.....کلبه شعر.....
الذهاب إلى القناة على Telegram
به کانال کلبه شعر خوش آمدید خواهم که به سینه ات نهم سینه خود را تا دل به تو گوید غم دیرینه خود را .............. @N50019 ............ لینک کانال رو به دوستان خود معرفی کنید ؛ @hamnafasane1
إظهار المزيد740
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-17 أيام
-1030 أيام
أرشيف المشاركات
اهل گردم، دل ديوانه اگر بگذارد
نخورم می، غم جانانه اگر بگذارد
گوشهای گیرم و فارغ ز شر و شور شوم
حسرت گوشهی میخانه اگر بگذارد
عهد کردم نشوم همدم پیمانشکنان
هوسِ گردش پیمانه اگر بگذارد
معتقد گردم و پابند و ز حیرت بِرَهَم
حیرت اين همه افسانه اگر بگذارد
شمع میخواست نسوزد کسی از آتش او
ليک پروانهی دیوانه اگر بگذارد ...
#عماد_خراسانی
@hamnafasane1
من را به گناهی که " نگاه تو " درآن بود
بردند سر دار و .....تو انگار نه انگار !
اوج غم اين قصه در اين شعر همين جاست:
من بی تو پریشان و تو انگار نه انگار
دل تنگی و بی هم نفسی حال خرابی ست
روی دلم آوار و....توانگار نه انگار
دور از تو شده سنگ صبور من دل تنگ...
یک گوشه ی دیوار و....توانگار نه انگار
جان می کنم و محو تماشایی و هر روز...
این حادثه تکرار و....تو انگار نه انگار
با عشق تو میمانم و میمیرم اگر چه...
من می شوم آزار و..تو انگار نه انگار ؟
@hamnafasane1
از حال اين ديوانهخو چيزي نداني بهتر است
مانند مردم از خودت، ما را براني بهتر است
با من كه باشي از غم تنهاييام دق ميكني
پاي اسير چشم خود ديگر نماني بهتر است
اين شعرها حال تو را، عشقم اگر بد ميكنند
در خلوت تنهايات هرگز نخواني بهتر است
از درد دل با هر كسي خيلي پشيمانم هنوز
گاهي به رسم تجربه بي همزباني بهتر است
گيسو به دست باد شب تا ميدهى، حس ميكنم
پنهان ز چشم ديگران گاهي تباني بهتر است
اهل تلافي نيستم اما كه در پاي غرور...
با دلبر نامهربان، نامهرباني بهتر است!
بايد كه در جايي دلت گير نگاهي باشد و...
عاشق به لبخند كسي گر ميتواني بهتر است
اشكم تلنگر ميزند، با طعنه ميگويد بگو...
گاهي شريك حال بد، در زندگاني بهتر است
@hamnafasane1
آن سو تویے و خرمنِ گیسوے ڪمندت
این سو منم و این دلِ افتاده به بندت
همـواره شبیخون زده بر مُلڪِ وجودم
چشـمانِ تـو در مَعیتِ مـژگانِ بلندت
بے نقـش و نگارے و دل آرایے و ساده
مانندِ همـان دامن و تنپـوشِ پَرندت
شیرینیِ دنیا، همه زهر است و هَلاهل
در محضرِ لب هاے عسل باره ے قندت
ڪام از تـو طلب ڪردم و صبرم طلبیدی
دردا ڪه اثر نیست دراین چاره و پندت
سخت است ڪه تیمار ڪنے باغچه ها را
خواهنـده ے گُل باشے و امّا، ندهندت
گفتے ڪـه چو دیوانه شوے دل بسپارم
"اے من بـه فداے دلِ دیوانـه پسندت"
#حسین_فروتن
@hamnafasane1
ای آنکه دلم از غم تو شد متلاشی
سخت است کنار دل تنگم، تو نباشی!
دارد شب دلتنگی من باز می آید
ای کاش به زخمم نمکی تازه،بپاشی!
تصویرم اگر زشت بیفتد،به از آن است
بر صورت آیینه ی من خط بخراشی
ای مرگ، دگر با چه زبانی بنویسم:
زود است, مداد دل من را بتراشی
هرگز نکنم داوری لیگ دلت را
با این همه بی نظمی و جنجال و حواشی
صد بوسه، نثار لب تو می کنم امشب
ای عشق، اگر عشق ترین عشق، تو باشی..
