اللطائف الالٰهیّة - احسان الله نیلفروش زاده
الذهاب إلى القناة على Telegram
. ☀️ اللطائف الالٰهیّة في المعارف القدسیّة 🍃إن شاء الله به عنایات حضرات آلالله علیهم السلام در این کانال رشحهای از لطائف الهی که در باب معارف حقّ تعالی در بیانْ روزی میشود را خواهید خواند. عاجزانه؛شاکر نفحات رحمانی اوئیم. ادمین : @ehsannil
إظهار المزيد906
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-17 أيام
لا توجد بيانات30 أيام
أرشيف المشاركات
🔅
🍃 و امّا ...
| ➣●•°●○•° 《 خــطّ 》 •°●○•°•
بعد از «ه» ، خطّی رو به پائین آمده است!
این خطِّ تنزیل یافتۀ از «ه» در حرفِ «م»، تنزیلِ حقیقتِ «ه»، آن دایرۀ فوقِ تمام و لااشارۀ «هو» است که خود بر خود از «ملئیت»، گردان است، و در جهت تجلّی و ترسیم ماسوای خود در الفِ مبسوطه ظاهر میشود که مولی امیرالمومنین علی (ع)، آن نفسِ نفیس حقّ تعالی و حضرت رسول اکرم (ص) میفرمایند:
🔻『 أَنَــا الْخَـــطُّ 』🔺
(📚 مناقب آل أبي طالب ؏، لابن شهرآشوب، ج۲، ص: ۴۹)
⭕️ دایره که به حسب ظاهر در سیصد و شصت درجه در خود دور میزند، در باطن و «خصوص»، به سیصد و شصت رگِ اشرفِ مخلوقات [یعنی انسان] حضور خود را نشان میدهد (◣『 ثَلَاثَمِائَةِ مَرَّةٍ وَ سِتِّينَ مَرَّةً عَدَدَ عُرُوقِ الْجَسَد』◥ / 📚الکافی ج ۲ص ۵۰۳) و در ظاهر و «عموم»، به سیصد و شصت روز سال (عام) جلوه میکند و هر قوامی از قیومیّت معیۀ اوست و چیزی جز او نیست که؛
چو ممكن گرد امكان بر فِشاند
به جز واجــب دگر چيزى نماند
⇦🔲 بنابراین «احــد» به ولیّ مطلق خود یعنی «احمد»(صلی الله علیه و آله و سلّم) به اشاره میآید. که حدیث قدسی، حقّ تعالی میفرماید:
🔅『 أنا احمد بلا ميم』 🔅
(📚 مكاشفات رضوى، ص: ۲۶)
(📚 منظر الأولياء، ص: ۹)
ز «احمد» تا «احد» یک میم فرق است
«جهانی» اندر این یک میم غرق است
🌐 همه چیز («جهانی»)، مُلکِ حضرت حقّ است و در اطلاقِ حضرت ولیّ الله (ص) جمع است. و آن «م»یِ «احمد» است که "ه"یِ لا اشاره، و الفِ مبسوطۀ اشاره را فراگرفته است و بلکه حقیقتِ آنهاست که آنکه «رحمةً للعالمین» است، رحمت بودنش، طرفین رحمت، یعنی رحمان و مرحوم را گرفته است.
و «جهانی»، از مبدأ، تا همۀ عوالم و موجودات را فرا میگیرد و همه در سیطرۀ میم «احمــد»یّت حضرت احمد صلّی الله علیه و آله و سلّم، که ظهور تامّ و تمام حضرتِ احد جلّ جلاله میباشد، غرق و محظوظند. و در ربوبیّتِ او، مربوب.
🔰 که در کتاب شریف اقبال الاعمال مرحوم سید ابن طاووس (ره) در دعاهای روز چهاردهم ماه مبارک رمضان میخوانیم :
🔻〖 الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي تَحَلَّمَ عَنِّي حَتَّى كَأَنِّي لَا ذَنْبَ لِي
فَرَبِّي «أَحْمَـــدُ» وَ هُوَ أَحَقُ بِحَمْــدِي〗🔺
ستایش خدای را که چنان بردباری کرد و مرا عفو نمود که گویی گناهی نکردهام.
بنابراین، پروردگار من «احمد» و ستودهترین است و او مستحقّ به حمد من میباشد.
(📚 إقبال الأعمال، ط - القديمة، ج۱، ص: ۱۵۰)
🔅『جَزَى اللَّهُ عَنَّا مُحَمَّداً مَا هُوَ أَهْلُهُ』 🔅
(📚 بحار الأنوار، ج۹۱، ص: ۶۳)
و الحمد لله ربّ العالمین.
🔹تعالی الله قدیمی کو به یک دم
کند آغاز و انجام دو عالم
جهان خلق و امر اینجا یکی شد
یکی بسیار و بسیار اندکی شد
همه از وهم توست این صورت غیر
که نقطه دایره است از سرعت سیر
یکی خط است از اول تا به آخر
بر او خلق جهان گشته مسافر
در این ره انبیا چون ساربانند
دلیل و رهنمای کاروانند
وز ایشان سید ما گشته سالار
هم او اول، هم او آخر در این کار
احد در میم احمد گشت ظاهر
در این دور اول آمد عین آخر
ز احمد تا احد یک میم فرق است
جهانی اندر آن یک میم غرق است
بر او ختم آمده پایان این راه
در او منزل شده «ادعوا الی الله»
مقام دلگشایش جمع جمع است
جمال جانفزایش شمع جمع است
شده او پیش و دلها جمله از پی
گرفته دست دلها دامن وی🔹
(شیخ محمود شبستری -ره- /📕گلشن راز)
#انا_احمد_بلا_میم_و_انا_عرب_بلا_عین
#ز_احمد_تا_احد_یک_میم_فرق_است
🖊 #احسان_الله_نیلفروش_زاده
─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─
🆔 @ehsannil ✍️
🆔 @ehsannil1 کانال معرفة الحق
🆔 @ehsannil2 کانال اللطائف الالٰهیّة
🆔 instagram.com/ehsan_nil 🦋
─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─
.
🔅
🔰 الغرض ؛
ز «احمد» تا «احـــد» یک میم فرق است
جهانی اندر این یک مــیـم غرق است
این شاهْبِیت، شاهانهْ بَیتِ سرِّ الهی است که مرحوم شیخ محمود شبستری از کتیبۀ گلستانِ وجود، پرده برداشته و رازِ حقیقت را، در کتاب " #گلشن_راز " خویش به رقصِ کلمات، سروده.
به برکتِ میلادِ
اصل الوجود و عین الشاهد و المشهود، اوّل الاَوائل و اَدَلّ الدلائل، مبدأ الانوار الازلی و منتهی العروج الکمالی، غایة الغایات و المتعیّن بالنَشآت، المثل الأعلی الإلهی، و غایة الاشیاء کما هي، اصل العابد و المعبود، قلب الساجد و المسجود، اجوَد المُستَمطِرین و اَطهَرالمُطهّرین، اشرف المکرمین و رحمةً للعالمین، المُبَرقَعِ بالِعماء و الحاشر یوم الجزاء، حبیب الله تعالیٰ ، ابا القاسم محمَّدٍ المصطفی، صلوات الله و سلامه علیه و علی آله و سلّم ،
چند کلمهای به گدایی معرفتِ این بِیت، بر آستانۀ ملوکانۀ حضرتشان(ص) ، به التجاء مینشینیم.
°•○●°•🍃🌸🍃•°●○•°
💠 اوّلاً ؛ "فرق"ِ بین احمد و احد، فرقِ نوری عالم وحدت است و نه فرقِ ظلمتی عالم کثرت.
که فرقِ نوری از شدّت وحدتِ نوری است که احمد همان احد است که به اشاره آمده، و شدّت حضور اوست.
💠 ثانیاً ؛ عدد ابجد حرف میم (م)، ۴۰ است.
چهل ، عدد کامل است. و کامل بودنِ آن، همان «خَیر» بودن است.
خَیر و اصالتِ خَیر، حضرات آل الله(ع) هستند (◣『 نحن اصل کلّ خیر』◥ / 📚 الکافی ج۸، ص: ۲۴۲).
🔘 کامل بودن، آن وجودِ مطلق است که شیئیت اشیاء است و همۀ اشیاء به او، حیثیتِ "بودن" و "موجود شدن" یافتند که او 🔻『 مَبْدَأُ الْوُجُود』🔺 است (📚بحار الأنوار، ج۲۵، ص۱۷۴).
🍃 چهل ابتدائاً اینطور به نظر میرسد که به حسب غیر خودش و قبل خودش، چهل محسوب شده. به این معنا که ۳۹ را در نظر میگیریم و بعد وارد چهل میشویم.
این کمال، از نقص است و حقیقتاً چهلی نیست که گفته میشود «کامل» است. بلکه کامل بودن مِن حیث غیرِهِ نیست، بلکه «غیری» اصلاً نیست. کامل بودن چهل، ظهورِ نفسِ کمال است که نفسِ کمال، خودش کامل است و اکمل است.
💠 ثالثاً ؛ دایره، ظهورِ حرکت استدارهای و خود بر خود است و آن حرکتِ توحیدیِ کمال بر کمال میباشد. که چون تنزیل یافت، الف را اقامه میکند.
💫 شکل «م» را در نظر بگیرید!
«م» متشکل از یک دایره و یک خط در نزول است :
⃝ ➣●•°●○•° 《 دایره 》 •°●○•°•
دایره، ظهورِ کمالِ مطلق و مطلقِ کمال است و آن جلوهای از «حقیقت»ِ محمدیّۀ حضرت رسول اکرم(ص) است.
