.....کلبه شعر.....
الذهاب إلى القناة على Telegram
به کانال کلبه شعر خوش آمدید خواهم که به سینه ات نهم سینه خود را تا دل به تو گوید غم دیرینه خود را .............. @N50019 ............ لینک کانال رو به دوستان خود معرفی کنید ؛ @hamnafasane1
إظهار المزيد599
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
لا توجد بيانات30 أيام
أرشيف المشاركات
من دگر سوی چمن هم سر پروازم نیست
که پر بازم اگر هست دل بازم نیست ...
آخر آن دقت و مشقم به خط عشق گذشت
حالیا حال و مجال قلم اَندازم نیییست ...
#شهریار
@hamnafasane1
تو مثل خنده ی گل ، مثل خواب پروانه
تو مثل آن چه که نا گفتنی است ، زیبایی
چگونه سیر شود چشمم از تماشایت ؟
که جاودانه ترین لحظه ی تماشایی
#حسین_منزوی
@hamnafasane1
....رفته ام از خاطرت، ماندی تو در یادم هنوز
من به امّید پیامی از تو دلشادم هنوز
کوه صبرم، از درون چون قلّهٔ آتشفشان
در سکوتی بی امان، لبریز فریادم هنوز
گرچه مریم نیستم یا یوسف پرهیزکار
همچنان در پاکدامن بودن استادم هنوز
مثل مومی در میان دستهایت نرم نرم
منتهی با دیگران از جنس فولادم هنوز
این زمستان هم حریف آتش عشقم نشد
در رقابت با تن خورشید مردادم هنوز
دست در دستان هم دادند غم با اشک ها
تا که ویرانم کنند اما من آبادم هنووووز
#الهام_حکیمی
@hamnafasane1
....در همه عالم وفاداری کجاست
غم به خروارست غمخواری کجاست
درد دل چندان که گنجد در ضمیر
حاصلست از عشق دلداری کجاست
گر به گیتی نیست دلداری مرا
ممکن است از بخت دلباری کجاست
اندرین ایام در باغ وفا
گر نمیروید گلی خاری کجاست
جان فدای یار کردن هست سهل
کاشکی یار بسی یاری کجاست
در جهان عاشقی بینم همی
یک جهان بیکار با کاری کجاست
@hamnafasane1
.....تو را خبر ز دل بیقرار باید و نیست
غم تو هست ولی غمگسار باید و نیست
اسیر گریهٔ بیاختیار خویشتنم
فغان که در کف من اختیار باید و نیست
چو شام غم دلم اندوهگین نباید و هست
چو صبحدم نفسم بیغبار باید و نیست
مرا ز بادهٔ نوشین نمیگشاید دل
که می به گرمی آغوش یار باید و نیست
درون آتش از آنم که آتشین گل من
مرا چو پارهٔ دل در کنار باید و نیست
به سردمهری باد خزان نباید و هست
به فیضبخشی ابر بهار باید و نیست
چگونه لاف محبت زنی که از غم عشق
تو را چو لاله دلی داغدار باید و نیست
کجا به صحبت پاکان رسی که دیدهٔ تو
به سان شبنم گل اشکبار باید و نیست
رهی به شام جدایی چه طاقتیست مرا
که روز وصل دلم را قرار باید و نیست
#رهی_معیری
@hamnafasane1
....یارب، غم بیرحمی جانان بکه گویم؟
جانم غم او سوخت، غم جان بکه گویم؟
نی یار و نه غمخوار و نه کس محرم اسرار
رنجوری و مهجوری و حرمان بکه گویم؟
آشفته شد از قصه من خاطر جمعی
دیگر چه کنم؟ حال پریشان بکه گویم؟
گویند طبیبان که: بگو درد خود، اما
دردی که گذشتست ز درمان بکه گویم؟
دردی، که مرا ساخته رسوا، همه دانند
داغی، که مرا ساخته پنهان، بکه گویم؟
اندوه تو ناگفته و درد تو نهان به
این پیش که ظاهر کنم و آن بکه گویم؟
خلقی همه با هم سخن وصل تو گویند
من بی کسم، افسانه هجران بکه گویم؟
دور طرب، افسوس! که بگذشت، هلالی
دور دگر آمد، غم دوران بکه گویم؟
#هلالی_جغتایی
@hamnafasane1
...به سوی توست اگر این نگاه، دست خودم نیست
صبوری از دلِ تنگم نخواه، دست خودم نیست
نخوان به گوش منِ دلسپرده پند، که این عشق
اگر درست، اگر اشتباه، دست خودم نیست
همین که پلک گشودی به ناز، پر زد و دیدم
دلی که دست خودم بود، آه... دست خودم نیست
مرا ببخش که میخواهمت، اگرچه بعیدی
که من پلنگم و رؤیای ماه دست خودم نیست
برای از تو نوشتن ردیف شد کلماتم
که اختیار غزل هیچگاه دست خودم نیست
#سجاد_رشیدیپور
@hamnafasane1
این بت مغرور دارد بیقـــــــــرارم میکند👌
بر تنم تب مینشـــــــاند نو نوارم میکند
میزنم خش بر درو دیوار این حصر سیاه
عاقبت این مـــیله های تنگ هــارم میکند ...
