ar
Feedback
basicenglishlearner

basicenglishlearner

الذهاب إلى القناة على Telegram

📈 نظرة تحليلية على قناة تيليجرام basicenglishlearner

تُعد قناة basicenglishlearner (@basicenglishlearner) في القطاع اللغوي Farsi لاعباً نشطاً. يضم المجتمع حالياً 16 572 مشتركاً، محتلاً المرتبة 11 967 في فئة التعليم والمرتبة 19 903 في منطقة إيران.

📊 مؤشرات الجمهور والحراك

منذ تأسيسه في невідомо، حقق المشروع نمواً سريعاً وجمع 16 572 مشتركاً.

بحسب آخر البيانات بتاريخ 26 أغسطس, 2026، تحافظ القناة على نشاط مستقر. خلال آخر 30 يوماً تغيّر عدد الأعضاء بمقدار -168، وفي آخر 24 ساعة بمقدار -5، مع بقاء الوصول العام مرتفعاً.

  • حالة التحقق: غير موثّقة
  • معدل التفاعل (ER): يبلغ متوسط تفاعل الجمهور 3.73‎%. وخلال أول 24 ساعة من النشر يحصد المحتوى عادةً 1.19‎% من ردود الفعل نسبةً إلى إجمالي المشتركين.
  • وصول المنشورات: يحصل كل منشور على متوسط 619 مشاهدة. وخلال اليوم الأول يجمع عادةً 198 مشاهدة.
  • التفاعلات والاستجابة: يتفاعل الجمهور بانتظام؛ متوسط التفاعلات لكل منشور يبلغ 6.
  • الاهتمامات الموضوعية: يركز المحتوى على مواضيع رئيسية مثل مولانا, روانشناسی, کائنات, کتاب, کتابخانه.

📝 الوصف وسياسة المحتوى

يصف المؤلف القناة بأنها مساحة للتعبير عن الآراء الذاتية:
پریسابکتاش، مدیر كانال 👇 @parisabaktash چت👇 https://t.me/joinchat/AAAAAELWrHZWKcudTFLLkQ اينستاگرام👇 https://instagram.com/_u/lovely.english كانالها👇 @lovely_english @codinghaye504 @ieltslearner @lovely_english1

بفضل وتيرة التحديث المرتفعة (أحدث البيانات بتاريخ 27 أغسطس, 2026) تحافظ القناة على حداثتها ومستوى وصول مرتفع. وتُظهر التحليلات تفاعلاً نشطاً من الجمهور، ما يجعلها نقطة تأثير مهمة ضمن فئة التعليم.

16 572
المشتركون
-524 ساعات
-307 أيام
-16830 أيام
أرشيف المشاركات
Repost from Lovely English
بزنید روی عکس، در این عکس یه جمله انگلیسی با ترجمه، همراه با تدریس لغت و گرامر هست . @lovely_english
بزنید روی عکس، در این عکس یه جمله انگلیسی با ترجمه، همراه با تدریس لغت و گرامر هست . @lovely_english

زبان آموزان عزیز ابتدا این آموزش رو بخوانید و سپس تست رو بزنید.جای خالی رو پر کنید..

Yesterday I __ my old teacher, and he __ some interesting news.
Anonymous voting

زبان آموزان عزیز ابتدا این آموزش رو بخوانید و سپس تست رو بزنید.

Yesterday I __ my old teacher, and he __ some interesting news.
Anonymous voting

این هم ۱۰ تا از پرکاربردترین افعال دوقسمتی (Phrasal Verbs) با معنی فارسی و مثال: 📍Give up = تسلیم شدن / کنار گذاشتن Don't give up. تسلیم نشو. 📍Look after = مراقبت کردن از She looks after her grandmother. او از مادربزرگش مراقبت می‌کند. 📍Find out = فهمیدن / کشف کردن I found out the truth. حقیقت را فهمیدم. 📍Wake up = بیدار شدن I wake up at 7 every morning. هر روز ساعت ۷ بیدار می‌شوم. 📍Turn on = روشن کردن Please turn on the TV. لطفاً تلویزیون را روشن کن. 📍Turn off = خاموش کردن Turn off the lights before leaving. قبل از رفتن چراغ‌ها را خاموش کن. 📍Put on = پوشیدن / به تن کردن Put on your jacket. کاپشنت را بپوش. 📍Take off = درآوردن (لباس) / بلند شدن (هواپیما) The plane took off on time. هواپیما به‌موقع بلند شد. 📍Run into = اتفاقی با کسی روبه‌رو شدن I ran into my old teacher yesterday. دیروز اتفاقی معلم قدیمی‌ام را دیدم. 📍Get along (with) = کنار آمدن با They get along very well. آن‌ها خیلی خوب با هم کنار می‌آیند. @basicenglishlearner

