.....کلبه شعر.....
الذهاب إلى القناة على Telegram
به کانال کلبه شعر خوش آمدید خواهم که به سینه ات نهم سینه خود را تا دل به تو گوید غم دیرینه خود را .............. @N50019 ............ لینک کانال رو به دوستان خود معرفی کنید ؛ @hamnafasane1
إظهار المزيد740
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-17 أيام
-1030 أيام
أرشيف المشاركات
.
....گذشتِ زمان ؛
بر آنها که منتظر میمانند ،
بسیار کند!
بر آنها که میهراسند،
بسیار تند !
بر آنها که زانوی غم در بغل میگیرند،
بسیار طولانی !
و بر آنها که به سرخوشی میگذرانند،
بسیار کوتاه است!
اما بر آنها که " عشق " میوزند،
زمان را آغاز و پایانی نیست...
#ویلیام_شکسپیر
.
@hamnafasane1
....بدون حرف، بدون دلیل دلتنگم
ببين شکستهترین واژهی هر آهنگم
دوباره بعد سلام و علیک مثل غروب
به محض دیدن یک خنده میپرد رنگم
و ترس نازک یک التهاب میافتد
شبیه صاعقه در این سفال دلتنگم
دو سال میشود آری که بی شک و تردید
برای گفتن یک حرف ساده میلنگم
چگونه با تو بگویم که دوستت دارم
چگونه با تو بگویم که شیشه و سنگم
دوباره میروم از دست تا به تو برسم
مسیر خاطرهی رودخانهی گنگم....✌
@hamnafasane1
....آدمها یک روز تمام میشوند
نشآن نمیدهند
مثل قبل لبخند میزنند
زندگی میکنند
میبخشند .. محبت میکنند !
حتی رابطههای قدیمیشآن را هم حفظ میکنند
باور میکنید حتی کسی را هم از زندگیشآن خط نمیزنند ،
نگه میدارند .. حتی آنهایی که آزارشان میدهند را ..
آدمها یک روز
برایِ خودشان تمام میشوند
فقط ادامه میدهند " بودن " را ..
#زینب_هاشم_زاده
@hamnafasane1
....عاقبت از درد تنهایی یه شب دق میکنم
دردِ دل با خالقم با اشکُ هق هق میکنم
بعدِ ؛ از دست دادَنِت با خاطراتِت دلخوشم
بوسه از لبهاتو امّا در خیالم می کُشَم
رفتی و با یادِ تو طی شد جوونی نازنین
بغضِ بارانم که سیلی پُشتِ چشمامه ؛ بِبین
عاشقم دیوونه ام میخونمو دف میزنم
تا به اسمِت میرِسَم می ایستمو کف میزنم
از درون ویرونه ام منحفظِ ظاهر می کنم
خنده بر لب غم به دل در حالِ حاضر می کنم
جایِ من او آمده میرَم ؛ تو هم با او بمون
می بَرَم با خود تمومه خاطراته خوبمون
از خُدایم خواستم تا بعدِ من شادِت کنه
هر کجا یادمتو کردی ؛ جایِ من یادت کنه
@hamnafasane1
....روى قلب عاشقم,پا ميگذارى مى روى.
ارزو را در تمنا,مى گذارى مى روى.
بى تفاوت از کنار گريه ها رد مى شوى.
رود رامديون دريا مى گذارى,مي روى.
از همان اول برايت بودنم فرقى نداشت.
باورش سخت است,تنهاميگذارى مى روى.
با نگاهت طعنه برانديشه هايم مى زنى.
اين غزل راهم که,زيباميگذارى مى روى.
سهم من,شايدفقط يک اشنايى از تو بود.