#فرشته_صحرایی
@hamnafasane1
اگر باد نبود
کنارم بند میشدی
همینجا که میدانی !
اگر باد نبود
آسمانم را سراسر ابر نمیگرفت .
و من این همه دلتنگ نمیشدم ابرآلود .
این همه در دلم نمیباریدم .
و این همه از شوق آفتاب نمیآمدم کنار پنچره .!!
همیشه خیال میکردم تو میآیی
و من آمدنت را تماشا میکنم ...
همیشه،باد، پنجره را به هم کوبید .
و باران ِ تندی گرفت!!
#عباس_معروفی
@hamnafasane1
دیر فهمیدیم پس دیوار بالا رفته بود
با همان خشت نخستین تا ثریا رفته بود
دیر فهمیدیم و معماران مرموز از قدیم
چیده بودند آنچه بر پیشانی ما رفته بود!
گاه می گویم به خود اصلا کلاه جد من
جای مسجد کاشَکی سمت کلیسا رفته بود!👌
رسم پرهیز از جهان ای کاش برمیداشتند
کاش یوسف روز اول با زلیخا رفته بووود ...
من نمیدانم چه چیزی پایبندم کرده است
کوه اگر پا داشت تا حالا از اینجا رفته بووود!👌
دور تا دورش فقط خشکیست ای تنها خزر
راه اگر میداشت از این چاله دریا رفته بود!
#حسین_جنتی
@hamnafasane1
دستم برای خویش به جایی نمیرسد
پایم به شاهراه رهایی نمیرسد
هر بار اشک و آه به من حمله میکنند
بغضم به مرز عقدهگشایی نمیرسد
از بس فقط صدای خودم را شنیدهام
دیگر به گوشهام صدایی نمیرسد
از آسمان به سمت زمین راه بسته است
حتی به اهل عشق هوایی نمیرسد
سدیست بین آدمیان و فرشتگان
از فرش سوی عرش دعایی نمیرسد
دنیا همیشه در تب تکرار بوده است
این داستان اگرچه به جایی نمیرسد
#پوریا_شیرانی
@hamnafasane1
نه کار دل به کام و نه دلدار سازگار
خونین دلم ز طالع ناسازگار خویش
یکدم قرار نیست دلم را ز تاب عشق
در آتشم ز دست دل بیقرار خویش ...
#عبید_زاکانی
@hamnafasane1
دردا که یار در غم و دردم بماند و رفت
ما را چون دود بر سر آتش نشاند و رفت
مخمور بـادهٔ طــرب انــگیز شوق را
جامی نداد و زهر جدائی چشاند و رفت
#خواجوی_کرمانی
@hamnafasane1
به تماشا سوڪَند
و به آغاز ڪلام
و به پرواز ڪبوتر از ذهن
واژهاے در قفس است!
حرف هایم مثل یڪ تڪه چمن روشن بود
من به آنان ڪَفتم:
آفتابی لبِ درڪَاه شماست
ڪه اڪَر در بڪَشایید
به رفتار شما مۍتابد ...
#سهراب_سپهرے
@hamnafasane1
هم در به درٖی دارد و هم خانه خرابی
عشق است و مزین به هنرهای زیادی
بیچاره دل من که در این برزخ تردید
خـورده ست به اما و اگـرهـای زیادی ...
#سعید_بیابانکی
@hamnafasane1
جز تو با هیچکس آرام نخواهند گرفت
دستهایی که به آغوش تو کردند فرار
تو از آن خاطرههایی که دلم میخواهد
به مرورت بنشینم، شب و روزی صدبار ...
#محمدرضا_جمیلی
@hamnafasane1
وای ازین دل که نی هرگز بکامم
وای ازین دل که آزارد مدامم
وای ازین دل که چون مرغان وحشی
نچیده دانه اندازد بدامم ...
#بابا_طاهر
@hamnafasane1
بگذر از ناز و برون آی ز پیراهن شرم
که عجب تنگ در آغوش نیاز آمدهای
آنقدر باش که من از سر جان برخیزم
چون به غمخانهام ای بنده نواز آمدهای
#صائب_تبریزی
@hamnafasane1
دلی شکسته و جانی نهاده بر کف دست
بگو بیار که گویم بگیر هان ای دوست
تنم بپوسد و خاکم به باد ریزه شود
هنوز مهر تو باشد در استخوان ای دوست
#سعدی
@hamnafasane1
