ar
Feedback
گاهنامه مدیر

گاهنامه مدیر

الذهاب إلى القناة على Telegram

هدف گاهنامه مدیر، ارتقاء دانش و بینش مخاطبان (هوش راهبردی) از طریق نشر پیامهای دارای مضامین مدیریتی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است. بنیانگذار: دکتر مهدی صانعی اینستاگرام: gahname_modir

إظهار المزيد

📈 نظرة تحليلية على قناة تيليجرام گاهنامه مدیر

تُعد قناة گاهنامه مدیر (@gahname_modir) في القطاع اللغوي Farsi لاعباً نشطاً. يضم المجتمع حالياً 33 913 مشتركاً، محتلاً المرتبة 1 785 في فئة الأعمال والمرتبة 10 061 في منطقة إيران.

📊 مؤشرات الجمهور والحراك

منذ تأسيسه في невідомо، حقق المشروع نمواً سريعاً وجمع 33 913 مشتركاً.

بحسب آخر البيانات بتاريخ 18 يونيو, 2026، تحافظ القناة على نشاط مستقر. خلال آخر 30 يوماً تغيّر عدد الأعضاء بمقدار -244، وفي آخر 24 ساعة بمقدار 8، مع بقاء الوصول العام مرتفعاً.

  • حالة التحقق: غير موثّقة
  • معدل التفاعل (ER): يبلغ متوسط تفاعل الجمهور 4.84‎%. وخلال أول 24 ساعة من النشر يحصد المحتوى عادةً 2.77‎% من ردود الفعل نسبةً إلى إجمالي المشتركين.
  • وصول المنشورات: يحصل كل منشور على متوسط 1 642 مشاهدة. وخلال اليوم الأول يجمع عادةً 940 مشاهدة.
  • التفاعلات والاستجابة: يتفاعل الجمهور بانتظام؛ متوسط التفاعلات لكل منشور يبلغ 0.
  • الاهتمامات الموضوعية: يركز المحتوى على مواضيع رئيسية مثل گاهنامه, فرد, وقت, کارکن, راهنامه.

📝 الوصف وسياسة المحتوى

يصف المؤلف القناة بأنها مساحة للتعبير عن الآراء الذاتية:
هدف گاهنامه مدیر، ارتقاء دانش و بینش مخاطبان (هوش راهبردی) از طریق نشر پیامهای دارای مضامین مدیریتی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است. بنیانگذار: دکتر مهدی صانعی اینستاگرام: gahname_modir

بفضل وتيرة التحديث المرتفعة (أحدث البيانات بتاريخ 19 يونيو, 2026) تحافظ القناة على حداثتها ومستوى وصول مرتفع. وتُظهر التحليلات تفاعلاً نشطاً من الجمهور، ما يجعلها نقطة تأثير مهمة ضمن فئة الأعمال.

33 913
المشتركون
+824 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
-24430 أيام
أرشيف المشاركات
*چرا خیلی‌ها گمان می‌کنند ترامپ آدم خوبی است؟* 🔴نوشتار «چرا خیلی‌ها گمان می‌کنند ترامپ آدم خوبی است؟» نوشته استیون کلاینمن، روان‌شناس اجتماعی، به یکی از پرسش‌های مهم سیاست معاصر می‌پردازد: چگونه ممکن است فردی که بارها به دروغ‌گویی، اغراق و رفتارهای جنجالی متهم شده، همچنان در نگاه میلیون‌ها نفر فردی صادق و قابل اعتماد به نظر برسد! https://ble.ir/gahname_modir 🟢کلاینمن استدلال می‌کند که مردم معمولاً سیاستمداران را فقط بر اساس حقیقت‌گویی قضاوت نمی‌کنند. در واقع، بسیاری از افراد میان «راستگویی» و «اصیل بودن» تفاوت قائل می‌شوند. از نظر آنان، یک فرد ممکن است همیشه حقیقت را نگوید، اما اگر احساس کنند نقش بازی نمی‌کند و آنچه در ذهنش می‌گذرد بی‌پرده بیان می‌کند، او را صادق و قابل اعتماد تلقی می‌کنند. 🔵به باور نویسنده، یکی از دلایل محبوبیت ترامپ همین برداشت از «اصالت» است. بسیاری از هوادارانش معتقدند او برخلاف سیاستمداران حرفه‌ای که سخنان خود را با دقت و ملاحظات سیاسی تنظیم می‌کنند، حرف دلش را می‌زند. برای این گروه، این بی‌پروایی نشانه صداقت است، حتی اگر بخشی از گفته‌های او نادرست یا اغراق‌آمیز باشد. 🟤کلاینمن همچنین توضیح می‌دهد که در عصر شبکه‌های اجتماعی، مفهوم اصالت اهمیت بیشتری از گذشته پیدا کرده است. مردم بیش از آنکه به دقت اطلاعات توجه کنند، به این اهمیت می‌دهند که آیا گوینده واقعی و بی‌تکلف به نظر می‌رسد یا خیر. به همین دلیل، سیاستمدارانی که احساسات خود را آشکارا بروز می‌دهند، گاهی از کسانی که دقیق‌تر و محتاط‌تر سخن می‌گویند محبوب‌تر می‌شوند. 🟠نویسنده به نقش هویت گروهی نیز اشاره می‌کند. بسیاری از هواداران ترامپ، حملات رسانه‌ها و نخبگان سیاسی به او را نشانه‌ای از استقلال و متفاوت بودنش می‌دانند. در نتیجه، انتقادهای مداوم نه‌تنها از محبوبیت او نمی‌کاهد، بلکه در برخی موارد باعث تقویت حمایت از او می‌شود. 🟨مهم‌ترین نکات مقاله عبارت‌اند از: • مردم میان «حقیقت» و «اصالت» تفاوت قائل می‌شوند. • احساس صادق بودن گاهی مهم‌تر از واقعاً صادق بودن است. • ترامپ برای بسیاری از هوادارانش نماد بی‌پروایی و خودِ واقعی بودن است. • هویت گروهی و احساس تعلق، نقش مهمی در قضاوت سیاسی دارند. • حملات رسانه‌ای می‌تواند اثر معکوس داشته باشد و حمایت از یک چهره سیاسی را افزایش دهد. 🟣پیام نهایی کلاینمن این است که برای فهم موفقیت سیاستمدارانی مانند ترامپ، نباید فقط به صحت یا نادرستی گفته‌های آنان نگاه کرد. باید فهمید که مردم چگونه درباره صداقت، اصالت و اعتماد قضاوت می‌کنند؛ زیرا در سیاست امروز، احساس «واقعی بودن» گاهی از حقیقت‌گویی تأثیرگذارتر است. • متن کامل را در ترجمان علوم انسانی بخوانید. 📣📣📣 *بازنشر پیام = گسترش دانایی* 🔊🔊🔊 👩‍💻گاهنامه مدیر در تلگرام https://t.me/gahname_modir 🧑‍💻راهنامه مدیر در تلگرام https://t.me/rahname_modir 👨‍💻گاهنامه و راهنامه مدیر در بله https://ble.ir/gahname_modir 👩‍💻سایت http://gahnamemodir.ir/ 🧑‍💻اینستاگرام www.instagram.com/gahname_modir _ 🟨🟩🟦🟪⬛⬜🟫🟥🟧

تحلیل مدیریتی سکانسی از فیلم پاپیون 🔴فیلم پاپیون یکی از شاهکارهای سینمایی است. داستان تفاوت دو زندانی و فرار آن ها از زندان. یکی از سکانس های تاریخی این فیلم لحظه ای است که متهم به قاضی می گوید من گناهکار نیستم و او را نکشتم. جمله ای که قاضی در پاسخ می گوید یکی از ماندگارترین جملات تاریخ سینماست: اتهام تو قتل کسی نیست. جرم تو بدترین جرمی است که یک انسان می تواند مرتکب شود.... ✅ تجزیه و تحلیل مدیریتی: این سکانس مشهور از فیلم «پاپیون» (Papillon - 1973) یکی از تاثیرگذارترین استعاره‌ها برای خودارزیابی و مدیریت زندگی و کسب‌وکار است. ⚖️ اتهام: اتلاف عمر! (تحلیلی بر سکانس ماندگار پاپیون) در این سکانس، «پاپیون» در رویای خود در مقابل دادگاهی قرار می‌گیرد. او فریاد می‌زند که بی‌گناه است و کسی را نکشته، اما قاضی جمله‌ای می‌گوید که تمام وجود او را می‌لرزاند: «تو به خاطر اتلاف زندگیت مجرمی... و مجازات آن مرگ است!» این دیالوگ، از منظر مدیریت، درس‌های بزرگی برای ما دارد: 1⃣مدیریت استراتژیک: «فرصت‌سوزی» بزرگترین جرم است. در دنیای مدیریت، اشتباهات اجرایی قابل جبران هستند، اما «هزینه فرصت» (Opportunity Cost) خیر. بسیاری از سازمان‌ها و مدیران، غرق در کارهای روزمره (مثل پاپین که می‌خواست ثابت کند قاتل نیست) می‌شوند و هدف اصلی و پتانسیل واقعی خود را فراموش می‌کنند. 🔢 مدیریت فردی: تله‌ی «بی‌گناهیِ کاذب» پاپیون اصرار دارد که بی‌گناه است چون «کار بدی» انجام نداده. اما قاضی او را به خاطر «کارهای خوبی که انجام نداده» محکوم می‌کند. در مسیر حرفه‌ای، صرفاً «خطا نکردن» کافی نیست. اگر شما پتانسیل رشد داشته باشید و به خاطر ترس یا تنبلی در جا بزنید، در حق برند شخصی خود مرتکب جرم شده‌اید. سوال برای تامل: آیا شما به این دلیل که «مشکلی ایجاد نمی‌کنید» خود را مدیر موفقی می‌دانید، یا به این دلیل که «تغییری مثبت» ایجاد می‌کنید؟ 🔢بهره‌وری: سخت‌کوشی در مسیر غلط پاپیون برای فرار و بقا به شدت تلاش می‌کند، اما این دادگاه درونی به او یادآوری می‌کند که سخت‌کوشی بدون هدف متعالی، فرقی با مرگ تدریجی ندارد. یک مدیر موفق می‌داند که اثربخشی (Effectiveness) یعنی انجام کارهای درست، و کارایی (Efficiency) یعنی درست انجام دادن کارها. مجازات پاپیون به ما می‌گوید: اگر کارایی بالایی داشته باشید اما در مسیر غلط (اتلاف عمر) حرکت کنید، خروجی نهایی صفر خواهد بود. از: کانال ترفند مدیریت 📣📣📣 *بازنشر پیام = گسترش دانایی* 🔊🔊🔊 👩‍💻گاهنامه مدیر در تلگرام https://t.me/gahname_modir 🧑‍💻راهنامه مدیر در تلگرام https://t.me/rahname_modir 👨‍💻گاهنامه و راهنامه مدیر در بله https://ble.ir/gahname_modir 👩‍💻سایت http://gahnamemodir.ir/ 🧑‍💻اینستاگرام www.instagram.com/gahname_modir _ 🟨🟩🟦🟪⬛⬜🟫🟥🟧