آن دایرۀ لا إشاره همان «ه»یِ «هـــو» است که حضرت امام محمد باقر (ع) در تفسیر «هو»ی «قل هو الله احد» میفرمایند🔻『 الهاء تثبیت للثابت』🔺(📚 التوحيد للصدوق، ص۸۸) که این ثابت، از ثبوت خود بر خودِ ذات است که آنرا به «حقّ» میشناسیم که به گِرد خویش در دَوَران حقیقی است (#حرکت_استدارهای - #حرکت_ملئی - #نفس_حرکت) و حقیقتِ دوُران و عوالِم وجود است.
او، نفسِ حرکت است و خود به خود، مشغولِ خود است. که آن "خود"، مولی الموالی و امیرالمومنین علی علیه السلام میباشند که ؛
🌕〖 عَلِيٌّ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَ عَلِيٍّ وَ الْحَقُّ يَدُورُ حَيْثُ مَا دَارَ عَلِي〗🌕
علی (ع) با حقّ است و حقّ با علی (ع) است و حقّ هر جا که علی بگردد، میگردد.
(📚مناقب آل أبي طالب ؏،
لابن شهرآشوب، ج۳، ص: ۶۲)
🔅
.
ز «احمد» تا «احد» یک میم فرق است
جــهــانی اندر این یک میـــم غرق است
🔸🔹🔸🔹🔸🔹🔸
↗️ http://facebook.com/ehsan.nilforoushzadeh
┅─┅─═✾🌀✾═─┅─┅
📝 منشأ پیدایش زبان محاوره و نوشتار، یکی از مباحث و موضوعاتی است که بشر به دنبال آن بوده است. که منسلخ از وحی و بیانِ عترت(ع)، بعد از تمام مباحث مطرحه، به جمعبندی خاصّ و روشنی نرسیده!
عدهای آنرا به محوریّت قراردادهایِ بین انسانهای میبینند (جلوَت)، و عدهای در خلوَتِ هبۀ الهی.
که اگر زبان گفتار و محاوره ، از ضیق و سختی ارتباط بین انسانها ایجاد شده؛ پس در حیطۀ قرادادها، وضع شده است.
امّا اگر هبۀ الهی است، از سعۀ رحمت بایستی دیده شود.
بحث این مقاله، بررسی منشأ پیدایش زبان و گفتار نیست. و ان شاء الله در آینده به محوریّت این موضوع ، بایستی مطالب و لطائفی نگاشته شود.
🍃 امّا ...
زبان عربی، زبانِ حقیقت است. و اینطور نیست که در کنار زبانهایِ دیگر فرض شود.
بلکه از جنة المأوی و حقیقتِ عالم، تا عالَمِ ناسوت ممدوداً آمده که در وصفش فرمودند 🔻『 هُوَ لِسَانُ أَهْلِ الْجَنَّةِ』🔺(عربی، زبانِ اهل بهشت است / 📚 الإختصاص؛ ص۲۶۴).
عربی، از شخصِ حقیقی عالَم است و نه اینکه زبانی در کنار زبانهای دیگر.
حضرت رسول اکرم (ص) میفرمایند ◣『 أنّي عربيٌّ』◥ (📚مجمع البيان في تفسير القرآن، ج۵، ص: ۳۱۶).
اینچنین است که از نقطۀ بی مِثل و مَثَل بودنِ حضرات آل الله (ع)، زبانِ عربی بی مِثل و مَثَل بوده و افضل از تمام زبانهاست که در وصفش فرمودند 🔻『 الَّتِي فَضَّلْتَهَا عَلَى سَائِرِ اللُّغَات』🔺 (📚بحار الأنوار، ط - بيروت، ج۲۵، ص۲۹).
🍃 عربی، زبانِ ناسوتیان نیست، بلکه زبانِ ملکوتیان است که تا عالَم ناسوت کشیده شده.
حضرت امام جعفر صادق علیه السلام میفرمایند که حور العین به زبانِ عربی تکلّم مینمایند (◣『 يَتَكَلَّمْنَ بِالْعَرَبِيَّة』◥/ 📚 بحار الأنوار، ط - بيروت، ج8، ص: 134).
°•❁🌸❁•°
چون دانستیم که عربی، حقیقتی ملکوتی است که تا عالَمِ ناسوت، روان شده ؛
خواهیم دانست که حروف عربی، سرتاسر سخن و اسرار دارد و تحت تأثیر متغیّرات عالَمِ حدوث، اعوجاج و سستی پیدا نمیکند.
آن، حقیقتی است در بطن قرآنیّتِ عالَم که :
💎【 قُرْآناً عَرَبِيًّا غَيْرَ ذي عِوَج】💎
قرآن عربى است كه هيچ كژى در آن نيست.
(سورۀ زمر، آیۀ ۲۸)
پس هر حرف آن، و بلکه هر حرکت از حروف و اعراب و شاکله و شکلِ آن، محلّ تأمّل و تعقّل جویایِ معرفت است که فرمود :
💎【 إِنَّا جَعَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ】💎
همانا ما آن را قرآنى عربى كرديم، باشد كه تعقل كنيد.
(سورۀ زخرف، آیۀ ۳)
🔰 حروف عربی، حقیقتی است که از مدلولِ معنا، تا دالِّ الفاظ، ممدوداً آمده.
از این رو در احادیث شریفۀ خاندانِ الهی(ع)، پرده از یک به یک حروف الفبای عربی برداشتند.
از جملۀ آنها برای حرفِ میم( م )، حضرت پیامبر اکرم(ص) میفرمایند:
🔻『 الْمِيمُ ؛ فَمُلْكُ اللَّهِ الَّذِي لَا يَزُولُ وَ دَوَامُ اللَّهِ الَّذِي لَا يَفْنَى』🔺
ميم «ملك الله» يعنى سلطنت خداست كه زوال ندارد و دوام خداست كه فانى نمیشود.
(📚الخصال، ج۱، ص: ۳۳۱)
🔘 ملکِ الهی، تحتِ مالکیّت الهی است. و مالکیّت الهی، مالکیّتِ حقیقی است. که مملوک، چیزی جز ظهورِ مالک نیست.
پس میم، را در مُلک بودنِ مالکِ مطلق باید دید. و هر جا حرفِ میم بکار رفت، جلوهای از آن حقیقت «مُلک الله» را در دل، نهان دارد.
🔅
🔹
♦️◆ قدم هجدهم ➣●• —---—
دانستیم که شهادت و «شهید بودن» خودیّت حضرات آل الله علیهم السلام است.
در این قدم بایستی در مورد عدد 6 و #شش_ماهگی در بینِ سه جلوۀ حقیقت (حضرت محسن ، حضرت سیّد الشهدا، حضرت علی اصغر - علیهم السلام-)، مقدمهای بیان میشد. امّا به ضیقِ مقال، و پرهیز از اطالۀ کلام، از این مقدمه اجتناب کرده و خودِ ذِی المقدمه بیان میشود. باشد که إن شاء الله در فرصتی دیگر مجالِ بیانِ آن مقدمه نیز فراهم گردد:
🔰 با در نظر گرفتنِ « #شش_ماه » که بین حضرتِ محسن(؏) و حضرتِ امام حسین(؏) و حضرت علی اصغر(؏) مشترک است، یک حقیقت مشهود است . و آن شهادت است. به تحلیل کوتاه که بیان میشود، دقت بفرمائید:
🔳 حضرت محسن علیه السلام به حَسَبِ ظاهر، #جنین #شش_ماهه بودند و هنوز متولّد نشده بودند که #شهید شدند.
⇦ پس در خفا و در بطنِ حضرت فاطمه(س) شهید شدند. که حضرت «فاطمه»(؏) به «فاطمه بودن» دائماً در جلالت هستند که ◣『 لِأَنَّ الْخَلْقَ «فُطِمُوا» عَنْ مَعْرِفَتِهَا』◥ (زیرا خلایق از معرفتش جدا شدهاند/ 📚بحار الأنوار، ط - بيروت،ج43، ص65).
بنابراین؛
»» این مقامِ خفایِ شهادت (یعنی شهید شدنِ حضرت محسن ع در بطنِ ناموسیّت الهی) ؛ #مقام_جمع_شهادت یا به عبارتی، جلالِ شهادت، یا به بیانی #مقام_خلوت_شهادت است.
🔳 حضرت امام حسین علیه السلام که "سیّد الشهدا" هستند، #شش_ماهه #متولد شدند.
ایشان چون "سیّد الشهدا" هستند، جامعِ مقامِ خلوت و جلوتِ شهادت میباشند.
⇦ پس تولّدِ شهادت در مقامِ جمع الجمع بوده است. که به #تولد در شش ماهگی ، مشترک حقیقی با حضرت محسن(؏) هستند. و به شهادت ظاهری، مشترک حقیقی با حضرت علی اصغر (؏) هستند. یعنی خلوت و جلوَت را فراگرفتهاند.
یا به عبارتی و بیانی دیگر :
❖ «سیّد الشهدا بودن» ؛ مقامِ خلوتِ شهادت است.
❖ متولّد شدن حضرت سیّد الشهدا (؏)؛ مقامِ جلوتِ شهادت است.
»» هر دو مقامِ فوق چون بالحقیقة در یک شخص است، پس #مقام_جمع_الجمع_شهادت در حضرت سید الشهدا (؏) باید دیده شود.
🔳 حضرت علی اصغر علیه السلام #شش_ماه #بعد_از_تولد شهید شدند.