Repost from Lovely English
این بار هم معنی اصطلاح و هم معنی جملهٔ مثال را آوردم: 1.No worries. معنی: اشکالی ندارد / نگران نباش. Example: Thanks for your help! — No worries! ترجمه: «ممنون بابت کمکت!» — «خواهش می‌کنم، اشکالی نداره.» 2.Hang on. معنی: یه لحظه صبر کن. Example: Hang on, I'll be right back. ترجمه: «یه لحظه صبر کن، الان برمی‌گردم.» 3.I'm all ears. معنی: کاملاً گوش می‌دم. Example: Tell me what happened. I'm all ears. ترجمه: «بهم بگو چی شده. کاملاً گوش می‌دم.» 4.It's up to you. معنی: تصمیم با توست. Example: Where should we eat? — It's up to you. ترجمه: «کجا غذا بخوریم؟» — «تصمیم با توست.» 5.No way! معنی: امکان نداره! / جدی؟ Example: I won the lottery! — No way! ترجمه: «من برنده لاتاری شدم!» — «جدی؟! باورم نمی‌شه!» 6.That makes sense. معنی: منطقیه. Example: Now I understand. That makes sense. ترجمه: «الان فهمیدم. منطقیه.» 7.Give me a break! معنی: بی‌خیال! / شوخی نکن! Example: You expect me to finish today? Give me a break! ترجمه: «انتظار داری امروز تمومش کنم؟ بی‌خیال!» 8.Take it easy. معنی: آروم باش / به خودت سخت نگیر. Example: Take it easy. Everything will be fine. ترجمه: «آروم باش، همه‌چیز درست می‌شه.» 9.I'm in. معنی: من هستم / موافقم. Example: We're going hiking tomorrow. — I'm in! ترجمه: «فردا می‌ریم کوهنوردی.» — «منم هستم!» 10.Sounds good. معنی: خوبه / عالیه. Example: Let's meet at 7. — Sounds good. ترجمه: «ساعت ۷ همدیگه رو ببینیم.» — «عالیه، موافقم.» @lovely_english

یک مکالمه کاربردی در داروخانه: A: Excuse me, do you have something for a headache? ببخشید، چیزی برای سردرد دارید؟ B: Yes. How long have you had the headache? بله. چند وقته سردرد دارید؟ A: Since this morning. از صبح. B: Do you have a fever? تب هم دارید؟ A: No, I don't. نه، ندارم. B: I recommend these pain relief tablets. این قرص‌های مسکن را پیشنهاد می‌کنم. A: How often should I take them? هر چند وقت یک‌بار باید مصرفشان کنم؟ B: One tablet every 6 hours after food. هر ۶ ساعت یک قرص، بعد از غذا. A: Thank you for your help. ممنون از کمکتان. B: You're welcome. Get well soon! خواهش می‌کنم. زودتر خوب شوید! لغات کاربردی: 📍headache = سردرد 📍fever = تب 📍pain relief tablets = قرص مسکن 📍recommend = پیشنهاد کردن 📍every 6 hours = هر ۶ ساعت 📍after food = بعد از غذا 📍Get well soon! = زودتر خوب شو! @basicengliahlearner

Repost from Lovely English
حتماً! این هم ۱۰ لغت کاربردی انگلیسی در بیمارستان با معنی فارسی: 1.Appointment — وقت ملاقات (با پزشک) 2.Patient — بیمار 3.Doctor — پزشک 4.Nurse — پرستار 5.Prescription — نسخه پزشکی 6.Medicine — دارو 7.Injection — آمپول / تزریق 8.Emergency — اورژانس 9.Pain — درد 10.Examination — معاینه 📍مثال کوتاه 📍I have an appointment with the doctor. من با پزشک وقت ملاقات دارم. 📍The nurse gave me an injection. پرستار به من آمپول زد. 📍I need some medicine for my pain. برای دردم به دارو نیاز دارم. @lovely_english

