احســاس💕 زیبـــا 🎵
الذهاب إلى القناة على Telegram
« ازدل شعـرتاعمق نغمه، احسـاس زیـبا جاری است.» تو بیش کنی کم را، از دل ببری غم را 🍂 مولانا
إظهار المزيد716
المشتركون
+124 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
-430 أيام
أرشيف المشاركات
تو مرا آزردی…
که خودم کوچ کنم از شهرت،
تو خیالت راحت!
میروم از قلبت،
میشوم دورترین خاطره در شبهایت
تو به من میخندی!
و به خود میگویی: باز می آید و میسوزد از این عشق ولی
بر نمی گردم، نه!
میروم آنجا که دلی بهر دلی تب دارد
عشق زیباست و حرمت دارد
🍂سهراب سپهری
.
ٺا ڪه هسٺی در ڪنارم
روزڪَارم روشن اسٺ
شور و حال با ٺو بودن
بهٺرین های من اسٺ....
همچو ماهی ساڪن
دریای چشمانٺ منم
خوب میدانم ڪه این
دریا برایم ایمن اسٺ.....
🍂علیاکبر_باقری
🫧
😍
صبـــــح آمده بر روے لبت خنـــــده بکارد
باران ِمحبـــــّت بہ سرت باز ببـــــارد
خورشید رسیده ست ڪہ با جوهــر ِنورش
نقشی ز خدا بر دل ِپاڪت بنگـــارد
مانند ِعروســان به جهان جلوه نموده است
تا عشوه ڪند، صـبر ِدلت را بہ سـر آرد
ِ
برخیز و سلامی ڪن و لبخنـــــد بزن ڪہ
این صبح نشانــی ز غم و غصّہ نــدارد
لبخند ِخـدا در نفس ِصبح عیــان است
بگذار خــدا دست بہ قلبت بگـــــذارد
امروز برایش پُر ِلبخنـد و امیــد است
هر ڪس ڪہ خودش را بہ خدایش بسپـــــارد…
🍂رودابه رضایی
از تو میگویم
و شبِ سیاه میگریزد...
سلام ای همیشه صبح...!
سلام طلوعِ وفا...!
چنان بر من بتاب که ذرهای تاریکی
در تقویم روزهایم تیک نخورد...
تــو که نیم نگاهت
ترجمانِ خورشید است...!!
🍂عارفاخوان
.
خرم کسی که با تو روزی به شب رساند
یا چون تو نازنینی شب در کنار دارد
🍂عبيد_زاكانى
🫧
🫧
هر آنک از عشق بگریزد حقیقت خون خود ریزد
کجا خورشید را هرگز ز مرغ شب غروب آمد
🍂
.
نام ما را به خطا بُرد و خودش میدانست
به فراموشی ما داشت تظاهر میکرد!
🍂محمدحسن جمشیدی
🫧
کاش هوش مصنوعی آنقدر پیشرفت کند
که بتواند تشخیص بدهد
هزار سال بعد
از خاک من
سفال فیروزهای درست میکنند یا نه؟
از آنها که مجنون به دوش میگرفت و
لیلی میشکست
یا
از خاک تو
درخت سیبی به بار مینشیند؟
با بوی وصل؟
حیف است این همه عشق
جاری نشود در زمان
مثل آب این حوضچهی قشنگ
در
جهان کوچک من
🍂علی_قاضی_نظام
زندگی زیباست چشمی باز کن
گردشی در کوچه باغ راز کن
هر که عشقش در تماشا نقش بست
عینک بدبینی خود را شکست
علت عاشق ز علت ها جداست
عشق اسطرلاب اسرار خداست
من میان جسمها جان دیدهام
درد را افکنده درمان دیدهام
دیدهام بر شاخه احساسها
میتپد دل در شمیم یاسها
زندگی موسیقی گنجشکهاست
زندگی باغ تماشای خداست
گر تو را نور یقین پیدا شود
میتواند زشت هم زیبا شود
حال من در شهر احساسم گم است
حال من عشق تمام مردم است
زندگی یعنی همین پروازها
صبح ها، لبخندها، آوازها
ای خطوط چهرهات قرآن من
ای تو جان جان جان جان من
با تو اشعارم پر از تو میشود
مثنویهایم همه نو میشود
حرفهایم مرده را جان میدهد
واژههایم بوی باران میدهد
🍂شهرام محمدی
.
هیچ وقت تو زندگیت مغرور نشو؛
چون هرکی باشی و هرچی داشته باشی بلاخره دورانت تموم میشه
و فقط شرافته که ازت باقی میمونه
🫧
ما دوست داریم، علاقه داریم.
میرویم کنجِ یک جای دور،
رؤیاهامان را یواشکی برای هم
شبیه ترانه میخوانیم.
ما به خودمان مربوطیم
🍂سید علی صالحی
.
نازنینم ناز ڪن
ناز خریدن بلدم
از نڪَاه ٺو من
آواز شنیدن بلدم.....
چشم زیبایٺ عجب
نقش خدا دارد و من
از نڪَاهٺ ٺا خداوند
رسیدن بلدم.......
🍂کریمزاده
🫧
پرنده ای بذر گلی را به سنگی داد
سنگ از آسمان
باران خواست
باران آمد و بذر گل را بوسید
در محلِ بوسه
گلی رویید
عاشقی از راه رسید
گل را چید و به معشوق داد
معشوق،گل را به گیسو زد
بادی آمد و بوی گیسو را با خود برد
از آن روز شهر
بوی عشق به خود گرفت
🍂شیرکو_بیکس
.
با دوست باش گر همه آفاق دشمناند
کو مرهم است اگر دگران نیش میزنند...
🍂سعدی
🫧