مروری بر پژوهش ۸۵ ساله هاروارد: رمز خوشبختی، سلامت و موفقیت در چیست؟ نشر: گاهنامه مدیر 🔴مطالعه رشد بزرگسالان هاروارد (Harvard Study of Adult Development) که از سال ۱۹۳۸ آغاز شده و همچنان ادامه دارد، به دنبال پاسخ به این پرسش بنیادین بوده است: چه چیزی باعث می‌شود انسان‌ها زندگی طولانی‌تر، سالم‌تر و رضایت‌بخش‌تری داشته باشند؟ https://t.me/gahname_modir 🟢پس از بیش از ۸۵ سال تحقیق و بررسی چند نسل از شرکت‌کنندگان، پاسخ پژوهشگران در یک جمله خلاصه می‌شود: کیفیت روابط انسانی، مهم‌ترین عامل خوشبختی، سلامت و موفقیت پایدار است. 🔵این پژوهش در سال ۱۹۳۸ توسط دانشگاه هاروارد آغاز شد و به یکی از معتبرترین مطالعات طولی جهان تبدیل شد. مطالعه طولی به پژوهشی گفته می‌شود که در آن افراد برای سال‌های طولانی و گاه در سراسر زندگی مورد بررسی قرار می‌گیرند. 🟤در ابتدای تحقیق، ۷۲۴ مرد جوان از دو گروه متفاوت انتخاب شدند. گروه نخست شامل ۲۶۸ دانشجوی دانشگاه هاروارد بود که بعدها برخی از آنان به سیاستمداران، مدیران، استادان و افراد موفق جامعه تبدیل شدند. گروه دوم شامل ۴۵۶ نوجوان از محله‌های فقیرنشین شهر بوستون بود که بسیاری از آنان با مشکلات اقتصادی و اجتماعی روبه‌رو بودند. 🟠پژوهشگران طی دهه‌های متوالی زندگی این افراد را از جنبه‌های مختلف بررسی کردند؛ از وضعیت جسمی و سلامت روان گرفته تا روابط خانوادگی، درآمد، شغل، ازدواج، سبک زندگی و رضایت از زندگی. آنها به طور منظم با شرکت‌کنندگان مصاحبه می‌کردند، آزمایش‌های پزشکی انجام می‌دادند، پرونده‌های درمانی را مطالعه می‌کردند و حتی از اطلاعات همسران و فرزندان آنان نیز بهره می‌گرفتند. امروزه نسل دوم و سوم این خانواده‌ها نیز در پژوهش مشارکت دارند و مطالعه همچنان ادامه دارد. 🟡اگرچه این پژوهش توسط دانشگاه هاروارد آغاز شد، اما یکی از تأثیرگذارترین چهره‌های آن روان‌پزشک برجسته هاروارد، جرج ویلنت بود. ویلنت بیش از سه دهه مدیریت علمی پروژه را بر عهده داشت و با تحلیل هزاران صفحه داده و مصاحبه، نتایج مهمی را استخراج کرد. 🟣او در کتاب «پیروزی‌های تجربه» نوشت که برخلاف تصور رایج، موفقیت در زندگی بیش از هر چیز به *توانایی ایجاد و حفظ روابط انسانی سالم* بستگی دارد. پس از او، روان‌پزشک و استاد هاروارد، رابرت والدینگر، مدیریت پژوهش را بر عهده گرفت و نتایج آن را از طریق سخنرانی‌ها و مقالات علمی در سطح جهان مطرح کرد. ⚫️برخلاف انتظار بسیاری از افراد، پژوهشگران دریافتند که ثروت، شهرت یا حتی بهره هوشی بالا، بهترین پیش‌بینی‌کننده خوشبختی نیستند. آنچه بیش از هر عامل دیگری سلامت و رضایت از زندگی را پیش‌بینی می‌کند، کیفیت روابط انسانی است. ⚪️افرادی که روابط گرم، صمیمی و مبتنی بر اعتماد با خانواده، دوستان و همکاران خود داشتند، نه تنها شادتر بودند، بلکه از سلامت جسمی بهتری نیز برخوردار بودند. این افراد در دوران سالمندی حافظه قوی‌تر، عملکرد شناختی بهتر و امید به زندگی بیشتری داشتند. 🔴در مقابل، تنهایی و انزوای اجتماعی به عنوان یکی از مهم‌ترین عوامل تهدیدکننده سلامت شناخته شد. پژوهش نشان داد افرادی که احساس تنهایی می‌کنند، بیشتر در معرض افسردگی، بیماری‌های قلبی، اضطراب و زوال شناختی قرار دارند. 🟢یافته‌های این پژوهش تنها برای زندگی شخصی کاربرد ندارند؛ بلکه برای مدیران و سازمان‌ها نیز بسیار ارزشمند هستند. بسیاری از مدیران تصور می‌کنند حقوق، مزایا و پاداش مهم‌ترین عوامل انگیزش کارکنان هستند؛ اما این پژوهش نشان می‌دهد که روابط انسانی سالم در محیط کار نقش بسیار مهم‌تری دارند. 🔵کارکنانی که احساس می‌کنند مورد احترام قرار می‌گیرند، صدایشان شنیده می‌شود و مدیران از آنان حمایت می‌کنند، انگیزه بیشتری دارند و عملکرد بهتری از خود نشان می‌دهند. همچنین تیم‌هایی که بر پایه اعتماد و همکاری شکل گرفته‌اند، خلاق‌تر، نوآورتر و اثربخش‌تر هستند. 🟤برای مثال، مدیری که به طور منظم با اعضای تیم خود گفت‌وگو می‌کند، به نگرانی‌های آنان گوش می‌دهد و فضایی مبتنی بر اعتماد ایجاد می‌کند، احتمالاً نتایج بهتری نسبت به مدیری خواهد داشت که تنها بر کنترل و نظارت تمرکز دارد. 🟠این پژوهش به ما یادآوری می‌کند که سرمایه‌گذاری بر روابط خانوادگی، دوستی‌ها و ارتباطات سالم اجتماعی شاید مهم‌ترین سرمایه‌گذاری زندگی باشد. آنچه کیفیت زندگی ما را تعیین می‌کند، نه آن چیزی است که داریم، بلکه کسانی هستند که زندگی خود را با آنها سهیم می‌شویم. 📣📣📣 *بازنشر پیام = گسترش دانایی* 🔊🔊🔊 👩‍💻گاهنامه مدیر در تلگرام https://t.me/gahname_modir 🧑‍💻راهنامه مدیر در تلگرام https://t.me/rahname_modir 👨‍💻گاهنامه و راهنامه مدیر در بله https://ble.ir/gahname_modir 👩‍💻سایت http://gahnamemodir.ir/ 🧑‍💻اینستاگرام www.instagram.com/gahname_modir _ 🟨🟩🟦🟪⬛⬜🟫🟥🟧

○مطالعه مقاله «چرا برنامه‌های مدیریت کیفیت فراگیر شکست می‌خورند» Why TQM programs fail? در مجله TQM Journal نوشته علی محمد مصدق راد را به اساتید، دانشجویان، مدیران و پژوهشگران توصیه می‌کنم. مطالعه این مقاله کمک می‌کند تا با نقش و اهمیت سرمایه‌های فیزیکی، انسانی، فرهنگی، اجتماعی و مدیریتی، نحوه تعامل و هم‌افزایی آنها و تأثیر هر یک بر موفقیت یا شکست برنامه‌های توسعه آشنا شویم. 📣📣📣 *بازنشر پیام = گسترش دانایی* 🔊🔊🔊 👩‍💻گاهنامه مدیر در تلگرام https://t.me/gahname_modir 🧑‍💻راهنامه مدیر در تلگرام https://t.me/rahname_modir 👨‍💻گاهنامه و راهنامه مدیر در بله https://ble.ir/gahname_modir 👩‍💻سایت http://gahnamemodir.ir/ 🧑‍💻اینستاگرام www.instagram.com/gahname_modir _ 🟨🟩🟦🟪⬛⬜🟫🟥🟧

