.....کلبه شعر.....
الذهاب إلى القناة على Telegram
به کانال کلبه شعر خوش آمدید خواهم که به سینه ات نهم سینه خود را تا دل به تو گوید غم دیرینه خود را .............. @N50019 ............ لینک کانال رو به دوستان خود معرفی کنید ؛ @hamnafasane1
إظهار المزيد740
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-17 أيام
-1030 أيام
أرشيف المشاركات
چه شود گر به عیادت قدمی رنجه کنی
که فغانم همه شب تا سحر از بیماریست
من پرستار دو چشم خوش بیمار توام
گرچه بیمار پرستی بتر از بیماریست
تا دلم فتنهٔ آن نرگس بیمار تو شد
بر من این واقعه نوعی دگر از بیماریست
عیب خواجو نتوان کردن اگر بیمارست
هر کسی را که تو بینی گذر از بیماریست
همه بیماری او روز و شب از نرگس تست
ورنه پیوسته مر او را حذر از بیماریست
#خواجوی_کرمانی
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
خیال آمدنت دیشبم به سر میزد
نیامدی که ببینی دلم چه پر میزد
به خواب رفتم و نیلوفری بر آب شکفت
خیال روی تو نقشی به چشم تر میزد
شراب لعل تو میدیدم و دلم میخواست
هزار وسوسهام چنگ در جگر میزد
زهی امید که کامی از آن دهان میجست
زهی خیال که دستی در آن کمر میزد
دریچهای به تماشای باغ وا میشد
دلم چو مرغ گرفتار بال و پر میزد
تمام شب به خیال تو رفت و، میدیدم
که پشت پردهی اشکم سپیده سر میزد
#هوشنگ_ابتهاج
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
امشب بیاااا کنارمن و حس و حال من
یک خلوت صمیمی و...فکرمحال من
امشب دلم بخاطر تو مرد و زنده شد
آزرده است روح غزل را خیال من
این راه و رسم رایج عشق است ظاهرا
با هرکه رفت ، رفت دلت ،نیست مال من !
"گاهی تو را کنار خود احساس میکنم"
اما کم است دلخوشی بی زوال من
امشب دلم گرفته ،کجایی! بیا که شد...
این درد کهنه قصه ی هر ماه و سال من
#هاله_محمودی
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
عشق اولماسا گر، کل جاهان بیر داشا دیَمز
سئوداسیز اگر اولسا کؤنول بیر قاشا دَیمز
دونیانی بوتون جاه و جلالیله مالی له
خوش سؤز دئمه سن، ییغ منه وئر بیر باشا، دَیمز
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
گر چه با بودن تو حال نیامد جگرم
ولی از رفتن تو چند برابر پکرم
پیش من نیستی ای نام تو بر پیشانی
در نبود تو من از حال خودم بی خبرم
زود برگرد که حال دلم اصلا خوش نیست
زود برگرد ، به تو از همه محتاج ترم
رفتن تو نفسم را به شمارش انداخت
من به ناز نفست از نفسم می گذرم
حال من دست خودش نیست خدا میداند
من در این شهر به دنبال دلم در به درم
کس نفهمید جنون دل من کار تو بود
کس ندانست که از عشق چه آمد به سرم !
رفتی و من به فریب خودم عادت کردم
نا امیدم مکن از خویش ، بیا منتظرم
شک ندارم که در این شعر تو بر میگردی
من به پایان خوش شعر خودم مينگرم!!
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
در قبله ی من دیدن آن روی تو کافی است
در این دل شب نرگس جادوی تو کافی است
امشب منم و باده و چشمان سیاهت
یک جرعه عطش از خُم مینوی تو کافی است
تو مستی شب های پر از بوی اَقاقی
در عمق نفس، وسوسه ی بوی تو کافی است
من زمزمه ی عشقم و تو زمزمه سازی
بر این دل بیچاره هیاهوی تو کافی است
من مستم و دیوانه ی آن رویم و از تو
آن شعله ی پر پیچش گیسوی تو کافی است
در نم نم شب گیر پر از خاطره ی من
آغوش تو و قصه ی نیکوی تو کافی است
از شاعری و شعر سرودن همه سهمم
جاری شدن از چشمه ی گل بوی تو کافی است
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
اے غزلهاے نگاهت همه قربانے عشق
دعوتم کن تو شبے باز به مهمانے عشق
با من از سبزے احساس خودت حرف بزن
در قدمهاے بلند شب یلدائے عشق
من که از خاصیت درد خبردار شدم
مے نشینم همه شبها به غزلخوانے عشق
باید از حادثه تا عشق قدم بگذاریم
تا بدانیم دلیل غم پنهانے عشق
تا میان من و تو فاصله ها حیرانند
مختصر مےکنم این قصه ے حیرانے عشق
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
بی رحمی است اینکه نخواهی ببینمت...
