کندیمیز 🔶 دیزده 🔶 دیزج
الذهاب إلى القناة على Telegram
لینک کانال 🆔️ @dizaj95 تماس با مدیریت @sonmaz1277 تماس با ادمین ها @Hassan59d @iran_dizaj
إظهار المزيد705
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-27 أيام
-330 أيام
أرشيف المشاركات
🌹فایل کامل پخش زنده مداحی کربلایی_امیر_محمد_قاسمی در شام ولادت حضرت امیرالمومنین؛ امام علی(ع) _روز پدر_ از شبکه سبلان
📅 ۱۳ دی ماه ۱۴۰۴
⭕️کانال رسمی روستای دیزج
👇👇👇👇
🆔️ @dizaj95
ولادت مولا علی (ع) و روز پدر بر همگان گرامی باد 🌹
روح پدرانی که دیگر کنار ما نیستند شاد 🌺
⭕️کانال رسمی روستای دیزج
👇👇👇👇
🆔️ @dizaj95
آگهی مراسم ترحیم
روحش شاد و یادش گرامی باد🌺
⭕️کانال رسمی روستای دیزج
👇👇👇👇
🆔️ @dizaj95
اما بقالی رحیمعلی انگار قلب تپندهی روستا بود نیمکتهای چوبی اش که همیشه باتوق جوان های زنده دل روستا بود، همه چیزش حال و هوای خاصی داشت. جوانها آنجا دور هم جمع میشدند، گاهی بحثهای داغ راه میافتاد، گاهی شوخی و خنده، و گاهی سکوت.... در آن سکوتها، هرکدامشان به آیندهای فکر میکردند که هنوز شکل نگرفته بود؛ آیندهای که فقط امید داشت و امید.
این مغازهها فقط چند ساختمان ساده نبودند؛ خانهی دوم جوانها بودند. جایی که دلها آرام میگرفت، دوستیها عمیق میشد، و رؤیاها بیصدا در دلها جوانه میزد. هر خندهای که آنجا شنیده میشد، هر حرفی که میان آن دیوارها گفته میشد، بخشی از تاریخ نانوشتهی روستا بود.
سالها گذشته، بسیاری از آن جوانها بزرگ شدهاند، به شهر رفتهاند، کار پیدا کردهاند، ازدواج کردهاند… اما هر بار که به روستا برمیگردند، ناخودآگاه مسیرشان به سمت همان مغازههای قدیمی میافتد. شاید مغازهها فرسوده شده باشند، شاید نیمکتها ترک برداشته باشند، شاید مغازه بسته شده باشد… اما حس آن روزها هنوز همانجاست.
انگار بخشی از جوانیشان را میان همان دیوارهای کاهگلی گذاشتهاند؛ بخشی که هیچوقت پیر نمیشود.کلوپ روستا جایی بود که هرکس از کنارش رد میشد، میتوانست انرژی زندهی آنجا را حس کند؛ انگار درونش آتشی روشن بود که هیچوقت خاموش نمیشد.
عصرها، وقتی کارهای روزانه تمام میشد و روستا آرامآرام به سمت غروب میرفت، کلوپ جان میگرفت. جوانها یکییکی میآمدند؛ بعضی با تمام کردن کار کشاورزی، بعضی با تمام کردن کارهای خانه، و بعضی فقط برای اینکه کنار دوستانشان باشند
کلوپ برای هرکسی معنای خودش را داشت.
داخل کلوپ، چند صندلی چوبی قدیمی بود، یک میز پینگپنگ که گوشههایش لبپَر شده بود، و فوتبال دستی که گاهی دو نفری و گاهی چهار نفری باهاش رقابت تنگاتنگ میگذاشتند و توپ های سفتی که داشت و با انداختن سکه و کشیدن میله ای به بیرون مز آمدند. اما مهمتر از همه، حس رفاقتی بود که در هوا جریان داشت. جوانها آنجا حرف میزدند، بحث میکردند، میخندیدند، گاهی هم دعواهای کوچک میکردند، اما هیچوقت دلخوریها طول نمیکشید. کلوپ جایی بود که دلها به هم نزدیک میشد.
