ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك

خــرآبــاتــ

خــرآبــاتــ

الذهاب إلى القناة على Telegram

در سرم دردی سر زا می رود با جیغ تند... #محسن_حمزه

إظهار المزيد
976
المشتركون
-124 ساعات
-27 أيام
-330 أيام
أرشيف المشاركات
ما را زِ یاد خویش فراموش کرده‌ای در خاطرت چو آبله پیداست جای ما.... #معلوم‌_تبریزی 🥀

ندیده زلف تو دل را به سینه الفت بود چو دید دام تو بیزار ز آشیان گردید... #طالب_آملی
ندیده زلف تو دل را به سینه الفت بود چو دید دام تو بیزار ز آشیان گردید... #طالب_آملی

خزان منم ،جوانه تویی...

‏تحقیق حال ما ز نگه می توان نمود حرفی ز حال خویش به سیما نوشته‌ایم .. ‎ #نظیری‌_نیشابوری

معنی مراوغت : که خصم به دام مکر و استدراج و مراوغت ما را در مضیقی کشد که دست قدرت از تدارک آن کوتاه گردد و کار بر ما دراز شود...
Anonymous voting

‏غرقِ عصیان آنقَدَر گشتم که در بازارِ حشر گر به وزن آرند جرمِ من، ترازو بشکند ‎ #فیاض‌_لاهیجی

داوطلب یعنی چه؟ توضیح سعید بیابانکی

اگر‌ می‌پرسی از حالم،دقیقا مثل بیروت است لبم آواز می‌خواند، دلم انبارِ باروت است... #محمد‌رضا_محمدی

چرا ما در این خیابان پرسه زدیم؟ ما که پایانِ این خیابان را می‌دانستیم... #احمدرضا_احمدی

فسمتی .... پیری سرعت گرفته ...

#پیشنهاد_سریال چقد قشنگ بود این سریاله ... خیلی قشنگ یه مینی سریال هفت فسمتی ... #east_of_eden
#پیشنهاد_سریال چقد قشنگ بود این سریاله ... خیلی قشنگ یه مینی سریال هفت فسمتی ... #east_of_eden

#غم_زمانه #شجریان

ای آن‌که سنگ کوبی بر سینه از غمِ مرگ گویا سرت نخورده‌است بر سنگِ زندگانی! #رضی‌الدین‌_آرتیمانی

طنز با دوز بالا ....

عجب رمان خفنی بود....

پدرش میگفت ،کتابها جاسوسهای دنیای موازی هستند! #لاشه_لطیف #آگوستینا_باستریکا

حرفت از شوق ز بس با همه‌کس می‌گویم با تو گر مِی خورم اول به عسس می‌گویم #رونقی_همدانی ❤️ ها خدا شاهده ...
حرفت از شوق ز بس با همه‌کس می‌گویم با تو گر مِی خورم اول به عسس می‌گویم #رونقی_همدانی ❤️ ها خدا شاهده ...

بر لبِ ما، خنده یکسر شکوهٔ درد دل است هر قدر خون می‌خورد این شیشه قلقل می‌کند... #بیدل‌_دهلوی

بنگرید ای اهل عالم: با اذان دیگری، بر فراز «دار» می‌رقصد جوانِ دیگری! شهر ارواح است و من برگشته‌ام از دفن خویش می‌دوم بی‌وقفه‌ در تشییعِ جانِ دیگری! نعره‌ی حیرانِ من در حلق، ماتش برده است در گلویم گیر کرده استخوانِ دیگری! دفترِ عمر مرا سوزاند، داغِ صدجوان سوخت دفترخانه را چنگیزخان دیگری! شعله‌ای را گاه، می‌خواهم بخوابانم به اشک دامنم را می‌کشد آتشفشان دیگری! کاشکی افتاده بودم بر زمینی غیر ازین کاشکی من زاده بودم در زمان دیگری! جای فریاد است ای مردم، نمی‌باید گریست نیست ما را احتیاجِ روضه‌خوان دیگری! آخر ای نفرین من، بنگاهِ ظالم را بسوز! من دعایی کردم اما با زبان دیگری! #مرتضی_لطفی

آن كه حرص نزند روزى خود را از دست نمى دهد و آن كه حرص زند، به آنچه روزيش نيست نمى رسد... #حضرت_محمد
آن كه حرص نزند روزى خود را از دست نمى دهد و آن كه حرص زند، به آنچه روزيش نيست نمى رسد... #حضرت_محمد