مدل ستاره توسعه 👤دکتر علی محمد مصدق راد نشر: گاهنامه مدیر ■مدل ستاره توسعه Development star یا ستاره کیفیت Quality star نخستین بار در سال ۲۰۱۴ میلادی توسط دکتر مصدق‌راد استاد دانشگاه علوم پزشکی تهران مطرح شد. این مدل بر این فرض استوار است که توسعه‌یافتگی یک کشور نتیجه تعامل و هم‌افزایی پنج سرمایه اصلی است؛ سرمایه‌هایی که همچون اضلاع یک ستاره، تنها در صورت تقویت هم‌زمان و هماهنگ، می‌توانند مسیر توسعه را هموار کنند. https://ble.ir/gahname_modir □توسعه پدیده‌ای تک‌عاملی نیست و فقط با تکیه بر منابع طبیعی یا سرمایه مالی حاصل نمی‌شود؛ توسعه نیازمند «معماری سرمایه‌ای» هوشمندانه‌ای است که در آن سرمایه‌های فیزیکی، انسانی، فرهنگی، اجتماعی و مدیریتی یکدیگر را تقویت می‌کنند. ●نقطه آغاز این مدل، سرمایه فیزیکی است که شامل منابع طبیعی، زیرساخت‌های حمل‌ونقل، انرژی، فناوری اطلاعات، ارتباطات، آب، محیط زیست و دارایی‌های مالی کشور است. این سرمایه بستر فیزیکی فعالیت‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را فراهم می‌کند، اما به‌تنهایی کافی نیست. در غیاب سایر سرمایه‌ها، منابع غنی می‌توانند به «نفرین منابع» تبدیل شوند و به‌جای ایجاد رفاه، موجب وابستگی، فساد و ناکارآمدی شوند. ○توسعه زیرساخت‌ها بهره‌وری را افزایش داده و عدالت فضایی و دسترسی برابر به فرصت‌ها را تقویت می‌کند. سرمایه فیزیکی و مالی امکان تأمین منابع برای توسعه زیرساخت‌ها، آموزش، سلامت و نوآوری را فراهم می‌کند. ■سرمایه انسانی، نیروی کار ساده را به نیروی مولد، خلاق و توانمند تبدیل می‌کند و بر سه شاخص سلامت، آموزش و درآمد استوار است. بدون این سرمایه، سرمایه فیزیکی بهره‌وری ندارد و سایر سرمایه‌ها شکل نمی‌گیرند. سرمایه‌گذاری در آموزش عمومی، آموزش عالی، مهارت‌آموزی و سلامت، موتور محرک توسعه را تقویت می‌کند. سرمایه انسانی عامل تغییر و تحول است و بدون آن، سایر سرمایه‌ها کارایی لازم را نخواهند داشت. □سرمایه فرهنگی شامل ارزش‌های مشترک، هویت جمعی، اخلاق حرفه‌ای، فرهنگ کار و همبستگی فرهنگی است. اهمیت این سرمایه در جوامع چندفرهنگی و چندقومیتی دوچندان است. در غیاب این سرمایه، تفاوت‌های فرهنگی به تعارض، بی‌اعتمادی و ناکارآمدی می‌انجامد و مانع شکل‌گیری همکاری و انسجام اجتماعی می‌شوند. سرمایه فرهنگی زمینه‌ای فراهم می‌کند که سرمایه انسانی به‌صورت هماهنگ، منظم و سازنده عمل کند. ●سرمایه اجتماعی شامل اعتماد عمومی، مشارکت مدنی، همکاری جمعی، شبکه‌های ارتباطی و انسجام اجتماعی است. این سرمایه بستر تعامل سازنده میان دولت، مردم و بخش خصوصی را فراهم می‌کند، هزینه‌های تعامل، تعارض، نظارت و اجرای سیاست‌ها را کاهش داده و ظرفیت جامعه برای انجام کارهای بزرگ را افزایش می‌دهد. ○سرمایه اجتماعی، پیونددهنده افراد، سازمان‌ها و نهادها است و بدون آن، هیچ برنامه توسعه‌ای به‌طور مؤثر اجرا نمی‌شود. هرچه سطح اعتماد، مشارکت و همکاری در جامعه بالاتر باشد، سیاست‌های توسعه‌ای آسان‌تر، کم‌هزینه‌تر و اثربخش‌تر خواهند بود. تجربه کشورهای توسعه‌یافته نشان می‌دهد که سرمایه اجتماعی قوی می‌تواند مسیر توسعه را حتی با منابع محدود، شتاب دهد. ■در نهایت، سرمایه مدیریت قرار دارد که مهم‌ترین و تعیین‌کننده‌ترین رکن مدل است و نقش هدایت‌گر، هماهنگ‌کننده و شکل‌دهنده سایر سرمایه‌ها را بر عهده دارد. سرمایه مدیریت شامل سیاستگذاری، برنامه‌ریزی، سازماندهی، بسیج منابع، هدایت و رهبری، هماهنگی بین‌بخشی، نظارت و کنترل است. اگر این سرمایه ضعیف باشد، سرمایه فیزیکی هدر می‌رود، سرمایه انسانی مهاجرت می‌کند، سرمایه فرهنگی دچار گسست می‌شود و سرمایه اجتماعی فرو می‌پاشد. سرمایه مدیریت به کیفیت حکمرانی، کارآمدی دولت، ثبات قوانین، شفافیت، پاسخگویی، حاکمیت قانون و مسئولیت‌پذیری اشاره دارد. □سرمایه مدیریت ستون توسعه پایدار است و کیفیت آن تعیین می‌کند که چهار سرمایه دیگر چگونه شکل بگیرند و چگونه به توسعه پایدار منجر شوند. نهادهای کارآمد، محیطی قابل پیش‌بینی و امن برای فعالیت اقتصادی و اجتماعی ایجاد می‌کنند و زمینه‌ساز رشد پایدار می‌شوند. در مقابل، ضعف نهادی، از جمله فساد، بی‌ثباتی مقررات، ناکارآمدی بوروکراسی و ضعف نظام تصمیم‌گیری، سایر سرمایه‌ها را تضعیف کرده و حتی سرمایه انسانی و مالی را از کشور خارج می‌کند. ●توسعه یک فرآیند چند سطحی و تدریجی است؛ از منابع فیزیکی و مالی آغاز می‌شود، با سرمایه انسانی فعال می‌گردد، با سرمایه فرهنگی هماهنگ می‌شود، با سرمایه اجتماعی تقویت می‌شود و در نهایت، با سرمایه مدیریت به توسعه پایدار تبدیل می‌شود. توسعه پایدار زمانی محقق می‌شود که سرمایه‌های فیزیکی، انسانی، فرهنگی، اجتماعی و مدیریتی به‌صورت هماهنگ، متوازن و هم‌افزا تقویت شوند. ضعف در هر یک از این اضلاع، کل ستاره توسعه را دچار اختلال می‌کند.

ذهنیت رشد باور چگونه است؟ 📣📣📣 *بازنشر پیام = گسترش دانایی* 🔊🔊🔊 👩‍💻گاهنامه مدیر در تلگرام https://t.me/gahname_modir 🧑‍💻راهنامه مدیر در تلگرام https://t.me/rahname_modir 👨‍💻گاهنامه و راهنامه مدیر در بله https://ble.ir/gahname_modir 👩‍💻سایت http://gahnamemodir.ir/ 🧑‍💻اینستاگرام www.instagram.com/gahname_modir _ 🟨🟩🟦🟪⬛⬜🟫🟥🟧

🫟به دنبال کردن اخبار شرکت های بزرگ جهان در حوزه های فناوری، مدل کسب و کار، منابع انسانی، تجربه مشتری، مدیریت، فرهنگ سازمانی، مسئولیت اجتماعی و ... علاقمند هستید؟ اگر روزنامه ای باشد که هر روز اخبار از این دست را منعکس کند حاضر به مطالعه آن می باشید؟
Anonymous voting

📘📗📕📒📔📓📚📙📖 💥 کتابخانه مدیر با قریب به ۴۰۰۰ جلد کتاب متنی(PDF)، صوتی، تصویری و خلاصه کتاب پذیرای علاقمندان به کتاب می باشد. 👌شامل کتابها و گزارش های مدیریتی، انگیزشی، روان شناسی، خودشناسی، توسعه فردی و موفقیت. ---> کتابخانه مدیر در تلگرام راه اندازی شده است. 💵حق عضویت در کتابخانه ۲۰۰ (دویست)هزار تومان می باشد. 🪁جهت عضویت در کتابخانه، به شماره/آیدی زیر در تلگرام، عبارت "درخواست عضویت در کتابخانه" را ارسال نمایید: 📲) 09961328229 @melikasanei85   آیدی تلگرامنکات قابل توجه: ۱. پس از عضویت، می توانید کلیه کتابها و گزارش های مورد علاقه را دانلود نمایید. ۲. کتابها و گزارشها مناسب افراد جویای توسعه فردی، کارشناسان، مدیران، کارآفرینان و دانشجویان مقاطع مختلف مدیریت و علاقمندان کتاب و مطالعه می باشد. ۳. حق عضویت فوق فقط یکبار پرداخت شده و پس از آن شما می توانید از محتوای کتابخانه بطور نامحدود استفاده نمایید. ۴. مدت عضویت، نامحدود و تا زمان فعالیت کتابخانه می باشد. ۵. عواید حاصله صرف جبران زحمات تیم اجرایی بابت گردآوری و تولید محتوا خواهد شد. ۶.‌ کلیه فایلها قابل دانلود و ارسال برای دیگران(فوروارد) می باشد. از حسن توجه شما سپاسگزاریم.🌹

📘📗📕📒📔📓📚📙📖 💥 کتابخانه مدیر با قریب به ۴۰۰۰ جلد کتاب متنی(PDF)، صوتی، تصویری و خلاصه کتاب پذیرای علاقمندان به کتاب می باشد. 👌شامل کتابها و گزارش های مدیریتی، انگیزشی، روان شناسی، خودشناسی، توسعه فردی و موفقیت. ---> کتابخانه مدیر در تلگرام راه اندازی شده است. 💵حق عضویت در کتابخانه ۲۰۰ (دویست)هزار تومان می باشد. 🪁جهت عضویت در کتابخانه، به شماره/آیدی زیر در تلگرام، عبارت "درخواست عضویت در کتابخانه" را ارسال نمایید: 📲) 09961328229 @ melikasanei85   آیدی تلگرامنکات قابل توجه: ۱. پس از عضویت، می توانید کلیه کتابها و گزارش های مورد علاقه را دانلود نمایید. ۲. کتابها و گزارشها مناسب افراد جویای توسعه فردی، کارشناسان، مدیران، کارآفرینان و دانشجویان مقاطع مختلف مدیریت و علاقمندان کتاب و مطالعه می باشد. ۳. حق عضویت فوق فقط یکبار پرداخت شده و پس از آن شما می توانید از محتوای کتابخانه بطور نامحدود استفاده نمایید. ۴. مدت عضویت، نامحدود و تا زمان فعالیت کتابخانه می باشد. ۵. عواید حاصله صرف جبران زحمات تیم اجرایی بابت گردآوری و تولید محتوا خواهد شد. ۶.‌ کلیه فایلها قابل دانلود و ارسال برای دیگران(فوروارد) می باشد. از حسن توجه شما سپاسگزاریم.🌹

