ar
Feedback
ترنم

ترنم

الذهاب إلى القناة على Telegram

کانال شعر

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
6 990
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
لا توجد بيانات30 أيام
أرشيف المشاركات
" هیچ کافر را به خواری منگرید که مسلمان مُردنَش باشد امید چه خبر داری ز ختم عمر او که بگردانی از او یکباره رو " #مثنوی_مولانا
" هیچ کافر را به خواری منگرید که مسلمان مُردنَش باشد امید چه خبر داری ز ختم عمر او که بگردانی از او یکباره رو " #مثنوی_مولانا @llehad

ساقیا این می از انگور کدامین پشته‌ست که دل و جان حریفان ز خمار آغشته‌ست خم پیشین بگشا و سر این خم بربند که چو زهرست نشاط همگان را کشته‌ست بند این جام جفا جام وفا را برگیر تا نگویند که ساقی ز وفا برگشته‌ست درده آن باده اول که مبارک باده‌ست مگسل آن رشته اول که مبارک رشته‌ست صد شکوفه ز یکی جرعه بر این خاک ز چیست تا چه عشق‌ست که اندر دل ما بسرشته‌ست بر در خانه دل این لگد سخت مزن هان که ویران شود این خانه دل یک خشته‌ست باده‌ای ده که بدان باده بلا واگردد مجلسی ده پر از آن گل که خدایش کشته‌ست تا همه مست شویم و ز طرب سجده کنیم پیش نقشی که خدایش به خودی بنوشته‌ست #مولانا @llehad

من که جز هم‌نفسی با تو ندارم هوسی با وجود تو چرا دل بسپارم به کسی زنده ام بی تو و شرمنده ام از خود هرچند که دمی از سر رغبت نکشیدم نفسی ناامیدم مکن از صبر و بگو می‌آید عادل ظلم ستیزی، ملک دادرسی به کجا پَر بکشد در هوس آزادی آنکه از بال و پرش ساخته باشد قفسی من کسی جز تو ندارم که به دادم برسد می‌توانی مگر ای عشق به دادم نرسی ! #فاضل_نظری @llehad

بر جزوم نشان معشوق منست هر پارهٔ من زبان معشوق منست چون چنگ منم در بر او تکیه زده این ناله‌ام از بنان معشوق منست #مولانا @llehad

تو سیر شدی من نشدم درمان چیست بنما عوض خود عوض جانان چیست گفتی که به صبر آخر ایمان داری ای بندهٔ ایمان به جز او ایمان چیست #ر
تو سیر شدی من نشدم درمان چیست بنما عوض خود عوض جانان چیست گفتی که به صبر آخر ایمان داری ای بندهٔ ایمان به جز او ایمان چیست #رباعی_مولانا @llehad

برابرِ منی امّا، مجالِ دم زدنت نیست خموشیَت همه فریاد و خود به لب سخنت نیست چه کرده‌ای؟ چه ستم کرده‌ای به خویش که دیگر چنان گذشته‌ی شیرین لبی شکر شکنت نیست؟ هوا چرا همه بویِ فراق می‌دهد امروز؟ تو تا همیشه گر از من سرِ جدا شدنت نیست! همیشه راهِ دل از تن جداست در سفرِ جان دلت مَراست _ تو خود گفته‌ای _ اگر بدنت نیست چه غم؟ نداشته باشم تو را! که در نظرِ من سعادتی به جهان مثلِ دوست داشتنت نیست! من و تو هر دو جدا از همیم و هر دو بر آنیم که یار، غیر توام نه، که یار، غیر منَت نیست همیشه‌های مشامم شمیمِ زلف تو دارد تو با منی و نیازی به بویِ پیرهنت نیست #حسین_منزوی @llehad

محرابِ جهان ، جمالِ رخسارهٔ تُست سلطانِ فلک ، اسیر و بیچارهٔ تُست شور و شرّ و شرک و زهد و توحید و یقین در گوشهٔ چشمهای خونخوا
محرابِ جهان ، جمالِ رخسارهٔ تُست سلطانِ فلک ، اسیر و بیچارهٔ تُست شور و شرّ و شرک و زهد و توحید و یقین در گوشهٔ چشمهای خونخوارهٔ تست #سنایی @llehad

بدل درد غمت باقی هنوزم کسی واقف نبو از درد و سوزم نبو یک بلبل سوته به گلشن به سوز مو نبو کافر به روزم #بابا_طاهر @llehad

ز شوق دوست نالم زار در پوست نگنجم در قبا چون مار در پوست من آن کافردل زاهد جبینم که دارد سبحه‌ام زنار در پوست مرا ز آهنگ ساز ناله گویی که دارد سینه موسیقار در پوست ترنج غبغبش تا دیدم از شوق نمی‌گنجد دلم چون مار در پوست ازین پهلو به‌آن پهلو نپیچم چنان غلطم که دارم خار در پوست سخن در پرده گویم با دل خویش که دارد لذتِ گفتار در پوست برآ از پرده همچون مغز «طالب» که عارف می نسازد کار در پوست #طالب_آملی @llehad