»» ظهورِ شهادت، بعد از تولّد، #مقام_فرق_شهادت یا به بیانی #مقام_جلوت_شهادت است.
پس به لطف خدا؛ دانستیم که این سه بزرگوار (؏) همگی در مقاماتِ شهادت ظاهر شدند.
نکات و لطائف این خصوص در جوشش است امّا اشارۀ آخر فقط بیان میشود والسّلام، و آن این است:
♦️◆ قدم نوزدهم ➣●• —---—
֎ خونِ حضرات آل الله(؏)، سرّ حیات و جوشش و بیقراریِ خدائیتِ خداست. ⤥
❣️ خون مطهّر حضرت محسن (؏) به حسب ظاهر مخفی ماند.
❣️و نیز خون مطهّر حضرت علی اصغر (؏) به آسمان پرتاب شد و آن هم به خفایِ جلالت سپرده شد.
❤️ امّا خونِ مطهّر حضرت سیّد الشهدا(؏) هم به آسمانِ خفا و لا اشاره پاشیده شد و هم به ارضِ جلا و اشاره، ریخته گشت.
⇦ 👈☀️ این مقامِ جمع الجمعی شهادت است که از «مُسْتَسِرِّ السِّرِّ»بودنِ حضرت محسن (؏) ، تا نهایت «ظَاهِرِ الْعَلَانِيَةِ» بودنِ حضرتِ علی اصغر (؏) در حضرت «سیّد الشهدا» (ع) ظاهر میگردد. ☀️
⬛️◼️▪️به شهادت رساندنِ حضرت فاطمه زهرا(س) و حضرت محسن(؏)، توسط عمر و ابابکر ملعون، قتل و جسارت به تمامِ مراتب و مقامات حضرات آل الله علیهم السلام از «مُسْتَسِرِّ السِّرِّ» تا نهایتِ «ظَاهِرِ الْعَلَانِيَةِ " است.
این جسارت، دقیقاً و شخصاً و عیناً جسارتِ به خداست. ➣●•
🔥"اللَّهُمَّ الْعَنْ مَنْ ظَلَمَهَا
وَ عَاقِبْ مَنْ غَصَبَهَا
وَ ذَلِّلْ مَنْ أَذَلَّهَا
وَ خَلِّدْ فِي نَارِكَ مَنْ ضَرَبَ جَنْبَهَا حَتَّى أَلْقَتْ وَلَدَهَا"🔥
☝️(لعن حضرت رسول اکرم -ص- به عمر ملعون /
📚 الأمالي، للصدوق، ص: 114)
#حضرت_محسن_علیهالسلام
🖊 #احسان_الله_نیلفروش_زاده
─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─
🆔 @ehsannil ✍️
🆔 @ehsannil1 کانال معرفة الحق
🆔 @ehsannil2 کانال اللطائف الالٰهیّة
🆔 instagram.com/ehsan_nil 🦋
─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─
.
🔹
❗️ تصوّر نکنید که آن ملعون، علم به حضرات آل الله (؏) نداشت و از رویِ ندانستن، جسارت کرد.
هرگز اینطور نبوده است. به حضرات آل الله (ع) علم داشت ولی معرفت نداشت.
عمر و ابابکر و عثمان و تابعینشان فاقدِ معرفت بودند.
❖معرفت؛ انقیاد و خضوع نزدِ معروف است.
❖ با علمِ به اینکه حضرات آل الله علیهم السلام چه کسانی هستند، قصدِ سقطِ سِرّ خداوندیِ خدا را کرد. و تا ظاهر الظواهر هر عملِ شرّی این پلیدی را ممدود ساخت.
اینچنین است که مستحقّ لعن سِرُّ السِرّیِ حقّ تعالی تا ظاهر الظواهریِ اوست. که در زیارت حضرت سیّد الشهدا (؏) اینگونه به او و پیروانش لعن میکنیم :
👈 🔻『 اللَّهُمَّ الْعَنْهُمْ فِي «مُسْتَسِرِّ السِّرِّ» وَ فِي ظَاهِرِ الْعَلَانِيَةِ』🔺
(📚 الكافي، ط - الإسلامية،ج4، ص573)
ان شاء الله با دلهایمان این قدمها و دقائق را آمده باشیم و سجدۀ شکر کنیم که مبغضِ دشمنان خدا هستیم.
پیشتر برویم تا قدری بدانیم که اصلِ خباثت، یعنی عمر ملعون و همراهش ابابکر ملعون و عثمان ملعون تا به کجا پیش رفتهاند (هرچند خباثت و خصومتِ ایشان مقابلِ اطلاقِ خداوندی خداست، و به همان اطلاق، در اطلاقِ شرارت است و هرگز قلم، یارای نگارش شرّی از شرور او را ندارد) :
♦️◆ قدم شانزدهم ➣●• —---—
"القربی" نفسِ قربتِ حضرتِ «قریب» (عزّوجلّ) است یعنی نفسِ وجود است. بنابراین "القربی"، باطنِ وجود است. در نتیجه، "القربی" عالم را گرفته است. که هر موجودی، حظّی از آن دارد که در قیامت معلوم میشود :
💎【وَ اسْتَمِعْ يَوْمَ يُنادِ الْمُنادِ مِنْ «مَكانٍ قَريبٍ»】💎
و روزى كه منادى از مكانى نزديک ندا مىدهد، گوش فرا دار.
(سورۀ ق، آیۀ 41)
❖ «مکان قریب»، مکانت و مقامِ حضرتِ "قریب" عزّوجلّ است. که باطنِ آن "القربی" است.
❖ باطن البواطنِ "قریب"، یعنی باطنِ "القربی"، "المودة" است. که آن، حضرتِ محسن علیه السلام میباشند.
👈☀️ پس اگر "القربی" که ائمۀ اطهار علیهم السلام هستند، "مبدأ الوجود" میباشند (حدیث طارق)؛ "المودة فی القربی"، سرّ «مبدأ الوجود» است و اوست که باطن البواطنِ هر شیئی است و نسبتِ حقیقی و مطلقِ عالَم است که حضرت مولی امیرالمؤمنین علی(؏) میفرمایند :
🔻『 المَوّدَة أقرب نَسَب』🔺
[به قول مطلق] «المودة» (حضرت محسن ع) نزدیکترین نسب است.
(📚 غرر الحکم)
❖ "مودّة"، مطلقِ «نسبت» است.
«مطلقِ نسبت»، نسبتِ چیزی به چیزی نیست، بلکه خودیّت شیء است.
سرّ السرِّ نفْس و خودیّت، "المودة" است که حضرتِ محسن علیه السلام میباشند که آنچنان در جلالتاند که اخبار و نصوص در خصوصشان نیز، در پردۀ خفاست. و مضجعِ مبارکِ ایشان در قعر و خفایِ جلالیِ بیتِ رسالت است که حضرت مولی(ع) به حضرت فضّه(س) فرمودند :
🔲『 فَوَارِيهِ «بِقَعْرِ الْبَيْتِ»
فَإِنَّهُ لَاحِقٌ بِجَدِّهِ رَسُولِ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) 』 🔲
او را (یعنی حضرت محسن ؏ را)در انتهای خانه دفن نما که او به جدّش حضرت رسول اکرم (ص) ملحق شد.
(📚 الهداية الكبرى، ص: 408)
♦️◆ قدم هفدهم ➣●• —---—
شهید کردنِ حضرت محسن (؏)، شهیدِ کردنِ سرّ السرّ الهی، و از آن حقیقت؛ شهید کردنِ خودیّت هر شیئی است.
❖ "شهید" بودن، مقامِ دائمی حضرات آل الله (؏) است. چرا که خودشان شاهدند و خودشان مشهود. و شهادت بیرون از ایشان معنا ندارد. امّا در ظاهر که بیاید، "شهید"؛ برگشتِ خود بر خود حضرات(؏) است.
و دقت شود که در همان نقطۀ مقام و مکانت «شهید»، عمر و ابابکر ملعون اقدام به شهید کردن حقیقتِ خداوند نمودند و ملعونِ ازل و ابد هستند.
︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻
🆔@ehsannil2 کانال اللطائف الالٰهیّة
︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼
••●🔽 ادامه 🔽●••
🔳
🔹
♦️◆ قدم پانزدهم ➣●• —---—
🔶 حالا سوال این است که "القربی" چیست و منظور از "المودة فی القربی" چیست؟
🔹اوّلا :
"القربی"؛ حضرات ائمۀ اطهار (؏) هستند (『 هم الائمة -ع-』 / 📚تفسير نور الثقلين، ج4، ص: 573).
پس بحثی در این نیست که اجر رسالت حضرت رسول اکرم (ص) که خودیّت رسالت است، مودّتِ حضرات ائمۀ اطهار(؏) است.
که با بیاناتی که گذشت؛ حضرت محسن(؏) "المودة فی القربی" هستند.
پس؛
👈☀️اجر رسالت -که خودیّت رسالت است -؛ نقطۀ جلالَت ولایت، یعنی حضرتِ محسن(ع) هستند.☀️
که مسئلتِ اجر رسالت از امّت، رسیدن به شخصِ حضرت محسن(؏) است (شخص حقیقی).
⬛️ امّا در عوضِ رسیدگی، خصومت عمر ملعون به جولان آمد.
او و ابابکر ملعون، که به نصّ روایت، به قصدِ سلطنت و ریاست، «منافقانه» خود را به حضرت ختمی مرتبت(ص) نزدیک کرده و در دل، آتش کینۀ ازلی و ابدی خویش را پروارتَر میساختند، با «شهادتِ» حضرت خاتم الانبیاء(ص) (که خودْ عامِل آن بودند) ، وجودِ سراسرْ آتش و آتشزنۀ خویش را، به بیتِ خدا رساندند.