روزی که فهمیدم بزرگ‌ترین اشتباه زندگی‌ام، تلاش برای کنترل دیگران بود! 🔴اگر بخواهم صادق باشم، تا چند سال پیش فکر می‌کردم آدم منطقی و مسئولیت‌پذیری هستم. اما حالا که به گذشته نگاه می‌کنم، می‌بینم بخش زیادی از انرژی زندگی‌ام صرف یک کار بیهوده می‌شد؛ تلاش برای تغییر دادن دیگران! https://t.me/gahname_modir 🟢من محسن هستم. مدیر میانی یک شرکت خدماتی. از آن آدم‌هایی که همیشه برای همه چیز برنامه دارند و دوست دارند همه چیز طبق انتظارشان پیش برود؛ اما مشکل دقیقاً از همین‌جا شروع می‌شد! 🔵هر وقت یکی از اعضای تیمم کارش را درست انجام نمی‌داد، عصبانی می‌شدم. اگر همسرم با من موافق نبود، ناراحت می‌شدم. اگر دوستم به تماس‌هایم جواب نمی‌داد، دلخور می‌شدم. در ذهنم همیشه یک جمله تکرار می‌شد: «اگر این آدم‌ها درست رفتار کنند، زندگی من خیلی بهتر می‌شود.» 🔸تا اینکه یک اتفاق ساده، اما تکان‌دهنده رخ داد. 🟤یک روز در شرکت جلسه مهمی داشتیم. هفته‌ها برای آن زحمت کشیده بودم. اما در جلسه، یکی از همکارانم اطلاعات را اشتباهی ارائه کرد و نتیجه کار آن چیزی نشد که انتظار داشتم. 🔹وقتی جلسه تمام شد، آن‌قدر عصبانی بودم که احساس می‌کردم فشار خونم بالا رفته است. 🟠در مسیر برگشت به خانه فقط غر می‌زدم. به همکارم، به مدیرم، به شرایط شرکت و حتی به ترافیک. ♦️شب هنگام، همسرم که چند دقیقه به حرف‌هایم گوش داده بود، گفت: «محسن، تا حالا دقت کردی تقریباً همیشه یک نفر دیگر مقصر ناراحتی‌های توست؟!» 🔺این جمله مثل یک پتک روی سرم فرود آمد. 🟡چند روز بعد در یک دوره آموزشی با نظریه‌ای آشنا شدم که توسط روانپزشک یک معروف(ویلیام گلاسر)، ارائه شده بود: تئوری انتخاب. 🟣در ظاهر، مفهوم آن خیلی ساده بود: «ما تقریباً هیچ کنترلی روی رفتار دیگران نداریم؛ اما می‌توانیم رفتار و واکنش خودمان را انتخاب کنیم.» ⚫️اول فکر کردم این هم یکی از همان حرف‌های انگیزشی است که در عمل کاربردی ندارد. اما هرچه بیشتر مطالعه کردم، بیشتر متوجه شدم که پشت این نظریه، سال‌ها پژوهش روان‌شناختی وجود دارد. ⚪️گلاسر معتقد بود تمام رفتارهای ما برای ارضای پنج نیاز اساسی شکل می‌گیرند: بقا، عشق و تعلق، قدرت یا احساس ارزشمندی، آزادی و تفریح. 🔻ناگهان خیلی از رفتارهای اطرافیانم برایم قابل فهم شد. 🔴مثلاً آن همکار من که همیشه روی نظر خودش پافشاری می‌کرد، شاید به دنبال احساس ارزشمندی بود. یا همسرم که از کم‌توجهی من ناراحت می‌شد، در واقع نیازش به عشق و تعلق ارضا نمی‌شد. 🟢اما مهم‌ترین کشف من چیز دیگری بود. فهمیدم هر وقت سعی می‌کنم دیگران را کنترل کنم، رابطه‌هایم آسیب می‌بینند. 🔵چند وقت بعد فرصتی پیش آمد تا این موضوع را در عمل امتحان کنم. یکی از کارکنان تیمم پروژه‌ای را با تأخیر تحویل داد. در گذشته احتمالاً جلسه‌ای پر از انتقاد و سرزنش برگزار می‌کردم. اما این بار از خودم پرسیدم: «هدف من چیست؟ حل مسئله یا تخلیه عصبانیت؟» 🟤این سؤال همه چیز را عوض کرد. به جای سرزنش، درباره موانع کار صحبت کردیم. راه‌حل پیدا کردیم و پروژه ظرف چند روز جمع شد. جالب اینجا بود که نه تنها نتیجه بهتر شد، بلکه رابطه کاری ما هم قوی‌تر شد. 🟠در خانه هم اتفاق مشابهی افتاد. قبلاً وقتی همسرم از چیزی ناراحت می‌شد، بلافاصله شروع به دفاع از خودم می‌کردم. اما بعد از آشنایی با تئوری انتخاب، بیشتر گوش می‌دادم و کمتر قضاوت می‌کردم. نتیجه شگفت‌انگیز بود. بسیاری از بحث‌هایی که قبلاً ساعت‌ها طول می‌کشید، در چند دقیقه حل می‌شد. 🟡البته تئوری انتخاب به این معنا نیست که همه چیز را بپذیریم یا هیچ انتظاری از دیگران نداشته باشیم. بلکه می‌گوید تمرکزت را از چیزی که نمی‌توانی کنترل کنی، به چیزی منتقل کن که در اختیار توست. 🟣امروز هنوز هم با چالش‌های کاری و خانوادگی روبه‌رو می‌شوم. هنوز گاهی عصبانی می‌شوم یا ناامید می‌شوم. اما یک عادت جدید پیدا کرده‌ام. هر وقت اتفاق ناخوشایندی رخ می‌دهد، از خودم می‌پرسم: «الان چه چیزی تحت کنترل من است؟» شاید باورتان نشود، اما همین یک سؤال ساده کیفیت زندگی مرا تغییر داده است. ⚫️فهمیده‌ام آرامش از تغییر دادن دیگران به دست نمی‌آید؛ از مدیریت انتخاب‌های خودمان به دست می‌آید. اگر بخواهم تئوری انتخاب را در یک جمله خلاصه کنم، می‌گویم: «از روزی که دست از مدیریت کردن آدم‌ها برداشتم و روی مدیریت خودم تمرکز کردم، هم روابط بهتری ساختم و هم آرامش بیشتری پیدا کردم.» و این احتمالاً مهم‌ترین درسی است که در تمام سال‌های زندگی‌ام یاد گرفته‌ام. 📣📣📣 *بازنشر پیام = گسترش دانایی* 🔊🔊🔊 👩‍💻گاهنامه مدیر در تلگرام https://t.me/gahname_modir 🧑‍💻راهنامه مدیر در تلگرام https://t.me/rahname_modir 👨‍💻گاهنامه و راهنامه مدیر در بله https://ble.ir/gahname_modir 👩‍💻سایت http://gahnamemodir.ir/ 🧑‍💻اینستاگرام www.instagram.com/gahname_modir