#محمدحسین_حیدری
@hamnafasane1
عمر گذشت، وز رخش سیر نشد نظارهام
حسرت او نمیرود از دل پاره پارهام
مُردم و از دلم نرفت آرزوی جمال او
وه که ز مرگ هم نشد در ره عشق چارهام
آن که به تیغ امتحان ریخت به خاک خون من
کاش برای سوختن زنده کند دوبارهام
خاک رهی گزیدهام، تا چه بزاید آسمان
جیب مهی گرفتهام، تا چه کند ستارهام
غنچهٔ نوشخند او سخت به یک تبسمم
نرگس نیم مست او کشت به یک اشارهام
آن که ندیده حسرتی در همه عمر خویشتن
کی به شمار آورد حسرت بیشمارهام
من که فروغی از فلک باج هنر گرفتهام
بر سر کوی خواجهای بندهٔ هیچ کارهام
#فروغی_بسطامی
@hamnafasane1
ساحل دریای تو آرامشی دارد نگو
برق چشمان قشنگت تابشی دارد نگو
صد غزل از عشق دارد چهره زیبای تو
دفتر شعر نگاهت خوانشی دارد نگو
گر چه لبهایت بهم پیوسته مثل غنچه ها
مهر لبخند ملیحش بخششی دارد نگو
مختصر گاهی سلامی و علیکی می کنی
اقتصاد گفتگویت چالشی دارد نگو
عشق دوران جوانی عالمی دارد نپرس
شمع جان عاشقان هم سوزشی دارد نگو
#تقی_شیربن_زاد
@hamnafasane1
ای پر از عاطفه در قحط محبت با من
کاش می شد بگشایی سر صحبت با من
هیچ کس نیست که تقسیم شود در اینجا
درد تنهایی و بی برگی و غربت با من
از خروشانی امواج نگاهت دیریست
باد نگشوده لبش را به حکایت با من
خواستم پر بزنم با تو به معراج خیال
آسمان دور شد از روی حسادت با من
بعد از این شور غزلهای شکوفا با تو
بعد از این مرثیه و غربت و حسرت با من
گرچه کوچیدی از این باغ ولی خواهد ماند
داغ چشمان تو تا روووووز قیامت با من . . .
#جلیل_صفر_بیگی
@hamnafasane1
در میان خاطراتم با تو خلوت می کنم
بی قرار و بی صدا از عشق صحبت می کنم
رو به قبله می نشینم ، قبله ی چشمان تو
آه را در سینه ی داغم تلاوت می کنم
بی تو لبریز تمنای شقایق می شوم
دشت احساس و نگاهت را زیارت می کنم
در حضور آسمان و بستر رنگین کمان
حق رنگ چشم شب را من رعایت می کنم
هر چه دارم می سپارم باز امشب دست تو
باز هم یاد تو را غرق خجالت می کنم ...
@hamnafasane1
با تو برایم عشق حس محشری داشت
دیوانگی هم با تو لفظ دیگری داشت
آن روزهای خوب را یادم نرفته
با تو سرم در بین این سرها سری داشت
خوش بود حالم ،چون تو بودی روزگارم
هر روز از دیروز حال بهتری داشت
انگار دنیا شد حسودِ عاشقیمان
هر چه دعا خواندم نشد گوش کری داشت
گوش کر و چشم شر و شور و بخیلش
آخر اثر کرد و ندید انگشتری داشت !!
آری نظر رفت و به ویرانی کشاندم
دیگر دلم هر روز حال بدتری داشت
میپرسم و میمیرم از دردی که دارد
آیا بجز من شعله اش خاکستری داشت؟
@hamnafasane1
عاشقی ...
شوخیِ سنگینے بود
ڪه این روزگار با من ڪرد
ارمغانش،
موهای سفــید،
روزهاے سیــاه،
و سالهایــے ڪه عاشــقي ڪردم
بے آنڪہ
معشوقے داشتہ بــاشم ...
@hamnafasane1
فرق دارد بشکند, تاسنگ بشکاند دلی
مثل وقتی بشکفد,یاتیغ بشکافدگلی
سینه ام را میشکافی, تا دلم رابشکنی
غیر ازین,دلدادگی با تو نداردحاصلی
پیش ازین،بت خواندمت,هستی،ولی معبود ،نه
هیچ احساسی نداری,آخر ازسنگ وگلی
درپی انگیزه گشتم, تا بر انگیزانمت
چون نداری دل, موثرنیست در تو عاملی
هرچه کوشیدم نشد تاعشق را باورکنی
میخ را برسنگ,پی درپی نکوبد عاقلی
عشق را باورنداری,دشمن ماهم نباش
ازخدای عاشقان و کار دنیا, غافلی
پس نمیگیرم دلم را, یادگاری مال تو
چون ندارم بهتر از دل, یادگار قابلی ...