حقّ تعالی و رسول گرامیاش(ص) سفارش به مودّت حضرت فاطمه(س) نمودند. امّا آن ملعون ازل و ابد، بجایِ خودْ شکنی، پهلویِ حقیقتِ هستی، ناموس حقّ، ذاتِ فخرِ جَلی، دختِ نبی(ص)، زوج ولیّ(؏)، حضرت فاطمه زهرا(س) را شکست.
و در عوضِ سَرسپردگی، سِرّ سپردۀ حقّ، حضرت محسن (ع) را، به لگدِ کینه، و شلاقِ عداوت، سقط و شهید ساخت.
(لعنت خدا بر ابابکر و عمر و عثمان و تابعینشان)
🔹ثانیاً :
"القربی" صِرفاً به معنای "خویشاوند" نیست. بلکه این کلمه، مصدرِ "قُرب" است و اگر صرفاً در عِداد «خویشاوند» بخواهیم آنرا معنا کنیم؛ معنایِ «خویشاوندی» یعنی قرابت و نزدیکی، با مصدرْ بودنِ آن مناسب است.
"القربی"، مصدرِ "قرب" است.
❖ بیان شد که اسماء حقّ تعالی، توقیفی است. یعنی متوقّف بر ذات خدا و برخاسته از آن است و نه آنکه از بیرون از ذات، عارض بر خدا شده باشد.
🔅 یکی از نامهایِ حقّ تعالی ، "#قریب" است (📚 البلد الأمين، ص: 406).
❖ ذاتِ خداوند، "قریب" است. در معنای ساده میگوییم؛ او مطلقِ «نزدیک» و مطلقِ «نزدیکی» است.
پس نزدیکِ «به چه چیز؟» منظورمان نیست. چرا که مطلقْ بودنِ "قریب"، جا برای چیز دیگر نمیگذارد.
"قریب" صفتِ مشبهه است و ملئیت قرب را میرساند.
حالا دقت بفرمائید؛
❖ مصدر، محلّ صدور کلمه است.
❖ "القربی" مصدرِ "قرب" است. یعنی؛ في الواقع هر کلمهای که از «قرب» مشتق میشود، از مصدرِ آن یعنی "القربی" مشتق شده است.
"قریب" نیز چنین است.
بیان شد که "القربی" حضرات آل الله(ع) هستند. ایشان مصدرِ حقیقیِ "قریب" هستند.
❖ اشتقاقِ حضرت «قریب» (عزّوجلّ) از «القربی» ، اشتقاقِ حقیقی است. که حضرت «قریب» (عزّوجلّ) و حضرات «القربی» (ع) یک حقیقت واحد هستند. و این اشتقاق، در اطلاق و بیحدّیِ ذاتِ غیب الغیوبی بایستی معنا شود. و نه به حدّ و رسمِ اشیاء محدود. یعنی اینطور نیست که وقتی بیان میگردد "«قریب» مشتق از «القربی» است"، العیاذ بالله تصغیر ذات باریتعالی صورت گرفته باشد.
خیر!
❖ سخن از «القربی»، به #عین_شخص ، سخن از خودیّت خداست. و این اشتقاق، اشتقاق نوری و تجلیّات خود بر خودِ ذاتِ باری است.
(فتأمَّلْ !)
🔰 پس در تحلیل، بیان میشود:
👈☀️《 سِرِّ حضرت «قریب»(عزّوجلّ)》، «القربی» است. یعنی حضرات آل الله(؏).☀️
↲❖ که در زیارت حضرت موسی بن جعفر امام کاظم(؏) میخوانیم 🔻『 السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا «سِرَّ اللَّه»』🔺 (📚 بحار، ج99،ص20).
پس آل الله علیهم السلام که یک نور واحد بوده و در جلوۀ «چهارده» نفر ظاهرند، سرِّ الهی هستند.
🔰 امّا دقّت شود که؛
👈☀️《سِرُّ السِرّ حضرتِ «قریب»-عزّ و جلّ-》، «الموّدة» است. یعنی حضرت محسن (ع).
ایشان سرّ السرّ و سِرّ المستودع میباشند. ☀️
❖ که "مستودع" بودنِ حضرت محسن (؏)، از علوّ باطن تا دنوِّ ظاهر، ممدود و کشیده است.
حضرتشان به حسب ظاهر؛ جنین در بطن حضرت فاطمه (س) هستند. جنین، به «ودیعه» و امانت در بطن مادر خویش است (مستودع).
💠 امّا حقیقتِ مطلب فراتر از این است!
"مُستَوْدَع"؛ اسم مفعولِ باب استفعال از ریشۀ «وَدْع» است. «وَدْع» به معنای ترک کردن و رها کردن میباشد. و "ودیعه" از این جهت برایِ «امانت» مستعمل است که امانت بایستی محلّ خود را ترک کرده و به دست صاحب اصلی برسد.
❖ امّا خوب دقّت شود که؛"سرّ المستودَع" که در بطنِ حضرت فاطمه(س) است، در وحدتِ حقیقی با ایشان (یعنی با تمام آل الله علیهم السلام) است.
بنابراین ؛
👈☀️«المستودَع بودنِ» حضرتِ محسن علیه السلام، مقامِ《رهایی و اطلاقِ «سرّ الله» بودنِ》 حضرات آل الله علیهم السلام است. ☀️
🔔 ⬛️ توجّه فرمودید که عمر ملعون دقیقاً چه مکانت و مقامی را به لگدِ عداوت، نشانه گرفت؟! ⬛️
(لعنت دائمی حقّ تعالی بر او و تمام تابعینِ او)
︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻
🆔@ehsannil2 کانال اللطائف الالٰهیّة
︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼
••●🔽 ادامه 🔽●••
🔳
🔹
♦️◆ قدم یازدهم ➣●• —---—
حضرت زهرا (سلام الله علیها) به "#فاطمه" بودن، در جلال میباشند که ◣『 لِأَنَّ الْخَلْقَ «فُطِمُوا» عَنْ مَعْرِفَتِهَا』◥ (زیرا خلایق از معرفتش جدا شدهاند / 📚بحار الأنوار،ج43، ص65).
♻️ رحِم مبارک حضرت (س)، حریمِ سرّ الهی است. پس مقامِ خفا و مکانتِ جلال حقّ است.
👈 حضرت محسن علیه السلام ، نه در جلوَت و جمال، بلکه در خلوَت و جلال، یعنی در خفایِ حقّ تعالی به اشاره آمده و در همانجا به دستِ شرّ مطلق، عمر بن خطاب (لعنة الله علیه و علی اتباعه اجمعین) شهید میشوند.
♦️◆ قدم دوازدهم ➣●• —---—
❖ "شهید"، صفتِ مشبهه است که فاعل و مفعول را فرا میگیرد. یعنی؛ "شهید"، نقطۀ وحدتِ شاهد و مشهود است و خود، هم شاهد است و هم مشهود.
پس تمامِ شاهد و تمامِ مشهود را در نقطۀ «شهید بودن» باید نظر کرد.
☀️اوّلْ شهیدِ آل خدا (؏)، حضرتِ محسن علیه السلام هستند. که ایشان در خفا و جلالت شهادت میباشند.☀️
❖ "اوّلْ شهید بودنِ" حضرتشان، اوّل بودنِ حدّی نیست. بلکه اوّل بودنِ ذاتی است. یعنی؛
تمام شهدای آل الله (؏)، در «جلالَت شهید بودن»، مَظهَر شهید بودنِ حضرت محسن علیه السلام هستند (و این در حالی است که یک نور واحدند).
🔰 پس به این آیات دقت کنیم:
💎【 ● وَ إِذَا الْمَوْءُدَةُ سُئلَتْ
● بِأَىِّ ذَنبٍ قُتِلَتْ】💎
و آنگاه كه در مورد «مؤودَة» پرسيده شود،
كه به كدامين گناه كشته شده است؟!
(سورۀ تکویر، آیات 8 و 9)
🔲 که "مؤودة" حضرت محسن(؏) هستند که حضرت امام جعفر صادق(؏) برای این آیات مذکور میفرمایند:
🔻『 الْمَوْؤُدَةُ وَ اللَّهِ «مُحَسِّنٌ» لِأَنَّهُ مِنَّا لَا غَيْرُ فَمَنْ قَالَ غَيْرَ هَذَا فَكَذِّبُوه』🔺
به خدا قسم «المؤودة» حضرت محسن (؏) است که همانا او از ماست و نه از غیر. پس هرکس غیر این را بگوید، تکذیبش کنید.
(📚 بحار الأنوار، ط - بيروت،ج53، ص23)
❖ پس دقت بفرمائید که "مؤودة"، شخصِ حضرت محسن (؏) هستند.
❖ «مؤودَة» از مادۀ "وَدَدَ" است و طبق احادیث، همان «مَوَدَّة» است. و اصلاً حضرت صادق (؏) بدین صورتِ تلاوت میفرمودند:
🔻『 و إذا «المَوَدَّة» سئلت بأي ذنب قتلت』🔺
(📚 البرهان،ج5، ص591)
پس «المؤودَة» همان «المودّة» است.
