ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك

.....کلبه شعر.....

.....کلبه شعر.....

الذهاب إلى القناة على Telegram

به کانال کلبه شعر خوش آمدید خواهم که به سینه ات نهم سینه خود را تا دل به تو گوید غم دیرینه خود را .............. @N50019 ............ لینک کانال رو به دوستان خود معرفی کنید ؛ @hamnafasane1

إظهار المزيد
600
المشتركون
+124 ساعات
+27 أيام
+230 أيام
أرشيف المشاركات
‌ ‌یک منظره کشیده‌ام، امّا چه فایده؟ وقتی که نیستی تو در اینجا چه فایده؟ دریا به رنگ آبیِ روشن، پر از سکوت وقتی که نیست ماهیِ دریا، چه فایده؟ بـی تو به درد می‌خورد آیا تمامِ من؟ این شاعر همیشه‌ی تنها؟ چه فایده! گفتی: بخند، مرد که گریه نمی‌کند خندیده‌ام به ریشِ خودم، ها... چه فایده؟ در یک اتاق خیس سه در سه بدون تو با خاطرات یخ زده‌ی ما، چه فایده ... این منظره بدون تـو زیبا نمی شود از من نگیر بودن خود را... چه فایده باید که تا نبودن تو عادتم شود این سرنوشت من شده... فردا، چه فایده روی دلم که پا بِگُذاری شکسته‌ام ... این شد جواب عشق من آیا؟ چه فایده #امید_صباغ‌نو @hamnafasane1

نا دیده میکنی، چو فتد دیده بر منت جانم فدااااااای دیدن و نادیده کردنت با آنکه رفت روشنی چشمم از غمت دارم هنووووز دوست تر از چشم روشنت ... #هلالی_جغتایی @hamnafasane1

قهر چشمانت دلم را تکّه تکّه می کند گر نباشی در وجودم درد چکّه می کند سر بچرخان با دلم #حرفی_بزن ای مونسم چون بخندی خنده ات بازار سکّه می کند دست خود را روی قلب من بزارو گوش کن عشق من را با تمام جانِ خود، تو نوش کن سرنوشتت را به نام ِ من بزن جشنی بگیر این رقیبان را چُنان دیوانگان مدهوش کن می بریز و چینِ دامن را برقصان نازنین قِر بریز و دینُ مالم را بدزدِ ای بهترین جان بگیر و جانِ من را پیشِ خود در بند کن بهترینم.... نازنینم.... تا ابد ای.... آخرین آشتی کن با دلِ من ای طبیبم ای دوا حال من را خوب کن با یک نگاهت ای شفا من خریدارم اگر نازی هنوزم مانده است قهر چشمانت دلم را کُشت ای نازک ادا @hamnafasane1

..حالا که خواب رفته دلم، بی‌صدا برو آرام رد شو از من و بی‌اعتنا برو این‌بار حرف‌های دل من نگفتنی‌ست این‌بار را نپرس چرا و کجا؟... برو از نو تمام خاطره‌ها را مرور کن اصلاً نیا به قلب من از ابتدا، برو اصلاً خیال کن که دلت جای دیگری‌ست اصلاً خیال کن که ندیدی مرا... برو بعد از تو هیچکس به دلم سرنمی‌زند در را ببند پشت سرت، بی‌صدا برو... ‏ #حسن_اسحاقی @hamnafasane1

..کجایی نازنین یارم ؟ ببینی حال بیمارم  طبیبان یک به یک گفتن به درد تو گرفتارم  نه درمان میشود دردم نه جانی در بدن دارم  هم آغوش غمم هر شب،چه مهمانیست که من دارم؟ شدم رسوا و سرگردان میان شهر غم دیده بیا امشب به بالینم که مجنون تو رنجیده اگر آمد به بالینم آن لیلای سرگردان بگوییدش همین امشب دل من را برگردان بگوییدش دلم دیگر به دنیا برنمیگردد به این باغ ستم دیده قناری بر نمیگرد.... @hamnafasane1

..بزن دنیای وارونه که میرقصم برای تو مگو دیوانه ام دیگرشدم من هم تراز تو بزن دنیا برقصم چونکه رقصاندی همه عمرم دگر عادت شده کارم نشستن پای جازتو فراری شد زتن روحم ، ندارد مامنی دیگر به جزتندیس مغمومم که آنهم شد جهازتو بزن دنیا بزن سازت چرا با من نمی سازی شعورم ریشه خشکانده کنم تفسیر راز تو.... اقبال_لاهوری @hamnafasane1