اگر آن مهوش گیلان بدست آرد دل ما  را بدو بخشم به سهم خود، چو حافظ ملک دنیا را تن و جان، روح و معنا را به مخلوقی نمیبخشم اگر بخشم به او بخشم که برپا کرده دنیا را #سارا_گیلانی @llehad

. وقتی عملکردت حرف بزنه، دیگه لازم نیست خودت حرف بزنی... 📚 @ghelghelak_zehn .

در عشق تو عقل ذوفنون میخسبد مشتاق در آتش درون میخسبد بی‌دیده و دل اگر نخسبم چه عجب خون گشته مرا دو دیده چون میخسبد #رباعی_مول
در عشق تو عقل ذوفنون میخسبد مشتاق در آتش درون میخسبد بی‌دیده و دل اگر نخسبم چه عجب خون گشته مرا دو دیده چون میخسبد #رباعی_مولانا @llehad

‌ ای نسیم سحر از من به دلارام بگوی که کسی جز تو ندانم که بود محرم دوست ... #سعدی @llehad
‌ ای نسیم سحر از من به دلارام بگوی که کسی جز تو ندانم که بود محرم دوست ... #سعدی @llehad

نیست او را سر موئی سر سودائی ما کار شد سخت، مگر بخت کند یاری ما تا به آهوی ختن، نسبت چشمت دادند شهره گردید به هر شهر، خطا کاری ما گر بدادیم بهای دهنت نقد روان سود بردیم که شد هیچ خریداری ما همه شب تا به سحر، از غم رویت شادیم به امیدی که بیائی تو به غمخواری ما چند آزار دل ما دهی، ای راحت جان راحت جان مگرت هست، دل آزاری ما؟ تو که چون سرو، ز آسیب خزان آزادی چه غمی باشدت از حال گرفتاری ما؟ چشم فتّان تو را دوش، بدیدم در خواب ای بسا فتنه که برخاست ز بیداری ما #شاطر_عباس_صبوحى @llehad

‌. دلم به آمدنت مشت زد به سینه که آه همان که خواهدم از تو ربود، می‌آید... #حسین_منزوی @llehad

‌ دامش ندیدم ناگهان در وی گرفتار آمدم! #مولانا @llehad
‌ دامش ندیدم ناگهان در وی گرفتار آمدم! #مولانا @llehad

این هدیه را اگر نپذیری کجا برم؟ جان است جان! اگر تو نگیری کجا برم؟ یار عزیز! یوسف من کم تحمل است این برده را برای اسیری کجا ب
این هدیه را اگر نپذیری کجا برم؟ جان است جان! اگر تو نگیری کجا برم؟ یار عزیز! یوسف من کم تحمل است این برده را برای اسیری کجا برم؟ بخت مرا سیاه چو گیسوی خود مخواه موی سفید را سر پیری کجا برم؟ ای قلب زخم خوردهء بیمار، من تو را گر پیش پای دوست نمیری کجا برم؟ جان هدیه‌ای‌ست پیشکش آورده از خودت این هدیه را اگر نپذیری کجا برم؟ #فاضل_نظری @llehad

بازآی دلبرا ، که دلم بی قرار توست وین جان بر لب آمده، در انتظار توست در دست این خمار غمم، هیچ چاره نیست جز باده ای که در قدح غمگسار توست ساقی به دست باش که این مست مِی پرست چون خُم ز پا نشست و هنوزش خمار توست بی چاره دل که غارت عشقش به باد داد ای دیده خون ببار که این فتنه کار توست ای سایه صبر کن که براید به کام دل آن آرزو که در دل امیدوار توست #هوشنگ_ابتهاج علیرضا _قربانی @llehad

می‌برد سودای چشم مستش از راهم دگر از کجا پیدا شد این سودای ناگاهم دگر؟ هرشبی گویم که فردا ترک این سودا کنم تازه می‌گردد هوای هر سحرگاهم دگر... #سلمان_ساوجی @llehad

گریزانم از این مردم که با من به ظاهر همدم ویکرنگ هستند ولی در باطن از فرط حقارت به دامانم دو صد پیرایه بستند از این مردم که ت
گریزانم از این مردم که با من به ظاهر همدم ویکرنگ هستند ولی در باطن از فرط حقارت به دامانم دو صد پیرایه بستند از این مردم که تا شعرم شنیدند به رویم چون گلی خوشبو شکفتند ولی آن دم که درخلوت نشستند مرا دیوانه اي بد نام گفتند #فروغ_فرخزاد @llehad