‌تری نسبت به رفتارهای ترکیه، هند، پاکستان، آمریکا، کشورهای آسیای میانه، کشورهای حاشیه خلیج فارس و اسرائیل در فضای پیرامونی ایران برای خواننده حاصل شود. کتاب نشان می‌دهد که چگونه پیدایش راه‌ها و دالان‌ها در اطراف ایران، در‌حال شکل‌‌دادن به جغرافیای اقتصادی و ژئوپلیتیک جدیدی هستند که ممکن است منافع ملی ایران را برای دهه‌ها یا حتی سده‌ها به‌‌شدت تحت تأثیر قرار دهند. @ELDialectico

ناصرالدین شاه گفت؛ «ما جز با رعیت خود دیگر با کسی جنگ نداریم و به اندازه آن‌ها هم توپ داریم ...» 📕تاريخ بیداری ایرانیان ▪️نا
ناصرالدین شاه گفت؛ «ما جز با رعیت خود دیگر با کسی جنگ نداریم و به اندازه آن‌ها هم توپ داریم ...» 📕تاريخ بیداری ایرانیان ▪️ناظم الاسلام کرمانی @ELDialectico

مردم به سطحی از ناامیدی که می‌توانند تحمل کنند رضایت می‌دهند و آن را خوشبختی می‌نامند 📕ترس و لرز ▪️سورن کی یر کگار @ELDialec
مردم به سطحی از ناامیدی که می‌توانند تحمل کنند رضایت می‌دهند و آن را خوشبختی می‌نامند 📕ترس و لرز ▪️سورن کی یر کگار @ELDialectico

‏«ما مصیبتی به مراتب بدتر از مرگ می‌شناسیم، دردی بالاتر و زجری کشنده‌تر؛ مصیبت زندگی!» ‏▪️سورن کی‌یرکگور 📕یا این یا آن @ELDi
‏«ما مصیبتی به مراتب بدتر از مرگ می‌شناسیم، دردی بالاتر و زجری کشنده‌تر؛ مصیبت زندگی!» ‏▪️سورن کی‌یرکگور 📕یا این یا آن @ELDialectico

جامعه ای که در "انتخاب حاکم" نقشی ندارد، از اهرمهای سیاسی لازم برای "خلع حاکم" نیز برخوردار نیست ‏و تنها کاری که مردم در چنین
جامعه ای که در "انتخاب حاکم" نقشی ندارد، از اهرمهای سیاسی لازم برای "خلع حاکم" نیز برخوردار نیست ‏و تنها کاری که مردم در چنین جامعه ای می کنند لعن و نفرین کردن است ‏و اگر جامعه ای "قبیله ای_دینی" باشد، این مسئولیت را به عهده ی خداوند میگذارند ‏⁧ 📕جامعه شناسی خودکامگی ⁩ ‏⁧ ▪️علی رضاقلی ⁩ @ELDialectico

دخترم سنت شان بود زنده به گورت کنند تو کشته شدى ملتى زنده به گور مى شود. ببین که چه آرام سر بر بالش مى گذارد او که پول مرگ تو
دخترم سنت شان بود زنده به گورت کنند تو کشته شدى ملتى زنده به گور مى شود. ببین که چه آرام سر بر بالش مى گذارد او که پول مرگ تو را گرفته شام حلال مى خورد. تو فقط ایستاده بودى و خوش‌دلانه نگاه مى کردى که به خانه‌ات بر گردى اما دیگر اتاق کوچک خود را نخواهى دید دخترم و خیل خیال هاى خوش آینده بر در و دیوارش پرپر مى زنند…. ▪️شمس لنگرودی ▫️عکس از #حمید_جانیپور @ELDialectico

اگر بشر با شر قرین شود به ورطه تباهی می‌رود و اگر تنها به خیر بگراید از حقیقت واقعی و کلی جهان بی‌خبر می‌ماند، آدمی تا بدی و
اگر بشر با شر قرین شود به ورطه تباهی می‌رود و اگر تنها به خیر بگراید از حقیقت واقعی و کلی جهان بی‌خبر می‌ماند، آدمی تا بدی و ظلمت را فهم نکند، نمی‌تواند نیکی و روشنائی را چنانکه باید دریابد. از شیطان نباید گریخت باید او را شناخت و سپس نفی کرد، آن گاه نفی او، اثبات درست حقیقت غائی را در پی خواهد داشت. 📕دمیان ▪️هرمان هسه @ELDialectico

