.....کلبه شعر.....
الذهاب إلى القناة على Telegram
به کانال کلبه شعر خوش آمدید خواهم که به سینه ات نهم سینه خود را تا دل به تو گوید غم دیرینه خود را .............. @N50019 ............ لینک کانال رو به دوستان خود معرفی کنید ؛ @hamnafasane1
إظهار المزيد740
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-17 أيام
-1030 أيام
أرشيف المشاركات
.....محبوب من !
بی رحم ترین مردان هم
زن ها را ستوده اند
ڪَاهی با شمشیر
ڪَاهی با تفنڪَ
و گاهی هم با مهربانی .
اما من تو را آنڪَونه می ستایم که خداوند را !
محبوب من !
زلف بر باد مده
تا باعث جنڪَ های جهانی دیگری نشوی
این روز ها سر زلف های تو جنڪَ است !
#امیر_نقدی_لنگرودی
....خسته ام،ميروم ازقلبِ تو با پاى خودم
تا كـه تنهـا بشوم بـا غمِ دنيـاى خودم
ليـلىِ قصـه نبـودى كـه شوم مجنونت
تن سپردم به بيابان و به صحراۍخودم
دلِ دريـايىِ طـوفـان زده ، ارزانىِ خـود
می روم تـا كـه شوم قايقِ درياى خودم
بعدِ تـو خاک از آيينـه ى دل می گيرم
تا كـمى هم بنشينم بـه تماشاى خودم
ما كـه رفتيم تو باش و همهٔ خاطره ها
ميروم تا برسم بى تـو بـه فرداى خودم
دل اگـر بعـدِ تـو لـرزيد، حرامش باشد
پايبـنـدم بـه خدا، بر سرِ فتواى خـودم
#کمال_جعفری_امامزاده
.
....نبودی خانه را امشب به عشقت زیر و رو کردم
تو را دربین صدها خاطراتت جستجو کردم
نشستم تا سحر گفتم همه ناگفته هایم را
قلم یاری نمود امشب،گلایه مو به مو کردم
چه کردی بادلم امشب که حتی جای نفرینم
به این زمزم که جاری شد زچشمانم وضو کردم
دلم تنگ است و میدانم که میدانی پریشانم
ولی من بهترین ها را برایت ارزو کردم
.
امشب از لطف به دلداری ما آمده ای
خوش قدم باش که بسیار بجا آمده ای
چه عجب یاد حریفان پریشان کردی
لطف کردی که به یاد دل ما آمده ای
تو که در خواب هم از آمدنت بود دریغ
در شگفتم که به ناگاه، چرا آمدهای
سر مهر آمدی از سر مگر ای ترک ختا
یا خطا کردی و ره را به خطا آمدهای
گفته بودی شبی از حالت من می پرسی
شاید اندر پی وعده به وفا آمدهای
کاخ شه را به پشیزی نخرد کلبه ی ما
تا تو ای شاه به دیدار گدا آمدهای
شب و وصل و گله از دوست!دلا یاوه مگو
بخت بد باز تو امشب به صدا آمدهای؟
امشب ای باد، چو آن زلف چه خوشبو شدهای!
تو هم از کوچه ی معشوقه ی ما آمدهای؟
سر به پای تو فشانم که صفا آوردی
تا به دلداری این بی سر و پا آمدهای
#معینی_کرمانشاهی
#کانال_و_گروه_کلبه_شعر
@hamnafasane1❤
دیشب تو را در خواب می دیدم کنارم
بنشسته بودی و سرت بر شانه هایم
من دست در زلفت تو با لحنِ قشنگت
یک شعرِ زیبا از خودت خواندی برایم
من محوِ زیبا بودنِ شعری که خواندی
تو گیجِ بازی کردنِ با دگمه هایم
من دست در زلفت خیالم را برایت
می بافتم اما گذشتی از خیالم
با هر گره یک قطره اشک از چشمِ خیسم
بر... ناگهان از خواب با گریه پریدم
باران می آمد هر چه گشتم تو نبودی
رویایِ تلخی شد عجب تعبیرِ خوابم ...