زير لب ناگفته ها را ميگذارى مى روی
@hamnafasane1
....آنچنان زیبا تومیخندی که جادو میشوم
مثل یک کودک دمادم پر هیاهو میشوم
تا به گل ها میرسی آنها خجالت میکشند
غنچه ها گل می دهد منهم غزلگو میشوم
پیش من باشی به دستان تو عادت میکنم
گر تو از پیشم روی بسیار ترسو می شوم
هر کجا باشی تو آنجا را بهشتم می کنی
تو نباشی پیش من هر لحظه اخمو میشوم
تا قیامت پیش من باش و مرا ترکم نکن
در کنارم تو بمانی خوب و خوشرو می شوم
#شهريار
@hamnafasane1
....ای یار ، منم در هوس دیدن رویت
من عاشقم و دربه در خانه و کویت
خوش صحبت و خوش نام و پری وار که هستی
خوش خلق که باشی و خوشی همره خویت
دنیا همه هیچ است و فقط یار تو باشی
این جان و جهانم به فدای تو و مویت
هر جا که بخواهی تو برو یار دل انگیز
حتما که منم نیل شوم جانب و سویت
یک نکته بگویم که تو هم نیک بدانی
آری که قشنگ است منم یاور و شویت
@hamnafasane1
....روى قلب عاشقم,پا ميگذارى مى روى.
ارزو را در تمنا,مى گذارى مى روى.
بى تفاوت از کنار گريه ها رد مى شوى.
رود رامديون دريا مى گذارى,مي روى.
از همان اول برايت بودنم فرقى نداشت.
باورش سخت است,تنهاميگذارى مى روى.
با نگاهت طعنه برانديشه هايم مى زنى.
اين غزل راهم که,زيباميگذارى مى روى.
سهم من,شايدفقط يک اشنايى از تو بود.
زير لب ناگفته ها را ميگذارى مى روی
@hamnafasane1
....قسمت غمانڪَیز تنهایی ، "بی پناهی" است.
این کہ یڪ شب
یڪ روز ،
یڪ جایی
دلت بخواهد از همہ دردهاے دنیا پناه ببرے بہ آغوشی ،
نوازشی ،
ڪَفتڪَویی ،
درست میشودے ،
بوسہاے ، حضورے ، دیدارے
و هیچڪس هیچجاے جهانت نباشد ..!!
👌😔👌
#سلیمی_حمید
@hamnafasane1
....آدمها یک روز تمام میشوند
نشآن نمیدهند
مثل قبل لبخند میزنند
زندگی میکنند
میبخشند .. محبت میکنند !
حتی رابطههای قدیمیشآن را هم حفظ میکنند
باور میکنید حتی کسی را هم از زندگیشآن خط نمیزنند ،
نگه میدارند .. حتی آنهایی که آزارشان میدهند را ..
آدمها یک روز
برایِ خودشان تمام میشوند
فقط ادامه میدهند " بودن " را ..
#زینب_هاشم_زاده
@hamnafasane1
....بدون حرف، بدون دلیل دلتنگم
ببين شکستهترین واژهی هر آهنگم
دوباره بعد سلام و علیک مثل غروب
به محض دیدن یک خنده میپرد رنگم
و ترس نازک یک التهاب میافتد
شبیه صاعقه در این سفال دلتنگم
دو سال میشود آری که بی شک و تردید
برای گفتن یک حرف ساده میلنگم
چگونه با تو بگویم که دوستت دارم
چگونه با تو بگویم که شیشه و سنگم
دوباره میروم از دست تا به تو برسم
مسیر خاطرهی رودخانهی گنگم....✌
@hamnafasane1
....با تو تا آخر این راه خودم، همسفرم
گفته بودم تو نیایی همه شب در به درم
چقدر تلخی دوران سپری شد گل من
چقدر مستی از اندوه تو آمد به سرم
به شراب نگهت مستم و بیخود شده ام
و خیالت همه شب پرسه زند در نظرم
همه شیدایی من پشت هم از قصه گذشت
امشب ای ماه شبم ، از تب عشقت شررم
ای بسا مستی مان بود و به سر چون گذرد
رفته از دست دلم ،من به کجا می نگرم ؟
به خودم آمدم و در همه جای غزلم
شور فرهادم و شیرین منی ،همسفرم!!
@hamnafasane1
اگر چه خواب نیاید به چشمِ کم سووویم
ولی بخاطرِ تو ، #شب_بخیر می گویم
من از هجووومِ خیالِ تو بـــــااااز بیدارم👌
بخواب راحت و خوش ای نگارِ مَه رووویم ...