..از خویش بریدم تو کمی هم نفسم باش یکبار در عمرت قدمی هم نفسم باش ای آینه صدرنگ نشو با دل ِ تنگم درظلمت شب قدر غمی هم نفسم باش یا دوست من باش و یا دشمنِ جانی لبخند بزن با ستمی هم نفسم باش اینبار اگر رد شدم از گوشه ی چشمت چون آه نفس گیر دمی هم نفسم باش آهو صفت و گرگ خماری است نگاهت چون سرمه ی چشمت قلمی هم نفسم باش من سایه ی تنهایی خویش است پناهم تا حوصله ی دیر دمی هم نفسم باش افسوس که عمر من دیوانه هدر رفت این آخر عمری قدمی هم نفسم باش @hamnafasane1

‌ ‌ ‌ ..نوشتم درد دلهایم همه گفتند عالی بود ندانستند ڪه درمانی برای زخم ڪاری بود نوشتم درد دلهایم شبیه شعر بر دفتر ندانستند ڪه هر شعرم برایم یادگاری بود نوشتم درد دلهایم همه خواندند اما حیف ندانستند ڪه سوز من همه از غمگساری بود نوشتم درد دلهایم همه گفتند شاعر شد ندانستند ڪه دلتنگی دلیل بیقراری بود نوشتم درد دلهایم گهی شاد و گهی غمگین ندانستند ڪه این خنده فقط چهره نگاری بود نوشتم درد دلهایم ز دست روزگار بد ندانستند ڪه اشڪ چشم برایم برد باری بود نوشتم درد دلهایم به شبها ڪنج یڪ خلوت لقب سنگ صبورم داد عجب شب زنده داری بود @hamnafasane1

..من یکی را از خودم دیوانه تر می خواستم سر نمی پیچید اگر یک روز سر می خواستم اهل عشق و عاشقی اهل تمنّا اهل درد این چنین دیوانه ای را همسفر می خواستم می نشستم روبه رویش، روبه رویم می نشست لحظه های عاشقی از او نظر می خواستم او قدح در دست و من جامِ تمنّایم به کف هرچه او می داد من هم بیشتر می خواستم من کجا در می زدن سودای خیامی کجا من پیِ جامی دگر جامی دگر می خواستم هر زمان هرجا که می افتادم از مستی به خاک تکیه می کردم به مِی از خاک بر می خاستم بارها فرموده: روزی خواستی از من بخواه من تورا می خواستم روزی اگر می خواستم گوشه ای دنج و تو و یک جام مِی قدری گناه از خدا چیز زیادی را مگر می خواستم؟ #محمد_سلمانی @hamnafasane1

داها یازمیر قلمیم هر گئجہ دردیم چوخ اولور آیریلیق یاده دوشور هر گئجہ صبریم یوخ اولور یانمیشام اودڪیمی پروانه گلہ بیرده گورم گئتمہ وقتیمدے بوگون آے گئدیر اولدوز اوخ اولور 👌👌❤️👌👌 @hamnafasane1

تورا دل دادم ای دلبر شبت خوش باااااااد من رفتم ... تو دانی با دل غمخوار شبت خوش باد من رفتم ... اگر وصلت بگشت از من روا دارم روا دارم ... گرفتم هجرت اندر بر شبت خوش باد من رفتم ... #سنایی @hamnafasane1

ز بس شکسته دلم، لب به شِکوه وا نکنم نمونه‌ی جَرسِ بیدلم ؛ صداااااااااا نکنم چنان شدم ز جدایی که بعد از این، هرگز به خنده نیز لب از یکدگر جدا نکنم ... ز آشنایی مردم چنان گریزانم که چشم بر رخ آیینه نیز واااااا نکنم ... ‏ #قاسم_جوینی @hamnafasane1

پریشان کرده جمع عاشقان را با سر تاری ندارد گیسوانش جز پریشان ساختن کاری امان از آبروی رفته، وقتی سخت می‌گرید میان مردم بیگانه مرد خویشتن‌داری دلیل گریه‌های بی‌امانم را بگویم؟ چشم! مرا از چشم شهر انداخت چشم مردم‌آزاری من از داغ غمش می‌میرم و او را چه غم باشد اگر کم باشد از خیل گرفتاران گرفتاری دل مغرور! عمری در جواب عشق گفتی: نه! غزالی از کنارت رد شد و حال تو هم آری ... #سجاد_سامانی @hamnafasane1