📚پیشنهاد مطالعه ‌ 📕صدایی که شنیده نشد (نگرش‌های اجتماعی ـ فرهنگی و توسعه‌ی نامتوازن در ایران) ▪️علی اسدی و مجید تهرانیان ▫️
📚پیشنهاد مطالعه ‌ 📕صدایی که شنیده نشد (نگرش‌های اجتماعی ـ فرهنگی و توسعه‌ی نامتوازن در ایران) ▪️علی اسدی و مجید تهرانیان ▫️به‌کوشش عباس عبدی و محسن گودرزی این کتاب بخشی از تحقیقاتی است که در دهه‌ی ۵۰ شمسی با عنوان «طرح آینده‌نگری» انجام شد. گذشت سالیان متمادی از زمان انجام این تحقیقات، ارزش‌های آن را بیش از پیش آشکار کرد. این تحقیق از اولین نظرسنجی‌های ملی در کشور است و اطلاعات منحصربه‌فرد تجربی از نگرش مردم در دهه‌ی ۵۰ شمسی به‌دست می‌دهد، و نشان می‌دهد که چگونه در زیر پوست جامعه، جریان دینی در حال رشد بود. برای ما که در سال‌های بعد از این تحقیق، شاهد انقلاب بوده‌ایم، شاید جای شگفتی باشد که چگونه چنین علامت‌هایی دیده و صدای جامعه‌ای که در این تحقیق پژواک یافته بود،‌ شنیده نشد. این تحقیق هم از فضل تقدم در میان پیمایش‌های اجتماعی برخوردار است و هم به‌خاطر تصویری که از وضعیتِ نگرشیِ آن روزگار ارائه می‌کند، دارای اهمیت است. علاوه بر آن باید به پیوند دیدگاه‌‌های نظری و تحقیق تجربی اشاره کنیم که «آینده‌نگری» به آن توجه جدی داشت. @ELDialectico

🎼اجرای #آندره_ریو از #کارمینا_بورانا اثر #کارل_اورف Fortuna” (به فارسی «ای الهه ی بخت») شعری اروپایی به زبان لاتین از قرن 13 ام، سروده شده توسط شاعری نامشخص است. این شعر بارها توسط افراد مختلف در آثار مختلف مورد اقتباس قرار گرفته. یکی از این موارد اقتباس، کانتات کارمینا بورانا کارل ارف (Carl Orff‘s Carmina Burana) است.   ای الهه ی بخت، تو چون ماه ناپایداری؛ دائم رو به تکامل، دائم رو به نیستی؛ زندگیِ منفور می پریشاند نخست و پس تسلی می دهد، آن گونه که رغبت کند؛ تنگدستی و توانگری، و سپس چون یخ ذوب می کند هر دو را. § بخت _ای دهشتناک و پوچ، ای چرخ چرخنده، تو شروری! و خوشی ناپایدار است و به نیستی می رود؛ نهان و در خفا مرا مبتلا می کنی؛ اکنون در این ریاضت تنم را عریان می کنم برای شرارت تو. § در سلامتی و در توانایی بخت علیه من است؛ و زیر بار و همیشه در زنجیر، او می راندم. اکنون بی درنگ چنگ را بنواز؛ که بخت تازیانه می زند دلیران را. و یکایک با من شیون کنید!

امروز شر فقط نمى‌خواد جمعيت رو زير سلطه‌ش دربياره، مى‌خواد جمعيت ستايشش هم بكنن. شر امروزى به اين راضى نمى‌شه كه بشينه تو كاخ
امروز شر فقط نمى‌خواد جمعيت رو زير سلطه‌ش دربياره، مى‌خواد جمعيت ستايشش هم بكنن. شر امروزى به اين راضى نمى‌شه كه بشينه تو كاخش و به‌دنيا حكومت كنه، مى‌خواد تو سر مردم هم باشه و اون‌ها رو از درون كنترل كنه. شر امروزى از طاعون زمان تو هم بدتره. مى‌كشه تا ترس تو دل آدم‌هايى بندازه كه حتا به طغيان فكر هم نمى‌كنن. شر امروزى اون‌قدر سمجه كه به همه‌جا نفوذ مى‌کنه و حتا جنين‌ها هم دچارش مى‌شن. بچه‌هايى كه به‌دنيا مى‌آن، از همون اول در خدمت شرَّن و تا عمق مغزشون شر نفوذ كرده. و از درون همه‌ى مغزهاست كه شر امروزى قدرتش رو تغذيه مى‌كنه... 📕نمایشنامه‌ «ریچارد سوم اجرا نمی‌شود» ▪️ماتئی ویسنی‌یک @ELDialectico