👈 ☀️و تا بدینجا دقّت شود که؛ «المودة» شخص حقیقی است و آن، حضرت محسن (؏) هستند.☀️
♦️◆ قدم سیزدهم ➣●• —---—
طبق روایات، «المودة» همان "مودًّة فی القربي" است که حضرت رسول اکرم(ص) سفارش به آن فرمودند:
💎【قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى 】💎
بگو: من بر اين [رسالت] مزدى از شما نمیخواهم مگر محبت و دوستى خويشان [و اهل بيت] را.
(سورۀ شوری، آیۀ 23)
❖ اجر حقیقیِ هر شیء، عِدل آن شیء است.
❖ رسالت، خودیّتِ مرسِل (خدا) است. اجر رسالت، جز خودیّت حقّ تعالی نمیتواند باشد. چرا که هیچ شیئی عِدل خودیّت خدا نیست.
بنابراین؛ 💎【قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى 】💎؛
●❖● اوّلاً بیانِ حقیقت است که اگر حضرتِ رسول اکرم (ص)، رسول هستند، از "الموّدة فی القربی" است و این مطلبی بیرون از حضرت (ص) نیست بلکه خودیّت ایشان است.
●❖● و ثانیاً ترسیمِ عالم که بوسیلۀ رسالت صورت گرفته، تجمیع آن به وسیلهٔ باطن آن ، و به سمت حقیقتِ آن ، یعنی؛ "المودّة فی القربی" است.
👈 ☀️ پس "المودّة فی القربی" صرفاً سفارش به یک فعل نیست (که البته فعل را هم میگیرد). بلکه بیانِ حقیقت، و مهمتر آنکه دنباله رسالتِ پیامبر اکرم (ص) است.☀️
♦️◆ قدم چهاردهم ➣●• —---—
💎【قُلْ ما سَأَلْتُكُمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَكُمْ إِنْ أَجْرِيَ إِلاَّ عَلَى اللَّه ِ وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهيدٌ 】💎
بگو: هر مزدى كه از شما خواستم به نفع خودتان است، مزد من جز بر خدا نيست و او بر هر چيزى گواه است.
(سورۀ سبأ، آیۀ 47 )
❖ در عین اینکه حضرت پیامبر (ص) "المودّة فی القربی" را از امّت مسئلت مینمایند، میفرمایند که آنرا برای خودتان میخواهم. پس "المودة فی القربی"، آنچنان سعهای دارد که خودیّت شماست. بلکه خودیّت هر شیئی است.
︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻
🆔@ehsannil2 کانال اللطائف الالٰهیّة
︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼
••●🔽 ادامه 🔽●••
🔳
🔹
♦️◆ قدم نهم ➣●• —---—
نام مبارک "محسن" از اسماء حضرت حقّ است.
در بین اسماء حضرات آل الله (؏) ، "علی" و "محسن" از اسماء حضرت حقّ تعالی است.
⚠️ خوب دقّت شود که کدام اسماء چنین خصوصیّتی دارد !
در ادامۀ مطلب ان شاء الله ظرافتِ این دو اسم مبارک، و خصوصیّت آن به مرحمتِ الهی معلوم میشود.
❖ «محسِن» ؛ اسم فاعل است. یعنی "احسان کننده". که اسم فاعل، صفتِ حالیه نیز واقع میشود یعنی آنکسی که حالَش، «احسان ساز» است.
از طرفی بیان شد که "احسان" ؛ ولایت است.
و بیان شد که ولایتِ خداوند، خدائیت و فعلیّت محضۀ حضرت حقّ تعالی است.
خداوند به خودیِ خود و به نحوِ #مالکیت_حقیقی (که مملوک، چیزی جز ظهورِ مالک نیست)، دارای ولایت (احسان) است و این در حالی است که خودیّت او، "محسِن" است که در حدیث قدسی فرمود :
🔻『 أَنَا «ذُو الْإِحْسَانِ» وَ هَذَا الْحَسَنُ،
وَ أَنَا «الْمُحْسِنُ» وَ هَذَا الْحُسَيْن』🔺
(📚 بحار الأنوار، ط - بيروت،ج27، ص5)
اگر به مرحمت حقّ قدمهایِ قبلی، یک به یک با پایِ دل طیّ شده باشد، إن شاء الله مطلبی که در این نتیجهگیری بیان میشود بهجت را به جانْ مینشاند :
👈 ☀️حضرتِ "محسِن" (علیه السلام) ؛ فعلیّتِ محضۀ ولایت هستند. ☀️
🍃 اینجا مکانَتِ اعتکاف است!
و شاید بهتر این بود که ادامه ندهیم و این نُه منزلِ معرفتی را تا پایِ نتیجه، به دهمین مرحله، چند بار مرور کنیم.
امّا چون جاریِ معرفت، سائق و برَنده است، قلم نگارش را مانع نباید شد.
دیگر هرکسی هرچقدر که در طلب است، همراه بیاید ...
♦️◆ قدم دهم ➣●• —---—
✅ نکتهای از «امامت» ، پیش از قدم دهم بیان میشود و آن این است که اِمامت ؛ اَمام بودن و مقدّم بودنِ ذاتِ باریتعالی است ("يَا مُقَدِّم" / دعای مجیر - 📚 البلد الأمين، ص: 363).
❖ که چون «مقدّمِ مطلق»، ذاتِ باریتعالی است، این مقدّم و اَمام بودن مطلق، از «اِمامت» و پیشوا بودنِ مطلقِ نفسِ حقّ (یعنی حضرات آل الله علیهم السلام) است.
➿ و امّا ...
❖ بیان شد که حضرت محسن (علیه السلام) فعلیّت محضۀ ولایت هستند. در حالیکه اشاره شد که ولایت، شخصِ حضرات آل الله علیهم السلام میباشند.
❖فعلیّت محضه در عُلوِّ جلالی است. و مقامِ خلوَتِ ولایت است که از اطلاقِ خویش، در هر مرتبهای ظاهر بشود، به جلالِ «فِعلیّت» ظاهر میشود و نه به تعیّنِ «فِعل».
یعنی در حدّ و حدودِ افعال متوقّف و متعیّن نیست. بلکه دائماً (#دوام از خودش) در خفایِ غیبیِ فاعلِ عَلَی الاطلاق است.
❖ و نیز بیان شد که حضرات آل الله علیهم السلام همگی شیء حقیقیِ واحد هستند.
بنابراین :
👈☀️حضرت محسن علیه السلام جلالتِ امامَت و ولایتِ حضرات آل الله علیهم میباشند.☀️
ایشان(ع)؛ «سِرّ المستودع» در بطنِ ناموسیّت حقّ (یعنی حضرت فاطمه سلام الله علیها) هستند که :
🔻 『 اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها وَ 《سِرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها》 بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ』🔺
❖ نام مبارکشان "محسِن"، یعنی کسی که احسانساز است. که بیان شد ؛ احسان، همان ولایت است.
❖ و این، در حالی است که ولایت، قائم بر خودش است. و ولایتکنندۀ ولایت، در اطلاق و بیحدّی باید نظر شود.
❖ بنابراین؛ "محال بودنِ تقدّم و توقّف شیء بر خودش" در اینجا مطرح نیست. که این تعابیر مربوط به امور حَدّیه است.
🔅 سخن در عالَم نور است.
حضرتِ محسن (؏) در اطلاقِ نوری، احسانکننده و ولایتساز هستند.
در حالیکه حضرت فاطمه زهرا (س) «امّ الائمه» میباشند ، حضرتِ محسن (ع) ؛ باطن و جلالَتِ امامت ائمۀ اطهار (ع) میباشند که غیبی است لایدرک. که حضرت مولی امیرالمؤمنین (ع) میفرمایند:
👈🔻『 ظاهري ولاية و وصاية و «باطني غيبٌ لا يُدرک»』🔺
(📚 مشارق الامان، حافظ رجب برسی، ص 76)
و حضرت مولی (ع) در حدیث طارق ابن شهاب در مورد امامت میفرمایند:
👈🔻『 ظَاهِرُهُ أَمْرٌ لَا يُمْلَكُ وَ «بَاطِنُهُ غَيْبٌ لَا يُدْرَک»』🔺
(📚 بحار الأنوار، ط - بيروت، ج25، ص: 171)
⇦ ☀️ بنابراین؛ در حالیکه ولایت، خودیّت حقّ است، و ولایت، شخصِ حضرات آل الله علیهم السلام هستند؛ حضرتِ محسِن (؏) مقامِ خلوَت و جلالِ امامَت و ولایتِ حضرات آل الله علیهم السلام میباشند. ☀️
إن شاء الله این روزیِ خاصّ، نوشِ جان و دل بیقراران حضرتشان باشد.
🍃 قدمی پیش رَویم که جاریِ معرفت و احسان، دستِ مُجریِ سخاوتمندِ عالَم است که "بِيُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَى" و مُحسِنِ بارگاهِ ملوکانهاش، فعلیّت احسان و ولایت است و مَسندنشینِ سَریرِ جود و سخاوت.
مهمانِ خوانِ کریمانه حضرتشان هستیم و گدایانِ گوشهْنگاهی از وجودِ جلالی ولیّ اللهیِ او .
︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻
🆔@ehsannil2 کانال اللطائف الالٰهیّة
︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼
••●🔽 ادامه 🔽●••
🔳
🔹
♦️◆ قدم هفتم ➣●• —---—
اسمِ ظاهریِ اسماء الحسنی، برخاستۀ از حقیقت و نفْسِ ایشان است.
❖ یعنی اسماء و القاب و کُنیۀ حضرات آل الله علیهم السلام ، همگی از مسمّا و حقیقتِ ایشان متجلّی است. و نه اینکه اسمِ حضرات (؏) مانند اسماء ما سوایِ ایشان باشد که از بیرون آنها بر وجودشان جعل و واقع، و یا قرارداد شده باشد.