می دانم اینکه چشم به راهی ببینمت
گیسوی خویش را یله کن؛ بافه بافه کن
تا ماه تر میانِ سیاهی ببینمت
در شام من ستاره ی دنباله دار باش
چرخی بزن که نامتناهی ببینمت
در چاه سینه -ای دل غافل- چه می کنی؟
بیرون بیا -کبوتر چاهی!- ببینمت
در غرفه های نقش جهان چون صدا بپیچ
تا در شکوه و شوکت شاهی ببینمت
چندی ست خو گرفته دلم با ندیدنت
عمری نمانده است ؛ الهی ببیییینمت ...
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
یاشاسین شعری یازان،
شعره باخان ،
شعر اوخویان
یاشاسین عاشیق اولان ،
عشقه دوشن،
عشقه یانان
یاشاسین مجنونی لیلا دان اوتور
عمرو ساتان
یاشاسین لیلانی مجنونی یامان
درده سالان
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
ای دیییر به دست آمده بس زووود برفتی
آتش زدی اندر من و چون دووود برفتی
چون آرزوی تنگدلان دیر رسیدی
چون دوستی سنگدلان زود برفتی
زان پیش که در باغ وصال تو دل من
از داغ فراق تو برآسود برفتی
ناگشته من از بند تو آزاد بجستی
ناکرده مرا وصل تو خشنووود برفتی
آهنگ به جان من دلسوخته کردی
چون در دل من عشق بیفزووود برفتی ...
#انوري
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
دیگر امیدی نیست ما را از حضورت
در زیر پا له کرد من را این غرورت
#قرآن و #آب آورده بودم بر سر راه
تا #بیخطر باشد ز روی من #عبورت
هنگام رفتن چشمهایت برق میزد
از من گذشتن شد سرآغاز سرورت
من خوانده ام زیبایی ات را حفظ هستم
وقتی نباشی میکنم از بر مرورت
پروانه ام ماه رخت از دور پیداست
از دورها کشتی مرا با رقص نورت
یادت بماند من خودم دلتنگ بودم
اما همیشه می شدم سنگ صبورت
بسیار کوشیدم که باشم باب میلت
اما نشد آخر نگشتم، جنس جورت
در آخر سر هم چه راحت دل بریدی
گفتی برو از پیش من ، این هم شعورت
#حسام
#دعوتیدبهکانالوگروهکلبهشعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
بر شانه خود ریخته ای موی شرابی
زیبا شده ای ماه من امشب چه حسابی
دل عاشق سیبی که شده میوه ممنوع
حالا به دل خود بدهم من چه جوابی
قلبم شده گنجشکِ گرفتار نگاهت
گنجشک نحیفی که شده مسخ عقابی
لبهای تو همرنگ انار ملسی هست
دستم نرسد تا که بچینم چه عذابی
لب تشنه عشقیم و سرِ چشمه آبیم
بنشان عطشم را ببری فیض و ثوابی ...
#حسام
#دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
مــے رقــصم و جــنبــشـے
در آهنــگــــــم نــیــســت
ســازِ دلِ هییییــچـڪــس
همــاهنــگــم نــیــســت ...
دلــــدارے مــن
نــمــے دهد هییییــچ دلــے
دلــتــنـگ ڪــسے شــدم
ڪــه دلــتنــگم نــیییســت ...
#دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
الا یا ایها المعشوق بگو از من چه می خواهی؟
که دردم را نمی بینی و نامم را نمی خوانی
تمام نیمه شب ها را به یادت صبح می کردم
تو از احوال یک رنجور دل خسته چه می دانی؟
به جان آمد دلم از غم، نمی خندم دگر، اما
تحمل می کنم غم را شبیه پیر کنعانی
"مرا عهدی ست با جانان که تا جان در بدن دارم..."