دیکتاتور توتالیتر مانند فاتح بیگانه ایست که پیدا نیست از کجا آمده و غارت او به سود هیچ کس نیست. توزیع غنایم بر حسب تقویت اقتص
دیکتاتور توتالیتر مانند فاتح بیگانه ایست که پیدا نیست از کجا آمده و غارت او به سود هیچ کس نیست. توزیع غنایم بر حسب تقویت اقتصاد کشور مادر محاسبه نمی‌شود، بلکه تنها به عنوان یک مانور تاکتیکی موقتی به کار گرفته می شود. رژیم‌های توتالیتر، از نظر اقتصادی همان خاصیتی را دارند که یک دسته ملخ برای برای یک مزرعه. این واقعیت که دیکتاتور توتالیتر بر کشورش به سان یک فاتح بیگانه فرمانروایی می‌کند، اوضاع را وخیم‌تر میکند، زیرا او در کشور خویش، بیرحمی‌اش را کاراتر از آنچه بیدادگران در کشورهای بیگانه اعمال میکنند، اجرا می‌کند. 📕توتالیتاریزم ▪️هانا آرنت ▪️ترجمه: محسن ثلاثی @ELDialectico

برای مردن، باید زندگی کرده باشی ‏تولدش “غیر شرعی” بود و مادرش کنیز. پدرش از ثروتمندان فلورانس بود که مخارجش را پذیرفت، اما کف
برای مردن، باید زندگی کرده باشی ‏تولدش “غیر شرعی” بود و مادرش کنیز. پدرش از ثروتمندان فلورانس بود که مخارجش را پذیرفت، اما کفالتش را نه رسما. ‏در غربت مُرد. نه محل تولد و نه دفنش مشخص است و آثار معدودی از او باقی مانده! ‏اما او مشهور‌ترین هنرمند تاریخ شد؛ لئوناردو داوینچی! @ELDialectico

من حدس می زنم از آواز آن همه سال و ماه هنوز بیت ساده ای از غربت گریه را به یاد آورم من خودم هستم بیخود این آینه را روبروی خاط
من حدس می زنم از آواز آن همه سال و ماه هنوز بیت ساده ای از غربت گریه را به یاد آورم من خودم هستم بیخود این آینه را روبروی خاطره مگیر هیچ اتفاق خاصی رخ نداده است تنها شبی هفت ساله خوابیدم و بامدادان هزار ساله برخاستم ▪️سیدعلی صالحی ▫️عکس از #حمید_جانیپور @ELDialectico

«قدرت بیش از حد نیز مانند بادبان زیاده بزرگ در کشتی خطرناک است و تعادل را به هم می‌زند. تجاوز از حد از یک سو بی نظمی و از سوی
«قدرت بیش از حد نیز مانند بادبان زیاده بزرگ در کشتی خطرناک است و تعادل را به هم می‌زند. تجاوز از حد از یک سو بی نظمی و از سوی دیگر بی عدالتی به بار می‌آورد. روح هیج آدمی در برابر وسوسه قدرت بی عنان تاب ایستادگی ندارد.» 📕تاریخ بی خردی ▪️باربارا تاکمن @ELDialectico

مردمان طبقه کارگر نه پولش را و نه مهارتش را داشتند و نه از قدرت پیش‌بینی برخوردار بودند، نه به اطلاعات دسترسی داشتند و نه راه
مردمان طبقه کارگر نه پولش را و نه مهارتش را داشتند و نه از قدرت پیش‌بینی برخوردار بودند، نه به اطلاعات دسترسی داشتند و نه راه‌وچاهش را می‌شناختند. بنابراین آوار پول‌های متورم نهایت روی سر آنها خراب شد. بعد از اولین فروپاشی، فریاد گرسنگان بلند شد. جاده‌ها و پل‌ها به حال خود رها شد، تولیدکنندگان در نهایت نومیدی کار خود را رها کردند. «هیچ اعتمادی از هیچ نوعی به آینده وجود نداشت، اندک بودند کسانی که جرات سرمایه‌گذاری هرچقدر کوتاه‌مدت داشتند.» کلا، رها کردن لذایذِ آنی و لحظه‌ای حماقت شمرده می‌شد، چون پس‌انداز برای آینده‌ای چنان نامعلوم معنی نداشت و بنابراین مصرف آنی بهترین گزینه بود. 📕تورم و اخلاق ▪️اندرو دیکسون @ELDialectico

تاریخ روشن می‌کند که تورم قاعدتا باید حرام‌ترین حرام اقتصادی تلقی گردد، چون مالیاتی است غیرشفاف و غیرصریح از فقرا به نفع فاسد
تاریخ روشن می‌کند که تورم قاعدتا باید حرام‌ترین حرام اقتصادی تلقی گردد، چون مالیاتی است غیرشفاف و غیرصریح از فقرا به نفع فاسدترین طبقه ثروتمندان. ضمن آنکه تورم از نظر دستکاری در مهم‌ترین اطلاعات جامعه (قیمت‌ها) سرشتی همچون دروغ‌گویی دارد. تاریخ مشخص می‌سازد که تورم پولی با فساد به معنای تخطی از قوانین (چه قوانین وجدانی و چه اجتماعی) و تمرکز بر لذت‌جویی کوتاه‌مدت یا فساد اداری ارتباط نزدیکی دارد. 📕تورم و اخلاق ▪️اندرو دیکسون وایت @ELDialectico