هرمِ مازلو؛ نقشه‌ای برای فهم مسیر رشد انسان (واقعاً انسان در زندگی به‌دنبال چیست؟) ‌✍️ مصطفی سلیمانی 🔻آبراهام مزلو، روان‌شناس انسان‌گرا در قرن بیستم بود که نظریه‌ی «هرم نیازها» را مطرح کرد. او در این مدل توضیح می‌دهد که انسان‌ها نیازهای مختلفی دارند که به‌صورت مرحله‌ای بر رفتار و انتخاب‌هایشان اثر می‌گذارد. این هرم در واقع تلاشی است برای پاسخ دادن به یک سؤال ساده اما مهم: انسان در زندگی دقیقاً به‌دنبال چیست و چرا گاهی احساس کمبود می‌کند؟ https://t.me/gahname_modir ■ مزلو معتقد بود نیازهای انسان به‌صورت لایه‌لایه شکل می‌گیرند. یعنی بعضی نیازها پایه‌ای‌تر هستند و بعضی دیگر در سطوح بالاتر قرار می‌گیرند. این نگاه کمک می‌کند بفهمیم چرا گاهی نمی‌توانیم روی رشد فردی تمرکز کنیم؛ چون هنوز درگیر نیازهای ابتدایی‌تر هستیم و ذهن‌مان در همان‌جا گیر کرده است. ■ در پایین‌ترین سطح این هرم، نیازهای فیزیولوژیکی قرار دارند؛ مثل غذا، خواب، آب و سلامت بدن. این‌ها ابتدایی‌ترین نیازهای انسان‌اند و اگر تأمین نشوند، تقریباً همه‌چیز تحت‌تأثیر قرار می‌گیرد. در این وضعیت، ذهن انسان بیشتر درگیر زنده ماندن است تا رشد کردن. ■ بعد از آن، نیاز به امنیت قرار دارد. امنیت فقط به معنای نبود خطر نیست؛ بلکه شامل ثبات، آرامش نسبی و پیش‌بینی‌پذیر بودن زندگی هم می‌شود. وقتی آدم دائماً نگران فرداست، سخت می‌تواند به آینده‌ای بزرگ‌تر یا به رشد خودش فکر کند. ■ سطح بعدی، نیاز به عشق و تعلق است. انسان نیاز دارد در رابطه باشد، دیده شود و حس کند جایی به او تعلق دارد. نبود این حس، حتی اگر همه‌چیز ظاهراً خوب باشد، می‌تواند یک خلأ عمیق در زندگی ایجاد کند که به‌سادگی پر نمی‌شود. ■ بعد از تعلق، نوبت به عزت‌نفس می‌رسد. این‌جا مسئله فقط نظر دیگران نیست، بلکه نگاه خودِ فرد به خودش اهمیت پیدا می‌کند. این‌که خودش را چقدر ارزشمند می‌داند، چقدر توانایی‌هایش را جدی می‌گیرد و چقدر احساس اثرگذاری دارد، در این مرحله تعیین‌کننده است. ■ در بالاترین سطح، خودشکوفایی قرار دارد؛ یعنی تلاش برای تبدیل شدن به بهترین نسخه‌ی ممکن از خود. این مرحله مربوط به کشف استعدادها، معنا دادن به زندگی و انتخاب مسیرهایی است که با ارزش‌های واقعی فرد هماهنگ‌اند، نه صرفاً انتظارات بیرونی. ■ یک نکته‌ی مهم این است که این مراحل همیشه به‌صورت منظم و پشت‌سرهم طی نمی‌شوند. زندگی واقعی پیچیده‌تر از یک نمودار است. ممکن است کسی هنوز درگیر امنیت باشد، اما هم‌زمان به رشد فردی هم فکر کند و برای آن قدم بردارد. ■ برای مثال، دانش‌آموزی را در نظر بگیر که در خانه‌ای پرتنش زندگی می‌کند. شاید امنیت روانی کاملی نداشته باشد، اما وقتی شروع می‌کند به یاد گرفتن یک مهارت یا دنبال کردن علاقه‌اش، در واقع دارد به سمت رشد حرکت می‌کند. این یعنی «شدن» می‌تواند حتی از دلِ شرایط ناقص هم شروع شود. ■ اگر بخواهیم این مدل را در زندگی خودمان به کار ببریم، لازم است صادقانه از خودمان بپرسیم: الان کجای این مسیر ایستاده‌ام؟ مسئله‌ی اصلی من چیست؟ آیا هنوز درگیر نیازهای پایه هستم یا چالش من در رابطه‌ها و عزت‌نفس است؟ این پرسش‌ها کمک می‌کنند مسیر را واضح‌تر ببینیم. ■ در آخر، حرف مزلو این است که انسان اگر فقط در سطح بقا بماند، بخش بزرگی از ظرفیت‌هایش را نادیده می‌گیرد. اما اگر به «شدن» فکر کند و حتی قدم‌های کوچک بردارد، زندگی‌اش از حالت تکراری خارج می‌شود و کم‌کم معنا پیدا می‌کند. از: کانال سخنرانی ها 📣📣📣 *بازنشر پیام = گسترش دانایی* 🔊🔊🔊 👩‍💻گاهنامه مدیر در تلگرام https://t.me/gahname_modir 🧑‍💻راهنامه مدیر در تلگرام https://t.me/rahname_modir 👨‍💻گاهنامه و راهنامه مدیر در بله https://ble.ir/gahname_modir 👩‍💻سایت http://gahnamemodir.ir/ 🧑‍💻اینستاگرام www.instagram.com/gahname_modir _ 🟨🟩🟦🟪⬛⬜🟫🟥🟧

پارادوکسِ طول عمر: چرا زمانِ بیشتر، لزوماً زندگیِ بهتر نیست؟ 🔴ما در عصرِ «بیشینه‌سازی» (Maximization) زندگی می‌کنیم؛ میلی سیری‌ناپذیر به افزودن بر سال‌های عمر، تعداد تجربه‌ها و حجم دستاوردها. اما فلسفه آلن دوباتن و مدرسه زندگی به ما یادآوری می‌کند که مشکل اساسی انسان، «کمبود زمان» نیست، بلکه «فقدان توجه» است. ما می‌توانیم مانند حضرت نوح عمری به درازای قرن‌ها داشته باشیم، اما همچنان در لحظه احتضار، با تلخیِ همان کسی جان بسپاریم که تنها بیست بهار را دیده است؛ چرا که «کمیّت زمان» هرگز نمی‌تواند «کیفیّتِ حضور» را جبران کند. https://t.me/gahname_modir 🟢دوباتن معتقد است ذهن ما به طور طبیعی تمایل دارد از «حال» بگریزد. ما مدام در انتظارِ شنبه‌ای مطلوب، شغلی ایده‌آل یا بازنشستگیِ آرام هستیم. در این مسیر، زمان برای ما به «تونلی» تبدیل می‌شود که فقط می‌خواهیم از آن عبور کنیم تا به مقصد برسیم. وقتی زندگی را به مثابه یک مسیرِ رسیدن می‌بینیم، نه یک مسیرِ بودن، زمان با سرعتی هولناک از میان انگشتانمان سر می‌خورد. 🔵تراژدی بزرگ این نیست که عمر کوتاه است، بلکه این است که ما بسیار دیر متوجه می‌شویم که زیبایی‌های زندگی در «بزرگ‌راه‌ها» نیستند، بلکه در «پس‌کوچه‌های» روزمرگی نهفته‌اند. تماشای انعکاس نور بر روی فنجان چای، لرزش برگ‌های یک درخت در باد، یا پیچیدگیِ ظریفِ لبخند یک دوست؛ این‌ها همان چیزهایی هستند که معمولاً به دلیل «عادت» (Habituation) دیگر آن‌ها را نمی‌بینیم. ما دچار «نابیناییِ ناشی از آشنایی» می‌شویم. زمان لزوماً با تکرار تجربه‌های بزرگ غنی نمی‌شود، بلکه با «ارزش‌گذاریِ دوباره» بر همان تکرارهای کوچک است که عمق می‌یابد. اگر نیاموزیم که چگونه با شگفتی به «معمولی بودن» نگاه کنیم، حتی هزار سال زندگی هم تنها تکرارِ ملال‌بارِ یک روز خواهد بود. ما نیاز نداریم که بیشتر زندگی کنیم؛ ما نیاز داریم که «بیشتر بیدار باشیم». 🟫سه راهکار عملی از نگاه «مدرسه زندگی» (The School of Life): طبق آموزه‌های آلن دوباتن برای غلبه بر حسِ هدررفتِ زمان و افزایش غنای زندگی، سه رویکرد زیر پیشنهاد می‌شود: ۱. تمرینِ «بیگانه‌سازی» (Defamiliarization): یاد بگیرید به اشیاء و روابط روزمره، طوری نگاه کنید که انگار برای اولین بار (یا آخرین بار) آن‌ها را می‌بینید. هنرمندان در این کار استادند. دوباتن پیشنهاد می‌دهد به جای جستجوی مناظر جدید، با «چشم‌های جدید» به محیط کار و خانه خود بنگرید. این کار سرعتِ ادراکیِ زمان را کاهش داده و به لحظه، وزن و معنا می‌دهد. ۲. پذیرشِ «ملالِ سازنده»: بسیاری از ما برای فرار از احساس زودگذر بودنِ عمر، خود را با مشغله‌های بی‌پایان خفه می‌کنیم. مدرسه زندگی توصیه می‌کند که آگاهانه دقایقی را به «هیچ‌کاری نکردن» اختصاص دهید. در این سکون است که ذهن فرصت می‌یابد پیوندهای عمیق‌تری با واقعیت برقرار کند و از سطحی‌نگری به عمقِ شهود نقل مکان کند. ۳. تمرینِ «سپاسگزاریِ تراژیک»: به جای انتظار برای یک زندگی کامل و بی‌نقص، بیاموزیم که از زیبایی‌های ناقص و کوچکِ لحظه لذت ببریم. در فلسفه دوباتن، درکِ این حقیقت که «زندگی دشوار و فانی است»، نباید منجر به افسردگی شود، بلکه باید به یک «قدردانیِ عمیق» بابتِ همین لحظه‌ی کوتاه و ناقصِ حضور منجر گردد. لینک دانلود کلیپ: https://my.uupload.ir/p/dx9XBrAN از: کانال شکوفار 📣📣📣 *بازنشر پیام = گسترش دانایی* 🔊🔊🔊 👩‍💻گاهنامه مدیر در تلگرام https://t.me/gahname_modir 🧑‍💻راهنامه مدیر در تلگرام https://t.me/rahname_modir 👨‍💻گاهنامه و راهنامه مدیر در بله https://ble.ir/gahname_modir 👩‍💻سایت http://gahnamemodir.ir/ 🧑‍💻اینستاگرام www.instagram.com/gahname_modir _ 🟨🟩🟦🟪⬛⬜🟫🟥🟧