👇👌👌❤️👌👌👇
@hamnafasane1
دوستان عزیز و بزرگوارم
#شبتون_سرشااااار_از_آرامش
دلم از حسرت دیدار تو آکنده می ماند...
دکلمه با صدای مدیر کانال و
گروه کلبه شعر #نعمت 👇🌹❤️❤️❤️🌹👇
@hamnafasane1
با افتخار پذیرای دکلمه های زیبا و دلنشین شما دوستان و همراهان عزیز و بزرگوار در کانال و گروه کلبه شعر هستیم ...
ای فلک یاخچی منی درده گرفتار الدون
وسط دایرده نقطه ی پرگار الدون
گوریم ای چرخ فلک نظم و نظامون پوزیلا
نیه پس تهجه منی درده گرفتاااار الدون ...
@hamnafasane1
با عکسهایت گفتمان را دووووست دارم
تکرار شعر " شد خزان " را دوووست دارم
بی تو چنان تنهایی ام را مزّه کردم
بد جور طعم شوکران را دوست دارم
هر جا که هستی باش زیر سقف این شهر
با این بهانه آسمان را دوست دارم
با هر بهانه باورم را رنگ کردی
دیوانه ام ! رنگین کمان را دوست دارم
حالا که من زحمت کشیدم ! دیگری برد
حس گذشت باغبان را دوست دارم
صد بار گفتم دوستت دارم ولی حیف
باخنده گفتی دیگران را دوست دارم
@hamnafasane1
من در این #کلبه خوشم
تو در آن اووووج که هستی خوش باش ...
من به عشق تو خوشم
تو به عشق هر که هستی ...
خوش بااااااش ...
#کانال_و_گروه_کلبه_شعر
@hamnafasane1
معشـــوق چون نقــاب ز رخ در نمیکشد
هـــــر کس حکایتی به تصــور چرا کنند
چون حسن عاقبت نه به رندی و زاهدیست
آن به که کار خود به عنــایت رهـــا کنند
بی معرفت مبـــااااش که در من یزید عشق
اهــــل نظـــــر معامله با آشنــــا کنند ...
#حافظ
@hamnafasane1
قيمت اهل وفا يار ندانست دريغ
قدر ياران وفادار ندانست دريغ
درد محرومی ديدار مرا کشت افسوس
يار حال من بيمار ندانست دريغ
يار هر خار و خسی گشت درين گلشن حيف
قيمت آن گل رخسار ندانست دريغ
زارم انداخت ز پا خواری هجران هيهات
مُردم و حال مرا يار ندانست دريغ
وحشی آن عربده جو کشت به خواری ما را
قدر عشاق جگر خوار ندانست درییییيغ
@hamnafasane1
ای رفته ز دل رفته ز بر ،رفته ز خاطر
بر من منگر تاب نگاه تو ندارم
بر من منگر زانکه به جز تلخی اندوه
در خاطر از آن چشم سیاه تو ندارم
ای رفته ز دل ،راست بگو !بهر چه امشب
با خاطره ها آمده ای باز به سویم؟
گر آمده ای از پی آن دلبر دلخواه
من آن نیم او مرده و من سایه اویم
من آن نیم آخر دل من سرد و سیاه است
او در دل سودا زده از عشق شرر داشت
او در همه جا ،با همه کس ،در همه احوال
سودای تو را ای بت بی مهر به سر داشت
من آن نیم ،این دیده ی من سرد و خموش است
در دیده او آن همه گفتار نهان بود
وان عشق غم آلوده در آن نرگس شبرنگ
مرموز تر از تیرگی شامگهان بود
من او نیم آری ،لب من این لب بی رنگ
دیریست که با خنده یی از عشق نشکفت
اما به لب او همه دم خنده ی جان بخش
مهتاب صفت بر گل شبنم زده می خفت
بر من منگر تاب نگاه تو ندارم
آن کس که تو می خواهیش از من به خدا مرد
او در تن من بود و ندانم که به ناگاه
چون دید و چها کرد و کجا رفت و چرا مرد
من گور ویم ،گور ویم بر تن گرمش
افسردگی و سردی کافور نهادم
او مرده و در سینه ی من ،این دل بی مهر
سنگی ست که من بر سر آن گور نهادم
@hamnafasane1
