Follow Us
الذهاب إلى القناة على Telegram
595
المشتركون
-424 ساعات
-87 أيام
+230 أيام
أرشيف المشاركات
595
قسم ب مسیح چشمانت
مرا
ب چار میخ اغوشت
مصلوب کن
من
تمام ایمانم را
در میان نگاه مبهم
چشمانت
جا گذاشتع ام
تا
در ارغوان پیرهنت
زنبقهای بوسع را
کبود اخمهایت کنم ...
595
-خانع هاشان پر داوودی بود،
چشمشان را بستیم.
دستشان را نرساندیم ب سرشاخع ی هوش
جیبشان را پر عادت کردیم.
خوابشان را ب صدای سفر آینع ها آشفتیم۰۰۰
595
تو مترو یکی گفت کونت میخارع؟
گفتم ن چطور؟
گفت پس چرا داری زیپ شلوارمو باز می کنی؟؟
گفتم ب بخشید فککردم کیفتع😛
595
روزی فرا میرسع ک شما در حال خوردن آخرین وعدع غذایتان هستید، برای آخرین بار گُلهایتان را بو می کشید، عزیزی را بغل خواهید کرد و خبر ندارید ک آخرین بار هست. ب همین دلیل باید هر چیزی رو با ذوق و شوق انجام بدی..
595
از بس ب هر کی رسیدیم چراغ دادیم،
خودمون سوختیم و بقیع راهشون رو پیدا کردن و رفتن.
متاح الآن! بحث تيليغرام 2025 — أهم رؤى العام 