تکنیک نظام آراستگی محیط کار 🖊دکتر علی محمد مصدق راد ■تکنیک «نظام آراستگی محیط کار» یا تکنیک ۵S، نخستین‌بار در دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ میلادی در شرکت تویوتا در ژاپن شکل گرفت و بعدها توسط هیروکی هیرانو Hiroyuki Hirano به‌صورت یک مدل ساختارمند مدیریتی تدوین و در سطح جهانی معرفی شد. https://t.me/gahname_modir □تکنیک ۵S یکی از ابزارهای مؤثر مدیریتی برای بهبود بهره‌وری محیط کاری است. این تکنیک به مدیران و کارکنان کمک می‌کند فضای کاری خود را به‌صورت نظام‌مند سازماندهی کرده و فعالیت‌ها را با حداقل هدررفت زمان و منابع انجام دهند. هدف اصلی ۵S، ایجاد محیطی است که کارکنان بتوانند بدون اتلاف وقت به تجهیزات و اطلاعات مورد نیاز دسترسی پیدا کنند، ایمنی رعایت شود و عملکرد و رضایت شغلی افزایش یابد. ●این نظام با تمرکز بر نظم، پاکیزگی و انضباط فردی، علاوه بر ارتقای بهره‌وری، بهبود روحیه کارکنان و کاهش هزینه‌های ناشی از خطا و دوباره‌کاری را به دنبال دارد و تصویر سازمان را در نظر ذی‌نفعان بهبود می‌بخشد. ○نام ۵S از حرف اول پنج کلمه ژاپنی گرفته شده است که هر یک مرحله‌ای مشخص را در نظام آراستگی محیط کار تعریف می‌کنند. • مرحله نخست، تشخیص و سازماندهی (Seiri) است که در آن اشیاء، ابزارها و اطلاعات مورد نیاز از غیرضروری تفکیک می‌شوند. • مرحله دوم، ترتیب و نظم (Seiton) است که به جای‌گذاری منطقی و دسترسی آسان به تجهیزات و منابع اختصاص دارد. • مرحله سوم، تنظیف و پاکیزه‌سازی (Seiso) شامل تمیز نگه‌داشتن محیط کار و تجهیزات است. • مرحله چهارم، تثبیت و نگهداری (Seiketsu) به ایجاد رویه‌ها و استانداردهایی برای حفظ وضعیت مطلوب محیط کار می‌پردازد. • در نهایت، مرحله پنجم، تکلیف و عادت به انضباط (Shitsuke) تمرکز بر پایبندی مستمر کارکنان به نظم، انضباط و استانداردهای تعریف‌شده دارد. ■به‌عنوان مثال، در یک کارخانه تولیدی، اجرای ۵S می‌تواند شامل حذف ابزارهای اضافی از خطوط تولید، جای‌گذاری ابزارها و مواد در مکان‌های مشخص، تمیز کردن روزانه ماشین‌آلات، تدوین دستورالعمل‌های نگهداری محیط و آموزش کارکنان برای رعایت مستمر نظم و انضباط باشد. نتیجه این اقدامات کاهش زمان جستجوی تجهیزات، افزایش فضای مفید، بهبود ایمنی، کاهش ضایعات و افزایش بهره‌وری است. مشابه آن، در محیط اداری، اجرای ۵S می‌تواند شامل حذف پرونده‌های غیرضروری، سازماندهی اسناد و مدارک، تمیز نگاه داشتن میزها و تجهیزات، استانداردسازی فرایندهای کاری و ایجاد فرهنگ انضباط و مسئولیت‌پذیری باشد که منجر به کاهش اتلاف وقت، افزایش رضایت کارکنان و بهبود تصویر سازمان در دید مراجعان می‌شود. □محیط کاری منظم و آراسته بهره‌وری را افزایش می‌دهد و موجب ارتقای ایمنی و کاهش حوادث، بهبود سلامت روان کارکنان و ایجاد فرهنگ سازمانی حرفه‌ای می‌شود. علاوه بر این، اجرای ۵S به کاهش هزینه‌های ناشی از دوباره‌کاری، خطا و ضایعات کمک می‌کند و امکان مدیریت بهتر منابع انسانی و مادی را فراهم آورد. مدیران برای اجرای موفق ۵S، باید کمیته و تیم اجرای ۵S را برای هدایت و نظارت بر فرایند تشکیل دهند. سپس تدوین برنامه عملیاتی و مشخص کردن اهداف، شاخص‌ها و منابع مورد نیاز، زمینه اجرای موفق را فراهم می‌کند. ●آموزش مدیران و کارکنان درباره اصول، مزایا و روش‌های اجرای ۵S، موجب مشارکت همگانی و تعهد به فرایند می‌شود. تأمین منابع کافی، حمایت مستمر مدیریت و قدردانی از واحدها و کارکنان نمونه، انگیزه اجرای مستمر را افزایش می‌دهد. مدیر حرفه‌ای با نفوذ مثبت خود می‌تواند فرهنگ سازمانی مبتنی بر نظم، انضباط و بهبود مستمر را نهادینه کند و پذیرش ۵S را در همه سطوح سازمان تضمین نماید. مدیرانی که این تکنیک را به‌صورت نظام‌مند پیاده‌سازی می‌کنند، قادر خواهند بود محیط کاری سالم‌تر، منظم‌تر و کارآمدتر ایجاد کنند و با تقویت فرهنگ سازمانی مبتنی بر نظم، انضباط و بهبود مستمر، عملکرد سازمان را در بلندمدت ارتقا دهند. ○مطالعه کتاب «۵S برای کاربران: پنج ستون محیط کار دیداری» 5S for Operators: 5 Pillars of the Visual Workplace نوشته هیروکی هیرانو Hiroyuki Hirano به اساتید، دانشجویان، مدیران و کارشناسان حوزه مدیریت توصیه می‌شود. این کتاب با ارائه مثال‌های عملی و راهنمایی مرحله‌به‌مرحله، اجرای موفق نظام آراستگی محیط کار را تشریح می‌کند. 📣📣📣 *بازنشر پیام = گسترش دانایی* 🔊🔊🔊 👩‍💻گاهنامه مدیر در تلگرام https://t.me/gahname_modir 🧑‍💻راهنامه مدیر در تلگرام https://t.me/rahname_modir 👨‍💻گاهنامه و راهنامه مدیر در بله https://ble.ir/gahname_modir 👩‍💻سایت http://gahnamemodir.ir/ 🧑‍💻اینستاگرام www.instagram.com/gahname_modir _ 🟨🟩🟦🟪⬛⬜🟫🟥🟧

*☆شایستگی ششم: یادگیری عمیق و مستمر* او ثابت کرد که رهبران آینده فقط مدیر نیستند. آن‌ها یادگیرندگان حرفه‌ای هستند. در دنیایی که دانش هر روز تغییر می‌کند، توانایی یادگیری مهم‌تر از دانسته‌های فعلی است. ● فصل هفتم: ساختن اکوسیستم آینده تسلا فقط خودرو نیست. اسپیس‌ایکس فقط موشک نیست. استارلینک فقط اینترنت نیست. نورالینک فقط فناوری پزشکی نیست. اپتیموس فقط یک ربات نیست. همه آن‌ها قطعات یک پازل بزرگ‌تر هستند. *☆شایستگی هفتم: تفکر سیستمی* او به جای حل یک مسئله، به ساختن یک اکوسیستم فکر می‌کند. رهبران بزرگ تنها پروژه نمی‌سازند؛ آن‌ها آینده را طراحی می‌کنند. ●فصل هشتم: مرد تریلیون دلاری امروزه تحلیلگران درباره ظهور نخستین «تریلیونر» جهان صحبت می‌کنند و نام ایلان ماسک مطرح می‌شود. اما نکته مهم این نیست که او به چنین ثروتی رسیده است. نکته مهم این است که ارزش واقعی او در حساب بانکی‌اش نیست. ارزش واقعی او در مجموعه‌ای از شایستگی‌هاست که او را به نماد کارآفرینی قرن بیست و یکم تبدیل کرده است. 🔺جمع‌بندی: هشت شایستگی مرد تریلیون دلاری 🔹 کنجکاوی سیری‌ناپذیر 🔹 چشم‌انداز آینده‌نگر 🔹 جسارت در پذیرش ریسک 🔹 تاب‌آوری در برابر شکست 🔹 تفکر مبتنی بر اصول اولیه 🔹 یادگیری مستمر و عمیق 🔹 وسواس در اجرا 🔹 تفکر سیستمی و اکوسیستمی و شاید راز اصلی داستان این باشد که: «مرد شش میلیون دلاری با فناوری قدرتمند شد؛ اما مرد تریلیون دلاری با شایستگی‌هایش.» زیرا در عصر جدید، مزیت رقابتی پایدار نه سرمایه است، نه تجهیزات و نه حتی فناوری. ■مزیت واقعی، توانایی دیدن آینده، ساختن آن و ایستادگی در برابر تمام کسانی است که می‌گویند: «این کار غیرممکن است.» تاریخ بارها نشان داده است که آینده را نه محتاط‌ترین افراد، بلکه جسورترین رؤیاپردازان می‌سازند. □درس ایلان ماسک فقط ثروتمند شدن نیست. بسیاری از افراد ثروتمند بوده‌اند و نامشان در تاریخ گم شده است. آنچه ایلان ماسک را متمایز می‌کند، توانایی او در تبدیل رؤیا به واقعیت است. او به ما می‌آموزد که رهبری یعنی دیدن آنچه دیگران نمی‌بینند، ایمان داشتن به آنچه دیگران باور ندارند، و ادامه دادن وقتی دیگران تسلیم شده‌اند. ●در دنیای امروز، سازمان‌ها بیش از آنکه به مدیران کنترل‌گر نیاز داشته باشند، به رهبرانی نیاز دارند که آینده را تصور کنند، نوآوری را ممکن سازند، و از شکست نهراسند. ○شاید تفاوت میان یک مدیر معمولی و یک رهبر تحول‌آفرین، در پاسخ به یک سؤال نهفته باشد: «آیا شما آینده را پیش‌بینی می‌کنید یا آن را می‌سازید؟» ایلان ماسک تصمیم گرفت آینده را بسازد. از: کانال مدیریت اجرایی 📣📣📣 *بازنشر پیام = گسترش دانایی* 🔊🔊🔊 👩‍💻گاهنامه مدیر در تلگرام https://t.me/gahname_modir 🧑‍💻راهنامه مدیر در تلگرام https://t.me/rahname_modir 👨‍💻گاهنامه و راهنامه مدیر در بله https://ble.ir/gahname_modir 👩‍💻سایت http://gahnamemodir.ir/ 🧑‍💻اینستاگرام www.instagram.com/gahname_modir _ 🟨🟩🟦🟪⬛⬜🟫🟥🟧