این هم ۱۰ لغت کاربردی انگلیسی در دانشگاه با معنی فارسی: 1.University — دانشگاه 2.Professor — استاد دانشگاه 3.Lecture — کلاس درس / سخنرانی 4.Assignment — تکلیف 5.Exam — امتحان 6.Semester — ترم 7.Major — رشته تحصیلی 8.Library — کتابخانه 9.Graduation — فارغ‌التحصیلی 10.Scholarship — بورسیه تحصیلی مثال 📍I have a lecture at 10 a.m. من ساعت ۱۰ صبح کلاس دارم. 📍She received a scholarship. او بورسیه تحصیلی دریافت کرد. 📍I need to finish my assignment tonight. باید امشب تکلیفم را تمام کنم. @basicenglishlearner

این هم ۱۰ لغت پرکاربرد انگلیسی درباره تعطیلات (Vacation/Holiday) که برای مکالمه و آیلتس مفید هستند: 1.Vacation (US) / Holiday (UK) = تعطیلات We're going on vacation next month. 2.Destination = مقصد Turkey is a popular holiday destination. 3.Sightseeing = گشت‌وگذار و بازدید از جاذبه‌ها We spent the day sightseeing. 4.Souvenir = سوغات I bought a souvenir for my family. 5.Accommodation = محل اقامت The accommodation was clean and comfortable. 6.Itinerary = برنامه سفر Our itinerary includes three cities. 7.Reservation = رزرو I made a hotel reservation online. 8.Adventure = ماجراجویی Camping was an exciting adventure. 9.Relaxation = استراحت و آرامش I need some relaxation after work. 10.Explore = کشف کردن، گشتن We explored the old town on foot. 📍اصطلاحات کاربردی *Get away = برای استراحت به سفر رفتن I need to get away for a few days. *Hit the road = راهی سفر شدن Let's hit the road early tomorrow. *Off the beaten track = دور از مسیرهای توریستی و شلوغ We found a beautiful village off the beaten track.

معنی :
Anonymous voting

این هم ۵ اصطلاح و عبارت پرکاربرد با speed: 1.At full speed 🚀 یعنی: با تمام سرعت Example: The car was driving at full speed. ترجمه: ماشین با تمام سرعت حرکت می‌کرد. 2.Speed up ⏩ یعنی: سرعت را زیاد کردن / تندتر شدن Example: We need to speed up if we want to arrive on time. ترجمه: اگر می‌خواهیم به موقع برسیم، باید سرعت‌مان را بیشتر کنیم. 3.Slow down the speed / Slow down 🐢 یعنی: سرعت را کم کردن Example: Please slow down. You're driving too fast. ترجمه: لطفاً سرعتت را کم کن. خیلی تند رانندگی می‌کنی. 4.Need for speed 🏎️ یعنی: علاقه یا اشتیاق به سرعت (گاهی برای توصیف افراد ماجراجو) Example: He has a real need for speed. ترجمه: او واقعاً عاشق سرعت است. 5.Up to speed ✅ یعنی: در جریان بودن، کاملاً آگاه بودن یا به سطح لازم رسیدن Example: It took me a week to get up to speed at my new job. ترجمه: یک هفته طول کشید تا در شغل جدیدم کاملاً راه بیفتم. ⭐ مهم برای آیلتس و مکالمه: اصطلاح up to speed و فعل عبارتی speed up از پرکاربردترین عبارت‌ها با speed هستند.

Repost from Lovely English
🗣 At a Coffee Shop (در کافی‌شاپ) A: Hi! Can I get a cup of coffee, please? سلام! می‌توانم یک فنجان قهوه سفارش بدهم؟ B: Of course. Would you like it hot or iced? حتماً. گرم می‌خواهید یا سرد؟ A: Hot, please. And can I have a croissant too? گرم، لطفاً. و می‌توانم یک کروسان هم داشته باشم؟ B: Sure. Anything else? حتماً. چیز دیگری هم می‌خواهید؟ A: No, that's all. How much is it? نه، همین کافی است. چقدر می‌شود؟ B: It's eight dollars. هشت دلار می‌شود. A: Here you go. Thank you! بفرمایید . ممنون! B: You're welcome. Have a great day! خواهش می‌کنم. روز خوبی داشته باشید! 🌟 لغات کاربردی Get = گرفتن / سفارش دادن Hot = گرم Iced = سرد (یخ‌دار) Anything else? = چیز دیگری؟ How much is it? = چقدر می‌شود؟ Here you go. = بفرمایید. You're welcome. = خواهش می‌کنم. این مکالمه در سطح Pre-Intermediate (A2-B1) است و برای زبان‌آموزان بسیار کاربردی محسوب می‌شود. @lovely_english