و این مهمّ را در بعضی از مقالات متذکّر شدهام که چون این مطلب برای حضرات اسماء الحسنی(ع) وجود دارد، متصلاً به وجودِ ایشان، خواصّ یارانِ حضرات، [و در مقابل] خواصِّ دشمنان آل الله (ع) نیز اسمائی برخاسته از کُنه وجودِ خویش دارند. و نامشان، وصفِ ایشان است.
(اسرار #اسم و #اسم_گذاری مقالهٔ جدا میطلبد. و این مقوله، لطائفِ عمیق دارد که إن شاء الله در آینده بیان میشود)
که مثلاً ؛
▫️برای حضرت #جابر (ع) (جابر بن عبد الله انصاری) بیان شد که ایشان «جابر» است و جبران کنندۀ در راه ماندگان به عاشورایِ حسینی (ع).
▫️یا برای حضرت حرّ (ع) بیان شد تمامِ حرّیّت و آزادگی است.
یا در مقابل ؛
▪️برای #ابن_ملجم ملعون بیان شد که او، اصلِ لجام زدگی است. سراسرِ وجودِ خبیثش، لجامْ زدۀ هوایِ نفس است.
▪️یا #زجر که آزاردهندۀ حضرت رقیه سلام الله علیها بود. که نامِ او، وصفِ اوست و لغت «زجر کشیدن» و زجر کشیدنِ هر موجودی، چیزی از خباثتِ این ملعون است.
پس دقت کنیم که مبادا اسماء حضرات آل الله (؏) را با احدی قیاس کنیم که بقولِ مطلق فرمودند 💠『 لا یُقاس بنا احدٌ』💠 (احدی، در هیچ وجهی از وجوه با ما آل الله ؏ مقایسه کرده نمیشود./ 📚عيون أخبار الرضا -ع-، ج ۲، ص۶۶).
⇦ پس بدانیم :
در مورد #اسماء_توقیفی حقّ تعالی پیشتر در #کانال_معرفة_الحق مطالبی روزی شد. همان مطلب در مورد اسماء و القاب و کنیه حضرات اسماء الحسنی (علیهم السلام) برقرار است.
مثلاً :
❖اگر اسم مبارکِ حضرت مولی امیرالمؤمنین (؏) «علی» است؛ تمامْ و تمامیّتِ "عُلُوِّ" حضرت حقّ میباشند.
❖و اگر اسم مبارکِ حضرت امام محمّد تقی (؏) "جواد" است؛ تمامْ و تمامیّتِ "جوُد" و سخاوت حضرت حقّ میباشند.
❖و اگر اسم مبارکِ حضرت امام جعفر بن محمّد (؏) "صادق" است؛ تمامْ و تمامیّتِ "صدق" حضرت حقّ میباشند که در زیارتِ شریفشان میخوانیم :
🔹 『 وَ صَلِّ عَلَى «الصَّادِقِ عَنِ اللَّهِ» جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ؏』🔹
(قربانِ نام مبارکشان)
دقّت کنیم که فرمودند ◣『نَحْنُ أَصْلُ كُلِّ خَيْرٍ』◥ (📚الكافي، ط - الإسلامية، ج8، ص242).
که در این مثال؛ «علوّ» و «جود» و «صدق» از خَیرات هستند (یا به بیانِ دقیق، "الخیر" هستند). و اصل و اصالت آن، حضرات آل الله(؏) میباشند.
♦️◆ قدم هشتم ➣●• —---—
همین مطلب که در قدم هفتم معرفتی بیان شد، در مورد حضرت 《مُحسِن》 علیه السلام وجود دارد.
حساب حضرت محسن(؏)، حسابِ حضرات آل الله علیهم السلام است که فرمودند:
🔹『 لأَنَّهُ مِنَّا لَا غَيْر ُ فَمَنْ قَالَ غَيْرَ هَذَا فَكَذِّبُوه』🔹
ایشان (حضرت محسن علیه السلام) از ما آل الله علیهم السلام است، پس هرکس غیر از این را بگوید، تکذیبش کنید.
(📚 بحار الأنوار، ط - بيروت،ج53، ص23)
⚠️ با این سخن، حضرات چهارده معصوم (؏) ، پانزده نفر نشدهاند.
#چهارده بودنِ حضرات آل الله علیهم السلام #عدد_حقیقی است که در عِدادِ اعدادِ دیگر نیست. بلکه از اطلاق و حقیقتِ خویش مانند اعداد دیگر ظاهر میشود امّا در تعیّنِ عددی گرفتار نمیگردد. برای همین در عینِ اینکه حضرات آل الله (؏) به چهارده جلوه، متجلّی هستند، یک شیء واحدند. منتها ؛ #واحد_حقیقی. که واحدِ حقیقی، واحدی است که #مطلق_علی_الاطلاق است که از اطلاقِ یگانگیِ خویش در اعداد میآید ولی مَشوب و آلوده به حدّ و عَدّ نمیگردد.
بنابراین در نفسِ اینکه در چهارده جلوه میباشند، یک شخصِ حقیقیاند و میفرمایند:
🔻"نَحْنُ شَيْءٌ وَاحِد"🔺
(📚بحار الأنوار، ط - بيروت،ج26، ص317)
🔔 شرح و بسط در مورد #عدد_حقیقی ، بیش از اینهاست و لطائف آن، بسیار. امّا چون مقالۀ مستقل میطلبد، در اینجا به همین قدر از اشاره اکتفاء کرده شد.
👈 بنابراین در این مرحله، معلوم شد که حضرت محسن (؏) در وحدتِ حقیقی با حضرات چهارده معصوم (؏) هستند و نه فردی در کنار ایشان.
︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻
🆔@ehsannil2 کانال اللطائف الالٰهیّة
︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼
••●🔽 ادامه 🔽●••
🔳
.
#حضرت_محسن (علیه السلام)؛
سرّ مستودع حضرت باریتعالی
🔸🔹🔸🔹🔸🔹🔸
↗️ http://facebook.com/ehsan.nilforoushzadeh
┅─┅─═✾🌀✾═─┅─┅
مطالبی که میخوانید بعد از مبانی و مقدماتی است که در #کانال_معرفة_الحق بیان شده است.
(آدرس #کانال_معرفة_الحق 👈 https://t.me/ehsannil1)➪
🔔 ⦿ بنابراین چنانچه آن مطالب و شروح معرفتی، خوانده نشده یا هنوز شبهه و سؤالی در آن خصوص باقی مانده باشد، از خواندن این مقاله اجتناب کنید! ⇰
༺ از آنجا که معرفت به حضرات آل الله علیهم السلام بی حدّ و حصر است و هر مرتبهای از معرفت، تمامِ مقصد، و در عین شخصیِ «مقصد بودن»، تمامِ طریقْ، و قدمی از قدمهایِ معرفتی است؛ بنابراین هر گامی از بیانِ روزی شده را به تمامِ «مقصد بودن»، نظر بفرمائید. هرچند عنوانِ «قـــدم» برای آن برگزیده شد.
شمارش قدمها، به تعداد حروفِ "بسم الله الرحمن الرحیم" آمد. إن شاء الله به حقیقتِ "بسم الله الرحمن الرحیم"، حضرات آل الله علیهم السلام، همۀ این گامهایِ معرفتی، شیرۀ جان و شیرازۀ وجودِ محبّین حضرت محسن علیه السلام شود. ༻
•┈••✾•ا◆﷽◆ا•✾••┈•
♦️◆ قدم اوّل ➣●• —---—
▣⇦ احدی را با حضرات آل الله علیهم السلام مقایسه نکنید که میفرمایند 🔅『 لَا يُقَاسُ بِنَا أَحَدٌ』🔅 (📚عيون أخبار الرضا -ع-،ج2، ص66).
❖ از 《لا یُقاس》 بودنِ حضرات آل الله(؏)، فرزندان ایشان، و انبیاء الهی و فرزندانِ ایشان (علیهم صلوات الله) را با کسی مقایسه نکنید که حضرت امام جعفر صادق(؏) در مورد اطفال انبیاء(؏) میفرمایند :
✿『 لَيْسُوا كَأَطْفَالِ النَّاسِ』✿
آنها مانند اطفال مردم نیستند.
(📚 من لا يحضره الفقيه، ج3، ص490)
♦️◆ قدم دوّم ➣●• —---—
❖حضرات آل الله علیهم السلام «مِن دون الله» نبوده بلکه خودیّت حضرت حقّ هستند که در زیارت حضرت مولی (؏) میخوانیم ◣『 السلام علی نفس الله تعالی』◥ .
❖بنابراین ولایتشان، عیناً ولایتِ خداوند است (عین شخصی و نه عینِ تطبیقی) که میفرمایند ◣『 وَلَايَتُنَا وَلَايَةُ اللَّهِ』◥ (📚 الكافي، ط - الإسلامية،ج1، ص437).
❖و #ولایت، خودِ حضرات آل الله علیهم السلام هستند که حضرت مولی علی (؏) #امامت که خودیّتِ امام است را ولایت معرفی میفرمایند که ◣『فَهِيَ عِصْمَةٌ وَ «وَلَايَــة»』◥ (📚بحار الأنوار، ط - بيروت،ج25،ص170).
♦️◆ قدم سوّم ➣●• —---—
▣⇦ ولایتِ خداوند، خدائیت و فعلیّت محضۀ حضرت حقّ تعالی است.