از «مرد شش میلیون دلاری» تا «مرد تریلیون دلاری»؛ روایتی از شایستگی‌هایی که آینده را می‌سازند؟! *نشر:* گاهنامه مدیر ■در دهه ۱۹۷۰، میلیون‌ها نفر در سراسر جهان پای تلویزیون می‌نشستند تا ماجراهای «مرد شش میلیون دلاری» را تماشا کنند. او یک فضانورد بود که در سانحه‌ای هولناک تقریباً جان خود را از دست داده بود. دانشمندان با صرف شش میلیون دلار، بدنش را بازسازی کردند. پاهایش سریع‌تر از هر انسان دیگری می‌دوید، دستانش قدرتی خارق‌العاده داشت و چشمانش فراتر از محدودیت‌های طبیعی می‌دید. https://t.me/gahname_modir □برای مردم آن دوران، او نماد آینده بود؛ انسانی که فناوری او را به موجودی برتر تبدیل کرده بود. اما هیچ‌کس تصور نمی‌کرد نیم قرن بعد، مردی ظهور کند که بدون دست‌های فولادی، بدون چشمان بایونیک و بدون پاهای فوق‌العاده، تأثیری به مراتب بزرگ‌تر بر جهان بگذارد. مردی که قدرتش نه در عضلات، بلکه در ذهنش بود. *نام او ایلان ماسک بود.* ●فصل اول: پسری که بیش از حد سؤال می‌پرسید. سال‌ها قبل از آنکه جهان او را بشناسد، ایلان کودکی بود در آفریقای جنوبی. او ساعت‌ها کتاب می‌خواند. نه فقط داستان و رمان؛ بلکه کتاب‌های فیزیک، مهندسی، نجوم و فلسفه. همکلاسی‌هایش فوتبال بازی می‌کردند، اما او درباره سرنوشت تمدن بشری فکر می‌کرد. بسیاری او را عجیب می‌دانستند. اما نخستین شایستگی بزرگ او در همین دوران شکل گرفت: *☆شایستگی اول: کنجکاوی سیری‌ناپذیر* افراد معمولی به دنبال پاسخ هستند. افراد بزرگ به دنبال پرسش‌های بزرگ. ایلان از خود می‌پرسید: چرا انسان روی مریخ زندگی نمی‌کند؟ چرا خودروها هنوز با سوخت فسیلی کار می‌کنند؟ چرا انرژی خورشیدی فراگیر نشده است؟ چرا اینترنت نباید همه جا در دسترس باشد؟ بیشتر مردم مشکلات را می‌پذیرند. نوآوران آن‌ها را به چالش می‌کشند. ●فصل دوم: دیدن چیزی که دیگران نمی‌بینند. در دهه ۱۹۹۰ اینترنت هنوز پدیده‌ای ناشناخته بود. بسیاری آن را یک سرگرمی زودگذر می‌دانستند. اما ماسک آینده را دید. او شرکتی کوچک به نام Zip2 راه‌اندازی کرد. سپس X.com را ایجاد کرد که بعدها به PayPal تبدیل شد. وقتی شرکت با مبلغی عظیم فروخته شد، او می‌توانست تا پایان عمر زندگی آرامی داشته باشد. اما شایستگی دوم او تازه خود را نشان داد. *☆شایستگی دوم: چشم‌انداز آینده‌نگر* بسیاری از افراد موفق، پس از نخستین موفقیت متوقف می‌شوند. اما رهبران تحول‌آفرین تازه از آنجا شروع می‌کنند. ماسک به جای حفظ ثروتش، از خود پرسید: «بزرگ‌ترین مسئله‌ای که آینده بشر با آن روبه‌رو است چیست؟» ●فصل سوم: بازی کردن در زمین غیرممکن‌ها او سه حوزه را انتخاب کرد: ۱- انرژی پایدار ۲- حمل‌ونقل فضایی ۳- هوش و فناوری‌های پیشرفته دوستانش شوکه شدند. کارشناسان خندیدند. سرمایه‌گذاران هشدار دادند. زیرا او وارد صنایعی می‌شد که غول‌های چند ده ساله در آن حضور داشتند. اما اینجا شایستگی سوم او نمایان شد. *☆شایستگی سوم: جسارت در مواجهه با ریسک* بیشتر مردم ریسک را تهدید می‌بینند. رهبران بزرگ ریسک را بهای تغییر می‌دانند. او تقریباً تمام ثروت خود را وارد پروژه‌هایی کرد که احتمال شکستشان بسیار بالا بود. ●فصل چهارم: سالی که همه چیز در آستانه فروپاشی بود. سال ۲۰۰۸ فرا رسید. بحران مالی جهان را فرا گرفت. تسلا در آستانه ورشکستگی بود. اسپیس‌ایکس سه پرتاب ناموفق پشت سر گذاشته بود. رسانه‌ها می‌نوشتند: «پایان رؤیاهای ایلان ماسک نزدیک است.» سرمایه‌اش تقریباً تمام شده بود. فشار روانی بی‌سابقه‌ای را تحمل می‌کرد. اما اینجا مهم‌ترین شایستگی او آشکار شد. *☆شایستگی چهارم: تاب‌آوری* همه دوست دارند موفق باشند. اما تعداد کمی می‌توانند شکست‌های متوالی را تحمل کنند. چهارمین پرتاب اسپیس‌ایکس موفق شد. همان موفقیتی که بعداً میلیاردها دلار قرارداد برای شرکت به همراه آورد. بسیاری موفقیت را می‌بینند. اما کمتر کسی رنجی را می‌بیند که پشت آن نهفته است. ●فصل پنجم: تفکر از اصول اولیه وقتی مهندسان گفتند ساخت موشک بسیار گران است، ماسک سؤال متفاوتی پرسید: «مواد اولیه موشک چقدر قیمت دارند؟» وقتی گفتند خودرو برقی اقتصادی نیست، او پرسید: «چرا نباید باشد؟» این رویکرد یکی از قدرتمندترین شایستگی‌های اوست. *☆شایستگی پنجم: تفکر مبتنی بر اصول اولیه (First Principles Thinking)* اکثر مردم با قیاس فکر می‌کنند: «چون همیشه این‌گونه بوده است.» اما نوآوران می‌پرسند: «اگر از صفر شروع کنیم، بهترین راه چیست؟» همین نوع تفکر باعث شد هزینه ساخت موشک‌ها به شکل چشمگیری کاهش یابد. ● فصل ششم: وسواس در اجرا داشتن رؤیا آسان است. اجرای آن دشوار است. ماسک به جزئیات فنی ورود می‌کند. مهندسانش بارها گفته‌اند که او می‌تواند درباره نرم‌افزار، طراحی، مواد، انرژی، هوش مصنوعی و تولید صنعتی ساعت‌ها بحث تخصصی کند.

🎞استرس هنگام اجرا (Performance Pressure یا Pre‑Performance Stress) استرس هنگام اجرا به وضعیت روانی و فیزیولوژیکی گفته می‌شود که فرد هنگام انجام یک فعالیت مهم—مانند مسابقه ورزشی، سخنرانی، یا تصمیم‌گیری مدیریتی—به دلیل ارزیابی شدن عملکردش توسط دیگران تجربه می‌کند. این فشار می‌تواند تمرکز، تصمیم‌گیری و کیفیت عملکرد را تحت تأثیر قرار دهد. دلایل بروز در ورزشکاران و مدیران: اهمیت بالای نتیجه و پیامدهای مالی یا حرفه‌ا ترس از شکست یا از دست دادن اعتبار انتظار زیاد از سوی سازمان، تیم یا هواداران رقابت شدید و مقایسه مداوم با دیگران تجربه‌های منفی قبلی در اجرا عدم آمادگی ذهنی و مهارت‌های تنظیم هیجان 📣📣📣 *بازنشر پیام = گسترش دانایی* 🔊🔊🔊 👩‍💻گاهنامه مدیر در تلگرام https://t.me/gahname_modir 🧑‍💻راهنامه مدیر در تلگرام https://t.me/rahname_modir 👨‍💻گاهنامه و راهنامه مدیر در بله https://ble.ir/gahname_modir 👩‍💻سایت http://gahnamemodir.ir/ 🧑‍💻اینستاگرام www.instagram.com/gahname_modir _ 🟨🟩🟦🟪⬛⬜🟫🟥🟧

این کتاب با نگاهی بینن‌رشته‌ای به منطق، هنر، موسیقی و علوم شناختی، نشان می‌دهد که چگونه پیچیدگی و بازگشت‌پذیری در سیستم‌ها می‌تواند پیش‌بینی را دشوار سازد و چرا فروکاستن مسائل پیچیده به برآوردهای ساده، غالباً گمراه‌کننده است. برای مدیران و کارکنان حوزه سلامت، درک قانون هافستاتر می‌تواند زمینه‌ساز برنامه‌ریزی دقیق‌تر، تخصیص مسئولانه منابع و اجرای پایدار پروژه‌ها باشد. سازمانی که پیچیدگی را به رسمیت بشناسد و برای آن حاشیه اطمینان طراحی کند، در مواجهه با عدم‌قطعیت‌ها تاب‌آورتر و موفق‌تر خواهد بود. 📣📣📣 *بازنشر پیام = گسترش دانایی* 🔊🔊🔊 👩‍💻گاهنامه مدیر در تلگرام https://t.me/gahname_modir 🧑‍💻راهنامه مدیر در تلگرام https://t.me/rahname_modir 👨‍💻گاهنامه و راهنامه مدیر در بله https://ble.ir/gahname_modir 👩‍💻سایت http://gahnamemodir.ir/ 🧑‍💻اینستاگرام www.instagram.com/gahname_modir _ 🟨🟩🟦🟪⬛⬜🟫🟥🟧