Repost from Lovely English
🇮🇷 فارسی: «هَیهاتَ مِنَّا الذِّلَّة» دور باد از ما خواری و ذلت. 🇬🇧 English: "Far be it from us to accept humiliation." —
🇮🇷 فارسی: «هَیهاتَ مِنَّا الذِّلَّة» دور باد از ما خواری و ذلت. 🇬🇧 English: "Far be it from us to accept humiliation." — Imam Hussein (A.S)

Repost from Lovely English
🇮🇷 فارسی: «هَیهاتَ مِنَّا الذِّلَّة» دور باد از ما خواری و ذلت. 🇬🇧 English: "Far be it from us to accept humiliation." —
🇮🇷 فارسی: «هَیهاتَ مِنَّا الذِّلَّة» دور باد از ما خواری و ذلت. 🇬🇧 English: "Far be it from us to accept humiliation." — Imam Hussein (A.S)

🇮🇷 فارسی: «هَیهاتَ مِنَّا الذِّلَّة» دور باد از ما خواری و ذلت. 🇬🇧 English: "Far be it from us to accept humiliation." — Imam Hussein (A.S

Repost from Lovely English
لغاتی در مورد محرم ۱. Muharram — محرم (اولین ماه قمری و ماه سوگواری امام حسین) ۲. Ashura — عاشورا (دهم محرم؛ روز شهادت امام حسین) ۳. Mourning — عزاداری، سوگواری ۴. Procession — دسته عزاداری ۵. Martyr — شهید ۶. Sacrifice — فداکاری، ایثار ۷. Devotion — ارادت، دلدادگی ۸. Elegy — مرثیه، سوگ‌نامه ۹. Shrine — حرم، زیارتگاه ۱۰. Commemoration — بزرگداشت، یادبود مثال: 🖤Many people attend mourning ceremonies during Muharram. بسیاری از مردم در مراسم عزاداری محرم شرکت می‌کنند. 🖤Ashura commemorates the martyrdom of Imam Hussein. عاشورا یادبود شهادت امام حسین است. 🖤The procession moved through the streets peacefully. دسته عزاداری با آرامش در خیابان‌ها حرکت کرد. @lovely_english

۱۰ لغت ساده (Basic) درباره جنگ و صلح 1.War — جنگ Nobody wants war. هیچ‌کس جنگ را نمی‌خواهد. 2.Peace — صلح We hope for peace. ما به صلح امیدواریم. 3.Army — ارتش The army protects the country. ارتش از کشور محافظت می‌کند. 4.Soldier — سرباز The soldier was very brave. آن سرباز بسیار شجاع بود. 5.Fight — جنگیدن، دعوا They don't want to fight. آن‌ها نمی‌خواهند بجنگند. 6.Enemy — دشمن The enemy attacked the city. دشمن به شهر حمله کرد. 7.Friend — دوست Friends help each other. دوستان به یکدیگر کمک می‌کنند. 8.Gun — اسلحه The police found a gun. پلیس یک اسلحه پیدا کرد. 9.Safe — امن The children are safe now. بچه‌ها اکنون در امنیت هستند. 10.Help — کمک People helped each other during the war. مردم در طول جنگ به یکدیگر کمک کردند. @basicenglishlearner

Repost from Lovely English
📍یک لغت با چند معنا 🔹 Take off 1. پرواز کردن (هواپیما) ✈️ The plane took off on time. هواپیما سر وقت پرواز کرد. 2. درآوردن لباس 👕 Please take off your shoes. لطفاً کفش‌هایت را دربیاور. 3. موفق شدن / رونق گرفتن 📈 Her business really took off last year. کسب‌وکار او سال گذشته واقعاً رونق گرفت. 4. مرخصی گرفتن 🏖️ I'm taking two days off next week. هفته آینده دو روز مرخصی می‌گیرم. 🔹 Get over 1. بهبود یافتن از بیماری 🤒 I got over the flu quickly. من سریع از آنفولانزا بهبود پیدا کردم. 2. کنار آمدن با یک اتفاق ناراحت‌کننده 💔 She never got over her loss. او هرگز با فقدانش کنار نیامد. 3. غلبه کردن بر یک مشکل 💪 We got over many difficulties. ما بر مشکلات زیادی غلبه کردیم. @lovely_english