@hamnafasane1
بر شانهی شکستهی من، بارِ عالم است
این درد را برای تو چون میکشم، کم است
وصل تو گر نگشت میسّر، فراق هست
شادی نصیب اگر نشود، سهم من غم است
آتش هم از مسیر تو بالی نمیزند!
تا آسمانِ چشم تو پُر دود و پُر دَم است
باید غبارِ خاطره زین کرد و تند رفت
اینجا نه سعیِ هاجر و نه چاهِ زمزم است
مَشکَن دل مرا و مکن تیره صبحِ خلق
تا کاخ آرزوی تو بر شانهی "بم" است.
#محمد_عزیزی
@hamnafasane1
بلبل عشقم و از آن گل خندان گویم
سخن از آن گل خندان به سخندان گویم
غزل آموز غزالانم و با نای شبان
غزل خود به غزالان غزلخوان گویم
شعر من شرح پریشانی زلفی است شگفت
که پریشان کندم گر نه پریشان گویم
آنچه فرزانه به آزادی و زنهار نگفت
من دیوانه به زنجیر و به زندان گویم
گر چه خاکسترم و مصلحتم خاموشی است
آتش افروزم و شرح شب هجران گویم
گله زلف تو با کوکبه شبنم اشک
کو بهاری که به گوش گل و ریحان گویم
شهریارا تو عجب خضر رهی چون حافظ
که من تشنه هم از چشمه حیوان گویم
#شهریار
@hamnafasane1
هـر گوزل گورسہ گوزوم عشقینہ حیران اولماز
اورگیم اوزگہ لرین عـشقینہ قوربان اولماز
قلبیمین صاحبے سن ، مین یول اگر سیندیرسان
سنین عشقینده ، جانیم چیخسادا پشمان اولماز
@hamnafasane1
چندیست که در دام نگاه تو اسیرم
درگیر زمستانم و دلبسته ی تیرم
هر توبه که مستلزم نشکسته شدن نیست
این عشق خطائیست که باید بپذیرم
در راه پر از برکه و مرداب و تباهی
صد شکر به دریای تو افتاده مسیرم
خوشبخت ترینم اگر امشب بگذاری
از گوشه ی لب های ترت بوسه بگیرم
من آدمک برفی و تو شعله ی عشقی
راضی شدم امشب که به یک بوسه بمیرم ...
#سعید_حسن_زاده
@hamnafasane1
.#ای_عشق
ندانم کیستی ای عشق که درجانی به جان تو
به دردم مرهم جانی چو درمانی به جان تو
خیالت عشق جمالت عشق وصالت عشق اندر عشق
نه اینی تو نه آنی توکه جانانی به جان تو
نه آغازی ، نه پایانی نه پیدا وُ نه پنهانی
چه گویم یوسف جانی زکنعانی به جان تو
چه نیکو منظری هستی چه نازک دلبری هستی
توماهِ دیگری هستی چه تابانی به جانِ تو
نه اختر، آسمانی تو،نه ماهی،کهکشانی تو
نشان ازبی نشانی توکه عِرفانی به جان تو
زِ تفسیرم فزونی تو نه بیرون ، اندرونی تو
به تعبیری جنونی توکه سوزانی به جانِ تو
نه نوری چون قمرخوانم نه درًی چون گُهَرخوانم
نه غیری چون دگرخوانم جهانی توبه جان تو
نگویم دلنوازی تو نگویم سروِ نازی تو
نمازی تو نیازی توچو ایمانی به جان تو
گهی شوخ وغزلخوانی گهی شعریً وُ دیوانی
نمی دانی نمی دانی گلستانی به جان تو
به #راحم چون نگینی توچوشهدانگبینی تو
شراب آتشینی تو چنانی تو به جان تو ،
#شعر_و_صدا 👇
#راحم_تبریزی🌿
@khazan_rahem
@hamnafasane1
چندی ست از هوای تو بیرون نمی روم
از فکر چشم های تو بیرون نمی روم
کنج اتاق کوچک سه در چهار خود
دق کرده ام برای تو بیرون نمی روم
من ماندم و بدون تو یک عمر بی کسی
جان هم دهم _فدای تو _ بیرون نمی روم
کز کرده ام درون خودم از درون خویش
با هیچ جز صدای تو بیرون نمی روم
تو ، هرکسی که دلت خواست من ولی
با هیچ کس به جای تو بیرون نمی روم
کنج همین اتاقک دلگیر تا ابد
می ایستم به پای تو بیرون نمی روم ...
@hamnafasane1
نشسته ایی به قلب من خیال پا شدن مکن...
#دکلمه با صدای #نعمت
مدیر کانال و گروه کلبه شعر👇❤️👇
@hamnafasane1