قانون هافستاتر 👤دکتر علی محمد مصدق راد *نشر:* گاهنامه مدیر ■قانون هافستاتر که توسط داگلاس هافستاتر Douglas Hofstadter در سال ۱۹۷۹ میلادی مطرح شد، بیان می‌کند که «کارها همواره بیش از آنچه انتظار دارید زمان می‌برند». این قانون هشداری جدی درباره خوش‌بینی افراطی در برآورد زمان، هزینه و پیچیدگی پروژه‌ها است. https://t.me/gahname_modir □تجربه‌های بزرگ جهانی مانند ساخت اپرای سیدنی که حدود یک دهه دیرتر و با هزینه‌ای چندین برابر برآورد اولیه تکمیل شد، یا پروژه ساخت فرودگاه برلین که سال‌ها پس از موعد مقرر افتتاح شد و هزینه آن به شکل چشمگیری افزایش یافت، نشان می‌دهد که این قانون توصیفی واقع‌گرایانه از پویایی پروژه‌های پیچیده است. ●در نظام سلامت نیز هنگام راه‌اندازی سامانه پرونده الکترونیک سلامت، اجرای نظام ارجاع، بازطراحی فرایندهای بیمارستانی یا احداث مراکز درمانی جدید، اغلب مشاهده می‌شود که زمان‌بندی‌های اولیه خوش‌بینانه بوده و در عمل، پروژه‌ها با تأخیر و افزایش هزینه مواجه می‌شوند. ○تصمیم‌های مبتنی بر برآوردهای غیرواقع‌بینانه می‌تواند به بحران منابع، کاهش اعتماد ذی‌نفعان و اختلال در ارائه خدمات منجر شود. وقتی مدیران زمان اجرای یک پروژه تغییر سازمانی را کمتر از واقعیت تخمین می‌زنند، برنامه‌های آموزشی، تأمین تجهیزات، هماهنگی‌های بین‌بخشی و سازگاری فرهنگی به‌درستی دیده نمی‌شود و در نتیجه، فشار کاری افزایش یافته و کیفیت اجرا کاهش می‌یابد. این خوش‌بینی برنامه‌ریزی‌شده، اگرچه ممکن است در کوتاه‌مدت برای جلب حمایت یا تصویب بودجه مفید به نظر برسد، در بلندمدت به کاهش اعتبار مدیریتی و فرسودگی کارکنان می‌انجامد. ■اثرات این پدیده در سطح فردی به شکل استرس مزمن، اضافه‌کاری ناخواسته و احساس ناکامی بروز می‌کند؛ در سطح تیمی باعث تعارض، سرزنش متقابل و کاهش انسجام می‌شود؛ و در سطح سازمانی منجر به افزایش هزینه‌های پنهان، تغییرات مکرر در برنامه، کاهش کیفیت خدمات و حتی شکست پروژه‌های مهم می‌شود. □در نظام سلامت که با جان انسان‌ها سروکار دارد، تأخیر در تکمیل یک پروژه زیرساختی یا سامانه اطلاعاتی پیامدهایی فراتر از زیان مالی دارد و بر ایمنی بیمار و عدالت در دسترسی اثر می‌گذارد. ●علل بروز قانون هافستاتر را می‌توان در ترکیبی از عوامل شناختی، ساختاری و سیاسی جستجو کرد. از منظر شناختی، انسان‌ها دچار «خطای برنامه‌ریزی» می‌شوند و تمایل دارند بهترین سناریو را مبنا قرار دهند و پیچیدگی‌های پیش‌بینی‌نشده را دست‌کم بگیرند. پیچیدگی ذاتی نظام سلامت، وابستگی متقابل اجزا، تغییرات محیطی، مقاومت فرهنگی در برابر تغییر و تعاملات پیش‌بینی‌ناپذیر میان ذی‌نفعان، همگی زمان اجرا را افزایش می‌دهد. ○در سطح ساختاری، ضعف در تحلیل ریسک، نبود داده‌های تاریخی دقیق، فشار برای اعلام زمان‌بندی کوتاه‌تر جهت کسب حمایت سیاسی یا سازمانی و کم‌توجهی به ظرفیت واقعی منابع انسانی، زمینه‌ساز برآوردهای غیرواقع‌بینانه است. گاه نیز مدیران برای نشان دادن کارآمدی یا رقابت با سایر سازمان‌ها، زمان‌بندی فشرده‌تری اعلام می‌کنند و سپس، با واقعیت‌های پیچیده اجرا مواجه می‌شوند. افزون بر این، تغییرات مقرراتی، نوسانات اقتصادی و پیشرفت‌های فناورانه در طول اجرای پروژه، دامنه کار را گسترش می‌دهد و برآوردهای اولیه را ناکافی می‌سازد. ■مدیریت پیامدهای قانون هافستاتر مستلزم رویکردی واقع‌بینانه، داده‌محور و تطبیقی است. استفاده از تجربه‌های پیشین و تحلیل پروژه‌های مشابه، به‌جای اتکا به سناریوهای ایده‌آل، می‌تواند مبنای برآورد دقیق‌تر باشد. پیش‌بینی زمان و هزینه بر اساس بدبینانه‌ترین سناریوهای معقول، در کنار در نظر گرفتن حاشیه اطمینان، از شوک‌های بعدی جلوگیری می‌کند. □تقسیم پروژه‌های بزرگ به مراحل کوچک‌تر با نقاط کنترل مشخص، امکان اصلاح تدریجی و یادگیری حین اجرا را فراهم می‌آورد. ایجاد نظام پایش مستمر پیشرفت، شفافیت در گزارش‌دهی و آمادگی برای بازنگری برنامه‌ها بر اساس داده‌های واقعی، سازمان را از گرفتار شدن در تعهد کورکورانه به زمان‌بندی اولیه نجات می‌دهد. تقویت مهارت‌های مدیریت پروژه، تحلیل ریسک و تفکر سیستمی در میان مدیران و کارکنان، درک عمیق‌تری از پیچیدگی‌ها ایجاد می‌کند و انتظارات را با واقعیت همسو می‌سازد. ترویج فرهنگی که در آن اعلام زمان‌بندی واقع‌بینانه نشانه ضعف تلقی نشود، بلکه، بیانگر بلوغ مدیریتی باشد، نقش مهمی در کاهش این خطا دارد. ●مطالعه کتاب «گودل، اشر، باخ: یک بافته جاودان زرین» Gödel, Escher, Bach: An Eternal Golden Braid نوشته داگلاس هافستاتر Douglas Hofstadter را به اساتید، دانشجویان، مدیران و پژوهشگران توصیه می‌کنم.

۳۰ ویژگی مثبت چرچیل ✍️ دکتر محمود سریع القلم ۱. وقتی مسایل برخلاف میل او بود، می­گفت: زمان یادگیری و تغییر است. ۲. از چالش ­های زندگی نمی­ترسید. ۳. معتقد بود برای پیروزی در هر امری، باید شریک داشت. ۴. در جنگ جهانی دوم، بارها از فراز آسمان آلمان پرواز کرد. ۵. سخنرانی­ های او، یک مجموعه ۱۸ جلدی است. https://t.me/gahname_modir ۶. با Fact تصمیم میگرفت. ۷. قدرت خارق­ العاده در تمرکز داشت. ۸. وقتی اشتباه میکرد از زیردستان خود عذرخواهی می­کرد. ۹. از مخالفین خود، انتقام نمیگرفت. ۱۰. معنای استراتژی را آمادگی برای جابجایی اولویت­ ها میدانست. ۱۱. ۹۰ درصد مدیریت را در هماهنگی امور با دیگران می‌دانست. ۱۲. از هیچکس متنفر نبود. ۱۳. در دو دوره نخست وزیری (مجموعاً ۹ سال)، حدود یازده هزار یادداشت دست نویس کاری برای زیرمجموعه خود نوشت. ۱۴. در هر لحظه برای مسایل دور از انتظار، آمادگی داشت. ۱۵. برای سخنرانی­ های خود بسیار وقت می­گذاشت. ۱۶. در ۲۱ سالگی، متون فلاسفه و اقتصاد دانان بزرگ را خوانده بود. ۱۷. از نظر او، مدیریت جز، حل و فصل بحران نیست. ۱۸. اعتقاد داشت برای موفق شدن، باید اول ناکامی ­ها را قبول کرد. ۱۹. با افراد قوی کار می­کرد حتی اگر بحث بر­انگیز باشند. ۲۰. در سخنرانی همیشه یک درخواست مهم از مخاطبان خود داشت. ۲۱. از منظر او، توانایی افراد را باید در سطح درک آن‌ها از جزئیات سراغ گرفت. ۲۲. معتقد بود افراد قوی عموماً آمادگی کنار آمدن را دارند. ضعیف ها بیشتر دعوا و داد و بیداد می­کنند. ۲۳. مسایل سخت با مخالفین داخلی و خارجی خود را، سر میز ناهار یا شام مطرح میکرد. ۲۴. در سخنرانی‌ها با محاسبه قبلی، چند بار مکث میکرد. ۲۵. بهترین فرصت برای نمایش شجاعت را زمانی می‌دانست که شرایط بد است. ۲۶. از ۹ صبح تا ۲ بامداد روز بعد کار میکرد (۱۷ ساعت کار در روز) ۲۷. بهترین واکنش به توهین را سکوت می‌دانست. ۲۸. معتقد بود زندگی ذاتاً بهم ریخته است، ولی باید یک هدف والا داشت. ۲۹. عاشق زندگی کردن بود ۳۰. همیشه با دستان خودش کار میکرد. مثلا: ۲۰۰ آجر در روز را برای ساخت خانه ی روستایی پیشخدمت خود، آجرچینی کرد. 📣📣📣 *بازنشر پیام = گسترش دانایی* 🔊🔊🔊 👩‍💻گاهنامه مدیر در تلگرام https://t.me/gahname_modir 🧑‍💻راهنامه مدیر در تلگرام https://t.me/rahname_modir 👨‍💻گاهنامه و راهنامه مدیر در بله https://ble.ir/gahname_modir 👩‍💻سایت http://gahnamemodir.ir/ 🧑‍💻اینستاگرام www.instagram.com/gahname_modir _ 🟨🟩🟦🟪⬛⬜🟫🟥🟧