#محمدرضا_جلالی
#دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر
@hamnafasane1
🌹🌹❤️🌹🌹👈
....شبی را با من ای ماه سحرخیزان سحرکردی
سحر چون آفتاب از آشیان من سفرکردی
هنوزم از شبستان وفا بوی عبیر آید
که چون شمع عبیرآگین شبی با من سحرکردی
صفا کردی و درویشی بمیرم خاکپایت را
که شاهی محشتم بودی و با درویش سرکردی
چو دو مرغ دلاویزی به تنگ هم شدیم افسوس
همای من پریدی و مرا بی بال و پر کردی
مگر از گوشه چشمی وگر طرحی دگر ریزی
که از آن یک نظر بنیاد من زیر و زبر کردی
به یاد چشم تو انسم بود با لاله وحشی
غزال من مرا سرگشته کوه و کمر کردی
به گردشهای چشم آسمانی از همان اول
مرا در عشق از این آفاق گردیها خبرکردی
به شعر شهریار اکنون سرافشانند در آفاق
چه خوش پیرانه سر ما را به شیدائی سمرکردی
#شهریار
@hamnafasane1
🌹🌹❤️🌹🌹👈
امشب از لطف به دلداری ما آمده ای
خوش قدم باش که بسیار بجا آمده ای
چه عجب یاد حریفان پریشان کردی
لطف کردی که به یاد دل ما آمده ای
تو که در خواب هم از آمدنت بود دریغ
در شگفتم که به ناگاه، چرا آمدهای
سر مهر آمدی از سر مگر ای ترک ختا
یا خطا کردی و ره را به خطا آمدهای
گفته بودی شبی از حالت من می پرسی
شاید اندر پی وعده به وفا آمدهای
کاخ شه را به پشیزی نخرد کلبه ی ما
تا تو ای شاه به دیدار گدا آمدهای
شب و وصل و گله از دوست!دلا یاوه مگو
بخت بد باز تو امشب به صدا آمدهای؟
امشب ای باد، چو آن زلف چه خوشبو شدهای!
تو هم از کوچه ی معشوقه ی ما آمدهای؟
سر به پای تو فشانم که صفا آوردی
تا به دلداری این بی سر و پا آمدهای
#معینی_کرمانشاهی
#کانال_و_گروه_کلبه_شعر
@ hamnafasane1❤
#تقدیم_ب_ڪسے_ڪه_خراب_چشاشم
بامن گوش کن😘👆
#تقدیم_ب_دوستان_کانال_کلبه_شعر
#عیدبرهمگان_مبارڪ.
.
...."پنجشنبه" شد ...
باز تشدید دلتنڪَی
تو قاب چشمات....
و باز ڪَره خوردن خیال آبیِ تو به پیچڪِ
احساسم در هجوم هیاهوےِ نبودنت...
دست خیالم را میڪَیرم...
قدم به بیڪران ؏ـاشقانههایت
میڪَذارم
بیا دوست داشتنت را
خیرات احساسم ڪـن...!!
#سیامک_جعفری
.
.....حلالم ڪنید
اڪَر شعرهایم
شما را یاد " یڪی " میاندازد...
حلالم ڪنید
من خودم
عزادار این شعرهایم...!!
#مریمقهرمانلو
.....تو همانے ڪه دل از دیدن تو سیر نشد
جاودان عشق تو در سینه ے من پیر نشد
بارها زخم زدند ، خسته شدم ، نالیدم
از همه خسته ولے از تو ڪه دلگیر نشد
بامن عاشق دلخسته چه ڪردے ڪه چنین
زندگے بعد تو جز دلهره تفسیر نشد
روز وشب سوخته ام ساخته ام با غم تو
از فراق تو مگر اشک سرازیر نشد ؟
هرڪجا مینگرم غیر رخت نیست ڪه نیست
به جز عڪس تو درآینه تصویر نشد
آخر قصه ے ما بیڪسے زود رس است
آخر قصه از اول ڪه نفس گیر نشد
با ڪه گویم غم بے حد تو را سنگ صبور
دل او با دل تو بسته به زنجیر نشد
#ناشناس
.....دلبرم گر به تبسّم لب خود باز کند
کی مسیحا به جهان، دعوی اعجاز کند؟
دین و دل، هر دو به یکبار به تاراج برد
در صف سیمبران ،گر سخن آغاز کند!