شب که میشد، چراغ های رشته ای داخل کلوپ را روشن میکردند. نور زرد و گرمش روی صورتها میافتاد و فضا را جادوییتر میکرد. آن شبها، قصهگویی رونق میگرفت؛ یکی از خاطرات عاشقانهاش میگفت، دیگری از آرزوهایش برای آینده، و یکی هم از سختیهایی که پشت سر گذاشته بود. کلوپ تبدیل میشد به جایی که هرکس میتوانست خودش باشد، بینقاب، بیتعارف.
سالها گذشته، شاید کلوپ حالا درش زنگ زده باشد، شاید میز پینگپنگش دیگر سالم نباشد… اما خاطراتی که در آن ساخته شد، هنوز زندهاند. هر جوانی که روزی پایش را در آنجا گذاشته، بخشی از جوانیاش را همانجا جا گذاشته؛ بخشی که هنوز هم با یادآوریاش دلش گرم میشود.
در روستای ما، گوشهای بود که زمان در آن آرامتر میگذشت؛ جایی که دیوارهای کاهگلیاش فقط خاک و کاه نبودند، بلکه حافظهی جمعی یک نسل بودند. مغازههای قدیمی روستا دقیقاً همینطور بودند؛ پناهگاههایی ساده اما پر از جان، که جوانها عصرها به آنها پناه میبردند تا کمی از شلوغیِ زندگیِ ساده اما سختشان فاصله بگیرند.
وقتی آفتاب کمکم پشت کوهها پنهان میشد و سایهها روی زمین کش میآمدند، حیاط بقالی رحیمعلی آروم آروم شلوغ میشد، جوانها یکییکی میآمدند، روی نیمکتهای چوبی مینشستند، پاهایشان را دراز میکردند و خستگی روز را با یک نوشابه شیشه ای خنک از تن بیرون میریختند.
کنار بقالی، دکان کوچک مشدحسی عمو بود؛ پیرمردی که چکش زدنش ریتم ثابت عصرهای روستا بود. هر ضربهاش انگار تپش قلب آن محله بود. جوانها گاهی بیدلیل وارد مغازهاش میشدند، فقط برای اینکه چند دقیقهای کنار او بایستند و از حرفهای آرامشبخشش انرژی بگیرند. او همیشه میگفت: «جوانی مثل باد میگذره، قدر همین دورهمیها رو بدونین.» و جوانها میدانستند که راست میگوید، اما آن روزها آنقدر شیرین بود که هیچکس باور نمیکرد روزی تمام شود.
اطلاعیه:
به استحضار همولایتی های محترم می رساند محفل انس با قرآن کریم روزهای پنج شنبه هر هفته در روستای دیزج برگزار می گردد.لذا از عموم اهالی عزیز و علاقمندان دعوت بعمل می آید با حضور خود زینت بخش این محفل نورانی باشند.
🔷️مراسم این هفته:
پنجشنبه ۲۷ آذر ساعت ۸ شب منزل آقای حجت شکری پور
⭕️کانال رسمی روستای دیزج
👇👇👇👇
🆔️ @dizaj95
♦️آگهی فروش نبات زرین دیزج
♦️شماره های تماس جهت سفارش واستعلام قیمت
09104363740-09359069317
⭕️کانال رسمی روستای دیزج
👇👇👇👇
🆔 @dizaj95
دیزج فقط یک روستا نیست…
جاییست که دلِ آدم هنوز کودک میشود.
جایی که باد، نامِ آشناها را زمزمه میکند
و هر غروب، دلتنگی را آرام روی شانهها مینشاند.
