.....کلبه شعر.....
الذهاب إلى القناة على Telegram
به کانال کلبه شعر خوش آمدید خواهم که به سینه ات نهم سینه خود را تا دل به تو گوید غم دیرینه خود را .............. @N50019 ............ لینک کانال رو به دوستان خود معرفی کنید ؛ @hamnafasane1
إظهار المزيد740
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-17 أيام
-1030 أيام
أرشيف المشاركات
من قصه ی پاییزم، تو شعر شکوفایی !
بنواز دلم خون شد، زین موسم تنهایی
یک قافیه از چشمت، در قالب جان افتاد
یک چشمه ی شعر من، جوشید به شیدایی
تو راز صنوبر را، با پوپک دل گفتی
پرواز کنان گم شد، در عالم رویایی
بگشای نگاهت را، در آینه ی چشمم
شاید که چو تصویری، در باغ زمان آیی
فریاد نمی گنجد، در حنجره ی تنگم
آهسته صدا کردم، بی واسطه با مایی
#على_اكبر_خليلى
#دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🥀
....گفتم از نزدیکی دیدار، گفتی: «سادهای !
دورم از دیدار با هر پیش پا افتادهای»
کوچکم خواندی، که پیش چشم ظاهربین تو
دیگران کوهند و من سنگ کنار جادهای
شهر را گشتم که مانند تو را پیدا کنم
هیچکس حتی شبیهت نیست، فوقالعادهای !
با دل آزردهام چیزی نمیگویی ولی
از دل آزردن که حرفی میشود آمادهای
باز بر دوری صبوری میکنم اما مگیر
امتحان تازهای از امتحان پس دادهای .
#ناشناس
....مرا دعوت ڪن امشب ٺا
بدانم آن شب اسٺ امشب
دلم امشب به جان ٺو پر
از ٺاب و ٺب اسٺ امشب
بیا بنشین دمی ٺا
من شوم غرق ٺماشایٺ
نبینم روی ماهٺ را بدان
جان بر لب اسٺ امشب
#سعید_احمدجامی
....اڪَر دردی به دل داری
طبیبٺ میشوم بانو
بهشٺ و شاخهُ ی طوبی
و سیبٺ میشوم بانو
شب مهٺاب بیدارم،
نباید منٺظر باشی
ڪه می آیم به بالینٺ،
حبیبٺ میشوم بانو
#محمد_دریصفت
.... ﺩﻝ ﺑﻪ ﻫﺮ ﮐﺲ ﻣﺴﭙﺎﺭ !!
ﮔﺮﭼﻪ، ﻋﺎﺷﻖ ﺑﺎﺷﺪ
ﺣﮑﻢ ﺩﻟﺪﺍﺭﯼ، ﻓﻘﻂ ﻋﺸﻖ ﮐﻪ ﻧﯿﺴﺖ ...
ﺍﻭ ﺑﻪ ﺟﺰ ﻋﺸﻖ ﺑﺎﯾﺪ
ﻻﯾﻖ ﻋﻤﻖ ﻧﮕﺎﻫﺖ ﺑﺎﺷد
ﻭ ﮐﻤﯽ ﻫﻢ ﺑﯿﻤﺎﺭ
ﺗﺎ ﻧﮕﺎﻩ ﺗﻮ ﺗﺴﮑﯿﻦ ﺑﺪﻫﺪ ﺭﻭﺣﺶ ﺭﺍ ...
ﺩﻝ ﺑﻪ ﻫﺮ ﮐﺲ ﻣﺴﭙﺎﺭ ...!
#حسین_پناهے_
.
....خال لبهایٺ مرا
مجنونِ دوران ڪرده اسٺ
موجِ ڪَیسوی ٺو دریا
را چه طوفان ڪرده اسٺ
خنـده هایٺ دلفریب
و هر نڪَاهٺ شعله ای
ڪلبـهی محزون دل را ،
ڪَرم و ٺابان ڪرده اسٺ
#امیرپیام_نجفی_زاده
.