‍ گفته بودی عاشقم جانم خودم را باختم کم کمک از شوق دیدارت ، به خود میتاختم روز آغازین نوشتی شعر کوتاهی ولی من به عشق نام تو صد شعر دیگر ساختم روز دوم گفته بودی دوستم داری و من بی تأمل خویش را پنهان زِ عشقت ساختم روز سوم امدی گفتی که دلتنگ توام آمدم در مدح چشمانت غزلها ساختم روز دیگر امدی گفتی کجایی بی وفا مدتی لنگر کنار چشم تو انداختم در دلم عشقت چه غوغایی به بار آورده بود در میان آتش عشقت ،، خودم را ساختم حال ماندم ، دوستی ،همدم و یا دشمن بگو گم شدم در عشق اما ، من تو را نشناختم @hamnafasane1 🌹🌹🌹❤️❤️🌹🌹🌹

امشب ای ماه کجایی که دلم غمگین است ... دیده بگشا که مرا آمدنت تسکین است تو که هم صحبت تنهایی، شب‌های منی پس کجا مانده‌ای امشب که سحر نزدیک است آمدی دیر چرا ای که رخت تسکینم نکند قلب توام زخمی و دل چرکین است عارضت سرخ چرا گشته چرا دلگیری مونس من چه شده، از چه دلت خونین است با که گویم سخن از درد که بی‌درد بود آخر ای رحم خدایا ، چه دلم سنگین است ... چه شد ای غافله‌ی عمر کجا وا ماندی خسته‌ام وقت سفر کردن این مجنون است ... @hamnafasane1 🌹🌹🌹❤️❤️🌹🌹🌹

کجایی ببینی منو این شبا؟ منی که دلم از نبودت پُره بهت گفته بودم :"به هم می‌خوریم." بهم گفته بودی :" به هم می‌خوره! " کجایی ببینی چقد سختمه که این مردو بعدِ تو آدم کنم تو چشم‌انتظارِ یکی دیگه ای باید انتظاراتمو کم کنم! معمای پیچیده ی قلب من! منِ ساده فکرِ فرارم ازت تو این چند سالی که بی تو گذشت عجب خاطراتی ندارم ازت! کجایی که این حس تنها شدن به دست تو بود و به پای دلم؟ بگو بار سنگین دلتنگیو نباشی بذارم کجای دلم؟ با بغضی که داره خفه‌م می‌کنه چقد سخته جنگیدنِ یک تنه کجایی ببینی "گذشته" هنوز داره "حال" من رو به هم می‌زنه معمای پیچیده ی قلب من! منِ ساده فکرِ فرارم ازت تو این چند سالی که بی تو گذشت عجب خاطراتی ندارم ازت! @hamnafasane1 🌹🌹🌹❤️❤️🌹🌹🌹

غزلی نوشته مجنون،برسد به دست لیلی نَفَسم بگو کجایی که ستاره ی سهیلی؟! دو سه خط گلایه دارم، که به عرض میرسانم: من و میل این چنینی!!!تو چرا بدون میلی؟! همه شب به انتظارت، غزلی سروده ام من... تو یِ بی وفا بدانی ،که دلم گرفته! خیلی... تو که پیش من نباشی ،همه دارم و ندارم... قلم است و شعر ِ ناقص ، دو سه واژه ی طُفیلی تو نماز نیمه شبها...تو نیایشی...نه شعری! تو شبیهِ یک دعایی،که مقدسی ! کُمیلی من و پای لنگ شعرم،تو بگو چگونه روزی... برسد به گَرد پایت؟ که قطارِ روی ریلی نکند خبر نداری؟نَفَسم بیا که کارم... دگر از غزل عزیزم ،به خدا گذشته خیییییلی ... @hamnafasane1 🌹🌹🌹❤️❤️🌹🌹🌹

..امدی تا که به پایان برسد غمهایم تا که زیبا شود از امدنت دنیایم با تو تا اخر این عشق سفر خواهم کرد هر کجا مقصد عشق است بگو می ایم کنج اغوش تو چون منزل امیدم شد غیر از این خانه نباشد پس از این هم جایم هر که عاشق شده احوال مرا میداند دیگر از عشق تو در شهر وفا رسوایم از تو هر دم غزلی ناب سرودم ای عشق چون تویی دلبر پنهان من و پیدایم ... @hamnafasane1