اینجا هر خاطره، هنوز نفس میکشد…
و هر قدم، آدم را برمیگرداند به خودش
@Khaterate_dizaj
پیج اینستاگرام برای خاطرات روستایمان دیزج
⭕️کانال رسمی روستای دیزج
👇👇👇👇
🆔 @dizaj95
من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق
با نهایت احترام و رعایت ادب و در کمال تواضع و ارادت و با عرض سپاس، بدین وسیله مراتب قدردانی و تشکر
خود را از یکایک شما سروران، دوستان، آشنایان، بستگان و همولایتیهای بزرگوار که در مراسم چهلم مادر گرامی مان شرکت نموده و با ابراز همدردی، موجب تسلی خاطرمان شدید صمیمانه تقدیر و سپاسگزاری مینماییم.از این که به علت تألمات روحی، توفیق تشکر حضوری میسر نشد، قلباً پوزش میطلبیم. امیدواریم خداوند بزرگ عنایت فرماید تا بتوانیم لطف و زحمات یکایک عزیزان را جبران نماییم.
از طرف خانواده های نوحی،عهدی و سایر منسوبین
⭕️کانال رسمی روستای دیزج
👇👇👇👇
🆔 @dizaj95
* آگهی فروش زمین *
یک قطعه زمین مسکونی داخل آبادی به متراژ ۱۶۵ متر مربع(قیمت هر متر مربع یک میلیون و دویست هزار تومان) متعلق به آقای بیت الله ببری بفروش میرسد. خریداران محترم برای کسب اطلاع از جزئیات و اطلاعات تکمیلی با شماره تلفن زیر تماس بگیرند .باتشکر
۰۹۱۹۵۰۸۱۰۱۷ بیت الله ببری
⭕️کانال رسمی روستای دیزج
👇👇👇👇
🆔 @dizaj95
آگهی مراسم ترحیم
روحش شاد و یادش گرامی باد🌺
⭕️کانال رسمی روستای دیزج
👇👇👇👇
🆔️ @dizaj95
📢آگهی...
🍅🍅🍅فروش رب گوجه فرنگی با کیفیت عالی و طعم طبیعی در روستای دیزج
هماهنگی جهت تهیه و استعلام قیمت ؛
محمدرضا مهدیزاده: 09148205451
⭕️کانال رسمی روستای دیزج
👇👇👇👇
🆔 @dizaj95
* آگهی فروش زمین *
یک قطعه زمین آماده ساخت و ساز داخل طرح بنیاد مسکن واقع در روستای دیزج(همسایگی منزل مسکونی اسلام جعفری) به متراژ ۱۲۰۰ متر مربع متعلق به بفروش میرسد. خریداران محترم برای کسب اطلاع از جزئیات و قیمت با شماره تلفن زیر تماس بگیرند.
کیان فکری 09147480080
⭕️کانال رسمی روستای دیزج
👇👇👇👇
🆔 @dizaj95
ای بانی اشک و روضه های سقا
ای فاطمه دوم بیت مولا
از دامن تو روح ادب را آموخت
آن تشنه بی دست کنار دریا
وفات حضرت ام البنین (س) تسلیت باد.
⭕️کانال رسمی روستای دیزج
👇👇👇👇
🆔️ @dizaj95
آگهی مراسم ترحیم
روحش شاد و یادش گرامی باد🌺
⭕️کانال رسمی روستای دیزج
👇👇👇👇
🆔️ @dizaj95
در صورت امکان آیا زندگی روستایی و تمرکز بر درآمد زایی بر مبنای مشاغل روستایی انتخاب شماست یا زندگی شهری و متکی بر مشاغل صنعتی؟
آگهی مراسم ترحیم
روحش شاد و یادش گرامی باد🌺
⭕️کانال رسمی روستای دیزج
👇👇👇👇
🆔️ @dizaj95
قسمتی از مراسم زنجیر زنی به مناسبت سالروز شهادت حضرت فاطمه الزهراء با نوای کربلایی پرویز شاهعلی زاده
⭕️کانال رسمی روستای دیزج👇
🆔@dizaj95