رونق مهر و قَمَر ،افکنَد از اوج فلک
زلف شبگون، رخ مَه رو، اگر ابراز کند
ببرد صبر و شکیبم ،اگر آن لُعبت ناز
بهر صید دل من، حمله چنان باز کند!
به یکی جو نخرم سلطنت ملک جهان
بت غارتگر من، گر هوس ناز کند
.....مهمان دلم باش، دلم جای بدی نیست
این خانه به غیر از تو، سرای احدی نیست
هر لحظه به این ذوق که می آیی و هستی
می مانم و اندوه؛ که عمرم ابدی نیست
هرچند ؛ پر از زخم زمانه است ؛ ولی امن
آرام بیا ؛ در دل من دیو و ددی نیست
من خسته - دلم خسته تر از من
من ساحل متروکه ! مرا جزر و مدی نیست
سرد است زمستان چرا پالتو تنم نیست؟
بگیر دست مرا دوست مرا هیچ مددی نیست
.
.....تو سنڪَ سيه بوسی،
من چشم سياهی را
مقصود يڪی باشد، بيڪَانه چه میدانی؟
ضايع چه ڪنی شب را،
لب ذاڪر و دل غافل
تو ره به خدا بردن، مستانه چه میدانی؟
#حضرت_مولانا
.
.....دستم را به سراسر شب ڪشیدهام
به مـــاه،
به ستارهها،
به بیقرارےها،
به بیتابیها،
به بیخوابیها،
زیباے دوستداشتنی
هیچشبی مثل باتوبودن، قشنڪَ نیست...!!
#امیدآذر
.....ميشود تنها شويم يک بوسه از چشمت کنم؟
حلقه ي پيوندمان را دزدکي دستت کنم؟
ميشود هر ثانيه نام مرا نجوا کني؟
من بگويم "جان" ولي با بقيه بدتا کني؟
ميشود آغوش تو منزلگه جانم شود!؟
چشم تو جانم بگيرد عشق مهمانم شود؟
ميشود مردم بدانند من چقد ديوانه ام؟
جز تو ديگر هيچ بينم با همه بيگانه ام.؟!
آنقدر ديوانه ام تا هر که ميبيند مرا
آه تلخي ميکشد با خنده ميپرسد چرا؟
....خودنـویس و دفتـر و جامِ شراب
شمع و میـزِچـوبی و حـالِ خراب
می نـویسم قصـهٔ یک سرگذشت
داستــانِ تشنـگی ، آب و سـراب
قصهٔ عشقی کـه فرجامی نداشت
مجـرم و زنـدان و اعـدام و طناب
نقـلِ یک پـرسش ز اعمـاقِ وجود
که هنوزم مانده، در دل، بی جواب
مـاجـرای خنــده هنـگامِ وداع
بی تفـاوت رفتن و رنج و عـذاب
کـاش مهتـابِ شبم بـودی ولـی
رد شدی از ظلمتم همچون شهاب
.
....من صبورم اما...
به خدا دست خودم نیست اڪَر مى رنجم....
یا اڪَــر شادےِ زیباےِ #تـღـو را
به غمِ غربتِ چشمانِ
خودم می بندم...!!
من صبورم اما ...
چه قدَر با همهےِ ؏ـاشقے ام محزونم...
و به یاد همهےِ خاطره هاےِ ڪَل سرخ
مثل یڪــ شبنم افتاده
ز غم مغمومم...!!
من صبورم اما...
آه، این بغض ڪَـران صبر چه مى داند چیست...!
#حمید_مصدق
.
.....پشت تمام آرزوهاے تو
خدا ايستاده است
ڪافۍست بہ حڪمتش
ايمان داشته باشی
تا قسمتت سر راهت قرار بڪَيرد.
او را بخوانيد تا شما را اجابت ڪند...!!
#علۍقاضۍنظام
.
.....ماندڪَارترین هستی
درڪنج قلب پر احساسم
عظمت زیبایی #تُ در ُخورِ ستایشست...
ماندڪَـارترین هستی
برا ے من ڪـه غرق دوست داشتنت هستم...
این حس ، این علاقه
و
این من
همه براے توست....!!
#مهدی_رستم_زاده