♦️◆ قدم چهارم ➣●• —---—
« #احسان » ؛ ولایت خداست که حضرت امام جعفر صادق علیه السلام میفرمایند ◣『الإحسان؛ ولاية أمير المؤمنين ؏』◥ (📚 تفسير نور الثقلين، ج3، ص: 80 ).
♦️◆ قدم پنجم ➣●• —---—
اسماء حقّ تعالی، #توقیفی است. در این خصوص مطالبی در #کانال_معرفة_الحق بیان شد. از جمله میتوانید به لینک زیر رجوع بفرمائید.
(#اسماء_توقیفی 👈 https://t.me/ehsannil1/186)
❖ به تلخیص: اسماء حقّ تعالی «حُسنیٰ» است. بدین معنا که عینِ شخصیِ ذات حقّ، و برخاسته از اوست. و نه اینکه از بیرون ذات، بر او واقع شده باشد. و از این رو، محدود به تعیّن و حدِّ اسم نیست. بلکه در عینیّتِ حقیقی با مسمّاست. در نتیجه در همان نقطۀ افتراق با مسمّا، عینِ شخصی اوست.
♦️◆ قدم ششم ➣●• —---—
اسماء حضرت حقّ تعالی که همگی «حُسنیٰ» میباشند، حضرات آل الله علیهم السلام هستند که میفرمایند ◣『نَحْنُ وَ اللَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنیٰ』◥ (به خدا قسم ما اسماء الحسنیٰ هستیم / 📚الكافي، ط - الإسلامية،ج1، ص144).
❖بنابراین اسماء حقّ ، یک لفظ نیست. بلکه حقیقت است و شخص است و آن شخصِ شخیص ، نفْسِ خداوند است که حضرات محمّد و آل محمّد میباشند (صلّی الله علیه و آله و سلّم).
اینکه بعضی میگویند حضرات (ع) صرفاً مَظهَرِ اسماء الحسنی میباشند؛ معرفت صحیح نیست!
بلکه دقیقاً شخصِ اسماء الحسنی هستند و عبارتِ حدیثِ فوق واضح است.
︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻
🆔@ehsannil2 کانال اللطائف الالٰهیّة
︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼
••●🔽 ادامه 🔽●••
🔳
◼️
☀️ حضرت سیّد الشهداء (علیه السلام) در لحظۀ آخر با دست مبارک، مقداری از خون مطهّرشان را برداشتند و سر و صورت و محاسن شریف خود را به آن آغشته نمودند.
هر اشارهای از حضرات آلالله (ع)؛ سرّ الاسرار حقّ تعالی است و هر حرکتی از حضرات (ع)، حقیقة الحقائق حضرتِ باری (جلّ جلاله) است. پس به اختصار بیان میشود:
❖ خون؛ باطن است و مقام جلال.
❖ محاسن؛ ظاهر است و مقام جمال.
⇦ خونِ حضرت (ع)، جلال خداست. محاسنِ حضرت (ع)، جمال خداست.
و آخرین لحظات است و وقتِ ظهورِ مقامِ جمع الجمعی ولیّ الله (ع)، در عشرۀ کاملۀ #عاشورا. پس؛
👈🏻 با کشیدن خون مطهّر به محاسن مبارک؛ جلال و جمال در نقطۀ "وجه الله"یِ حضرتشان به ظهور کشیده شده و مقامِ جمع الجمعیِ حضرات آلالله (ع) - که خلوَت و جلوَتِ حضرت حقّﷻ را، به عینِ شخصیْ جامع است -؛ به منصۀ ظهور آمد.
(فتأمّل!)
حضرت سیّد الشهدا (ع) بعد از خضاب کردن جمال، با سرخیِ جلال، فرمودند:
🔴 『 هكذَا أَكُونُ حَتَّى أَلْقَى جَدِّي رَسُولَ اللهِ وَ أنَا مَخْضُوبٌ بِدَمِي وَ أقُولُ:
👈 يا رَسُولَ اللهِ ! قَتَلَنِي «فُــلَانٌ وَ فُـــلَانٌ»』 🔴
این گونه میمانم تا جدّم رسول خدا را ملاقات کنم در حالی که به خون خود خضاب کردهام و خواهم گفت:
ای رسول خدا، فلانی و فلانی (ابابکر و عمر ملعون) مرا کشتند.
(📚 بحار الأنوار، ج ۴۵، ص۵۳)
🔻『 اَللَّهُمَّ خُصَّ اَنْتَ اَوَّلَ ظالِمٍ بِاللَّعْنِ مِنّى وَ ابْدَأْ بِهِ اَوَّلاً ثُمَّ الثَّانِىَ وَ الثَّالِثَ و الرَّابِعَ ...』🔺
(📜 بخشی از زیارت عاشورا)
°•❁🔳🔲🔳❁•°
🍂 مرحوم آیت الله شیخ محمّد حسین غروی اصفهانی (کمپانی) در الأنوار القُدسیه صفحۀ ۹۹ این گونه سروده است:
◆ وَ ما رَمّاهُ إذ رَمّاهُ حرملة ◇
◆ و إنّما رَمّاهُ مِن مَهدٍ لَه ◇
[تيري كه حرمله به گلوی علي اصغر (علیه السلام) زد ،حرمله نزَد، بلكه آن تير؛ تيری است كه از جانب سقيفه پرتاب شد.]
◆ سَهمٌ أَتی مِن جانبِ السّقیفه ◇
◆ و قَوسُهُ عَلی یدِ الخلیفه (لعنة الله علیه) ◇
[تیری از سوی سقیفه آمد که کمانش به دست خلیفه (لعنة الله علیه) بود]
◆ و ما اصابَ سَهمُهُ نَحرَ الصّبی◇
◆ بل کَبِدَ الدّین و مَهجةَ النّبی (ص) ◇
[تیر او نَه بر گلوی کودک، بلکه بر دل دین و قلب پیامبر (ص) نشست]
🔻『 اَللَّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ
وَ آخِرَ تابِعٍ لَهُ عَلى ذلِكَ
اللَّهُمَّ الْعَنِ الْعِصابَةَ الَّتى جاهَدَتِ الْحُسَیْنِ وَ شایَعَتْ وَ بایَعَتْ و تابعَتْ عَلی قَتْلِهِ اَللَّهُمَّ الْعَنْهُمْ جَمیعاً.』🔺
(📜 بخشی دیگری از زیارت عاشورا)
#یوم_الطفوف_سخن_دهم
🏴 #احسان_الله_نیلفروش_زاده
─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─
🆔 @ehsannil ✍️
🆔 @ehsannil1 کانال معرفة الحق
🆔 @ehsannil2 کانال اللطائف الالٰهیّة
🆔 instagram.com/ehsan_nil 🦋
─═༅࿇༅📓༅࿇༅═─
.
◼️
🔲 اصابت این سه تیر نیز، از روی بغض به مولی امیرالمؤمنین علی علیه السلام واقع شد، که؛
🔱 ▪️۱- به چشم مبارک حضرت اباالفضل العباس (علیه السلام) زده شد. که حضرت ابا الفضل (ع) طبق فرمایش امام جعفر صادق (ع)؛ "نافذُ البصیرة" هستند.
و حضرت مولی امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) "فضل الله" هستند و حضرت قمر بنی هاشم (علیه السلام) "ابــاالفضل" هستند.
👈🏻 پس هدف این تیر؛ حضرت مولی علی (علیه السلام) بود.
🔱 ▪️۲- به گلوی مبارک حضرت علی اصغر (علیه السلام) زده شد.
که حضرت علی اصغر (ع)؛ "سِرّ ابیه" هستند (الولدُ سِر ّابیه) یعنی؛ سِرّ حضرت سیّدالشهدا (علیه السلام). و حضرت سیّد الشهدا (علیه السلام) نیز سِرّ حضرت مولی علی (علیه السلام).
👈🏻 پس به سِرُّ السِرِّ حضرت مولی علی (علیه السلام) تیر زده شد.
🔱 ▪️۳- به قلب مبارک حضرت سیّد الشهدا (علیه السلام) زده شد، که قلب حضرت سیّد الشهدا (علیه السلام)، "قلب الله" است و حضرت مولی علی (علیه السلام) میفرمایند 💠『 أنَا قَلْبُ الله』💠 (📚 بحار الأنوار، ط - بيروت، ج ۳۹، ص۳۴۸).
⬛️ پس معلوم شد سه شعبۀ بغض از کجاست و به کجاست و تا کجاست؟!
◾️حضرات آلالله (علیهم السلام)؛ واسطۀ مطلقۀ حقّ تعالی هستند.
هر خدشه و جسارت به واسطۀ مطلقه، تمام جسارتهاست و مصیبت به او؛ مصیبتِ تمام اشیاء است.
▪️و تمام دشمنی با حضرات آلالله (علیهم السلام)، از اصل شرارت و خباثت؛ ابابکر و عمر و عثمان (لعنة الله علیهم اجمعین) است که حضرات (علیهم السلام) میفرمایند ▪️『 عـدُوُّنَـا أَصْلُ كُلِّ شَــرٍّ 』▪️( دشمن ما اصل و ریشۀ تمام شرور است؛ 📚 الكافي، ط - دارالحديث، ج ۱۵، ص۵۵۳).
◾️و از اینکه حقّ حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) غصب شد و حضرت صدیقۀ طاهره (سلام الله علیها) را آن ملعونها شهید کردند؛ حقِّ تمام عالم پایمال شد و خون تمام عالمیان ریخته شد.