بگو با من مگر دیوان حافظ را نمی خوانی؟
امید وصل بود در من "...ولی افتاد مشکل ها"
دلم خون شد از این ایام رنج و نا به سامانی
من از این بیشتر با تو نمی گویم سخن از عشق
"هواخواه توام جانا و میدانم که میدانی"
#دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
نمى دانم چرا؟ اما تو را هر جا كه مى بينم
كسى انگار مى خواهد ز من تا با تو بنشينم
تن يخ كرده آتش را كه مى بيند چه مى خواهد؟
همانى را كه مى خواهم تو را وقتى كه مى بينم
تو تنها مى توانى آخرين درمان من باشى
و بى شك ديگران بيهوده مى جويند تسكينم
تو آن شعرى كه من جايى نمى خوانم كه مى ترسم
به جانت چشم زخم آيد چو مى گويند تحسينم
زبانم لال! اگر روزى نباشى من چه خواهم كرد؟
چه خواهد رفت آيا بر من و دنياى رنگينم؟
نباشى تو اگر ناباوران عشق مى بينند
كه اين من اين من آرام در مردن به جز اينم
#دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
من نمیدانم، که میدانی روانی میکنی
تو مرا وقتی چو سیمین شعر خوانی میکنی
روزگارم میشود تاریک، وقتی چون فروغ
بر شبِ شعرِ همه پرتو فشاااانی میکنی ...
خوشه ی پروین چرا بر هر شبی می تابی و
در شبِ شعرِ دلِ من سرگرانی میکنی
پیشِ چشمم میروی از دست ای دارایی ام
بس که هی با این و آن مصرع پرااانی میکنی
من که میدانم نمیخوانی تو حتی این غزل
می بری در گنجه ی خود بایگانی میکنی ...
#مهدی_امیری
#دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
بنویسم ،ننویسم ،ت و نمی خوانی که!
چیزی از معجزه ی شعر ، نمی دانی که
گفتم ازحال خرابم و صد افسوس که تو
بی خبر مانده ای از ماندن مهمانی که...
خانه کرده است دراین سینه ی پرآشوبم
مثل شبهای پر از شعر زمستانی که ...
روزگاری ، من و تو بی خبر از فرداها
دست دردست پراز خواهش پنهانی که...
کاش یک بار فقط، بغض مرا می خواندی
بنویسم ، ننویسم ، تو نمیخوانی که... !!
#دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
باخبر گشته ای،ای یار ڪه فقط مال منی ؟
روشنی چشم منو خوبیه این حال منی ؟
بودنت عشق نفس شعر هوا بوسه بغل
توبمان به یاد من تو ڪه فقط مال منی
از همین فاصله ها بوسه فرستم به لبت
نفسیییی عمر منی عشق منی یاااار منی
چشم زیبای تو آراااامش بیقراری ام
چندروزیست ڪه تو شڪفته ته فنجان منی
(بیقرار توام و در دل تنگم گله هاست)
توام این حال مرا داری و دنبال منی ؟
نفسم عمرم عزیزم خوش سخن آرامشم
تو خدای این وجودی تو فقط مااال منی...
#دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
ندیدمت که بگویم چقددددر زیبایی
نیامدی که ببینم شبیییییه دریایی
ببین دوباره غروب است وجاده آماده
بنابه گفته مردم غرووووب می آیی
شکوه آمدنت راببخش به چشمانم
بیااااا الهه غربت سوار صحرایی ...
#دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
گفتم که اگه نبینمت می پره فکرت از سرم
بازم ندیدمت ولی نشد که از تو بگذرم
گفتم اگه نبینمت شاید فراموشت کنم
نمیشه تنها بمونم , نمیشه خاموشت کنم
بعد از تو روزگار من اسیر تاریکی شده
تنهایی و غصه و غم با دل من یکی شده
غبار تنهایی باید محو شه از توی دلم
نذار دوباره بشکنم میون اشکای خودم
گفتم حالا یه چند روزی برم یه جای خیلی دور
دیدم که سودی نداره, جز اینکه چشمام میشه کور
اما نشد که لحظه ای نخوام به یادت بمونم
نشد ترانه ای رو من بی غم چشمات بخونم
بعد از تو روزگار من اسیر تاریکی شده
تنهایی و غصه و غم با دل من یکی شده
غبار تنهایی باید محو شه از توی دلم
نذار دوباره بشکنم میون اشکای خودم ...
#دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🌹🌹❤️🌹🌹👈