....خوش میروی آرام جان
نتوان ڪه حاشایٺ ڪنم
رخـصٺ ڪَرفـٺم از سمـا ،
ٺا مـاه شبـهایـٺ ڪنـم
نجـم قـمر سایم ٺویی ،
شـیدای شیـدایـم ٺـویی
مجنـونتـر از مجنـون منم ،
بازآ که لیلایت ڪنـم
#علی_فعله_گری
Repost from .....کلبه شعر.....
اخمهایت میبَرد دل را، نمیدانم چرا
خندههایت هم ڪه...واویلا، نمیدانم چرا
اینغزلمقدارناچیزیست ازوصف تو ڪه
واژه میبخشے به این رؤیا، نمیدانم چرا
دلبرِ بینقصِ من، فرهادِ مجنونِ توام
بهتر از شیرینے و لیلا، نمیدانم چرا
هیچ میدانے خودت زیباترین شعر منی
قالبے بینام و پُر معنا، نمیدانم چرا...
#لاادرے
#دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🥀
اخمهایت میبَرد دل را، نمیدانم چرا
خندههایت هم ڪه...واویلا، نمیدانم چرا
اینغزلمقدارناچیزیست ازوصف تو ڪه
واژه میبخشے به این رؤیا، نمیدانم چرا
دلبرِ بینقصِ من، فرهادِ مجنونِ توام
بهتر از شیرینے و لیلا، نمیدانم چرا
هیچ میدانے خودت زیباترین شعر منی
قالبے بینام و پُر معنا، نمیدانم چرا...
#لاادرے
#دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🥀
.
....جای جای قلب من
دارد نشان از مهر ٺو
؏شـق هم ڪَویی، چو من،
مجنون لیلای ٺو بود
فاش میڪَویم، ٺو را
ٺا دیدم، از روز نخسٺ
راز من در عمق آن
چشمان شهلای ٺو بود
#امیر_رحمانی
....دیدار یار غایب ، دانی چه ذوق دارد ؟
ابری که در بیابان ، بر تشنه ای ببارد
ای بوی آشنایی ! دانستم از کجایی
پیغام وصل جانان ، پیوند روح دارد
باشد که خود به زحمت ، یاد آورند ما را
ورنه کدام قاصد ، پیغام ما گذارد ؟
بی حاصل است یارا ! اوقات زندگانی
الا دمی که یاری با همدمی برآید ...
#سعدی
.
.... من از وقٺی ڪه در دام
دو چشمان ٺو افٺادم
به خود ڪَفٺم ڪه در این
بند از صد دولٺ آزادم
جهان را هیچ میدیدم
به پیش چشم خود اما
چه زیبا شد برایم ٺا به
رویای ٺو دل دادم
#مهدی_دهداری
اگر این گریه امانم بدهد می گویم
چشم فرصت به دهانم بدهد می گویم
#چشمهاااایت اگر از روی وفا با دل من
خطی از عشق نشانم بدهد می گویم
گوش خود را اگر این ساعت وامانده کمی
به نگاه نگرانم بدهد می گویم
مطمئن نیستم از عشق تو ، اطمینانم
جای خود را به گمانم بدهد می گویم
ابر خاموشم و رعدی به گلویم دارم
دستهای تو تکانم بدهد می گویم ...
اخم عاشق کش تو باز شود ثانیه ای
تا امان نامه به جانم بدهد می گویم
اگر این گونه شود قاضی محشر حتی
صد شهادت به زیانم بدهد می گویم ...
#دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🥀
منی يادان چيخادان سوگول جانان نجسن ؟
اورگی پاك اوزی گول گوزلری جيران نجسن ؟
او گوزل #گوزلرون نقشی گوزومده قالاجاق ؟
ای هميشه اولاجاق درديمه درمان نجسن
#دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🥀
يك سينه حرف هست، ولي نقطهچين بس است
خاتون دل و دمــــــــــاغ ندارم.... همين بس است
يك روز زخــــــــــــم خوردم يك عمر سوختم
كو شوكران؟ كه زندگي اينچنين بس است
عشق آمدهست عقل بـــــرو جاي ديگري
يك پادشاه حاكم يك سرزمين بس است
مورم، سياوشانه به آتش نكش مــــــرا
يك ذره آفتاب و كمي ذرهبين بس است
ظرف بلـــــــــور! روي لبت خندهاي بپاش
نذري نديده را دو خط دارچين بس است
ما را بــــــه تازيـــانـــــه نـوازش نكن عـــزيـــــز
كه سوز زخم كهنهي افسار و زين بس است
از این به بعد عزيز شما باش و شانههات
ما را بــــــراي گريه سر آستين بس است
#حامد_عسکری
#دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🥀
منی يادان چيخادان سوگول جانان نجسن ؟
اورگی پاك اوزی گول گوزلری جيران نجسن ؟
او گوزل #گوزلرون نقشی گوزومده قالاجاق ؟
ای هميشه اولاجاق درديمه درمان نجسن
#دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🥀
يك سينه حرف هست، ولي نقطهچين بس است
خاتون دل و دمــــــــــاغ ندارم.... همين بس است
يك روز زخــــــــــــم خوردم يك عمر سوختم
كو شوكران؟ كه زندگي اينچنين بس است
عشق آمدهست عقل بـــــرو جاي ديگري
يك پادشاه حاكم يك سرزمين بس است
مورم، سياوشانه به آتش نكش مــــــرا
يك ذره آفتاب و كمي ذرهبين بس است
ظرف بلـــــــــور! روي لبت خندهاي بپاش
نذري نديده را دو خط دارچين بس است
ما را بــــــه تازيـــانـــــه نـوازش نكن عـــزيـــــز
كه سوز زخم كهنهي افسار و زين بس است
از این به بعد عزيز شما باش و شانههات
ما را بــــــراي گريه سر آستين بس است
#حامد_عسکری
#دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🥀
وصف کردم عشق را باواژه های بهتری
از دلت گفتم غزل با شور و حال دیگری
با کلامت می کنی اعجاز در دنیای عشق
در میان جاهلان عشق ،تو پیغمبری
فرق دارد جنس احساس تو در دلدادگی
از نگاهت خوانده ام درس وفا را از بری
خانه ای از عشق می سازم برایت دلبرم
تا که بنشینی به عاشق پیشگی و دلبری
کنج آغوشت بمیرم یا بسوزم در تنت
انتخابش با خودت هر جا خودت راحت تری
عشق رویایی که در شعرم شده پنهان تویی
از تو می گویم غزل ها را گلم، مستحضری؟
خنده ات مضمون صدها شعر و احساست غزل
با همین چشمان شهلا از همه شاعرتری
#اسماعیل_حاج_علیان
#دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🥀
کاش میشد که از این پنجره بارید تو را
از صدای نفس فاصله، فهمید تو را
مثل عطر خنک کوچهی نارِنجِستان
در همآغوشی گل، یکسره بویید تو را
در فراسوی شب خاطرههایی شیرین
باز با تیشهی فرهاد، تراشید تو را
گاه در برکهی تنهایی خود سنگ انداخت
با صدای تپش ثانیه، نالید تو را
یک قدم مانده به دلواپسی اشک غروب
پشت بیتابترین خاطره، پاشید تو را
و به کوتاهی بوییدن عطر یک سیب
خام حوا شد و چون وسوسهای چید تو را
ته این راه سراسیمه، کمی آه کشید
در سکوتی به بلندای افق، دید تو را
#محمد_جوکار
#دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🥀
Repost from .....کلبه شعر.....
دلم یک شاملو میخواهد
که بنشیند و ستایش کند،
نگاه های منتظرم را!
یا یک سهراب،
که مرا در قایقش جای دهد
و رهایم کند از بلاتکلیفی؛
یک نیما که برایم بسراید
"تو را من چشم در راهم"
حالا شاعر هم نبود، نباشد
من که نمرده ام!
خودم آنقدر شعر به پایش خواهم ریخت
که عاشق ترین شاعر دنیا شود؛
مثل تو که شاعر شدی
و صدایت شد لالایی شب هایم،
راستش را بخواهی ...
شاملو ، سهراب ونیما بهانه است!
دلم فقط تو را می خواهد...
#دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
🥀