پس سه شعبۀ بغض؛ از اصابت با حقیقتِ هستی، در واقع به ذات و صفت و فعل تمام موجودات اصابت کرده که:
🔻『 یا اَبا عَبْدِ الله!
لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِیَّةُ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ الْمُصیبَةُ
👈🏻 بكَ عَلَیْنا وَ عَلى جَمیعِ اَهْلِ الْاِسْلامِ
وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتْ مُصیبَتُكَ فِى السَّمواتِ عَلى جَمیعِ اَهْلِ السَّمواتِ』🔺
اى ابا عبد الله!
به راستى بزرگ شد سوگوارى تو و گران و عظيم گشت مصيبت تو بر ما و بر همهی اهل اسلام
و گران و عظيم گشت مصيبت تو در آسمانها بر همهی اهل آسمانها ...
(📜 بخشی از زیارت عاشورا)
و تمام تیرها وُ شمشیرها وُ نیزهها وُ سنگ وُ چوبهای دشمنان ابا عبد الله (ع)؛ همگی در حقیقت از عداوتِ آن سه ملعون ازل و ابد، «سه شعبه»اند. خواه در ظاهر سه شعبه باشند، یا نباشند.
امّا حرملهی ملعون این عداوت را در ظاهر هم آشکار کرد.
🔥 پس قاتل اصلی حضرت سیّد الشهدا (علیه السلام) در اصل و ریشه؛ این سه ملعون هستند.
〰️•●•〰️ و در پیِ آن ظلم؛ هر خونی به ناحقّ در عالم ریخته شود، از سه شعبۀ ظلم است و در حقیقت؛ تیرِ سه شعبۀ جسارت به خاندانِ ولایت (ع) تا آنجا هم آمده است و این خون بر گردن آن ملعونهای ازل و ابد، ابابکر و عمر و عثمان است، چنان که حضرت امام جعفر صادق علیه السلام میفرمایند:
◾️ 『 كلُّ ظُلَامَةٍ حَدَثَتْ فِي الْإِسْلَامِ أَوْ تَحْدُثُ،
وَ كُلُ دَمٍ مَسْفُوكٍ حَرَامٍ،
وَ مُنْكَرٍ مَشْهُورٍ،
وَ أَمْرٍ غَيْرِ مَحْمُودٍ،
👈🏻 فوِزْرُهُ فِي أَعْنَاقِهِمَا وَ أَعْنَاقِ مَنْ شَايَعَهُمَا أَوْ تَابَعَهُمَا وَ رَضِيَ بِوِلَايَتِهِمَا إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَة』◾️
▪️هر ظلمی که در اسلام اتّفاق افتاده و یا در آینده تا روز قیامت اتفاق افتد، و هر خونی که تا قیامت به حرام بر زمین بریزد، و هر عمل منکر و ناشایستی که تا روز قیامت اتفاق افتد، همانا وزر و وبالش بر گردن آن دو (ابوبکر و عمر) و گردن کسانی است که شیوع دهندگان آنها هستند و یا پیروان آن دو هستند و راضی به ولایت آن دو گشتند.
(📚 بحار الأنوار، ط - بيروت، ج ۲۹، ص۱۹۹)
◼️ پس همهی شرور؛ از ملعنتِ ابابکر و عمر و عثمان است. و اینها با ظلم به واسطۀ هستی، به همۀ هستی ظلم کرده و میکنند، چنان که حضرت مولی امیرالمؤمنین علی (ع) میفرمایند:
◾️ 『 اللَّهُمَّ اجْزِ عُمَرَ لَقَدْ ظَلَمَ الْحَجَرَ وَ الْمَدَر』◾️
خداوندا عمر را به جزای اعمالش برسان که او به سنگها و ریگهای بیابانها هم ظلم کرد.
(📚الجمل و النصرة لسيد العترة في حرب البصرة – شیخ مفید، ص۱۷۱)
︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻
🆔@ehsannil2 کانال اللطائف الالٰهیّة
︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼
••●🔽 ادامه 🔽●••
🔲
.
■ «یوم الطُّفوف»؛ مجمع حیرانی!
● سخن دهم:
سه شعبۀ بغض؛ از سه ملعون خبیث!
🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴
↗️ http://facebook.com/ehsan.nilforoushzadeh
┅─┅─═✾🔘✾═─┅─┅
🔰 قرآن میفرماید:
💎【 وَ يَوْمَ يَعَضُّ «الظَّـــالِمُ» عَلىَ يَدَيْهِ يَقُولُ يَلَيْتَنىِ اتخَّذْتُ مَعَ الرَّسُولِ 《سَبِيـــلًا》 ●
يَاوَيْلَتىَ لَيْتَنىِ لَمْ أَتخَّذْ «فُــلَانًــا» خَلِيلًا ●
لَّقَدْ أَضَلَّنىِ عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ إِذْ جَاءَنىِ وَ كَانَ «الشَّيْطانُ» لِلْانسانِ خَذُولًا ●】💎
● و روزى كه ستمكار دستهاى خود را به دندان گزد و گويد: اى كاش با پيامبر (ص) راهى پيش مىگرفتم!
● اى واى بر من، كاش فلانى را دوست خود نگرفته بودم!
● همانا مرا از قرآن پس از آن كه براى من آمده بود، دور ساخت و شيطان همواره خوار كننده و فرو گذارندهى انسان بوده است.
(سورۀ فرقان ، آیات ۲۷ تا ۲۹)
🔽 در احادیث مربوط به این آیات، حضرات آلالله (ع) میفرمایند:
☀️《سَبِيـــلًا》 = حضرت مولی امیرالمؤمنین علی علیه السلام هستند ("علياً ولياً" /📚 البرهان، ج۴، ص۱۳۱)
◾️ «الظَّـــالِمُ» = ابابکر ملعون است ("الأول" / 📚 البرهان، ج۴، ص۱۲۴).
◾️ «فُــلَانًــا» و «الشَّيْطانُ» = عمر ملعون است (" كان الشيطان و هو الثاني" / 📚 البرهان، ج۴، ص۱۳۱).
🔘 به طور کلّی:
"#فلان" در لغت؛ یک لفظ عام و نکره برای شخصی نامعلوم است که در رکیک بودن، نمیخواهند نامی از آن بیاورند.
امّا به تأویلی که در احادیث بیان فرمودهاند، این نکره (!)، از شدّتِ خباثت - که در بُعدِ «نیستی و عدم» است (عدم مضاف به حقیقت) و دور از رحمت الهی و هستی مطلق میباشد -، "فلان" نام دارد.
و آن؛ دشمنان آلالله (ع) و سردستهی آنها و «اصل الشرّ» یعنی؛ عمر ملعون است.
در احادیث حضرات آلالله علیهم السلام؛ ابابکر ملعون و عثمان ملعون هم، به تبعِ عمر ملعون، با لفظِ «فلان» اشاره شدهاند.
🔰 اصل تمام شرور عالَم، این سه ملعونِ ازل و ابد هستند. که حضرت امام جعفر صادق علیه السلام میفرماید:
🔻『 نَحْنُ أَصْلُ كُلِ خَيْرٍ، ... وَ عَدُوُّنَا أَصْلُ كُلِّ شَرٍّ 』🔺
ما اصل ِ تمام خیرها هستیم ... و دشمنان ما اصل تمام شرّها هستند.
(📚 الكافي، ط - دارالحديث، ج۱۵، ص۵۵۳)
🍃 بعد از شهید شدن یاران ابا عبد الله الحسین (ع)، حضرت فرمودند:
🔹" واى بر شما! چرا با من مىجنگید؟ آیا سنّتى را تغییر دادهام؟ یا شریعتى را دگرگون ساخته ام؟ یا جرمى مرتکب شدهام؟ و یا حقّى را ترک کردهام؟"🔹
( 『 یا وَیْلَکُمْ اَتَقْتُلُونِی عَلى سُنَّه بَدَّلْتُها؟ اَمْ عَلى شَریعَه غَیَّرْتُها، اَمْ عَلى جُرْم فَعَلْتُهُ، اَمْ عَلى حَقٍّ تَرَکْتُهُ』 )
و آن ملعونها با کمال وقاحت گفتند:
▪️"إنّا نَقتُلِک «بُغـضاً لِابیــکَ»"▪️
ما تو را برای بغضی که از پدرت داریم میکشیم.
(📚 ينابيع المودّة، ص ۳۴۶ و ۳۴۷)
👈🏻 «بُغـضاً لِابیــکَ»"؛
پس همۀ دشمنی، دشمنی با مولی امیرالمؤمنین علی علیه السلام است. عداوتی که سرتاسر آن؛ عداوتِ اصل الشرّ یعنی؛ عمر و ابابکر ملعون، با اصل الخَیر یعنی؛ مولی امیرالمؤمنین (ع) است.
⬛️ حرملۀ ملعون سه تیرِ سه شعبۀ زهرآگین ساخته بود.
🔱 تیر سه شعبه، از آن سه ملعون ابابکر و عمر و عثمان است و سه شعبه بودنش، نهایت تشتُّت در هر یک از آنهاست که در عینِ همدستی در خباثت، در نهایت تشتّت هستند، به طوری که هم در بین خودشان در تفرقه و تثلیت هستند، و هم هر یک از آنها در خودش در نهایت تشتّت و تثلیث است.
یعنی؛ ذات و صفت و فعل هر یک، در نهایت تفرقه و تشتّت و نفاق و تثلیث است (اللّهمَّ العَنهُم جمــیعاً)
︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻︻
🆔@ehsannil2 کانال اللطائف الالٰهیّة
︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼︼
••●🔽 ادامه 🔽●••
🔲
